به بهانه گنده گویی های اخیر موسوی خوینی ها
ما شیطان اصلاحات، عالی جناب "موسوی خوینی ها" را خوب می شناسیم. شیطان موزی اصلاحات چگونه می تواند از گذشته سرتاسر افراطی گری و خشونت طلبی خود تبری جوید؟ او چگونه می تواند در این سن همه دستاوردها عمر خود را نفی نماید. دستاوردهایی مملو از تندروی و تروریستم و خشونت طلبی. دستاوردهایی پر از قدرت طلبی و اقتدارگرایی. او چگونه می تواند از سران فتنه تبری جوید در حالی که اینها آدم های خود او بوده اند. نفی شیخ بی سواد نفی خود موسوی خوینی ها خواهد بود. نفی خاتمی نفی خود موسوی خوینی هاست. چگونه ممکن است نماد تندروی و براندازی، نماد قدرت طلبی و خشونت طلبی، نماد روباه صفتی و موزی گری از براندازی و تندروی تبری جوید. موسوی خوینی ها نماد تندروهای اول انقلاب است که کروات قیچی می کردند و مخالفان را نیست می کردند. حاکمیت در جمهوری اسلامی بیزار از تندروی است و تندروها به تدریج از بدنه حکومت حذف شدند و به حاشیه رفتند. تندروها این حرکت طبیعی انقلاب را برنتافتند و براندازی را روش خود قرار دادند. موسوی خوینی ها، کروبی، صانعی و دیگر روبهان تندرو انقلابی از این گونه تندروهای آدم نیست کن هستند. اینها عشق به حکومت دارند و اگر مردم آن ها را کنار گذارند به روی مردم نیز شمشیر می کشند. موسوی خوینی ها که مدت هاست در قم در حال خاک خوردن است باز دهن باز کرده و با استشمام بوی انتخابات و قدرت، همچون حیوانات درنده از خواب زمستانی بیدار شده است. کسی نیست بگوید ای بز دل ذلیل، چگونه این همه مدت که بزرگ تو موسوی در حصر خانگی بوده است، چرا برای دفاع از او که به گفته خودت، خود تو او را به میدان فرستاده بودی اقدامی ننمودی؟ هر چند برای ما آشکار است که روباه های اصلاحات در جهاد برای بازیابی قدرت به خودی هایشان نیز رحم نمی کنند و همنوع خوارند. آنها افراد را جلو می فرستند اما در زمان خطر خود عقب می کشند و در گوشه ای در قم پنهان می شوند. برای انتخابات های دیگر. تا مگر زمانی بیاید همچون دوم خرداد. غافل از این که مردم ایران بیش از یک بار به یک روباه اعتماد نمی کنند. اصلاح طلبان امتحان خود را با تندروری ها و خشونت طلبی ها و تمامیت خواهی ها پس دادند و به تاریخ پیوستند. چگونه ممکن است کسانی که نظام و دولت را به متقلب بودن و جنایت کار بودن و دیکتاتوری متهم می نمودند دوباره در انتخابات شرکت کنند؟ چگونه فردی می تواند در انتخاباتی شرکت کند که مجری آن جنایت کار آدم کشی و متقلب است؟ اگر اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کنند خود را نفی نموده و خود را مسخره کرده و ثابت کرده اند روباه صفتانی مکارند. هنگامی که خاتمی در انتخابات مجلس رأی خود را در صندوق انداخت به ریش کروبی و موسوی خندید و مردگان راه خشونت طلبی سبز را دشنام داد و خود را مسخره نمود و به خود خندید و اعلام نمود که غلط کردند و دروغ گفتند و فریب کاری نمودند. ادعای تقلبشان کاملا دروغ و برای انتقام گیری و قدرت طلبی بود. حال که موسوی خوینی ها خاتمی را بزرگ خود می داند او نیز در این غلط کردن خاتمی شریک است. بلی، خاتمی در روباه صفتی و مکار بودن بزرگ موسوی خوینی هاست. اما چگونه ممکن است یک دولت اجازه دهد مکاران و دموکراسی ستیزان خشونت طلب و اغتشاش گر در انتخابات ها شرکت کنند؟ در صورتی که شورای نگهبان به فتنه گران دوباره صلاحیت شرکت در انتخابات بدهد خود را مسخره نموده است. پایگاه اجتماعی فتنه در اواخر تابستان 88 به کلی افول نمود است. دلیل آن نیز عدم همراهی گروه های مردم با سران فتنه و عدم حمایت آنها از این تندروهای مکار و تنها گذاشتن آنهاست. بنابر این رد صلاحت فتنه گران در انتخابات هیچ هزینه ای نخواهد داشت و مشارکت را نیز کاهش نخواهد داد. به این دلایل است که سال 92 را باید سال مرگ اصلاحات و تندوری در ایران دانست.
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.