حمله به سفارت عربستان !

در مورد بهانه قرار دادن حمله به سفارت عربستان که روحانی و جهانگیری در مناظره مطرح می کردند:

اگر حمله به سفارت کار سفیهان باشد پس خانم ابتکار از همه سفیه تر است که به سفارت آمریکا حمله کرد. کسی سفیه است که کشتار 500 حاجی ایرانی در منا را نادیده بگیرد. تجاوز به دو نوجوان ایرانی را نادیده بگیرد. اعدام بزرگان شیعه در عربستان را نادیده بگیرد. و خیال کند مشکل عربستان با مذاکره حل می شود. رابطه ی ایران و عربستان بسیار قبل تر از ماجرای اعتراض یک عده در مقابل سفارت عربستان، شکر آب شده بود. سخنان تندی بین روحانی و ظریف و شاه زادگان عربستان رد و بدل شده بود. حتی رابطه آنها با هاشمی هم خراب شده بود! اینها ربطی به سفارت ندارند. قبل از آن منا رخ داده بود. قبل از آن به نوجوان ایرانی تجاوز کرده بودند. قبل از آن به داعش کمک می کردند. قبل از آن ایران را بارها تهدید می کردند. قبل از آن با اسرائیل هم پیمان شده بودند. قبل از آن به یمن حمله کرده بودند. روحانی اگر می توانست رابطه ی بین ایران و سعودی را درست کند قبل از این ماجرا درست می کرد و به اندازه کافی وقت داشت. رابطه بین الملل این گونه نیست که با شکستن چند شیشه در سفارت توسط عده ای معترض خراب شود. شاید اگر دولت روحانی حق کشته های منا را می گرفت، خانواده آنها و یا دیگران این گونه اعتراض نمی کردند. البته به جای سفارت بهتر بود به نهاد ریاست جمهوری حمله کنند. به یاد روزهایی که این سفیهان می گفتند تقلب شده و کل شهر رو به آتش کشیده بودند و این باعث شد دشمن جری شده و تحریم ها را اعمال کند. در واقع عامل تحریم ها همین روحانی و خاتمی و هاشمی بودند. البته خوب کاسبی تحریم کردند. در زمان تحریم با صرافی صفدر حسینی و برادر روحانی هزاران میلیارد به جیب زدند و مدتی بعد با همین تحریم ها رئیس جمهور شدند. اگر عربستان دنبال آشتی و مذاکره بود باید همان زمان که روحانی پیروز شد، دوست می شدند. منتظر چند سال بعد نمی ماندند. اگر عربستان دنبال مذاکره بود با شیشه سفارت مذاکره را رها نمی کرد. حمله به سفارت در جهان معمول است. بارها در کشورهای دیگر به سفارت ایران و بسیاری از سفارت های کشورهای دیگر حمله شده و خساراتی وارد شده. اینها اعتراضات مردمی است و طبیعی است. همین چند روز پیش در جریان انتخابات ضد انقلاب در اروپا به سفارت ایران جمله کردن و رنگ پاشیدند و خسارت هایی وارد کردند. آیا دولت ما آن کشور اروپایی را محکوم کرد؟ یا دولت آن کشور حمله کنندگان را بازداشت و محاکمه کرد؟ در حالی که حمله کنندگان اعضای گروهک منافقین بودند که روحانی ریاکارانه و برای عوام فریبی از اعدام آنها در اوایل انقلاب که به دستور امام و توسط دوستان و همفکران خود روحانی اعدام شدند نالان بود. دولت است که وظیفه دارد از سفارت دفاع کند. از بی عرضگی خودشان است که در برابر اعدام شیخ نمر و کشتار حاجیان سکوت کردند و موجب فوران آتش فشان هایی شدند که از سینه های سوزان تغذیه می شد و نتوانستند مدیریت کنند. بعد از آن اتفاق روحانی آن حرکت را به شدت محکوم کرد و دستور بازداشت گازانبری آنها و لوله کردن آنها را صادر کرد. آنها همه بازداشت و محاکمه و محکوم شدند. فقط ماند که در نماز جمعه دار بزنند یا تحویل عربستان بدهند که گردن بزنند. روحانی هم عذرخواهی کرد. اما قبل از آن عربستان سفیر ایران در لبنان را در منا کشته بود! حقارت از این بیشتر می شود؟ اگر عربستان عقل داشت و دنبال مذاکره بود قطعا با شکستن چند شیشه و در شرایطی که گفته شد و روحانی محکوم کرد و اینها را محاکمه کردند مذاکره را ول نمی کرد. پیشنهاد می کنم مدافعان حرم نیز از سوریه برگردند. چرا جان خود را به خطر انداخته اند؟! برگردند و اجازه دهند ظریف برود و لبخندی بزند و با داعش و عربستان و آمریکا مذاکره کرده مشکل را در یک شب حل کند.

خدایا به سفیهان نجومی بگیر یک جو عقل عنایت فرما و آنها را از بیشعوری نجات ده.

مفسد اقتصادی معروف آقای کرباسچی

هنگامی که روحانی در ماجرای اعدام شیخ نمر به خودی ها می تازد

نفوذ یعنی همین که رئیس جمهور ما در محکومیت اعدام شیخ نمر پیامی صادر کند و یک سوم آن آل سعود را محکوم کند در دو سوم آن خودی ها را !

 

از 460 شهید منا تا شیشه های شکسته سفارت عربستان

هموطن اصلاح طلب عزیز اگر دین نداری آزاده باش
کاش به اندازه ای که برای شکستن شیشه های سفارت آل سعود بر سر بچه حزب اللهی فریاد کشیدی به همان اندازه هم برسر آل سعود برای کشتار منا فریاد میزدی
که این از منش و سیاست شما که پدر و مادر ندارد

منبع

شیخ نمر نمیرد هرگز

 

پیام روحانی در مورد اعدام شیخ نمر یا محکوم کردن جوانان ایرانی !

پس از گذشت یک روز؛
روحانی بالاخره پیام داد؛ یک پاراگراف محکومیت عربستان؛ سه پاراگراف محکومیت افراطیون داخلی!

شهادت مبارک آیت الله نمر

از جنایت نیجریه تا پاریس

حمایت از شیخ نمر باقر النمر

اعدام شیخ النمر توسط رژیم عربستان پایه های این رژیم فاسد را ویران خواهد کرد.


السیسی و هیتلر


قتل عام صدها نفر از مردم توسط ارتش مصر

کودتای نظامی در مصر محکوم است. مرسی تنها رئیس جمهور قانونی مصر است.





کودتای نظامی در مصر محکوم است. مرسی تنها رئیس جمهور قانونی مصر است.





نگاهی به نا آرامی های اخیر مصر

وحشی گری های اراذل و اوباش حامی اقلیت شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری مصر یادآور وحشی گری های اغتشاش گران انتخاباتی در فتنه 88 ایران است. عوامل رژِیم دیکتاتوری سابق در مصر و جاسوسان آمریکایی مانند البرادعی مکار در اولین انتخابات آزاد مصر شکست خوردند و اقلیت بودن آنان بر همه آشکار شد. اکنون آنها با جنجال آفرینی و بر سر یک بیانیه عادی محمد مرسی که در راستای نهادینه کردن دموکراسی در مصر و برگزاری همه چرسی قانون اساسی و محاکمه جنایت کاران وابسته به حسنی مبارک صادر شده بود و بزرگ نمایی آن، با فرخوان افراد و هواداران خود رسما یک جنگ خیابانی را برای از بین بردن اراداه اکثریت به راه انداخته اند. آنها در اقدامی افراطی و قانون شکنانه از هوادارن خود خواسته اند به سمت کاخ ریاست جمهوری حرکت کنند و از اولین رئیس جمهوری قانونی مصر خواسته اند استعفا دهد! گستاخی اقلیت در مصر در صدور چنین بیانیه های خشونت طلبانه ای نشان دهنده ضعف اخوان المسلمون در رهبری انقلاب مصر است. اخوان المسلمون با ورود زود هنگام  به صحنه سیاست بین الملل و دخالت در امور سوریه از مسائل داخلی غافل شدند و ناآرامی های اخیر مصر نتیجه این غفلت آشکار است. انقلاب مصر هنوز پیروز نشده است و عوامل آمریکا و حسنی مبارک در مراکز قدرت حضور دارند. گسترش نا آرامی های اخیر مصر هدف و خواسته آمریکا و اسرائیل است. آمریکا از تضعیف دولت های انقلابی مسلمان بسیار استقبال می کند. شواهد میدانی و منطقی نیز نشان از حضور آمریکا و اسرائیل در مدیریت ناآرامی های اخیر مصر دارد. ناآرامی های اخیر مصر یک نوع کودتای خیابانی علیه مردم سالاری در مصر است.

اما یک نگاه آگاهانه به شرایط مصر نشان می دهد اقلیت شکست خورده مصر در اغتشاشات و اردوکشی های خیابانی نیز همانند صحنه دموکراسی و انتخابات شکست خواهند خورد و این اسلام خواهان هستند که پیروز این صحنه آرایی خواهند شد. هر کدام از دفاتر اخوان المسلمون که در مصر آتش زده می شوند از قدرت اقلیت گستاخ و خشونت طلب مصر کاسته می شود. اقدامات خشونت طلبان اسلام ستیز مصر اقداماتی افراطی، احساسی و از سر کینه توزی بوده و بر همه روشن است که در صحنه سیاست این گونه اقدامات منجر به شکست می گردند. زیرا صحنه سیاست نه صحنه عربده کشی و جنجال آفرینی که صحنه تعقل است و همواره عاقلان پیروز میدان اند. آتش زدن دفاتر یک حزب سیاسی و حمله به کاخ ریاست جمهوری نشان از خوی دیکتاتوری دوستان آمریکا در مصر است. این اراذل و اوباش در سی سال ریاست جمهوری حسنی مبارک کجا بودند که حالا چند ماه از ریاست جمهوری یک رئیس جمهور قانونی این چنین به آتش افروزی مشغول شده اند؟ هنگامی که حسنی مبارک سی سال در مصر دیکتاتوری می کرد البرادعی کجا بود؟ چرا فراخوانی برای حمله به کاخ ریاست جمهوری و آتش زدن دفاتر دولتی نمی داد و صرفا به صادر کردن بیانیه علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران مشغول بود؟ کجا بودند این اراذل و اوباش خائن و این آدم کش های بدتر از حسنی مبارک؟

چرا از شورشیان سوریه حمایت نمی کنیم؟

ما ناآرامی های سوریه را انقلاب مردمی نمی دانیم. انقلاب مردمی مشخصاتی دارد که در ناآرامی های سوریه مشاهده نمی شوند. ناآرامی های سوریه مورد حمایت مردم سوریه نیستند و مردم سوریه مخالف آن هستند. تظاهرات های بزرگ مردم سوریه در حمایت از بشار اسد و اصلاحات سیاسی نشان دهنده مخالفت مردم با معترضان می باشد. ناآرامی ها صرفاً در مناطق خاصی از سوریه متمرکز هستند. معترضان سوریه نه مردم عادی که گروه های مسلح هستند. اعتراضات سوریه اعتراضاتی کاملا خشونت طلبانه و متکی بر سلاح هستند. معترضان نه معترض که شورشیان هستند. شورشیان سوریه مورد حمایت دیکتاتورهای عربی منطقه هستند که نشان دهنده دیکتاتور بودن آنهاست. شورشیان چون مخالف دموکراسی می باشند و خواهان به دست آوردن قدرت به شکل نظامی هستند اصولا کودتاچی و گروهک های تروریستی نامیده می شوند. این گروهک ها چون مورد حمایت تمام عیار غرب و دیکتاتور های عربی و رژیم اشغالگر قدس هستند دشمن مسلمانان و مردم سوریه بوده و خواهان دیکتاتوری و مخالف دموکراسی هستند. شورشیان سوریه دوست نزدیک اسرائیل و مورد حمایت اسرائیل بوده و خواهان دوستی سوریه و اسرائیل هستند. شورشیان سوریه از خاک ترکیه تغذیه می شوند. شورشیان سوریه مقادیر ناتمامی از سلاح و مهمات را از عربستان، قطر، اردن، ترکیه، انگلیس و آمریکا دریافت می کنند که نشان دهنده وابستگی کامل آنها به غرب و دیکتاتور های عربی است. دلیل حمایت تمام عیار غرب از شورشیان خشونت طلب، تروریست و مسلح سوریه دشمنی آنها با حکومت سوریه است زیرا حکومت سوریه بر خلاف کشور های دیگر عربی دشمن اسرائیل بوده و برده ی آمریکا نیست. حکومت سوریه در میان تمام حکومت های عربی تنها حکومتی است که با اسرائیل دوست نبوده و غلام حلقه به گوش غرب نیست. به همین دلیل است که بر خلاف بحرین، مصر، عربستان و یمن و دیگر کشورهای عربی غرب از حکومت آن حمایت نمی کند و برعکس برای براندازی حکومت آن تلاش می کند. شورشیان سوریه نیز از جنس القائده و گروهک منافقین هستند. اصولا برای عقل های سلیم این سوال مطرح است که چرا با وجود اعترضات مسالمت آمیز مردم بحرین در طول یک و نیم سال اخیر ، ما شاهد کوچکترین حمایتی از آنها توسط عربستان و غرب نبوده ایم و برعکس نیروهای  عربستان با اشغال بحرین در حال سرکوب مردم شیعه بحرین هستند اما در سوریه گورهک تروریستی و شورشیان سوریه مورد حمایت تمام عیار عربستان و آمریکا هستند؟ برخی از تعدا زیاد کشته ها در سوریه سخن می گویند و آن را نشان دهنده خون خوار بودن حکومت سوریه می دانند. حال سوال این است که مگر قرار بود با وجود گروه های شورشی مسلح که توسط ترکیه، عربستان، قطر و دیگر کشورهای دیکتاتوری عربی و غرب حمایت می شوند در سوریه شاهد رد و بدل شدن و گل و بلبل باشیم؟ وقتی گروه های تروریستی خانه های مردم  را سنگر خود قرار می دهند و هر از چند گاهی در مناطق مخالف سوریه بمب منفجر می کنند و سر نیروهای امنیتی و مردم حامی بشار اسد را می برند و با انواع سلاح های سنگین و نیمه سنگین به مناطق مخالف حمله می کنند قطعاً شاهد کشته شدن مردم عادی و نظامی و غیر نظامی به دست آنها خواهیم بود. قاتل مردم سوریه عربستان و قطر و انگلیس و آمریکاست. ما به این دلایل حامی حکومت سوریه هستیم که دست خون خوران از سرزمین های مسلمین کوتاه گردد. حتی بر فرض اینکه غرب جرأت کند و مانند لیبی خود مستقیماً به سوریه حمله کند (که فرضی نامحتمل است) در نهایت سوریه به کشوری ویران شده تبدیل خواهد شد که مردم آن از گرسنگی  و بمب باران می میرند و کشور سوریه به اشغال گروه های تروبستی مانند القائده و مورد حمایت پادشاه عربستان در آمده و دموکراسی نیز به کلی از بین می رود و مهم ترین پایگاه مقاومت نیز از بین رفته و راه برای کشور گشایی اسرائیل و اشغال بیشتر سرزمین های مسلمین باز می شود. اگر مردم سوریه معترض بودند نیازی به این همه سلاح و حمایت کشورهای عربی و غربی از آنها نبود و آنها می توانستند حکومت سوریه را کشست دهند. اما وقتی با این همه دفاع تمام عیار سیاسی و امنیتی و نظامی و مالی و رسانه ای که از شورشیان می شود آنها موفقیتی به دست نمی آورند که دلیل آن عدم حمایت مردم از آنهاست. مردم سوریه از شورشیان وحشت دارند و و نیازمند این هستند که ارتش سوریه از آنها حمایت کند. اما دشمنان اسلام کمر به نابودی کشور سوریه بسته اند تا سوریه را نیز مانند عراق و افغانستان و پاکستان و لیبی به ویرانه تبدیل کنند. چه شده که حکومت دیکتاتوری موروثی عربستان هزاران نیروی نظامی خود را برای سرکوب مردم بحرین به آن کشور اعزام می کند اما در مواجهه با سوریه ملییون ها دلار کمک نظامی به شورشیان می کند؟ چه فرقی ببین شورشیان اسلحه به دست و خون خوار سوریه و مردم بیگناه و دست خالی بحرین وجود دارد؟ شاید حکومت سوریه به تمام معنا حکومتی مردم سالار نباشد اما قطعاً در مقایسه با عربستان، قطر و بحرین حکومتی به مردم سالار دارد. بنا بر این مشکل غرب با سوریه بر سر دموکراسی نیست. اکثر مردم سوریه با شورشیان مخالف بوده و حامی بشار اسد و اصلاحات سیاسی هستند بنا بر این نظر مردم نیز برای غرب اهمیتی ندارد. درست به همان صورت که اکثر مردم بحرین مخالف حکومت پادشاهی هستند اما نظر آنها برای غرب کوچکترین اهمیتی ندارد. تنها مشکل غرب و کشورهای شاهنشاهی عربی منطقه با سوریه بر سر جهت گیری سیاسی سوریه است. اگر بشار اسد نیز دوست آمریکا و اسرائیل و غرب بود مورد حمایت آنها بود و اگر مردم سوریه در آن حال علیه بشار اسد تظاهرات می کردند هیچ خبری از آن مخابره نمی شد و احتمالا از عربستان و قطر و ترکیه نیروی نظامی به سوریه اعزام می شد تا به سرکوب مردم بپردازند و مساقه فرمول یک در سوریه برگزار می کردند و بشار اسد را در هتل های مجلل لندن پذیرایی می نمودند و صد ها هزار گاز سمی و اشک آور به سوریه تحویل می دادند و مشاوران امنتی خود را به سوریه اعزام می نمودند و سخن از الحاق کشور سوریه به عربستان می نمودند!!

اگر مردم سوریه مخالف بشار اسد بودند و موافق حضور نیروهای خارجی در کشور خود بودند و موافق شورشیان بودند قطعاً با وجود حمایت تمام عیار نظامی، مالی، اطلاعاتی، امنیتی، لجستیکی، رسانه ای و سیاسی تمام کشور های غربی و اتحادیه عرب  و ترکیه و رژیم اسرائیل می توانستند به راحتی حکومت سوریه را ساقط کنند. اما دلیل این که تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است این است که مردم سوریه مخالف شورشیان و موافق بشار اسد هستند. اگر مردم سوریه واقعاً مخالف بشار اسد بودند جمهوری اسلامی نیز از آنها حمایت می کرد. اما امروز حد اقل به این نتیجه رسیده ایم که حتی اگر فرض کنیم قسمت قابل توجهی از مردم سوریه موافق اسد نباشند (که فرضی رد شده است) قطعاً آنها مخالف دیکتاتورهایی مانند حاکمان عربستان و قطر و خون خوارانی مانند آمریکا و اسرائیل نیز می باشند و بشار اسد را به آنها ترجیه می دهند. رمز شکست غرب در تسلیم کردن یا ساقط کردن حکومت سوریه همین است. و دلیل دشمنی تمام عیار تمام دیکتاتور های عربی و خون خواران غربی با سوریه نیز نه گفتن حکومت سوریه به آنها و مخالفت سوریه با اسرائیل و دوستی با ایران و ایستادن در خط مقاوت است.

دلیل دفاع ما از "کشور سوریه" به این معنا نیست که در کشور سوریه دموکراسی وجود دارد. دلیل دشمنی غرب با سوریه این نیست که در سوریه دموکراسی وجود ندارد. زیرا در عربستان و بحرین دموکراسی وجود ندارد اما مورد حمایت تمام عیار غرب هستند. دلیل دفاع ما از سوریه یک مسئله انسانی، اسلامی و استراتژیک است. انسانی، برای جلوگیری از کشته شدن انسان ها در بمب باران ها و حملات ناتو، اسرائیل، عربستان، ترکیه، آمریکا و گروه های تروریستی و شورشیان . ما نمی خواهیم سوریه به افغانستانی دیگر تبدیل گردد. اما این خواست دیکتاتورهای عربی و آمریکاست. آنها علاقمند هستند تا سوریه را مانند افغانستان محل گره های تروریستی مانند طالبان کنند. هدف آنها این است که کشور سوریه را همانند کشور لیبی ویران کنند و مردم آن را به جان هم اندازند و با از بین بردن زیرساخت های سوریه آن را تبدیل به یک کشور نا امن و از بین رفته و بی اثر کنند تا در ادامه امکان اشغال آن برای آنها فراهم گردد. این هدف مهم کفار غربی برای مبارزه با مسلمانان است. آنها می خواهند با موج سواری بیداری اسلامی را منحرف کرده و از آن علیه مسلمانان استفاده کنند. این هدف فقط با کشته شدن صد هزرا نفر از مردم سوریه و از بین رفتن زیرساخت های آن بدست نمی آید. دلیل عدم حمایت ما از شورشیان تروریست و دلیل حمایت ما از کشور سوریه و مردم سوریه جلوگیری از اجرا شدن این سناریوی شیطانی غرب است. نه این که اعتقاد داشته باشیم سوریه کشوری مردم سالار و حاکم آن نیز فرد کاملاً صالحیست. هر چند به هر حال مردم سالاری در سوریه گسترش یافته است و اصلاحات بشار اسد آینده امنی را برای سوریه به ارمغان خواهد آورد. اما دشمنان می خواهند روند اصلاحات متوقف گردد زیرا در صورت اجرای دموکراسی و اصلاحات در سوریه آنها فرصت خود را برای اشغال سوریه به کلی از دست خواهند داد. ما حتی اعتقاد نداری در درگیری های میان شورشیان خون خوار و ارتش سوریه هیچ تخلفی از طرف ارتش سوریه رخ نداده است. اما این تخلفات را در مقابل جنایات شورشیان وابسته به دیکتاتورهای عربی ناچیز می دانیم و آن را نتیجه شدت جنایات و خشونت های اعمال شده از طرف ترویست های ترکیه و عربستان می دانیم. ما هدف اصلی را فراموش نکرده و به جان و مال مردم سوریه فکر می کنیم. اما بشار اسد نیز مورد حمایت بخش مهمی از مردم سوریه قرار گرفته است و اگر حمایت آنها نبود با وجود دخالت تمام عیار کشورهای عربی و غربی مدت ها پیش ساقط شده بود. به هر حال کشور سوریه به عنوان یکی از معدود کشورهای غیر وابسته و شاهنشاهی عربی و به عنوان یکی از محورهای مقاومت مورد حمایت جمهوری اسلامی است. برای مهم است که کشور سوریه توسط عربستان و آمریکا اشغال نگردد. دلیل حمایت ما از کشور سوریه این مسائل است.


از نه غزه نه لبنان تا عملیات ترورسیتی در سوریه

عملیات تروریستی که اخیراً در سوریه رخ داده اند نشان می دهند معترضان سوری، نیستند مگر تروریست هایی قدرت طلب. اینها برای دست یافتن به قدرت دست به هر خیانتی می زنند و با وطن فروشی آشکار مردم بیگناه را نیز قربانی مطامع قدرت طلبانه ی خود می کنند.  شنیده بودیم که صد ها مأمور امنیتی سوری به دست به اصطلاح معترضان مثله شده اند. اما انفجارهای اخیر پرده از  حقیقتی مهم برداشته است و آن ماهیت تروریستی و خشونت طلبانه به اصطلاح اعتراضات سوریه است. معترضان در واقع تروریستی بیش نیستند و اعتراض آن به نبودنشان در قدرت است. بلی، آن چه که رسانه های غربی با عنوان اعتراضات در سوریه معرفی می کنند این است. کشتار مردم بی گناه. معترضان همان ترویست ها هستند. تروریست هایی شبیه طالبان که خود آمریکا آنها را به وجود آورده است. طالبان جدید را در سوریه تشکیل داده اند تا این کشور امن و مقاوم را تجزیه و ویران کنند و راه را برای اشغال آن هموار سازند. همانند افغانستان. فریب خوردگان سوریه بیدار شوند. همه ی کشورهای غربی و دشمنان مسلمانان با مهره های خود در حکومت های دیکتاتوری عربی باهم متحد شده اند تا سوریه را ویران سازند و آن را اشغال کنند. آنها آدم کش های خود را اجیر کرده اند تا با ایجاد نا امنی در این کشور، زمینه را برای حمله و اشغال آن فراهم سازند. عملیات ترورستی اخیر سوریه به دست دیکتاتورهای عربی و حامیان غربی آنها انجام گرفته است. حمایت ضد انقلاب و فتنه گران از اغتشاش گران و تروریست های سوریه، ماهیت خشونت طلبانه آنها را بیش از پیش فاش ساخته است. امروز دیکتاتورهای عربی، شیاطین غرب و فتنه گران و دشمنان جمهوری اسلامی در یک صف قرار گرفته اند. هدف آنها شکستن محور مقاومت و نابودی ایران است. شعار نه غزه نه لبنان آنها تعبیر یافته است. کسانی که مردم شریف فلسطین و لبنان را عرب ملخ خور می نامیدند به حمایت از تروریست های سوریه برخواسته اند.

شورای نظامی مصر با مردم چه می کند؟



در پاسخ به یکی از مخاطبان وبلاگ که برخورد نیروهای امنیتی مصر با انقلابیون را با برخورد پلیس ایران با اراذل و اوباش مقایسه کرده بود تصویر زیر که مربوط به روز عاشورا در تهران است که در آن تعدادی از وحوش ضد انقلاب و دین ستیز در حال کشتن یک مأمور پلیس هستند ارائه می شود، مقایسه کنید:

و در عکس زیر حضور مردم را می بینید که در همان روز به خیابان آمدند و گروه های تروریستی را فراری دادند:



سوریه یا بحرین مسئله این است

چه فرقی بین سوریه و بحرین وجود دارد؟

اول این که سوریه کشوری است که در مقابل اسرائیل مقاومت نموده و برخلاف اکثر کشورهای عربی متحد اسرائیل نیست. به همین دلیل آمریکا، اسرائیل و انگلیس با این کشور دشمن هستند و او را به دیکتاتوری و نقض حقوق بشر متهم می کنند و مدام تحریم می کنند. البته از نظر شیطان بزرگ و روباه پیر کشورهایی مانند عربستان، اردون، بحرین، یمن و مصر دیکتاتوری نیستد چون متحد اسرائیل هستند.

این است که در جریان نا آرامی های سوریه، آمریکا سوریه را به تحریم تهدید کرده است اما در مورد بحرین چیزی نمی گوید. آمریکا و روباه پیر در تلاشند تا مسائل بحرین را به اختلاف شیعه سنی ربط داده و مسائل سوریه را به دیکتاتوری.

البته مسلماً حکومت سوریه نیز مانند حکومت بحرین دموکراتیک نیست. اما به هر حال حکومت سوریه محبوبیت زیادی در میان ملت دارد و مانند بحرین شاهنشاهی نیست و برخی مولفه های حکومت دموکراتیک را دارد. شاید در سوریه نیز برخورد با معترضین شدید بوده باشد اما ما باید توجه کنیم که اغتشاش گران سوری نیز تعدادی از نیروهای امنیتی را به قتل رسانده اند. اما در بحرین سرکوب به مراتب شدید بوده و اقشار مختلف مردم توسط نیروهای امنیتی خارجی دستگیر، شکنجه و کشته می شوند. در بحرین هزاران نفر ناپدید، کشته یا دستگیر شده اند. در بحرین معلمان، دانش آموزان، ورزش کاران، پزشکان و خدمه بیمارستان ها و  زخمی ها به راحتی ربوده می شوند. مساجد تخریب می گردند. نیروهای امنیتی به خانه ها، مدارس و بیمارستان ها حمله می کنند.

اما بین تظاهرات های بحرین و نا آرامی های سوریه چه فرقی وجود دارد؟ در سوریه اقلیتی خشونت طلب به مبارزه مسلحانه یا خشونت طلبانه با حکومت می پردازند اما در بحرین اکثریتی میانه رو به روش مسالمت آمیز اعتراض می کنند. معترضان بحرینی به روشی خود جوش و بدون حمایت خارجی ها با حکومت مخالفت می کنند و اتفاقا با دخالت ها و کمک نیرهای خارجی سرکوب می گردند. در سوریه اقلیت معترض با کمک گرفتن از انگلیس، اسرائیل، ترکیه، عربستان، قطر و سعد حریری ها به خشونت آفرینی می پردازند. غربی ها از اغتشاش طلبان و تروریست های سوری حمایت می کنند اما از معترضین بحرین حمایتی نمی کنند. به سایت بی بی سی مراجعه کنید به راحتی فرق بین مسائل بحرین و سوریه را مشاهده خواهید نمود.

امروز نگاهی به سایت بی بی سی فارسی انداختم. دقیقا 10 بار کلمه سوریه در آن آمده بود. کلمه بحرین حتی 1 بار نیز در سایت نیامده بود. البته با بررسی این سایت  و سایت های مشابه و شبکه های عنکبوتی شیاطین جهان درخواهیم یافت که آنها با گرفتن ژست زیرکانه بی طرفی، در برخی موارد به نفع مردم بحرین نیز حرف هایی می گویند اما در همان تحلیل هایشان هم به دنبال منحرف نمودن یا وارونه نمودن مسائل هسنتد. برای مثال در مورد بحرین بیشتر اختلاف شیعه سنی را مطرح می کنند و هدفشان این است که بقیه مسلمانان اهل سنت از انقلاب آن ها حمایت نکنند. آن ها به دنبال اختلاف افکنی هستند.

اگر فقط یکی از این اتفاقات در ایران رخ می داد اوباما پیام می داد که من در کنار مردم ایران هستم. اما چه شده است که با وجود این همه جنایت در بحرین کسی در غرب نمی گوید من در کنار مردم بحرین هستم؟ از این جاست که پی می بریم کلمه شیطان بزرگ عبارتی بامسما برای آمریکا و غرب است. کسی از غربی ها نمی گوید بحرین را باید تحریم نمود. و یک سوال نیز مطرح استه که چرا آمریکا مانند لیبی قصد حمله به بحرین را ندارد؟ البته مطمئن باشید آن روز که مردم بحرین به پیروزی نزدیک گردند آمریکا تصمیم به حمله به بحرین خواهد گرفت. او در پشت پرده از حکومت بحرین خواهد خواست تا به راحتی معترضان را سرکوب کند. بعد به بهانه کمک به مردم، به بحرین حمله خواهد نمود و آنجا را اشغال خواهد کرد تا از پیروزی مردم جلوگیری کند. شبیه آن چه که در لیبی می گذرد. البته این آرزو را به گور خواهد برد.

چرا کسی بحرین را تحریم نمی کند، چرا سازمان ملل قطع نامه صادر نمی کند؟ چرا عکس شهدای بحرین و یمن را در مجلس سنا نصب نمی کنند؟ چرا شاهزاده های عربی را به مراسم عروسی شاهزاده انگلیسی دعوت می کنند؟ چرا شاهزاده ها عربی را تحریم نمی کنند؟

به یاد بیاورید که اوباما در جریان اغتشاشات ایران بیانیه داد که من در کنار مردم ایران هستم و حکومت ایران دیکتاتوری است وسرکوب می کند. اما در جریان کشتارهای وسیع در مصر فقط گفت که "مردم" خویشتن داری کنند! ببینید تفاوت را.

فرق است بین حرکت های خودجوش مردمی با حرکت های وابسته که با تحریکات و دخالت های خارجی شکل می گیرد. امیدی به پیروزی حرکت های وابسته نیست.

ما منتظر خواهیم ماند تا حکومت های مستبد و پلیسی و وابسته عربی یکی پس از دیگری سقوط کنند خاور میانه اسلامی جدید ، متحد و بزرگ شکل گیرد. این شکستی بزرگ و تاریخی برای آمریکا و اسرائیل خواهد بود.