نظریه داماد و فرزند در انتخابات زهرا رهنورد

در این نظریه کسی که در یک استان و منطقه متولد شده باشد از او به عنوان فرزند آن استان و منطقه یاد می شود. داماد یک استان و منطقه عبارت است از شوهر زنی که در آن استان یا منطقه متولد شده است. بر اساس نظریه داماد و فرزند مردم استانی که کاندیدای انتخاباتی فرزند آن استان است در انتخابات به فرزند خود رای می دهند. همچنین مردم یک استان و منطقه به داماد خود رای می دهند. طبق این نظریه در صورتی که در انتخاباتی مشخص شود مردم این دو استان به فرزند و داماد خود رای نداده اند یا رای آن ها به داماد یا فرزند خود کمتر از کاندیداهای دیگر بوده باشد در آن انتخابات تقلب گسترده انجام شده است. این نظریه تعمیمی نیز دارد و می تواند در انتخابات استانی نیز استفاده گردد. بدین صورت که مثلا در انتخابات مجلس افراد یک محله به فرزند و داماد خود رای می دهند. بنا بر این با شمارش آرای صندوق های منطقه محل تولد یکی از زوجین می توان پی برد که آیا در انتخابات تقلبی رخ داده است یا نه. این نظریه در خرداد سال 88 توسط یک زن ایرانی که توسط شوهر خود به عنوان "روشنفکرتین زن ایران" معرفی شده است ارائه شد. این نظریه محرک جنبش های بسیاری در جهان بوده است و از آن به عنوان نوین ترین نظریه در علم انتخابات یاد می شود. میزان اثر گذاری این نظریه را با نظریه بازی ها، نسبیت انشتین، منطق فازی و قانون دوم نیوتون مقایسه کرده اند.
نام این زن زهرا رهنورد است. او زن میرحسین موسوی است. روشن فکر ترین زن ایران. قرار بود شوهر او رئیس جمهور گردد. اما نشد که بشود. زیرا دوران شاه و ملکه بازی گذشته است. قدرت از دست این فتنه گران بیرون رفت همان طور که گلوله از داخل لوله تفنگ خارج شد. ماشه ی آن را مردم در 22 خرداد چکاندند.

مدرک دکتری آبکی و پولکی

می شنویم که می گویند فلانی دکتری فلان دارد. فلانی فوق لیسانس فلان دارد. فلانی از خارج مدرک دارد. فلانی از انگلیس مدرک دارد. فلانی فوق دکتری دارد. اما ایران کشوری نیست که ما صرفا با شنیدم کلمه دکتر در مورد یک نفر بتوانیم به میزان علم او پی بریم. گذشته از این که یک شخص با مدرک دکتری با شخص دیگر با مدرک دکتری در کشورهای پیشرفته نیز ممکن است از نظر علمی بسیار متفاوت باشند و فرق اس بین یک استاد تمام جوان با یک دکتر خالی پیر. فرق است بین یک دکتر جوان با 150 مقاله ISI با یک شخص مسن دارای مدرک دکتری اما بدون حتی یک مقاله ISI و هیچ افتخار علمی. اما بحث من چیز دیگریست.

در ایران باید پرسید مدرک دکتری از کدام دانشگاه، دکتری چه رشته ای، چند مقاله دارد، چه نوع مدرک دکتری ، در مدت چند سال دوره دکتری را خوانده است، بورس بوده است یا عادی، چه سهمیه ای داشته است؟

باید پریسد آیا از دانشگاه آزاد است، دانشجوی پولی بوده است، شبانه بوده است، پیام نور بوده است، فراگیر بوده است، علمی کاربردی بوده است، از راه دور بوده است، افتخاری بوده است، غیر انتفاعی بوده است، از داشگاه معتبر بوده است، از هند بوده است، از آذربایجان بوده است، بورس مبدا بوده است یا مقصد، مدرک معادل است یا عادی، سهمیه مربی داشته است، سهمیه آموزش پرورش داشته است، سهمیه ورزشی داشته است، سهمیه های دیگر داشته است یا جور دیگر بوده است؟ تقلبی بوده است یا واقعی، آیا قانونی بوده است یا غیر قانونی مثلا در حال کارمند بودن دو رشته خوانده است یا نه، آیا داشتن مدرک فوق لیسانس دکتری گرفته است یا نه؟

بین مدرک و مدرک فرق است ، فراوان هم فرق است. امروز می بینمیم که پول دار ها و آقا ها و آقا زاده ها به راحتی انواع مختلف مدارک را به راحتی کسب می کنند. به این علت مدارک دانشگاهی در ایران هیچ ارزشی ندارند مگر این که جزئیات آن کاملا مشخص باشد.

ندا آقاسلطان ، قربانی راه سیاه توهم

آرش حجازی مترجم رمان بود. به همین علت است که توانست آن داستان خلع سلاح بسیجی را بسازد. این ها باهم جمع شدند و این خانم را کشتند و از قبل هم فیلمش را گرفته بودند و خود را برای پروپاگاندایی شیطانی آماده نموده بودند. اینها از انگلیس آمدند فیلم واقعی خود را ساختند و پرداختند و رفتند. اینها از مرکز روباه پیر آمده بودند.

وقتی تیر اندازی است من انتظار دارم همه فرار کنند یا روی زمین دراز بکشند یا حداقل سر خود را پائین بگیرند. اما اینها آن قدر شجاع بودند که با دست خالی رفتند فرد مسلح آدم کش را که به یک زن هم رحم نمی کند را گرفتند. بعد آنقدر انسان دوست بودند که با موبایل های خود عکس هم از این آدم گرفتند اما بعد عکس ها را دیلیت کردند و آن آدم کش را رها کردند! شاید هم دوستشان بود! اینها مانند جلبک هایی که در آن فیلم های دیگر صد نفری می ریزند روی یک نفر آدم عادی و می زنند و لباسش را هم در می آورند که نیسنتد!

همین آرش یک جای دیگر می گوید ما می دیدیم تیر از سمت ماموران می آمد و سوال این است که شما سه چهار نفر آدم غیر مسلح چگونه توانستید بروید از بین این همه مامور موتور سوار ضد شورش مسلح یک نفرشان را بگیرد و خلع سلاح کنید؟ و البته چشم شما چگونه می توانست تیر ها را ببیند؟! بعد شما مگر قبلا نگفته بودید من ندیدم از کجا شلیک شد و فقط صدا شنیدم؟ انسان دروغ گو حافظه ندارد.

عده ای نیز که برای یافتن دلیلی برای اغتشاشات و به قول خودشان جنبش خود بودند گوش و چشم خود را برای شنیدن و دیدن حق بسته و برای باطلی به نفع خود باز نموده بودند. خودشان هم باور نداشتند اما می خواستند باور کنند زیرا این دلیلی منطقی برای جریان آنها بود. این بسیار آزار دهنده است که تو مسئول خون ریزی و آتش افروزی باشی اما تنها دلیلت نظریه "داماد و فرزند" باشد. نیاز به خون بود. به قول حجاریان اینها "نیاز به خون" داشتند. این نیاز به خون بود که باعث کشته شدن آن خانم شد. این نیاز به خون بود که انسان ها را به افسانه سازی و افسانه پذیری کشاند.

اما یک جنبش نه با افسانه و نظریه داماد و فرزند بلکه با حقیقت می تواند به اهدافش دست یابد. این است که اینها معتاد حشیشی را به بالای جرثقیل می فرستند و چیزی از آن کسب نمی کنند اما در تونس مردی سبزی فروش که افسری بر صورت او تف کرده بود به زندگی خود پایان می دهد و این جواب می دهد. زیرا حق با افسانه و عکس با کاریکاتور متفاوت است. مردن و خون و خودکشی نیست که یک جماعت را به حرکت وا می دارد بلکه علت واقعی محرک است. نمی توان به صورت مصنوعی کسی را کشت و مصنوعی تکبیر گفت پیروز شد. قرار بود کشته شدن یک خانم زیبا رو جایگزینی برای جای خالی مدراک و اسناد تقلب گسترده باشد.

من هم دلم برای این خانم می سوزد. یک عده ای می گویند این خانم با بقیه دوستاش قرار گذاشته بودند که نقش بازی کند و بعد فیلمش را بگیرند و بعد با آرش فرار کنند به انگلیس. بعد بقیه خیانت می کنند و با تیر واقعی او را به قتل می رسانند. البته اگر این ماجرا درست باشد شاید دلم برای او نسوزد.

جنبشی که از کشته شدن افراد خوشحال می شود و مسرورانه عکس های او را به سینه می زند و شادمان در مقابل دوربین ها ظاهر می شود محکوم به شکست است. جریانی که خودش آدم های خود را  می کشد تا از آن نهایت سوء استفاده را بکند بسیار پست و کوچک است.

به هر حال او بر اساس حرف یک شخص به خیابان آمده بود. آن شخص هم دلیلی برای حرفش نداست جز احساسات شخص خود و زنش. زیرا او بر اساس احساس و خیال زندگی می کرد. در فرهنگستان هنر تمام همایش ها و مجلات او "خیال" بودند. خودش هم خیال پرداز بود. بر اساس یک "احساس" هم در انتخابات نامزد شده بود. "احساس خطر". این احساسات او خیلی ها را به کشتن داد. خیلی ها را بی چاره کرد. چه آن طرف چه این طرف. آیا شایسته نبود برای آن مسئله بسیار مهم که با امنیت ملی و اّبروی یک نظام و جان مردم در ارتباط است کمی بیشتر تحقیق می کرد؟ نه این که فورا بعد از اعلام اولیه نتایج شمارش آرا افراد خود را به خیابان بفرستد؟

30 خرداد لکه ننگی دیگر بر پیشانی مجمع روحانیون منافق

قرار بود اقتدار و حرمت رهبری بعد از نماز جمعه 29 خرداد شکسته شود. نیروهای شیطان دوباره به خیابان ها هجوم آوردند و با فراموش کردن شعارهای سبز خود، به غارت گری و آتش افروزی روی آوردند. آنها اتوبوس ها را آتش زدند، مسجدلولاگر را آتش زدند و عده ای را نیز کشتند. اما رهبری همچنان بر جای خود است و فتنه گران هر یکی در لانه ای ، سوراخ موشی پنهان گشته اند. این بار مجمع روحانیون مبارز و موسوی خوینی ها آتش افروز معرکه بودند. مجمع روحانیون مسئول خون ها و غارتگری های روز 30 خرداد 88 است. اما اردوکشی های خیابانی تمامیت خواهان تمام شد و جمهوری اسلامی مقتدرتر از قبل مانده است.



سرکوب شدید جوانان عدالت خواه یونان

ما در کنار مردم یونان هستیم!

امروز جوانان یونانی در خیابنان های به دنبال عدالت و آزادی هستند!

مزدوران دولت دیکتاتور یونان به سرکوب شدید جوانان ازادی خواه و مردم یونان پرداختند!

باید به خاطر این سرکوب های مقامات امنیتی یونان را تحریم نمود!

باید یونان را به خاطر این دیکتاتوریو سرکوب مردم تحریم اقتصادی نموده و قطع نامه علیه او صادر کرد!

اعتصاب خیابانی سبز، تظاهرات خانگی

پیشنهاد جدید برای اغتشاش گران خیابانی سبز:

بر اساس نظر یکی از کاربران سایت اسرائیلی بالاترین (دروغ ترین) این  پیشنهادان برای پیروزی جلبک سبز ارائه می شود. به جای حضور در خیابان بیایدد این بار در خانه حضور داشته باشیم. تظاهرات خانگی. در یکی روز و ساعت شلوغ مرد باید در خانه خود تظاهرات کنند و به خیابان مورد نظر نروند تا آن خیابان آرام شود. در این صورت ما به هدف خود رسیدیه ام و نشان دادیه ام که زیادی هستیم و بیشمار. خوشبختانه این روش هیچ خطری هم ندارد و موجب حفظ جان افرادمان می شود. زیرا اگر قرار باشد ما هر روز به خیابان برویم و هزاران نفر از ما کشته شوند دیگر همه تمام می شوند.

دیدید که در روز های قبل که ما می خواستیم تظاهرات بکنیم این پلیس و بسیجیان بودند که به جای ما در خیابان ها تظاهرات می کردند و نقشه های ما بهم می زدند. پس بهتر است این بار از روش تظاهرات نکردن استفاده کنیم تا موفق شویم.

فقط یک مشکل وجود دارد که در این صورت ممکن است بسیجیان به آن خیابان بروند و آن را شلوغ کنند. برای حل این مشکل بهتر است هر روز در خانه بمانیم تا بسیجیان خسته شوند و دیگر به خیابان مورد نظر نروند. این طوری هم خودمان یک استراحتی کرده ایم هم بسیجیان خسته می شوند.

نماز جمعه 29 خرداد 88

امام خامنه ای در نماز جمعه 29 خرداد سال 88 : "بنده زیر بار بدعت های غیر قانونی نخواهم رفت."


خاندان متقلب هاشمی ، مدرک آبکی مهدی هاشمی

مهدی هاشمی در زمانی که رئیس سازمان بهینه سازی مصرف سوخت بوده است یک مدرک "معادل" کارشناسی ارشد برای خود صادر نموده است. یک دوره آموزشی خاص در مکان فیزیکی دانشگاه صنعتی شریف برگذار شده است و مهدی هاشمی که معلوم نیست در آن دروه آموزشی نیز شرکت کرده باشد با پارتی بازی و سوء استفاده از مقام خود یک مدرک معدل کارشناسی ارشد برای خود صادر نموده است.

بدون شک این مدرک در حد یک کلاس آموزشی ساده اعتبار داشته و هیچ گونه مبنای علمی و حقوقی در دنیای دانشگاهی ندارد اما چگونه است که مهدی هاشمی خود را صاحب مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه شریف اعلام می کند. و چگونه از دانشگاه آزاد دکتری گرفته است. دانشگاه آزاد مال پدر مهدی هاشمی است! البته با پول مردم و دولت. اینها با پارتی بازی و بدون داشتن شرایط به خودشان دکتری می دهند و با درآمد های آن علیه نظام فعالیت می کنند. به لندن می روند.

این مدارک توهین به دانشجویان دانشگاه های معتبر است. در شرایطی که دانشجویان با هزار بدبختی باید صبح تا شب درس بخوانند تا بتوانند در آزمون کارشناسی ارشد پذیرفته شوند اینها مثل آب خوردن برا خود مدارک آبکی به نام شریف صادر می کنند. مدرک دانشگاه آزاد برای فرزندان مسئولان پشیزی ارزش ندارد. این وضع فرزند هاشمی رفسنجانی است. اینک معلوم شده است که اگر مردم "تردیدی" داشته باشند این تردید نسبت به مدرک و حلال بودن درآمد خاندان هاشمی است. باید یک "کمیته صیانت" از مدارک دانشگاهی تشکیل گردد و کسانی که مدارک تقلبی و بی ارزش برای خود و فرزندانشان صادر نموده اند مشخص شوند.

سرنوشت دو حکم حکومتی رهبر انقلاب به احمدی نژاد

نامه ای نوشته می شود که مشایی را عزل کن. مشایی عزل نمی شود و بعد از یک هفته نامه رسانه ای می شود و استعفا پذیرفته می شود و چند پست چدید داده می شود. مصلحی بدون مشورت عزل می گردد. نامه ای نوشته می شود که مصلحی را عزل نکن و مشاورش می گوید نامه ای در کار نیست، اگر هم باشد ارشادی است، باید بررسی گردد، مصلحی مشکل دارد، و یازده روز قهر صورت می پذیرد. مصلحی از روزنامه ایرن و شورای پول و اعتبار کنار گذاشته می شود، دشمنی ها آغاز می شوند. این سرنوشت دو حکم حکومتی رهبر انقلاب در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد است.

علم بهتر است یا ثرت؟ ثروت بهتر تر است!

می بینی که آقایان و آقازاده ها پول می دهند و مدرک می گیرند. دکتری، فوق لیسانس. می بینی که دانشگاه تاسیس می کنند. خودشان به خودشان مدرک می دهند. دانشگاه آزاد، دانشگاه غیر انتفاعی، دانشگاه کاربردی، دانشگاه بین المللی، پیام نور، مجازی، فراگیر، شبانه، پولی و اخیرا دانشگاه های خارجی مجازی از راه دور پولکی. بورس. علم بهتر است یا ثروت؟ ثروت! ثروت علم می آورد. علم بهتر است یا قدرت؟ قدرت! قدرت علم می آورد.

این بلاییست که در ایران بر سر علم آمده است. علم بی ارزش شده است. اگر شما در شریف و امیر کبیر و علم و صنعت و دانشگاه تهران و امثال اینها درس خوانده باشید و خوابگاهی بوده باشید یا سری به خوابگاه زده باشید منظور من را زود خواهید فهمید. در حالی که بازیگران و بازیکانان و سیاست بازان میلیاردها پول به جیب می زنند سخت کوش ترین و نخبه ترین دانشجویان این مملکت در خوابگاه هایی ساکن هستند همانند سرباز خوانه و به آنها غذاهایی می دهند در حد غذای زندان. پس ما چه انتظاری داریم که نخبگان و دانشجویان ما فرار نکنند. اینجا جای فوق دیپلم های دانشگاه واحد فلان و دکترهای مجازی و افتخاری تقلبی است.

22 خرداد و یأس دوباره ضد انقلاب

می گفتند در خیابان ولیعصر راهپیمایی سکوت خواهیم داشت. نیروهای انتظامی و بسیج در این خیابان راهپیمایی سکوت کردند. و ضد انقلاب دوباره غمگین شد. این سومین بار است که ضد انقلاب در 22 خرداد غمگین می شود. و سومین بار است که مردم در 22 خرداد خوشحال می شوند.

توقیف روزنامه ایران (روزنامه جریان انحرافی با پول بیت المال)

روزنامه ایران چند سال پیش با توهین به یکی از اقوام آشوبی بزرگ را در برخی استانها به راه انداخت که موجب کشته شدن چند نفر نیز شد. این روزنامه که اکثر کارکنان و نویسندگان آن از دوره اصلاحات در این روزنامه بوده اند در لیبرال مسلک بودن سابقه ای بس طولانی دارند. امروز عنان این روزنامه در دست یک اصلاح طلب نفوذی به نام جوانفکر (کوته فکر) است. جوانفکر شخصی متملق و بسیار متکبر است که از زمان سرپرستی او به در روزنامه ایران، این روزنامه را به سمت حمایت از جریان انحرافی و توهین به علما کشاند. جالب است که پیش از این مصلحی نیز جزو هیئت مدیره روزنامه ایران بود که بقایی جای او را گرفت. (توی پارانتز اینکه وزیر اطلاعات از شورای پول و اعتبار نیز کنار گذاشته شد)

روزنامه ایران در آخرین اقدام خود همزمان به آیت الله مصباح یزدی، رئیس قوه قضائیه، فرمانده سپاه، حجت الاسلام پناهیان و چند نفر دیگر اهانت نموده است. این اهانت بزرگ یادآور اهانت های زمان خاتمی است. در چنین شرایطی آیا لازم نیست این روزنامه لیبرال توقیف گردد؟ چگونه یکی روزنامه که با بیت المال اداره می شود به خود اجازه می دهد به ارشد ترین مقامات نظام و علمای بزرگ اهانت کند؟

این در حالی است که احمدی نژاد اخیرا از سکوت الهام بخش وحدت سخن به میان آورده بود.

اهانت به علمایی مانند مصباح برای من ثابت نمود جریان انحرافی ضد روحانیت بوده و از اساس منحرف و فاسد است. این جریان ظاهری مذهبی دارد. از امام زمان(ع) حرف می زند. ادعای نماز شب هم دارد. زلال هم هست. اما باطن آن فقط قدرت پرستی است.

توقیف 9 دی به دست جریان انحرافی + خواص مردود

این کاریکاتور در هفته نامه "9 دی" منتشر شده است که هیئت نظارت بر مطبوعات این علت این هفته نامه را به خاطر آن توقیف نموده است:

این عکس هم شدت این توهین را نشان می دهد:



حال در نظر بگیرید که روزنامه دولت (روزنامه جریان انحرافی) اخیرا اقدامی کم نطیر مشابه روزنامه های زنجیره ای دوران اصلاح طلبان (مفسدان فی الارض) به فرمانده سپاه و آیت الله مصباح یزدی اهانت نموده است .

حال در نظر بگیرید که این کاریکاتور در ویژه نامه 88 روزنامه ایران نیز چاپ شده بود، حال در نظر بگیرید که این کاریکاتور در رونامه شرق نیز چاپ شده بود؟

این ننگیست بر پیشانی هیئت نظارت و علی مطهری. مبتذل ترین نشریات در این کشور هر روز چاپ می شوند اما توقیف نمی شوند. این علی مطهری از اول با نشریه 9 دی مخالف بود و از آن متنفر بود و به این خاطر هم 9 دی را توقیف کرد.

مردم در 22 خرداد سال 1388 به عدالت رای دادند

22 خرداد روزی بود که مردم با هزار امید به به عدالت و اسلام رای دادند. قرار بود دست چپاول گران بیت المال قطع گردند. قرار بود ارزش های دینی پررنگ تر گردند. در آن انتخابات سخن از فرزندان هاشمی، مسکن مهر و سهام عدالت بود. احمدی نژاد آن قدر به مذهبی بودن معروف بود که برخی او را مذهبی تند رو می خواندند و می گفتند ما گشت های ارشاد را جمع خواهیم کرد، اگر احمدی نژاد رای بیاورد خود را امام زمان خواهد نامید و ... . مردم به دنبال این بودند که دولتی بر سر کار آید که همانند دولت نهم، عدالت محور باشد. مردمی باشد.

بعد از پیروزی عداات ورزی در انتخابات اغتشاشات قوم منافق و مرفه شروع شد و مردم در مقابل آن ایستادند. حزب الله به میدان آمد و از انقلاب و مردم دفاع نمود. وقتی احمدی نژاد به روسیه رفته بود جوانان انقلابی در حال فدا نمودن جان خود برای دفاع از نظام و انقلاب و اسلام و احمدی نژاد بودند. ضد انقلاب به سرعت شعار خود را از احمدی نژاد به سمت رهبری برد و کسی علیه مشایی شعار نمی داد. و ما نشنیدیم مشایی حتی یک کلمه علیه فتنه گران سخنی بگوید. برعکس، بعد از انتخابات، مشایی تمام تلاش خود را به کار گرفت تا بتواند نظر گروه هایی از هوادارن موسوی را نیز به سمت خود جلب کند.

در آن موقع مردم به کورش پرستی، مکتب ایرانی، هدیه تهرانی، مدیریت بلد نبودن حضرت نوح و دوستی با مردم اسرائیل رای نداده بودند. سفرهای استانی دیگر رنگ و بوی عدالت ندارند. احمدی نژاد دیگر در سفرهای استانی به دیدن مردم مناطق محروم نمی رود. شاید در این 6 سال دیگر مناطق محرومی باقی نمانده باشد!

حیوان یا انسان مسئله این است

امروز در شبکه یک رسانه ملی برنامه ای دیدم که در آن نشان می داد چگونه گربه ی زخمی را نجات می دادند. مرکزی که این کار را می کرد در کشور خودمان بود. یک ساعت وقت تلوزیون را به این برنامه اختصاص داده بودند. یاد آن خیابان خواب هایی افتادم که در همان خیابان مردند و کسی آنها را نجات نداد. یاد آن مریض های فقیری افتادم که که د اورژانس ها به آنها رسیدگی نکردند و آنها مردند.

سکوت الهام بخش وحدت روزنامه ایران

احمدی نژاد از "سکوت الهام بخش وحدت" سخن می گوید و می خواهد به این روش از زیر بار اتهامت وارده بر اطرافیان خود فرار کند. اما این سکوت توهمی بیش نیست.

روزنامه ایران که اینک در دست یکی از افراد شاخص جریان انحرافی یعنی جوانفکر است اینک پا در جای پای روزنامه های غوغا سالار، تمامیت خواه و زنجیره ای اصلاح طلبان گذاشته و به فرمانده سپاه و علمای بزرگی چون مصباح یزدی حمله نموده است. البته این جوانفکر در زمان خاتمی هم در روزنامه ایران بود و روزنامه های اصلاح طلبان امثال آیت الله مصباح را تمامیت خواه و اقتدار طلب معرفی می نمودند. و عجب این است که مصباح یک معلم است که در خانه خود نشسته است اما این مدعیان جزئیت خواه (در مقابل تمامیت خواه) همواره رئیس بوده اند و به دنبال فتح سنگر به سنگر نظام و رای و مقام. این معنای سکوت احمدی نژاد است. قرار است او با سکوت از زیر بار اتهامات فرار کند و روزنامه او همانند روزنامه های تروریستی اصلاح طلبان مصباح یزدی را نشانه رود.

کجایی اشتهاردی تا ببینی روزنامه ای که تو را در آن به خاطر دفاع از انقلاب به شلاق محکوم می نمودند در دست چه کسانی افتاده است. امروز روزیست که انسان به شیطانی بودن این جریان انحرافی پی می برد.

از قضا افرادی که ویژه نامه سیاسی روزنامه ایران به آنها حمله نموده است اکثرا نمایندگان و معتمدان رهبری هستند. حزب الله بیدار شو که همه نزدیکان و معتمدان رهبری علیه مشایی موضع گرفتند و خود رهبری نامه عزل او را صادر نمود و فرمود من از مکتب ایرانی خوشم نمی آید و فرمود و رهبري تا زنده است هيچ‌گاه نخواهد گذاشت در حرکت عظيم ملت ايران به‌سوي آرمان‌ها، ذره‌اي "انحراف" ايجاد شود. و امروز روزنامه جریان انحرافی (روزنامه ایران) علیه نمایندگان و معتمدان رهبری تیغ کشیده است. رهبری مصباح را مطهری زمان نامید. اینها خواسته اند با قرار دادن این معتمدان رهبری در کنار هاشمی و موسوی عوام فریبی کنند.

این بود سکوت الهام بخش وحدت؟ 

آیا من حرف جوانفکر اصلاح طلب و مشایی باستان پرست را قبول کنم یا آیت الله علم الهدی، آیت الله مصباح، آیت الله لاریجانی، حجت الاسلام پناهیان، سردار جعفری، امام جمعه ها و نمایندگان رهبری در دانشگاه ها و استان ها، نماینده رهبری در سپاه را؟

به همان اندازه که احمدی نژاد از امام زمان گفت مشایی از کورش و باستان گفت، به همان اندازه که احمدی نژاد پاک دستی کرد مشایی و بقایی بیت المال را به دوستان خارجی نشین خود و هدیه تهرانی ها دادند. به همان اندازه که احمدی نژاد "مثلا" سکوت کرد جوانفکر علیه علما و بزرگان شمیر کشید.

من اگر به احمدی نژاد رای دادم، اگر به استقبال او رفتم، اگر برایش تبلیغ کردم به خاطر شعارهای عدالت طلبانه اش، حمایت های رهبری و کارهای عدالت طلبانه اش بود. برای گاز کشی به روستا ها رای دام. برای سهام عدالت رای دادم. اما من با او عقد اخوت نبسته ام. من به مشایی و جوانفکر رای نداده ام. من به مکتب ایرانی را ندادم. من به رانت خواری ها در کیش رای ندادم. من به چپاول های مشایی رای ندادم. مردم به بنی صدر هم رای داده بودند اما او الان کجاست؟ مردم به دعای امام زمان(ع) رای دادند نه منشور کورش. اگر احمدی نژاد همان مشایی است و مشایی همان احمدی نژاد است که نیست من غلط کردم به احمدی نژاد رای دادم و رای سفید بهتر از این بود. اگر احمدی نژاد همان مشایی است پس مرگ بر مشایی.

اگر ما مهاجرانی را پائین کشیدیم؛ اگر خاتمی را به زباله دان تاریخ فرستادیم، اگر هاشمی را سرجایش نشاندیم، اگر موسوی و کروبی را خانه نشین نمودیم بدانید و آگاه باشید جریان انحرافی را نیز پائین می کشیم. این هشداری آشکار است.

اینها می گویند علامه مصباح زیاد از کلمه شیطان استفاده نموده و مشایی بیشتر از امام زمان سخن گفته است. البته آن چه ما از مشایی زیاد شنیدیم مکتب ایرانی و مدیریت حضرت نوح بود و از مصباح یزدی بیشتر کلمه خداوند را شنیدیم. اما بماند که علی محمد باب هم زیاد امام زمان می گفت. قرآن هم زیاد از شیطان می گوید.

* جالب است که روزنامه ایران از اصطلاح "اقتدارگرا" برای حزب الله و علمای بزرگی مانند آیت الله مصباح استفاده می کند. این توسط جروانفکر در دولت دهم رواج داده شده است. اما قبل از این اقتدار گرا ورد زبان اصلاح طلبان بود برای معرفی حزب الله و علمایی مانند علامه مصباح یزدی. در نظر بگیرید که همین جوانفکر خود در زمان خاتمی در روزنامه آن زمان ایران بود. حالا آیا نباید روزنامه ایران امروز را در کنار روزنامه های زنجیره ای دولت ساهته زمان خاتمی گذاشت؟ در حالی که هر دو از یک اصطلاح علیه جریان مذهبی و عدالت خواه استفاده می کنند؟


سکوت الهام بخش وحدت احمدی نژاد

1-اگر این سکوت وحدت بخش است پس چرا مشایی و جوانفکر سکوت نمی کنند؟ نوبت به مشایی و جوانفکر که می رسد حرف از آزادی بیان می زنند، نوبت به احمدی نژاد که می رسد سکوت وحدت بخش می کند. مگر آقا نفرمودند این انتصاب موجب اختلاف است؟ پس مهمتر از سکوت عمل است و بهتر است با عمل ایجاد اتحاد کنند.

2-این عبارت سکوت الهام بخش وحدت معنایش این است: من با مشایی و جریان انحرافی موافقم و با بقیه یعنی منتقدینی مانند علمای بزرگ و علامه ها مخالفم اما برای این که وحدت باشد سکوت می کنم.

3- وقتی کسی به شما تهمت می زند وظیفه شما جواب دادن است. اگر جواب ندهید در واقع اختلاف و شبهات را بیشتر کرده اید.

4-احمدی نژاد در دادگاه مردم قرار دارد و باید جواب دهد که این اسناد رانت خواری و مسائلی مانند مدیریت حضرت نوح چیستند. نمی توان با سکوت از زیر بار اتهامات فرار کرد.

5-اگر سکوت خوب است و وحدت بخش آیا نباید احمدی نژاد در مقابل برخی بزرگان نظام که منحرف شدند و به نظام ضربه زدند مانند آقای ه سکوت می کرد و برای وحدت هم شده اسم او را نمی برد؟

6- آیا کارهایی مانند عزل عجیب دو وزیر اطلاعات، عزل ناجوانمردانه و بی آبرو کننده وزیر خارجه یا حرف هایی مانند مکتب ایرانی، مدیریت حضرت نوح، دوستی با اسرائیل، تمامیت خواه و اقتدار طلب و انحصار گرا خواندن منتقدین دولت از جمله علما و نمایندگان رهبری در نهادها (و استان ها (توسط جوانفکر) هم وحدت بخش هستند؟

7- آیا باید در مقابل انحراف سکوت نمود؟ آیا باید در مقابل رانت خواری سکوت نمود؟

ما در ایران گرسنه نداریم

احمدی نژاد می گوید دیگر در ایران گرسنه نداریم. می گوید من رفتم آفریقا دیدم مردم بدبخت هستند و منابع آنها را چپاول می کنند. بسیار خوب. شاید منظورش این است که هر ایرانی بالاخره یک پول یارانه ای می گیرد و با این پول انسان می تواند حد اقل گرسنه نباشد. احمدی نژاد چهار سال رئیس جمهور شد و دیگر همه ی ناعدالتی ها تمام شدند و کسی هم گرسنه نیست و از این به بعد دیگر باید مشایی بچاپد.

ما گرسنه نداریم؟ ولی خیابان خواب داریم. کپر نشین داریم. کسانی در ایران زندگی می کنند که خانه شان گلی بوده و در حال ویران شدن است. کسانی زندگی می کنند که در خانه حمام ندارند. آنقدر فقیر هستند که بچه هایشان مجبورند به جای درس خواندن کار کنند. احمدی نژاد آدم ساده زیستی است. اما نه به اندازه آن کپر نشین ها. من قبول دارم که احمدی نژاد به فقرا رسیدگی کرد و به میان آنها هم رفت. اما آیا فقر تمام شده است.؟ نه نشده است. پس چرا احمدی نژاد این گونه می پندارد؟ مگر احمدی نژاد خود به میان مردم نمی رفت؟

ما کسانی داریم که شب ها با ترس می خوابند که مبادا شب خانه شان ویران شود. آنها 10 میلیون ندارند که مسکن مهر احمدی نژاد را بگیرند. کسانی هستند که اسباب بازی بچه شان آجر است سنگ ریزه است.

اگر مشایی چیزی از گرسنگی می دانست هیچ گاه پول مردم را به هدیه تهرانی هدیه نمی داد. احمدی نژاد با این حرف مرا عقب مانده خواهد نامید. زیرا مشایی زلال است.

دشمنی جوانفکر با وزارت اطلاعات

جوانفکر کسی بود که در جنجال عزل ناکام وزیر اطلاعات درباره این ماجرا این گونه گفته بود :

"پس از استعفای وزیر اطلاعات و موافقت رئیس‌جمهور محترم با آن، به نظر می‌رسد رسانه‌های دروغ‌پرداز و اقتدارگرا با جعل خبری منتسب به رهبر معظم انقلاب مبنی بر مخالفت ایشان با تغییر وزیر اطلاعات آن هم در ساعات پایانی شب، در حال طراحی و اجرای سناریوی جدیدی علیه دولت برای وانمود‌سازی عدم ولایت‌پذیری رئیس‌جمهور و همچنین قرار دادن رهبر عزیز انقلاب در مقابل خبر دروغ منتشر شده از قول ایشان هستند."

همچنین گفته بود :

"برای آگاهان سیاسی واضح است که تغییر وزیر در وزارتخانه استراتژیک و مهمی چون وزارت اطلاعات، بدون هماهنگی رئیس‌جمهور و رهبری عزیز انقلاب، امکان ندارد و اینگونه خبرسازی‌ها که رئیس‌جمهور تصمیمی را بگیرد وکمتر از 2 ساعت بعد رهبری معظم انقلاب آن را رد کند هیچ منطق عقلانی ندارد و علاوه بر تضعیف رئیس‌جمهمور، تضعیف شخص رهبری عزیز انقلاب و جایگاه ولایت فقیه نیز می‌باشد."

البته او دلایلی برای عزل وزیر اطلاعات نیز ارئه کرده بود و در آن به سپاه و وزیر اطلاعات اتهامات بی اساسی را نسبت داده بود که از انجایی که سایت های مربوطه فیلتر هستند امکان درج دقیق عبارت برای من وجود ندارد. این عنصر اصلاح طلب نفوذی که هم اکون علاوه بر ایرنا رئیس روزنامه ایران نیز می باشد اخیرا در ماجرای نفوذ وزارت اطلاعات ایران در سازمان سیا که موفقتی عظیم برای وزارت اطلاعات است، برای کم ارزش نمودن این افتخار برای مصلحی و سربازان گمنام اسلام به جعل خبر مربوطه مبادرت ورزیده است. در خبر ایرنا و روزنامه ایران اینگونه القا می شود که مدحی یک عضو سازمان سیا بوده است که اعتراف کرده است. در حالی که مدحی یک عضو وزارت اطلاعات بوده است که در سازمان سیا نفوذ داده شده بود.

اسم این جوانفکر را باید در کتاب رکورد ها به عنوان متملق ترین فرد بنویسند. این شخص تندخو و تندرو یک اصلاح طلب نفوذی بوده و یکی از سران جریان انحرافی است. البته معلوم نیست اینها چرا این قدر با وزیر اطلاعات بد هستند. احتمالا به خاطر اینکه بچه های اطلاعات چپاول های آنها را به مقامات ارشد گزارش داده اند. این همه دشمنی در حالیست که وزارت اطلاعات در زمان حیدر مصلحی بیشترین موفقیت ها را داشته است.

عکس نماز جمعه 29 خرداد 88

دختر دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد و نسبت دادن تجاوز برای لغو امتحانات

طرحی برای لغو امتحانات و ایجاد شورش به روش بردن آبروی یک دختر دانشجو:

هنگامی که یکی از دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی در دانشگاه راه می رفت کسی از پشت بر سر او می زند و او بی هوش بر زمین می افتد. ضارب موبایل دانشجو را می دزد. فورا در خوابگاه جار می زنند که بیایید که به خواهرمان تجاوز شده است. پیش به سوی لغو امتحانات.

می توانم احساس کنم برق چشمان ناپاک آن چشم چران های دانشگاه را که با شنیدن این خیر چقدر خوشحال شدند و شروع کردند به غلیان در آوردن احساسات غیرتمندانه خود و به راه افتادند و فریادها می زدند. به امید لغو امتحانات و ایجاد یک اغتشاش آبروی یک دختر را بردند. به آن دختر هیچ تعرضی نشده بود اما آبرویش دیگر رفت. آبروی آن دختر فدای خواسته های شیطانی تعدادی دانشجوی سیاست باز و شیطان صفت شد.

میزان رذالت این عده شیطان صفت، انسان را به فکر وا می دارد که آیا طرح مضروب ساختن این دانشجوی دختر از اول کار آنها نبوده است؟

انسان باید تا چه اندازه رذل باشد که برای دست یافتن به اهداف شیطانی سیاسی و صنفی خود حاضر باشد آبروی یک دختر معصوم و بیچاره را ببرد. تو کجا بودی دیدی به آن دختر تجاوز شد مردک؟!

بیایید کمی انسان باشیم. بیایید انسانیتمان را به یاد آوریم. ما انسان هستیم. ما 60-70 سالی در این دنیا خواهیم بود و بعد می میریم و استخوان پوسیده می گردیم. پس چرا برای رسیدن به یک هدف پست در این دنیا حاضر باشیم دست به هر جنایتی بزنیم، بتوانیم آّبروی خواهر خود را بی جهت ببریم.

میر تاج الدینی و مشایی و دوستی با مردم اسرائیل

میر تاج الدینی زمانی که مشایی سخن از دوستی با مردم اسرائیل به میان آورده بود (شاید در مجلس) این چنین علیه مشایی سخن گفته بود:

اخيرا بار ديگر معاون رياست جمهوري و رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به حرف هاي بي ربط گذشته خود تاکيد کرد، انتظار اين بود که ايشان سخن نادرستي که بر زبان رانده است، اصلاح کرده و از ملت انقلابي و مسلمان ايران که بيش از همه پرچمدار دفاع از حقوق مردم مظلوم فلسطين هستند عذرخواهي کند; چرا که در سمت بالايي قرار گرفته است که در سايه مقاومت اين ملت به دست او رسيده است.
ميرتاج الديني اظهار داشت: عجيب است ايشان در آستانه 30 مرداد سالروز به آتش کشيده شدن مسجدالاقصي توسط صهيونيست هاي غاصب در سال 1348، سخن از دوستي با مردم و ملت اسراييل مي گويد و اعلام مي کند با افتخار مي گويم با ملت اسراييل دشمني نداريم.
نماينده تبريز، آذرشهر و اسکو گفت: اين مردم اسراييل که مي گوييد کجا بودند که مانع به آتش کشيده شدن مسجدالاقصي شوند، در سال 1327 مردم مظلوم دير ياسين به خاک و خون کشيده شدند و 250 تن از مظلومان فلسطين به شهادت رسيدند، آنها کجا بودند و در کشتار 50 فلسطيني مظلوم در کفر قاسم در سال 1335 اين مردم نظاره گر يا شريک نبوده اند; آيا اين غاصبان فلسطين شاهد کشتار فلسطيني ها در اردوگاه صدرا و شتيلا در سال 1361 نبوده اند و يا خود و فرزندانشان در ميان نظاميان صهيونيست و اشغالگر نبوده اند.
عضو هيات رييسه مجلس گفت: کشتار نمازگزاران فلسطيني در حرم ابراهيمي در ماه مبارک رمضان سال 1372 و در منظر اين مردم که ادعاي دوستي با آنان مي کنيد، صورت نگرفته است و اين در حالي است که بيش از 70 درصد جمعيت فلسطين نزديک به 50 سال آواره اند و 7 ميليون نفر از مردم فلسطين جزو آوارگان فلسطيني هستند و سوال اين است که در اراضي و خانه آنان چه کساني ساکن شده اند و آيا جزو همين مردم غاصب خانه هاي فلسطيني هستند و امروزه اين مردم به عنوان مردم اسراييل شناخته مي شوند و اينها همان هايي هستند که در مناطق اشغالي ساکن شده اند و از نقاط ديگر آمده اند.
ميرتاج الديني اظهار داشت: چرا با اين صحبت ها خدشه به حيثيت و اعتبار ملت بزرگ ايران وارد مي کنيد و هرچند اين خدشه بر خودتان وارد مي شود.
ميرتاج الديني گفت: چرا به اين زودي سخنان تاريخي و قاطع بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران که جزو محکمات نصوص انقلاب است، درباره غاصبان فلسطين که آنان را در حکم سربازان صهيونيست ها اعلام کرده است، فراموش کرده ايد و چرا فريادهاي قاطع و تاريخي رهبر انقلاب را که در سخنراني اخيرشان فرموده اند ما از حقوق مردم فلسطين که مورد ستم واقع شده اند، دفاع مي کنيم را از ياد برده ايد؟


اما حالا که میرتاج الدینی خودش در کنار مشایی معاون رئیس جمهور شده است دیگر نمی شنویم او چیزی علیه مشایی بگوید.

البته همان موقع رهبری با مخاطب قرار دادن امثال میر تاج الدینی این چنین فرمودند که این قدر جنجال درست نکنید. آن طور که یادماست میر تاج الدینی با لحنی بسیار تند در مجلس علیه مشایی حرف می زد.

جنایت آل آمریکا در سوریه

افراد مسلح تاکنون صد ها نفر از نیروهای امنیتی سوریه را به قتل رسانده اند. در سوریه آمریکا، اسرائیل، سعد حریری و برخی از گروه های تندرو و گروهک های تروریستی وارد میدان شده و در حال مبارزه با حکومت سوریه هستند. آمریکا به کمک اسرائیل و سعد حریری، گروهک ها را تجهیز نموده است تا اسد را سرنگون کند. سوریه محور مقاومت در منطقه است و عوامل اسرائیل بیشترین تلاش را برای براندازی نظام سوریه به کار بسته اند. رسانه های غربی مانند بی بی سی تمام توان خود را برای بزرگنمایی و وارونه نمایی حوادث سوریه به کار گرفته اند. این در حالیست که در مورد جنایات و تجاوزهای بحرین سکوت نموده اند. چه شده است که آمریکا برای سرکوب مردم در بحرین نیروهای سعودی را اعزام می کند و در سوریه تروریست های مخالف حکومت را مسلح می کند و از آنها حمایت اطلاعاتی و رسانه ای می کند؟

افراد مسلح اجیر شده توسط اسرائیل و بقیه متحدان او در منطقه هم مردم را می کشند هم نیروهای امنیتی و پلیس را. این روش محکوم به نابودی است. نا آرامی های سوریه از جنس بیداری اسلامی و قیام مردمی نیستند بلکه از جنس حملات تروریستی، جدایی طلبانه و خشونت بار وابسته هستند. آمریکا سال ها با سوریه به دشمنی کرده است و دلیل دشمنی او این است که سوریه بر خلاف دیگر کشورهای عربی به جای تسلیم در برابر اسرائیل، مقاومت را برگزیده است. امروز گروه های مسلح و تروریست سوریه که بعضا از خارج نیز وارد شده اند با کمک گرفتن از آمریکا و اسرائیل و سوء استفاده از شرایط منطقه علیه اسد وارد جنگ شده اند تا آمریکا بتواند شکست خود در بقیه کشورهای عربی را حد اقل در سوریه جبران کند، غافل از این که دوران تسلط آمریکا بر خاور میانه تمام شده است.

آمریکا در سوریه موفق نخواهد بود زیرا در سوریه این مردم نیستند که مخالف حکومت هستند بلکه گروه های وابسته و وطن فروش مسلح هستند. طوفان بیداری اسلامی، اسرائیل را خواهد برد و خواهیم دید سوریه و اسد خواهند ماند اما آل خلیفه ، آل سعود ، عبد الله صالح و بقیه دست نشانده های آمریکا خواهند رفت. باد آنها را خواهد برد.

اگر حسنی مبارک در 22 بهمن سرنگون شد، بن علی بعد از 24 سال حکومت در 24 دی و دو روز قبل از سالگرد فرار شاه از تونس فرار کرد، عبد الله صالح در سالگرد 15 خرداد از یمن فرار کرد. بقیه این دیکتاتورهای آمریکایی و اسرائیلی نیز در مناسبت های دیگر انقلاب اسلامی سرنگون خواهند شد.

راهپیمایی سکوت جنبش سبز در پیاده رو های تهران

من به جنبش سبز (جلبک سبز) یک پیشنهاد دارم برای بر اندازی نظام دیکتاتوری ایران. مردم (همه مردم جزو جلبک سبز هستند) باید هر روز از ساعت 8 صبح تا 8 شب در خیابان های ولیعصر، انقلاب، کارگر و بقیه خیابان ها در "پیاده رو" راهپیمایی کنند البته با سکوت. این راهپیمای موجب براندازی رژیم ایران خواهد شد. دقت کنید که با موبایل های خود فیلم بگیرید. البته برای اینکه کسی گیر ندهد دوربین موبایل را روشن کنید بعد مثل اینکه دارید اسمس می دهید یا صحبت می کنید فیلم بگیرید. بیشتر سعی کنید در ساعات شلوغ راهپیمایی کنید و البته فیلم برداری کنید. امروز که خیابان رفته بودم دیدم کلی آدم داشتند راهپیمایی سکوت می کردند. هنوز رهپیمایی اعلام نکرده مردم شروع کرده اند. بابا ایول. مردم همیشه یک "سر و گردن" از ما وبلاگ نویسان و سران جنبش جلوتر هستند! البته در این راهپیمایی مردم به کارهای عادی خود مانند خرید نیز می پرداختند که نشان دهنده متمدن بودن مردم سبز است.

پیش به سوی براندازی رژیم آخوندی ( البته به کروبی و صانعی خاتمی توهین نشود منظور این ها نیستند). باید کار این ریشوها (البته به آقای میرحسین توهین نشود) را تمام کنیم. اول باید تمام اینها را اعدام کنیم بعد آزادی بیان می شود و هر کس می تواند مخالف ما هم باشد حتی علیه خدا می تواند تظاهرات کند. خیابان ها را باید با سر اینها تزئین نمود. درود بر دشمن من. این رژیم دارد نفس های آخرش را می کشد. خود من در 22 بهمن بودم. یک عده را از دهات جمع کرده بودند. خودم دیدم دست بعضی از اونها آب معدنی بود. برخی هم کیک می خوردند. دهاتی چه می داند آب معدنی چیست. کسی که یک عمر آب چشمه خورده چه می فهمد آب معدنی چیست. امروز وقتی به خیابان رفتم و دیدم مردم در پیاده رو ها داشتند راهپیمایی سکوت می کردند خوشحال شدم. فهمیدم حکومت ما نزدیک است. این حکومتی ها را سرنگون خواهیم نمود.

مرز فلسطین


فیلم پایاننامه و حیوان بودن حیوانات وحشی سینما چی

شنیده ام عده ای از منتقدین سینما در هنگام اکران خصوصی فیلم پاپانامه صدای حیوان در می آوردند. البته عجیب هم نیست. این ها حیوانات وحشی معتقد به آزادی بیان هستند. به این علت است که با بیان خود در مورد فیلمی ابراز وجود می کنند. یبان آنها همان صدای حیوانات است و اعتقاد آنها به آزادی بیان نیز در حد همان صدای حیوان در آوردنشان.

عکس امام خامنه ای در حرم امام خمینی


نقدی بر سید حسن خمینی

ملت دوباره در میان سخنرانی سید حسن مصطفوی شعارهای ضد فتنه گران سر دادن و موجب عصبانی شدن او شدند. او نیز مدام اخلاق اخلاق می کرد. البته او همان کسی بود که سال پیش در چنین روزی بر صورت وزیر کشور سیلی زد. برخی می گویند او حرف های خوبی زد. بلی هاشمی هم حرف های خوبی می زد. مگر قرار بود چه بگوید. اگر او کوچکترین حرفی به نفع فتنه گران می گفت مردم او را پائین می کشیدند. اما در عمل چه می کند؟!

او از ادب سخن راند. همان کسی که سیلی را بر صورت نجار زد. او از کینه توزی سخن گفت. همان کسی کینه احمدی نژاد را دارد. او از بد مردم را نخواستن گفت. همان مردمی که به دوست او میرحسین موسوی نه گفتند. و همان کسی بود که بد مردم را خواست و منتخب آنها را نخواست. البته او به مردم احترام نگذاشت. او به رهبر انقلاب نیز احترام نگذاشت و در روز تنفیذ احمدی نژاد نیامد و به مردم و رهبری دهن کجی نمود. کاش کمی ادب می داشت. دوستی می گوید که او مخالفت با سران فتنه را کینه توزی می داند و بد اخلاقی. البته که اینطور است شما قبول ندارید؟!

ادب این نیست که سرت را در برف کنی و دشمنی ها با امام را نبینی و ساکت بنشینی. امام به ما یاد داد به شیطان نباید احترام نمود.

تلوزیون نیز در هنگام سخنرانی پسر نوح ، تصاویر تکراری را نشان داد و با حذف صدای مردم مانع از شنیده شدن صدای شعارهای آنها شد. البته صدا و سیما به علت سردادن شعار توسط هواداران واقعی امام سخنرانی این شخص را زنده پخش نکرد تا بلکه آبروی او حفظ شود.

این شخص که بر خلاف پدر و پدر بزرگش کمی تا قسمتی قدرت طلب نیز است جدیدا به صورت وسیعی برای خود تبلیغ می کند. از جمله می توان به عکس گرفت با علی دایی، رفتن به آتش کده، رفتن به پیش سران فتنه، پریدن با صانعی و دیدار با قالی باف اشاره نمود. بنده ی خدا اینها مردم نیستند. برو با مردم دیدار کن. البته وقتی انسان خود را از مردم بالاتر بداند و خود را از آنها جدا کند مجبور می شود برای مطرح کردن خود دست به دامن این افراد و این مسائل بشود. کاش کمی از مردمی بودن و ساده زیستی امام به این فرد به ارث می رسید.

سید حسن سال پیش از آنجا که فهمیده بود مردم با او برخورد خواهند نمود و اجازه سخنرانی را به او  نخواهند داد از "ترسش" احمدی نژاد برای سخنرانی در حرم امام دعوت نمود دادبلکه خشم حزب الله فروکش کند و به نوعی حسن نیت خود را نشان بدهد. البته احمدی نژاد نیز رو دست زد و مردم نگذاشتند سید حسن سخنرانی کند. زیرا او با سران فتنه همنشینی کرده بود  و برخلاف مشی امام ساده زیستی را فراموش نموده بود و در مقابل توهین به امام و البته راه امام سکوت پیشه نموده بود. امسال نیز از ترس اینکه احمدی نژاد دوباره همان کار سال پیش را انجام بدهد دوباره از ترسشان از احمدی نژآد دعوت نکردند. و بنا به گفته دوستان افراد خود را در ردیف های جلو نشاندند. ترس بد چیزیست.

البته بماند که تا دیروز حزب الله دست به لباس این سید می زدند و با آن تبرک می جستند. اما امروز چه! بماند که آقا به این شخص محبت نمود و او در کنار خود نشاند. البته این هم برای ضد انقلاب ازار دهنده است زیرا آنها دچار این توهم شده بودند که سید حسن مصطفوی یا آقا مشکل دارد. البته کنار احمدی نژاد هم نشسته بود. پس بدانید انتقاد ما از سید حسن خمینی بیشتر به این خاطر است که او را از خود می دانیم و می ترسیم در دام شیطاینی چون سران فتنه و رفاه زدگی بفتد. بماند که ضد انقلاب(از جمله میرحسین و خاتمی تندرو) از امام متنفر هستند و زمانی می گفتند امام به موزه های تاریخ رفت. آنها اگر بتوانند منافقانه امام (ره) را نیز مال خود می کنند اما خرشان که از پل گذشت به امام نیز توهین می کنند.
این متن با تذکر یکی از دوستان تصحیح شد.


 14 خرداد امسال : برخورد توأمان با همنشین سران فتنه و جریان انحرافی + عکس

اوبما و احمدی نژاد یکی در قفس یکی آزاد

اوباما در اروپا در داخل محفظه شیشه ای ضد گلوله:

احمدی نژاد در لبنان و با فاصله چند کیلومتر از اسرائیل:

سخنرانی احمدی نژاد در حرم امام

می گویند قرار است عده ای از فتنه گران یا جریان انحرافی در این برنامه اخلال ایجاد کنند. می گویند قرار است بیندازند گردن حزب اللهی ها. به هر حال جماعت حزب الله دقت کند که مورد بهره برداری قرار نگیرد. می گویند قرار است شعار علیه مشایی بدهند. خوب وقتی احمدی نژاد به حرف رهبری گوش ندهد و مشایی را کنار نگذارد آخرش می شود این. ما منتظریم ببینیم چه می شود. آخرین اخبار را اعلام خواهیم نمود.

خوب، عده ای شعار علیه مشایی دادند که من نمی دانم آدم چه کسی بودند. عده ای هم گفتند احمدی احمدی حمایتت می کنیم. به هر حال این برنامه برنامه حمایت از احمدی نژاد بود.