قتل یک مادر جوان کار خوبی است !

این قتل باطن کثیف، پلید، خبیث، رذل و فاسد اصلاح طلبان را رو کرد. خوی  آدم کشی، خیانت به همسر اول و هوس رانی آنها را بر ملا کرد.

به دیگران تندرو و چماق به دست می گویند اما خود اسلحه به دست هستند. به غیرت دینی اعتراض می کنند اما خود به اسم غیرت و با تهمت زدن راحت همسران خود را به قتل می رسانند. می گویند با آبروی افراد بازی نکنید اما می کشند و تهمت هم می زنند آبرویش را هم بی جهت می برند. به دیگران ساندیس خور می گویند خودشان خون خوارند. برای هول دادن زنی که به پلیس زن حمله می کند بیانیه ها صادر می کنند اما از قتل همسر توسط یکی از خودشان دفاع می کنند. دم از حقوق زنان می زنند اما از حق همسر و مادر جوان که در حمام خانه اش ناجوانمردانه به قتل رسید دفاع نمی کنند.

نجفی از بزرگان اصلاح طلبان بود. او مورد حمایت خاتمی بود. او مورد حمایت هاشمی بود. او بزرگ دولت روحانی بود. او شهردار پایتخت بود. او برگزیده لیست امید و شورای شهر اصلاح طلب تهران بود. 

کسانی برای کشته شدن سگ ولگرد تجمع کرده و با ریاکاری ژست احمقانه و دروغین حمایت از حقوق حیوانات می گیرند در مقابل کشته شدن مادر جوان سکوت کردند بلکه از آن دفاع کردند. 

اصلاح طلبان، حامیان روحانی و هاشمی و خاتمی، وطن فروشان، شما جانی و قاتل هستید از حقوق زن سخن نگویید شما قاتل زنان هستید، تندروی را به اوج رسانده اید اسلحه به دست هابه دیگران چماق به دست نگویید. شما راحت به همسر خود خیانت کرده زنی دیگر اختیار می کنید. آقای نجفی این طور می خواستی تهران را به شهری امن برای زنان تبدیل کنی؟ 

نجفی فردی پرنفوذ بود. مقامات امنیتی و غیر امنیتی زیادی با او همراهی کردند تا خانواده مقتول را مجبور به بخشش کنند. شاید خانواده مرحومه استاد از قصاص نجفی گذشت کرد اما آیا مردم و جامعه هم گذشت کردند؟ خداوند هم گذشت کرد؟ آیا آن مرحومه نیز گذشت کرد؟

اصلاح طلبان عزیز شما نیز در جنایت نجفی شریک هستید. شما نیز خویی همچون نجفی دارید. تندخویی، تندروی و آدم کشی پیشه ی شماست. شنیده بودم که اصلاح طلبان در اوایل انقلاب مخالفان را نیست می کردند. حال بگویید شما تیر خلاص می زنید یا احمدی نژاد؟! تیر خلاص زدن کار شماست. 

اینا می گفتند احمدی نژاد کارش تیر خلاص زدن بوده و می گفتند اینها فقط اعدام بلدند اما دیدیم که تیر خلاص را هم خودشان می زنند و مردم را هم بی محاکمه در حمام اعدام می کنند. 

 

اشک تمساح اصلاح طلبان برای شبیری زنجانی

نامه آیت الله یزدی به آیت الله شبیری نشان دهنده شجاعت آیت الله یزدی بود. نهی از منکر بزرگان حوزه اشکالی ندارد. اصلاح طلبان همواره می گویند نقد معصوم اشکال ندارد حالا سوال این است که نقد مرجع تقلید اشکال دارد؟ اصلاح طلبان تقلید را کار میمون می دانند اما امروز با دغل بازی ادعای دفاع از مرجعیت دارند.

برخی که تاکنون اسم آیت الله شبیری زنجانی را هم نشنیده بودند، برخی که به عمر خود یک خط از یک رساله عملیه را نخوانده اند و برخی که اصلا به عمر خود تقلید نکرده و شاید نماز هم نمی خوانند یک شبه مدافع مرجعیت شده و ریاکارانه اشک تمساح می ریزند.

هوچی گری رسانه ای اصلاح طلبان و روزنامه ها و کانال های زنجیره ای آنها مسئله تازه ای نیست. خیال نکنند با چند تیتر و ژست های دفاع از مرجعیت که به قد و قواره آنها نیم آید می توانند فضای ارعاب ایجاد کنند. دفاع اصلاح طلبان از مرجع تقلید مانند جوک خنده دار است.

همه می دانند اصلاح طلبان در باطن خود دین ستیز ، غرب گرا، لیبرال و منافق و ریاکارند.

اغتشاشات اخیر

کسانی که در سال های گذشته به مردم می گفتند اگر تقلب شده بریزید بیرون و از شورش و اغتشاش خوشحال می شدند امروز که خود دولت و مجلس را در دست دارند از اغتشاش ناراحت اند.

واقعیت این که بعد از شکست داعش خارجی امروز با داعش داخلی مواجه هستیم. اعتراضات مردمی تمام شد. آشوب گران کنونی هیچ ارتباطی با اقشار محروم معترض ندارند و بیشتر شبیه داعش هستند و در خیابان ها به تخریب و قتل و جنایت و سوزاندن مشغولند. 

شعار علیه روحانی در روز قدس و نامه ی بی سلام هاشمی

هاشمی در نامه ی بی سلام سال 88 خود خواستار برخورد با احمدی نژاد می شود و می نویسد:
"با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم."

شایسته است آقای روحانی حداقل بخشی از این نامه بی سلام را بخوانند چون شامل حال ایشان می شود. ایشان که با تهمت های خود اشخاص، رقبای انتخاباتی و ارکان نظام را زیر سوال برده به آن ها می تازد مخاطب همین نامه است.
و نمونه آتش فشان های سوزان همین اعتراض و شعارهای بخش کوچکی از مردم در راهپیمایی روز قدس است.

درباره شعار علیه روحانی در روز قدس

تیتر همه ی روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلبان و دولتیان به این شعارهای یک عده ی محدود که یک ده هزارم مردم هم نمی شوند اختصاص پیدار کرد. نهایت سوء استفاده خود رو کردند. مظلوم نمایی کردند در حالی که در فتنه 88 از شعار های نه غزه و نه لبنان و خراب کاری و آتش زدن اموال عمومی خوشحال بودند و سکوت کرده بودند. چرا همین روزنامه ها و اشخاص در برابر اهانت های مکرر به احمدی نژاد سکوت کرده بودند؟ یا اهانت به رهبر و دیگر اشخاص نظام در فتنه 88 و بعد از آن. همچنین استفاده از عبارت خودسر برای این افراد جای این سوال را دارد که مگر قرار است مردم همه از کسی دستور بگیرند؟ مگر برای اعتراض باید منتظر فرمان کسی باشند؟ آیا مردم حامی اصلاح طلبان و روحانی برای شورش و فتنه منتظر دستور سران فتنه و روحانی و ... هستند؟


وقتی رئیس جمهور در روز قدس از توئیتر پیام ارسال کند در حد سخنان ضد انقلاب و به نهاد های انقلاب بتازد و حمله کند آیا عجیب است که یک تعداد از مردم شعاری علیه روحانی بدهند؟ مگر قرار بوده کسی انتقاد نکنه؟
اصلاح طلبان به جای سوء استفاده بیایند و روحانی را توجیه کنند که کمتر به نهاد های نظام بتازد و کمتر به منتقدان توهین کند. کمتر دنبال بزرگ نمایی اتفاقات این چنین باشند.


همچنین برخورد گاز انبری، پلیسی، امنیتی، قضایی با معترضان و شعار دهندگان کار درستی نیست. زندانی کردن کسی فقط به جرم یک شعار کار درستی نیست. وزارت کشور و اطلاعات بهتره فعلا حواسشون به سایه ی جنگ داعشی ها باشه جلوی قاچاق دولتیان و دختران آنها رو بگیرن.

 

آرای حرام و بیانیه های انتخاباتی وزارت کشور

چند نکته در پاسخ به بیانیه های وزارت کشور در مورد انتخابات:

1-من در یکی از حوزه ها از عوامل اجرایی بودم. خود شاهد بودم که به علت مدیریت فوق ضعیف فرمانداری رأی گیری با یک ساعت تغییر آغاز شد. همچنین در سیستم الکترونیکی شناسایی هویت ایرادی وجود داشت که باعث کندی کار می شد. در شعبه ما تا ساعت 12 شب رأی گیری صورت گرفت. اما در ساعت دوازده اعلام کردند دیگر نباید رأی گیری صورت گیرد و حدود 50 نفر بدون رأی دادن به خانه ی خود رفتند. حتی از عوامل اجرایی صندوق 5-6 نفر فرصت نکردند تا رأی دهند. این یک نقیصه ی آشکار است که در اکثر شعبات رأی گیری رخ داده و مسئول آن وزارت کشور و به علت مدیریت ضعیف آنهاست.


2-این آقایان که هر روز بیانیه ای صادر می کنند در 88 کجا بودند؟ وقتی امثال خاتمی که هر روز آقای وروحانی از ایشان تعریف و تمجید می کند نظام را به تقلب متهم می کردند. شورای نگهبان، وزارت کشور، دولت، سپاه و حتی رهبری را متهم می کردند. اینها که آن زمان خوشحال بودند یا سکوت کرده بودند و امروز از مدعیان تقلب آن زمان تمام قد دفاع می کنند از یک اعتراض ساده مسالمت آمیز قانونی دیگران در دوره ی خود بر آشفته نشوند. در تاریخ خواهند نوشت که دولت روحانی رأی 4 میلیون نفر را از بین برد. 4 میلیون نفر را از رأی دادن محروم کرد. این اشکال اکثرًا در مناطقی بود که مردم آنجا بیشتر حامی رئیسی بودند. این 4 میلیون می توانستند نتیجه انتخابات را طوری عوض کنند که انتخابات به دور دوم کشیده شود. البته وزیر کشور از اول تصمیم داشت تا انتخابات به دور دوم کشیده نشود و اعلام هم کرده بود. گویا علم غیب داشت. و معلوم نیست چرا جرأت اعلام آمار تفکیکی را ندارند.


3-منظور از آرای حلال آرایی است که با راست گویی به دست آیند. آرای حرام آرایی است که با دادن وام های ده میلیونی به دهداران، وعده های دروغ، مردم فریبی، دروغ گویی، افترا و تهمت زدن، ارسال پیامک پرداخت مجدد یارانه به افرادی که یارانه آنها قطع شده بود، اعلام مشاهده سهام عدالت در سایت در آستانه انتخابات، پرداخت حقوق یک هفته زود تر از پایان ماه به کارمندان بر خلاف چهار سال گذشته، فیلتر کردن سایت کارانه قالیباف و راه اندازی سایت نمایشی کاروزی روحانی در آستانه انتخابات، سوء استفاده گسترده از امکانات دولتی و بیت المال برای تبلیغات روحانی و تخریب رقبا، رقیب هراسی افراطی، تراسندن ملت از جنگ خیالی، افتتاح های چندباره و نمایشی در آستانه انتخابات، وارد کردن یک نامزد پوششی با دروغ گویی و فریب کاری، در حالی که اوایل رسما اعلام می کرد تا آخر خواهد بود و پوششی نیست اما در آخر کنار رفت، ورود مدیران اجرایی و کابینه به انتخابات، تهدید و تطمیع مدیران مدارس برای همکاری با ستادهای روحانی، اختلاط و فساد در ستاد ها و مراسمات روحانی و مانند اینها به دست می آید.

حمله به سفارت عربستان !

در مورد بهانه قرار دادن حمله به سفارت عربستان که روحانی و جهانگیری در مناظره مطرح می کردند:

اگر حمله به سفارت کار سفیهان باشد پس خانم ابتکار از همه سفیه تر است که به سفارت آمریکا حمله کرد. کسی سفیه است که کشتار 500 حاجی ایرانی در منا را نادیده بگیرد. تجاوز به دو نوجوان ایرانی را نادیده بگیرد. اعدام بزرگان شیعه در عربستان را نادیده بگیرد. و خیال کند مشکل عربستان با مذاکره حل می شود. رابطه ی ایران و عربستان بسیار قبل تر از ماجرای اعتراض یک عده در مقابل سفارت عربستان، شکر آب شده بود. سخنان تندی بین روحانی و ظریف و شاه زادگان عربستان رد و بدل شده بود. حتی رابطه آنها با هاشمی هم خراب شده بود! اینها ربطی به سفارت ندارند. قبل از آن منا رخ داده بود. قبل از آن به نوجوان ایرانی تجاوز کرده بودند. قبل از آن به داعش کمک می کردند. قبل از آن ایران را بارها تهدید می کردند. قبل از آن با اسرائیل هم پیمان شده بودند. قبل از آن به یمن حمله کرده بودند. روحانی اگر می توانست رابطه ی بین ایران و سعودی را درست کند قبل از این ماجرا درست می کرد و به اندازه کافی وقت داشت. رابطه بین الملل این گونه نیست که با شکستن چند شیشه در سفارت توسط عده ای معترض خراب شود. شاید اگر دولت روحانی حق کشته های منا را می گرفت، خانواده آنها و یا دیگران این گونه اعتراض نمی کردند. البته به جای سفارت بهتر بود به نهاد ریاست جمهوری حمله کنند. به یاد روزهایی که این سفیهان می گفتند تقلب شده و کل شهر رو به آتش کشیده بودند و این باعث شد دشمن جری شده و تحریم ها را اعمال کند. در واقع عامل تحریم ها همین روحانی و خاتمی و هاشمی بودند. البته خوب کاسبی تحریم کردند. در زمان تحریم با صرافی صفدر حسینی و برادر روحانی هزاران میلیارد به جیب زدند و مدتی بعد با همین تحریم ها رئیس جمهور شدند. اگر عربستان دنبال آشتی و مذاکره بود باید همان زمان که روحانی پیروز شد، دوست می شدند. منتظر چند سال بعد نمی ماندند. اگر عربستان دنبال مذاکره بود با شیشه سفارت مذاکره را رها نمی کرد. حمله به سفارت در جهان معمول است. بارها در کشورهای دیگر به سفارت ایران و بسیاری از سفارت های کشورهای دیگر حمله شده و خساراتی وارد شده. اینها اعتراضات مردمی است و طبیعی است. همین چند روز پیش در جریان انتخابات ضد انقلاب در اروپا به سفارت ایران جمله کردن و رنگ پاشیدند و خسارت هایی وارد کردند. آیا دولت ما آن کشور اروپایی را محکوم کرد؟ یا دولت آن کشور حمله کنندگان را بازداشت و محاکمه کرد؟ در حالی که حمله کنندگان اعضای گروهک منافقین بودند که روحانی ریاکارانه و برای عوام فریبی از اعدام آنها در اوایل انقلاب که به دستور امام و توسط دوستان و همفکران خود روحانی اعدام شدند نالان بود. دولت است که وظیفه دارد از سفارت دفاع کند. از بی عرضگی خودشان است که در برابر اعدام شیخ نمر و کشتار حاجیان سکوت کردند و موجب فوران آتش فشان هایی شدند که از سینه های سوزان تغذیه می شد و نتوانستند مدیریت کنند. بعد از آن اتفاق روحانی آن حرکت را به شدت محکوم کرد و دستور بازداشت گازانبری آنها و لوله کردن آنها را صادر کرد. آنها همه بازداشت و محاکمه و محکوم شدند. فقط ماند که در نماز جمعه دار بزنند یا تحویل عربستان بدهند که گردن بزنند. روحانی هم عذرخواهی کرد. اما قبل از آن عربستان سفیر ایران در لبنان را در منا کشته بود! حقارت از این بیشتر می شود؟ اگر عربستان عقل داشت و دنبال مذاکره بود قطعا با شکستن چند شیشه و در شرایطی که گفته شد و روحانی محکوم کرد و اینها را محاکمه کردند مذاکره را ول نمی کرد. پیشنهاد می کنم مدافعان حرم نیز از سوریه برگردند. چرا جان خود را به خطر انداخته اند؟! برگردند و اجازه دهند ظریف برود و لبخندی بزند و با داعش و عربستان و آمریکا مذاکره کرده مشکل را در یک شب حل کند.

خدایا به سفیهان نجومی بگیر یک جو عقل عنایت فرما و آنها را از بیشعوری نجات ده.

در مورد شهربانو امانی عضو جدید شورای شهر تهران !

در مورد قائله ی 25 بهمن 89 :
اكبر هاشمي رفسنجاني نيز بعد از مدتها زبان به سخن گشود و گفت:
"باید همه اقشار جامعه به قانون احترام بگذارند و هر اقدامی که با قانون مطابقت نداشته باشد ضربه‌زننده به مملکت و خود انسان و به فتوای امام راحل(ره) حرام است ...ما باید با درایت و وحدت کامل در برابر توطئه‌های قدرت‌های بیگانه متحد باشیم."
" در تمام دوران پس از انقلاب اسلامی، همواره مورد هجوم امواج منفی رسانه های استکباری قرار داشته ایم چرا که آنان با انقلاب، اسلام و ملت ایران که منافع استعماری آنان را به خطر انداختند، مسئله دارند.
علي اكبر #ناطق_نوری نيز گفت: "اقدام عده ای در ایجاد فتنه و تخریب در روز 25 بهمن غیرقانونی ، غیرشرعی و شرم آور بوده و به شدت محکوم است."
وي افزود: "قوه قضائیه باید براساس قانون و عدالت اسلامی با مسببان این حادثه شرم آور و ضد انقلابی برخورد قاطع کند. این عده متاسفانه در حساس ترین شرایط منطقه خاورمیانه ، روز 25 بهمن دست به کاری ضدانقلابی زدند و خوراک تبلیغاتی برای دشمنان اسلام و انقلاب فراهم کردند اما دشمنان بدانند که ملت ما مثل 32 سال اخیر پای انقلاب ، اسلام ، ارمانهای امام ، رهبری و ولایت فقیه ایستاده است و همگان سخن امام را فراموش نمی کنند که می گفت اگر می خواهید کشورتان اسیب نبیند دست از ولایت فقیه برندارید."

و در نهايت حسن #روحاني در واكنش به افتضاح سران فتنه در اين روز اعلام داشت: "حرکت 25 بهمن گروهي فريب خورده کاملاً محکوم است و قوه قضاييه بايد براساس وظايف ذاتي خود نسبت به اين حرکت ضدانقلابي اقدام کند."
وي افزود: "حرکت ضداسلامي و ضد ملي 25 بهمن از يک سو مي خواست فرياد قاطعانه ملت ايران در روز 22 بهمن را تحت الشعاع قرار داد و از سوي ديگر وسيله اي براي انحراف افکار مردم منطقه از دشمنان اصلي يعني آمريکا و رژيم صهيونيستي و شکست اخير آنان گردد."

اما لازم است بدانیم که نفر چهارم لیست امید که وارد شورای شهر تهران شد خانمی به اسم شهربانو امانی است که از بازداشتی های فتنه ی 25 بهمن 90 است! همان فتنه ای که روحانی خواست قوه ی قضائیه با مسببان آن برخورد کند و آن را حرکت ضد انقلابی گروهی فریب خورده نامید. یعنی همین خانم جز این عده ی ضد انقلاب و فریب خورده است که باید دستگاه قضا او را بازداشت و محاکمه می کرد.
اما او اینک با حمایت دولت وارد شورای شهر تهران شد.

خانه نشین شدن خاتمی یا احمدی نژاد !

آقای روحانی . برای ما سخنان خاتمی یا هاشمی نان نمی شود. ما کار می خواهیم. درآمد می خواهیم. چطور وقتی درآمد مدیر شما 60 میلیون می شود و هزینه نهاد ریاست جمهوری 4 برابر می شود این منبعش تأمین است اما وقتی قراره حق مردم داده باشه نمی شه؟ پدرم در دوره شما بیکار شد. خودم هم با فوق لیسانس حقوقی می گیرم که برای خرید گوجه فرنگی هم مشکل دارم. شغلم هم شغلی است که با دیپلم همی می توانستم . در همه جای جهان به دانشجوی دکتری حقوق می دهند تا فقط تحقیق کند. اما ما 4 سال دکتری را با بدبختی خوانده ام بدون ریالی کمک از دانشگاه. 16 آذر می خوام چیکار؟ که علی مطهری برایم سخنرانی کنه؟ این چه دردی از من دوام می کنه.
روحانی رقیب خود رو به احمدی نژاد مربوط می کنه. همه می دونن که قالیباف و رئیس هر دو منتقد احمدی نژاد هستند و هیچ ارتباطی با احمدی نژاد ندارند.
اما احمدی نژاد منتخب مردم بود. اگر خاتمی خوب است هاشمی خوب بود چرا احمدی نژاد نباشد؟ چرا به رأی مردم احترام نمی گذارند؟ چه کسانی در دوره احمدی نژاد با شورش و خیانت نگذاشتند کار کند؟ چه کسی به اندازه احمدی نژاد برای مردم خانه ساخت.
می گوید چرا خاتمی رو خانه نشین کردید. خاتمی که اصلا انتخابات رو قبول ندارد. نظام رو تقلب متهم می کند. پس شما با تقلب روی کار آمدید. با تقلب احمدی نژاد. خاتمی در 88 مردم رو دعوت به شورش های خیابانی کرد. شما رئیس امنیت ملی هستید شما خود عامل حصر و محدودیت هستید. پس فرافکنی و عوام فریبی نکنید.
می گویید چرا بزرگان رو خانه نشین کردید!؟ خب ! احمدی نژاد هم رد صلاحیت شد. و ممنوع التصویر است. سال هاست که صدا و سیما یک سخنرانی یا عکس او رو پخش نکرده. پس چرا در این مورد چیزی نمی گویید . چرا این قدر انحصار طلب هستید و فقط خودتان را قبول دارید. اگر مردم به شما رأی دهند کار خوبی کردند اگر رأی ندادند اشتباه کردند؟ احمدی نژاد 24 میلیون رأی داشت. احمدی نژاد در انتخابات هاشمی رو شکست داد. اینا مردم نبودند؟ اون انتخابات رو خود خاتمی اجرا کرد. پس شما انحصار طلب هستید و می خواهید قدرت رو قبضه کنید. اما 11 روز دیگر دوران دیکتاتوری شما تمام می شود و نجومی بگیران باید با قدرت خداحافظی کنند.

به عنوان دانشجوی سال آخر دکتری فیزیک می گویم 16 آذر مال خودتان. علی مطهری و سخنرانی هایش مال خودتان. آزادی مال خودتان. دانشجو اول حمایت از تحقیق می خواهد. دانشجو در اولیه ترین نیازهایش مانده است. در خوابگاه و غذا! در هزینه های تحصیل. به فکر آینده و بیکاری است. 

 

از گلونیست تا سبز

بعد از کودتای کودکانه  و کاریکاتوری ترکیه که خنده دار ترین کودتای تاریخ بشریت بود دولت این کشور به ریاست اردوغان فضای امنیتی شدیدی را در ترکیه ایجاد کرده است. دستگیری های گسترده هزاران قاضی، هزاران معلم و استاد دانشگاه، هزاران کارمند، هزاران نظامی و غیر نظامی، صدها بازرگان و  تعطیلی صدها و هزاران مدرسه و مراکز مختلف ، این های بخشی از اقدامات دولت اردوغان با مخالفان است. بهانه این برخورد های امنیتی بی سابقه کودتای ناکام و کاریکتوری اخیر ترکیه است که گفته می شود توسط طرفداران عبدالله گولن پی ریزی شده بود.

اما چندی پیش در سال 88 نیز در ایران کودتای مخملی ناکام اتقاق افتاد. در این کودتای مخملی شکست خورده های انتخابات به پیروی از کودتاهای مخملی در چند کشور دیگر به روش های مختلف مانند شورش ها و تخریب های خیابانی، حمله به مراکز امنیتی، انتظامی، نظامی، دولتی، عمومی و مذهبی  و اقدامات رسانه ای به مقابله با دولت، انتخابات و نظام پرداختند. کودتاگران و فتنه گران به علت نداشتن پشتوانه های واقعی شکست خوردند. زیرا بنیان حرکت آنها بر اساس دروغ ها و اتهامات دروغین استوار بود و پشتوانه مردمی آنها به علت برملا شد ادعاهای دروغین آنها به سرعت از بین رفت.

اگر قرار بود روزی دولت ما هم به مانند اردوغان رفتار کند اصولا همه نزدیکان خاتمی و موسوی و هاشمی در زندان بودند. امروز باید عناصری مانند ربیعی که وزیر دولت روحانی هستند در زندان بودند. بسیاری از مدیران ارشد دانشگاه آزاد و بسیاری از اعضای هیئت علمی که در زمان خاتمی و هاشمی بورسیه و استخدام شده و در فتنه 88 از همراهان فتنه گران بودند به زندان می افتادند. اما هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتاد.

حسن خمینی و خاتمی . کرکس مرده خور و روباه

سبد کالای خالی حاصل پلمپ هسته ای

در حالی که بعد از اجرایی شدن توافق ننگین هسته ای و پلمپ تأسیسات هسته ای قیمت دلار حتی به اندازه 50 تومان هم کاهش پیدا نکرد دولت دروغ گویان و فریب کاران در روزنامه ایران خود تیتری فریب کارانه زد که "سقطو قیمت ارز و سکه در گرمای تواق ژنو". زیرا این دولت دولتی دروغ گو، فریب کار و ریاکار است. دولتی که مردم خود را تحقیر می کند. دولتی که با ریاکاریی و فریب کاری از سبد کالا سخن می گوید در حالی که فقیر ترین اقشار جامعه نیز از آن بی نصیب می مانند. دولت سرمایه دارها و میلیاردر ها. سبد کالای دولت خالی بافان نیز خالی از آب درآمد.

دولتی با وزیر صنعتی که دارایی هزار میلیاردی دارد ! دولتی متشکل از ثروتمندان و تاجرزاده ها و فتنه گران افراطی . دولتی که وزیر نفت اش با قسم دروغ به خدا به وزارت رسید. دولتی که وزیر خارجه اش با پارتی بازی سربازی نرفت. دولتی که منتقدان داخلی را تند رو و قانون شکن و اهانت کنندگان و تهدید کنندگان خارجی را منطقی و مؤدب نامید. دولتی که روزنامه منتقد داخلی را توقیف کرد و به دنبال آزادی سایت های آمریکایی است !

این دولت در ادامه سیاستی که خودشان آن را گداپروری می نامیدند ادعا می کند که می خواهد به مردم خود سبد کالا بدهد! در اقدامی تعجب برانگیز این سبد به همه کارمندان دولت (از رئیس جمهور و معاونان و وزار گرفته تا کارمندان عادی) تعلق می گیرد اما در مورد کاگران فقط به کارگرانی با حقوق کمتر از 500 هزار تومان! با این روش کارمندی با حقوق 5 میلیون سبد کالا دریافت می کند اما کارگر با حقوق 501 هزار تومان نمی گیرد. خبرنگار سبد کالا می گیرد قالیباف نمی گیرد. استاد دانشگاه سبد کالا می گیرد کارگر ساختمانی نمی گیرد. این بزرگ ترین افتضاحی است دولت تدبیر به با آورده است. یک فساد اقتصادی بزرگ که آبروی این دولت برد. گویا قرار بوده آقایان برنج های وارداتی خود را بفروشند . گویا سودهای میلیاردی حاصل از واردات برنج هندی دلیل دادن سبد بوده است!

آیا پیام انتخابات 92 مجوز دیکتاتوری است؟

"برخی هنوز صدای ملت را در ۲۴ خرداد نشنیده‌اند."

این سخنی است که رئیس جمهور ما بارها و بارها آن را تکرار کرده است. درست و اتفاقاً بسیار شبیه سخن افراطیون اصلاح طلب در دوران اصلاح طلبان که بارها و بارها بر سر منتقدان می کوبیدند که شما پیام دوم خرداد را نگرفته اید ! امروز این خوی منتقد ستیزی و دیکتاتور منشی در این دولت بروز کرده است. می خواهند دهان منتقدان را ببندند. هنوز کار خود را شروع نکرده یک هفته نامه اصول گرا را بستند. دو روزنامه اصول گرا را به مراجع قضایی معرفی نمودند. و بر منتقدان برچسب اسرائیلی و افراطی زدند. زیرا آنها بسیار دیکتاتور و انحصارطلبند.

از کدامین پیام سخن می گویید؟ آیا پیام انتخابات 24 خرداد بستن دهان منتقدان بود ؟ آیا پیام آن دیکتاتوری اکثریت 51 درصد بر اقلیت 29 درصد بود؟ آیا پیام آن خودمحوری و انحصار طلبی بود؟

اما واقعیت آن است که اول پیام انتخابات 24 خرداد این بود که مردم این کشور به نظام خود اعتماد دارند. این در حالی بود که دشمنان و فتنه گران و برخی از عناصر دولت جدید در آن زمان بر طبل تحریم می کوبیدند و بارها دولت و نظام را به تقلب و دیکتاتوری متهم می کردند ! آیا اگر مردم به دولت احمدی نژاد، شورای نگهبان و نظام اعتماد نداشتند و با وجود همه اتفاقات فتنه 88، و در حصر بودن موسوی و کروبی بازهم به پای صندوق ها می آمدند؟ بلکه حضور مردم نشان داد نتیجه انتخابات 88 بسیار درست و دقیق بوده است. بلکه نشان داد مردم به نظام خود و دولت احمدی نژاد و شورای نگهبان نهایت اعتماد را داشته اند. اما نتیجه انتخابات 92 و پیروزی شخص روحانی بر توهم تقلب در انتخابات 88 مهر بطلان زد. پیام انتخابات 92 اعتماد و اعتقاد مردم به نظام بود. این پیام اصلی انتخابات 92 بود.

پیام انتخابات 92 این نبود که عده ای با سوابقی سرتاسر افراطی گری و فساد اقتصادی بر مرکب قدرت بنشینند و بخواهند دوباره آغاز دوران دیکتاتوری و تک صدایی زمان هاشمی و خاتمی را کلید زنند. مردم نمی خواستند که دورانی آغاز شود که در آن بگویند باید رئیس جمهور مجلس را منحل کند! کارت زرد مجلس به دولت بی ارزش است ! سوال نمایندگان از وزرا خوب نیست ! مجلس باید تابع دولت باشد! این سخن مردم نبوده و نیست. سخن مردم این نبود که نه چرخ هسته ای بچرخد و نه زندگی مردم ! سخن مردم این نبود که فقط چرخ خانواده هاشمی بچرخد. این سخن و پیام مردم در انتخابات 92 نبود.

پس آنهایی که جو قدرت آنها را سرمست ساخته است پنبه های توهم را از گوش خود درآورده و به صدای واقعی مردم گوش دهند و بدانند رأی مردم به معنای این نیست که کسی را بر تخت بنشانند و تاج بر سر او بگذارند تا بر آنها شاهی کند ! بلکه مردم با رأی خود مسئولیت را به افراد می دهند تا پاسخگو باشند. نه این که سوال مردم را پاسخ ندهند و فقط تلفن های سران شیطان پرست غرب را پاسخ دهند.

آقای ظریف زود جوش نزن

آقای روحانی و ظریف زیاد در پاسخ دادن به انتقاد ها عجله نکنید. هنوز به شما کوتوله، دیکتاتور، جنابت کار، متقلب، دروغ گو، دزد، بی فرهنگ، یک هفته حموم نرفته، لپ لپ، منحرف، یهودی زاده، ضد روحانیت، جادوگر، رمال، مرتاض، دولت سیب زمینی، افراطی و متجر، عوام فریب و پوپولیست، بی سواد و بی فرهنگ نگفتن.

طلب سال 88 محمدرضا خاتمی


قانون مجازات اسلامی برای مفسدان فی الارض مانند کروبی و موسوی

ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی :


"هر کس به طور گسترده‌، مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرایم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک، یا دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آنها گردد به گونه‌ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی، یا سبب اشاعه فساد و فحشاء درحد وسیع گردد، مفسد فی‌الارض محسوب و به اعدام محکوم می‌گردد"


آن مرد با داس آمد


از این پس باید در کتاب های اول ابتدایی بنویسند: "آن مرد با داس آمد"

داس روحانی بهتر از کلید او کار کرد. آنها در مدت کوتاهی همه را عزل کردند تا رکورد جدید برای خود به ثبت برسانند. همان طور که رکورد دستور برای گران کردن را هم شکستند. دولتی که در آغاز کار خود دستور داد قیمت روغن را افزایش دهند. دستور داد قیمت دلار کاهش پیدا نکند. دستور داد هزینه آب و برق و تلفن افزایش پیدا کند. دستور داد مسکن مهر را تعطیل کنند. دستور داد مصوبات دولت قبل لغو شوند! دستور داد استخدام ها را متوقف کنند. دستور داد مرخصی ها را کم کنند. دولت تدبیر و امید با داس آمد و فسیل های 16 سال پیش ویلچر نشین و سرم به دست را بر سر کار آورد. کسانی که 4 سال پیش می گفتند این نظام جنابت کار و قاتل و دروغ گو و متقلب است امروز خود وزیر و معاون و وکیل همین نظام شده اند ! دولتی که از هاشمی فرمان می برد. دولتی که اعضای آن را سرمایه داران و ثروتمندان مرفه و بی درد و صاحبان شرکت های فراوان تشکیل می دهند ! دولتی که رئیس دفتر رئیس آن دولت خود یک سرمایه دار و تاجر و نماینده ثرتمندان کشور است ! این چنین دولتی دولت سرمایه داران است نه دولت مردم. این چنین دولتی نماینده سرمایه داران است نه مردم. دولتی که با وعده کاهش قیمت ها آمد و دستور به افزایش قیمت ها داد. اینک آن ها که در روستا و بالای شهر شادمان اسم روحانی را بر روی برگه های رأی می نوشتند سکوت اختیار کرده اند. آنها با آمریکا ها هم مذاکره کردند ! مذاکره ای که قرار بود همه مشکلات کشور را صد روزه حل کند! اما تنها اتفاقی که افتاد این بود که ما را در پرونده هسته ای 3000 روز با عقب بازگرداند و آن دوباره از گزینه نظامی روی میز سخن گفتند و از ما خواستند دوباره هسته ای خود را تعطیل کنیم تا نوبت به بقیه مسائل برسد.

دولت دروغ گویان کار خود را آغاز کرد

دولتی که وزیر نفت اش با قسم دروغ وزیر شد. دولتی که وزرایش در 88 دروغ های بسیار گفتند. دولتی که وعده های دروغ داد. دولتی که ریاکار و دوروست. دولتی که افراطی است اما به دروغ خود را اعتدال گرا می نامد. دولتی که جناحی است اما به دروغ خود را فراجناحی می نامد. دروغ گو ترین دولت تاریخ ایران تشکیل شد.

حقوق دان و اروکشی خیابانی !


دولت راست گویان کار خود را با قسم دروغ زنگنه آغاز کرد

دولت راست گویان کار خود را با قسم دروغ وزیر نفت آغاز کرد. خدا عاقبت آن را به خیر کند. کرسنت ها بی گیری خواهد شد. فرزندان هاشمی با دم خود گردو می شکنند. استات اویل ها بسیار بود.

هاشمی مانند خوارج و طلحه و زبیر است

آقای هاشمی خیال نکند با رئیس جمهور شدن روحانی او رئیس جمهور شده یا جرایم خانواده اش فراموش خواهند شد. یا دیکتاتوری های دوران او فراموش خواهد شد. یا تورم های 50 درصدی دوران اشرافیت سالاری او فراموش خواهند شد. بلکه ما ول نمی کنیم. به قول دخترش. ما ول نخواهیم کرد و تا انتقام عاشورای-88 را از خوارج نگیریم ساکت نخواهیم نشست.

آقای هاشمی خوارج شما هستید. همسر و فرزندان و دوستان شما. زیر دستان شما. کسانی که علیه ولی فقیه و دموکراسی و مردم و رأی مردم و مردم سالاری و نظر مردم در سال 88 شورش کردند. ریختن بیرون! آتش زدند. شکستند. ویران کردند. کشتند. خیمه های عزاداری آتش زدند. مسجد آتش زدند. لباس از تن مردم در آوردند. آتش فشان راه انداختند. خروج کردند علیه اسلام و حکومت اسلام و ولایت فقیه.

اما واقعیت آن است که هاشمی مانند طلحه و زبیر است. او به قدرت و رفاه عادت کرد. او رأی مردم به احمدی نژاد را تحمل نکرد. او دوست دارد همیشه خود رئیس باشد. عشق این شخص به مقام و ریاست وصف ناشدنی است.

نظریه فرزند سمنان یا داماد لرستان

بررسی های علمی نشان داده است در سه دوره متوالی انتخابات ریاست جمهوری در ایران، فرزند سمنان پیروز انتخابات بوده است. همچنین یک بررسی دیگر نشان می دهد که در 7 دوره متوالی انتخابات ریاست جمهوری، فردی از حاشیه کویر پیروز انتخابات بود است. هاشمی از کرمان، خاتمی از یزد، احمدی نژاد از سمنان و روحانی از سمنان.

یک بررسی دیگر نشان می دهد که با وجود این که دو تن از نامزدهای انتخابات 92 ، یعنی آقایان جلیلی و قالیباف هر دو فرزند خراسان بوده اند اما آقای روحانی که یک فرزند سمنان است توانسته است در خراسان بیشترین رأی را کسب کند!

بر این اساس به نظر می رسد نظریه داماد لرستان و فرزند آذربایجان روشن فکر ترین زن ایران یعنی خانم زهرا رهنورد منسوخ شده است.خاطر نشان می گردد این نظریه در سال 88 به عنوان ملاک تقلب در انتخابات از طرف آن زن روشنفکر مطرح گردیده بود.

نکته ای در ارتباط با حسن روحانی

به دلایلی کاملا منطقی اعتقاد دارم که فقط روحانی لیاقت ریاست جمهوری را داشت. من طرفدار روحانی نیستم. من به روحانی رأی ندادم و هیچ گاه نیز به چنین اشخاصی رأی نمی دهم. او در زمان تبلیغات عوام فریبی ها، فریب کاری ها و سیاه نمایی ها داشت. اختلاف نظر جدی بین امثال من و روحانی در زمینه های زیادی وجود دارد. اما او لیاقت داشت زیرا او از مطالبات بخش مهمی از جامعه اطلاع داشت اما دیگر نامزدها چنین نبودند. او توانست اعتماد مردم را جلب کند پس لیاقت دارد. باید به نظر مردم احترام گذاشت. نباید نظام و دولت را به تقلب متهم ساخت. نباید به مردم اهانت نمود. هر چند رأی روحانی رأی قاطعی نیست. او صرفا هفت دهم درصد بیشتر از نصف آرا را کسب کرده است. یعنی نزدیک به نصف مردم به نامزدهای دیگری رأی داده اند. اما به هر حال او به گفته خودش رئیس جمهور همه ماست. ما به او احترام می گذاریم. من پیروزی او را به فال نیک می گیریم. ما برای پیروزی و موفقیت او در کار ریاست جمهوری دعا می کنیم. ما آرزو می کنیم و امیدواریم او کشور را به بهترین شکل اداره کند. ما نه آتش می زنیم و نه می شکنیم. بلکه به او تبریک می گوییم. ما از شادی هواداران او شاد هستیم. ما چشم دیدن شادی علاقمندان او را داریم. ما شیرینی انتخابات را برای هواداران او تلخ نکردیم.

اما من وابسته به هیچ گروه و حزبی نیستم. من ابایی از هر انتقاد تندی علیه این و آن ندارم. این وبلاگ تند ترین انتقادات را به احمدی نژاد منتشر نموده است. در حالی که نویسنده وبلاگ خود به احمدی نژاد رأی داده است. پس چگونه ممکن است در مقابل کسی که به او رأی نداده است کرنش نشان دهد؟ هدف من هیچ گاه تخریب نبوده است. برای من این جناح و آن جناح فرقی ندارد. پس اگر از این به بعد انتقادی علیه روحانی در این وبلاگ مشاهده کردید باید بدانید ارتباطی با نگاه جناحی ندارد. حتی تا امروز نیز بعد از پیروزی روحانی مسائلی وجود داشته است که به علت مراعات جشن پیروزی انتخابات در برابر آن تقریباً سکوت کرده ام. تا مدتی نیز به این سکوت ادامه خواهم داد زیرا درست نیست در همین شروع کار انسان به تلخی پاسخ گوید. باید اجازه داد دولت تشکیل گردد و کار خود را بدون حاشیه آغاز کند. به شرطی خود آنها در دام افراطیون نیفتند و حاشیه سازی نکنند. اما روحانی تا امروز نشان داده است چندان علاقه ای به افراطی گری یا حاشیه سازی ندارد. هر چند تکرار مکرر نام خاتمی و هاشمی کاری نامناسب و نوعی تفرقه افکنی بود امید آن است که بعد از این مسائل بهتر از این پیش روند. به هر حال کسی که ادعای فرا جناحی بودن دارد نباید صرفا چند شخص از یک جناح خاص را بزرگ کند و بخواهد از آنها بت هایی بسازد.

نظام در انتخابات 92 پیروز شد.

شرکت مردم در انتخابات 92 خط بطلانی بود بر ادعای تقلب توسط اصلاح طلبان آمریکایی. این انتخابات نشان داد مردم به نظام خود ایمان و اعتماد دارند. شرم بر آن فتنه گران باد.

تقلب !

شرم بر کسانی باشد که نظام اسلامی را به تقلب متهم می کردند. ننگ بر آنها باد. آیا آنها عذرخواهی می کنند؟ خیر. آنها بسیار بی شرم و حیا هستند.

بیانات رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر رضوی

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمد ‌لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی ءاله الطّیبین الطّاهرین المنتجبین المعصومین سیّما بقیّة‌الله فی الأرضین. السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة فاطمة بنت رسول الله صلّی الله علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها.
به همه‌ی برادران و خواهران عزیزی كه در این محفلِ گرم و پرشور حضور یافته‌اند، سلام و تبریك عرض میكنم و خدا را از اعماق دل سپاسگزارم كه فرصت عنایت كرد و مهلت داد تا یك‌ بار دیگر و یك سال دیگر و یك نوروز دیگر، در جوار بارگاه ملكوتی حضرت ابا الحسن الرّضا (علیه ءالاف التّحیّة و السّلام) در جمع شما مردم عزيز مشهد و زوار محترمی كه از اكناف كشور حضور دارند، امكان و توفيق ملاقات و ديدار پيدا كنم و با شما درباره‌ی مسائل جاری و مهم  كشور سخن بگويم. از خداوند متعال مسئلت ميكنيم كه دل ما را و زبان ما را هدايت فرمايد و آنچه مورد رضای او است، بر قلب و زبان ما جاری شود. اين هم يك توفيق بزرگی است كه در عيد نوروز، در كنار شادی‌ها و زيبائی‌هائی كه در طبيعتِ نوروز وجود دارد، اين فرصت، هر ساله برای ما دست ميدهد كه در چنين روزی در جمع شما مردم، به مسائل كشور و ارزيابی وضع كنونی خود و نگاه به گذشته و آينده‌ی خود بپردازيم؛ با يك نگاه اجمالی، وضع دخل و خرج يكساله‌ی خودمان را در ابعاد كلان ملی بررسی كنیم، محاسبه كنیم؛ محاسبه‌ی نفس ملی، محاسبه‌ی نفس عمومی. همچنان كه در مسائل شخصی، محاسبه‌ی نفس برای ما لازم است ــ كه فرمود: «حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا»؛[1] باید محاسبه‌ی كار خود و اعمال خود و حركات شخصی خود را داشته باشیم ــ محاسبه‌ی ملی هم یك كار با‌اهمیت و پرارزش است؛ خودمان را محاسبه كنیم، به خودمان نگاه كنیم؛ آنچه را كه بر ما گذشته است، بار دیگر مورد نظر قرار دهیم؛ از آن درس و عبرت بگیریم، برای آینده بهره ببریم.

ادامه نوشته

به بهانه گنده گویی های اخیر موسوی خوینی ها

ما شیطان اصلاحات، عالی جناب "موسوی خوینی ها" را خوب می شناسیم. شیطان موزی اصلاحات چگونه می تواند از گذشته سرتاسر افراطی گری و خشونت طلبی خود تبری جوید؟ او چگونه می تواند در این سن همه دستاوردها عمر خود را نفی نماید. دستاوردهایی مملو از تندروی و تروریستم و خشونت طلبی. دستاوردهایی پر از قدرت طلبی و اقتدارگرایی. او چگونه می تواند از سران فتنه تبری  جوید در حالی که اینها آدم های خود او بوده اند. نفی شیخ بی سواد نفی خود موسوی خوینی ها خواهد بود. نفی خاتمی نفی خود موسوی خوینی هاست. چگونه ممکن است نماد تندروی و براندازی، نماد قدرت طلبی و خشونت طلبی، نماد روباه صفتی و موزی گری از براندازی و تندروی تبری جوید. موسوی خوینی ها نماد تندروهای اول انقلاب است که کروات قیچی می کردند و مخالفان را نیست می کردند. حاکمیت در جمهوری اسلامی بیزار از تندروی است و تندروها به تدریج از بدنه حکومت حذف شدند و به حاشیه رفتند. تندروها این حرکت طبیعی انقلاب را برنتافتند و براندازی را روش خود قرار دادند. موسوی خوینی ها، کروبی، صانعی و دیگر روبهان تندرو انقلابی از این گونه تندروهای آدم نیست کن هستند. اینها عشق به حکومت دارند و اگر مردم آن ها را کنار گذارند به روی مردم نیز شمشیر می کشند. موسوی خوینی ها که مدت هاست در قم در حال خاک خوردن است باز دهن باز کرده و با استشمام بوی انتخابات و قدرت، همچون حیوانات درنده از خواب زمستانی بیدار شده است. کسی نیست بگوید ای بز دل ذلیل، چگونه این همه مدت که بزرگ تو موسوی در حصر خانگی بوده است، چرا برای دفاع از او که به گفته خودت، خود تو او را به میدان فرستاده بودی اقدامی ننمودی؟ هر چند برای ما آشکار است که روباه های اصلاحات در جهاد برای بازیابی قدرت به خودی هایشان نیز رحم نمی کنند و همنوع خوارند. آنها افراد را جلو می فرستند اما در زمان خطر خود عقب می کشند و در گوشه ای در قم پنهان می شوند. برای انتخابات های دیگر. تا مگر زمانی بیاید همچون دوم خرداد. غافل از این که مردم ایران بیش از یک بار به یک روباه اعتماد نمی کنند. اصلاح طلبان امتحان خود را با تندروری ها و خشونت طلبی ها و تمامیت خواهی ها پس دادند و به تاریخ پیوستند. چگونه ممکن است کسانی که نظام و دولت را به متقلب بودن و جنایت کار بودن و دیکتاتوری متهم می نمودند دوباره در انتخابات شرکت کنند؟ چگونه فردی می تواند در انتخاباتی شرکت کند که مجری آن جنایت کار آدم کشی و متقلب است؟ اگر اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کنند خود را نفی نموده و خود را مسخره کرده و ثابت کرده اند روباه صفتانی مکارند. هنگامی که خاتمی در انتخابات مجلس رأی خود را در صندوق انداخت به ریش کروبی و موسوی خندید و مردگان راه خشونت طلبی سبز را دشنام داد و خود را مسخره نمود و به خود خندید و اعلام نمود که غلط کردند و دروغ گفتند و فریب کاری نمودند. ادعای تقلبشان کاملا دروغ و برای انتقام گیری و قدرت طلبی بود. حال که موسوی خوینی ها خاتمی را بزرگ خود می داند او نیز در این غلط کردن خاتمی شریک است. بلی، خاتمی در روباه صفتی و مکار بودن بزرگ موسوی خوینی هاست. اما چگونه ممکن است یک دولت اجازه دهد مکاران و دموکراسی ستیزان خشونت طلب و اغتشاش گر در انتخابات ها شرکت کنند؟ در صورتی که شورای نگهبان به فتنه گران دوباره صلاحیت شرکت در انتخابات بدهد خود را مسخره نموده است. پایگاه اجتماعی فتنه در اواخر تابستان 88 به کلی افول نمود است. دلیل آن نیز عدم همراهی گروه های مردم با سران فتنه و عدم حمایت آنها از این تندروهای مکار  و تنها گذاشتن آنهاست. بنابر این رد صلاحت فتنه گران در انتخابات هیچ هزینه ای نخواهد داشت و مشارکت را نیز کاهش نخواهد داد. به این دلایل است که سال 92 را باید سال مرگ اصلاحات و تندوری در ایران دانست.

انتخابات آزاد

انتخابات آزاد انتخاباتی است که در آن خاتمی و کروبی و موسوی برنده انتخابات باشند. انتخابات آزاد انتخاباتی است که در آن هاشمی رفسنجانی برنده انتخابات باشند. انتخاباتی که در آن خاتمی موزی، کروبی بی سواد، موسوی روانی و هاشمی قدرت پرست پیروز آن باشند. این نوع از انتخابات را انتخابات آزاد می گویند. انتخابات آزاد انتخاباتی است که آمریکا و اسرائیل آن را تأیید کنند. انتخابات آزاد انتخاباتی است که انگلیس و فرانسه و عربستان و قطر آن را تأیید کنند. در انتخابات آزاد، شیخ بی سواد و ساده لوح فتنه گران با دادن 70 هزار تومان به هر کس می تواند بیست-سی میلیون رأی به دست بیاورد. انتخابات آزاد انتخاباتی است که در آن مهندس متوهم مربوط به بیست سال قبل همراه زن متقلب خود با چیز چیز گفتن می تواند سی-چهل میلیون رأی به دست بیاورد. در انتخابات آزاد هاشمی رفسنجانی که خود و خانواده اش مدت های مدید به عنوان یک چهره منفور و نماد اشرافیت و گرانی و در ایرانی بوده است برنده انتخابات می شود. اینها تعریف انتخابات آزاد در ایران هستند. 

هر کس نسبت به این تعریف جامع از انتخابات آزاد اعتراض دارد می تواند اعتراض خود را مطرح کند. البته همه این اعترضات به عنوان کودتا در نظر گرفته شده و فرد معترض نیز یک متقلب دروغ گوی حمام نرفته شناخته خواهد شد.

رهبر جدید مخالفان، جیگر

اجلاس سران چه کسانی رو سوزاند

حال تمام آن کسانی را احساس می کنیم که می گفتند ایران منزوی شده است. آن کسانی که می گفتند هیچ کشوری در دنیا با ایران نیست. حال آن کسانی که می گفتند دولت مشروعیت ندارد. حال فتنه گران. حال اشراف و حال افرادی چون هاشمی و خاتمی. اینان کسانی بودند که دوست نداشتند جمهوری اسلامی مشروعیت بین المللی داشته باشد. اینها مدام می گفتند ایران در صحنه بین المللی هیچ دوستی برای خود باقی نگذاشته است. اینان باید فهمیده باشند که قدرت دیپلماسی و قدرت بین المللی به دوستی با چند شاه یا سر خم کردن در مقابل چند کشور اروپایی و آمریکا نیست. اجلاس سران غیرمتعهد ها آمریکا را سوزاند. انگلیس را سوزاند. تمام دشمنان ایران سوختند. ضدانقلاب و فتنه گران و اصلاح طلبان آمریکایی همه سوختند. دماغ اینها سوخت. همه مخالفان جمهوری اسلامی سوختند. آتش گرفتند. چشمتان بترکد. ببینید عظمت جمهوری اسلامی را. ببینید قدرت بین المللی انقلاب اسلامی را.