احمدی نژاد از "سکوت الهام بخش وحدت" سخن می گوید و می خواهد به این روش از زیر بار اتهامت وارده بر اطرافیان خود فرار کند. اما این سکوت توهمی بیش نیست.
روزنامه ایران که اینک در دست یکی از افراد شاخص جریان انحرافی یعنی جوانفکر است اینک پا در جای پای روزنامه های غوغا سالار، تمامیت خواه و زنجیره ای اصلاح طلبان گذاشته و به فرمانده سپاه و علمای بزرگی چون مصباح یزدی حمله نموده است. البته این جوانفکر در زمان خاتمی هم در روزنامه ایران بود و روزنامه های اصلاح طلبان امثال آیت الله مصباح را تمامیت خواه و اقتدار طلب معرفی می نمودند. و عجب این است که مصباح یک معلم است که در خانه خود نشسته است اما این مدعیان جزئیت خواه (در مقابل تمامیت خواه) همواره رئیس بوده اند و به دنبال فتح سنگر به سنگر نظام و رای و مقام. این معنای سکوت احمدی نژاد است. قرار است او با سکوت از زیر بار اتهامات فرار کند و روزنامه او همانند روزنامه های تروریستی اصلاح طلبان مصباح یزدی را نشانه رود.
کجایی اشتهاردی تا ببینی روزنامه ای که تو را در آن به خاطر دفاع از انقلاب به شلاق محکوم می نمودند در دست چه کسانی افتاده است. امروز روزیست که انسان به شیطانی بودن این جریان انحرافی پی می برد.
از قضا افرادی که ویژه نامه سیاسی روزنامه ایران به آنها حمله نموده است اکثرا نمایندگان و معتمدان رهبری هستند. حزب الله بیدار شو که همه نزدیکان و معتمدان رهبری علیه مشایی موضع گرفتند و خود رهبری نامه عزل او را صادر نمود و فرمود من از مکتب ایرانی خوشم نمی آید و فرمود و رهبري تا زنده است هيچگاه نخواهد گذاشت در حرکت عظيم ملت ايران بهسوي آرمانها، ذرهاي "انحراف" ايجاد شود. و امروز روزنامه جریان انحرافی (روزنامه ایران) علیه نمایندگان و معتمدان رهبری تیغ کشیده است. رهبری مصباح را مطهری زمان نامید. اینها خواسته اند با قرار دادن این معتمدان رهبری در کنار هاشمی و موسوی عوام فریبی کنند.
این بود سکوت الهام بخش وحدت؟
آیا من حرف جوانفکر اصلاح طلب و مشایی باستان پرست را قبول کنم یا آیت الله علم الهدی، آیت الله مصباح، آیت الله لاریجانی، حجت الاسلام پناهیان، سردار جعفری، امام جمعه ها و نمایندگان رهبری در دانشگاه ها و استان ها، نماینده رهبری در سپاه را؟
به همان اندازه که احمدی نژاد از امام زمان گفت مشایی از کورش و باستان گفت، به همان اندازه که احمدی نژاد پاک دستی کرد مشایی و بقایی بیت المال را به دوستان خارجی نشین خود و هدیه تهرانی ها دادند. به همان اندازه که احمدی نژاد "مثلا" سکوت کرد جوانفکر علیه علما و بزرگان شمیر کشید.
من اگر به احمدی نژاد رای دادم، اگر به استقبال او رفتم، اگر برایش تبلیغ کردم به خاطر شعارهای عدالت طلبانه اش، حمایت های رهبری و کارهای عدالت طلبانه اش بود. برای گاز کشی به روستا ها رای دام. برای سهام عدالت رای دادم. اما من با او عقد اخوت نبسته ام. من به مشایی و جوانفکر رای نداده ام. من به مکتب ایرانی را ندادم. من به رانت خواری ها در کیش رای ندادم. من به چپاول های مشایی رای ندادم. مردم به بنی صدر هم رای داده بودند اما او الان کجاست؟ مردم به دعای امام زمان(ع) رای دادند نه منشور کورش. اگر احمدی نژاد همان مشایی است و مشایی همان احمدی نژاد است که نیست من غلط کردم به احمدی نژاد رای دادم و رای سفید بهتر از این بود. اگر احمدی نژاد همان مشایی است پس مرگ بر مشایی.
اگر ما مهاجرانی را پائین کشیدیم؛ اگر خاتمی را به زباله دان تاریخ فرستادیم، اگر هاشمی را سرجایش نشاندیم، اگر موسوی و کروبی را خانه نشین نمودیم بدانید و آگاه باشید جریان انحرافی را نیز پائین می کشیم. این هشداری آشکار است.
اینها می گویند علامه مصباح زیاد از کلمه شیطان استفاده نموده و مشایی بیشتر از امام زمان سخن گفته است. البته آن چه ما از مشایی زیاد شنیدیم مکتب ایرانی و مدیریت حضرت نوح بود و از مصباح یزدی بیشتر کلمه خداوند را شنیدیم. اما بماند که علی محمد باب هم زیاد امام زمان می گفت. قرآن هم زیاد از شیطان می گوید.
* جالب است که روزنامه ایران از اصطلاح "اقتدارگرا" برای حزب الله و علمای بزرگی مانند آیت الله مصباح استفاده می کند. این توسط جروانفکر در دولت دهم رواج داده شده است. اما قبل از این اقتدار گرا ورد زبان اصلاح طلبان بود برای معرفی حزب الله و علمایی مانند علامه مصباح یزدی. در نظر بگیرید که همین جوانفکر خود در زمان خاتمی در روزنامه آن زمان ایران بود. حالا آیا نباید روزنامه ایران امروز را در کنار روزنامه های زنجیره ای دولت ساهته زمان خاتمی گذاشت؟ در حالی که هر دو از یک اصطلاح علیه جریان مذهبی و عدالت خواه استفاده می کنند؟