چرا ارزش ریال پایین آمد

دلیل اصلی این است که چون ارزش انسان رو پائین آورده اند. ارزش تحصیل کرده ها و نخبه ها. جوانانی که از هر تفریحی گذشند و کل کودکی و نوجوانی و جوانی خود رو صرف کسب علم و دانش کردند. فوق لیسانس و دکتر شدند. مهندس و دانشمند شدند. اما در نهایت بیکار ماندند. تحقیر شدند. فقیر شدند. به آنها اهانت کردند و گفتند مهارات ندارند. بسیاری مهاجرت کردند و برای همیشه به اروپا و آمریکا رفتند بسیاری نیز بیکار و ذلیل ماندند یا با دکتری مسافرکشی کردند یا در ابتدایی آموزگار شدند!

افراد کم هوش با هزار رانت و سهمیه و فساد به بالاترین پست ها رسیدند یا حتی دکتری گرفتند!

امروز بسیاری از مقامات ما دکتری دارند اما دکتری آنها بی ارزش بوده و با رانت و تقلب و پول خرج کردن به دست آمده است. برخی نیز با دیپلم رئیس بزرگ ترین بنگاه اقتصادی کشورشدند.

وقتی ارزش علم و عالم و انسان رو این جور پائین بیاورند ارزش ریال هم پائین می آید.

راستی این الگو و ارزشمند های جامعه که 24 ساعته در صدا و سیما دارن شعار می دن و سخنرانی می کنند این سلبریتی ها و اهالی سینما و صدا و سیما و خواننده ها! اینها چرا نمی تونن کاری برای مردم کنند؟!

بیانات امام خامنه ای در مورد حقوق های نجومی در دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت :

بیانات امام خامنه ای در مورد حقوق های نجومی در دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت :

 ایشان با تأکید بر اینکه نباید از این قضیه به‌آسانی عبور کرد، خاطرنشان کردند: اعتماد مردم در این قضیه ضربه فراوانی خورده است، زیرا مردم و جوانان تحصیلکرده دریافتهای خود را با این دریافتهای غیرعادلانه مقایسه می‌کنند و این سؤال را می‌پرسند که؛ بر اساس چه معیار و امتیازی و به‌دلیل انجام کدام کار ویژه این حقوقها پرداخت شده است؟

ایشان با تأکید بر لزوم عزم راسخ و برخورد قاطع با مسئله حقوقهای نجومی در تمام قوا و سازمانها افزودند: در موارد بجا و لازم، قوه قضائیه نیز باید ورود و با متخلفان برخورد کند

فساد دولتی پایان ندارد

آقای روحانی ما از شما متشکریم.

برای تطعیلی صنعت هسته ای. برای تعطیلی کارخانه ها، افزایش بیکاری، رکود و گرانی .

برای افزایش قیمت آب و برق و گاز و نان و بنزین و لبنیات.

برای حذف یارانه ها.

برای بستن سایت ها و روزنامه های منتقد.

برای انتصاب صدها مدیری که حقوق های نجومی می گیرند.

برای انتصاب وزرایی که ثروت های هزار میلیاردی دارند. برای انتصاب وزرایی که صاحبان ده ها شرکت بزرگ اند.

برای انتصاب صفدر حسینی . برای انتصاب مرد سرخه ای در بانک ملت. برای انتصاب رئیس بانک رفاه. برای انتصاب چنین اشخاص پاک دست و عدالت طلبی . این اوج اعتدال را در دولت شما نشان می دهد.

برای توصیه ها و سفارش های ویژه سازمان سنجش برای پذیرش در دوره دکتری دانشگاه شهید بهشتی. هنوز درک نکرده ام که چگونه کسی که ده ها منصب مهم دولتی دارد و در هر جلسه و سفر رئیس جمهور حضور دارد هم زمان می تواند در دانشگاهی مانند شهید بهشتی دکتری هم بخواند. و ما ادراک ما الفریدون.

آقای روحانی برای این که از رکود می گذرید و دوباره در رکود فرو می روید هم تشکر دارم.

واقعا که نام دولت شما را باید دولت راست گویان گذاشت.

برای تورم صفر درصدی شما . آقای روحانی تورم در دوره شما صفر درصد است من خود حس می کنم. تعارف نکنید. تورم 9 درصد نیست صفر درصد است.

برای کاهش بی سابقه تولیدات علمی تشکر می کنم.

برای حل مشکلات در صد روز.

می دانیم که دولت شما میلیون ها مسکن برای مردم در صد روز ساخت. دولت شما صدها کارخانه ساخت. دولت شما صدها بیمارستان برای مردم ساخت. دولت شما آتش پتروشیمی را زود خاموش کرد.

شما فقط حقوق دان نیستید. شما اقتصاد دان. فیزیک دان. ریاضی دان. فیلسوف و روحانی و عالم هستید. شما نجوم دان هستید. شما دکتر هستید. شما حقوق نجومی دان هم هستید.

اخیرا معاون اول شما گفته است بانک ها مظلوم اند.

راست می گویند رئیس بانک رفاه مظلوم تر از همه است با حقوق 230 میلیون. صفدر حسینی هم مظلوم است. علی رستگار سرخه ای نیز مظلوم است. خاوری هم مظلوم است. بانک ها واقعند مظلوم اند. اینها زحمت نگاه داشتن و شمردن پول های ما را می کشند اینها خسته می شوند.

روحانی مچکریم.

نامه ۱۲ هزار عضو هیأت علمی دانشگاه‌ها خطاب به سران قوا: پیشرفت علمی کشور متوقف شده است!

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، 12 هزار نفر از اعضای هیأت علمی و اساتید دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور با صدور نامه‌ای خطاب به سران سه قوه  از آنان خواستند برای بررسی دلائل و ارائه راهکار لازم برای حل مشکل توقف پیشرفت علمی کشور کمیته‌ای مرکب از تعدادی نمایندگان مجلس، شورایعالی انقلاب فرهنگی، وزارتین علوم و بهداشت و چند تن از اساتید محترم دانشگاه‌ها تشکیل شود.

در ابتدای این نامه آمده است:  گشایش افق‌های نوین در عرصه‌های مختلف علمی، سیاسی، دفاعی و امنیتی و تا حدودی اقتصادی به خصوص در دهه اخیر که به پشتوانه توانمندی‌های تخصصی و علمی نهادهای گوناگون نظام و از جمله جامعه دانشگاهی و با رهبری مقتدرانه و سیاست‌گذاری‌های هوشمندانه خلف صالح امام، ولی امر مسلمین، صورت گرفته، باعث شده کشور در حوزه‌های گوناگون موفقیت‌های منحصر به‌فردی خلق و جایگاه مناسبی در منطقه و جهان بدست آورد و جهان اذعان دارد که جمهوری اسلامی ایران به قدرتی جدید و نوظهور تبدیل شده است.

این اساتید دانشگاه‌ها در ادامه نامه خود از سران سه قوه خواستند برای بررسی دلائل و ارائه راهکار لازم برای حل مشکل توقف پیشرفت علمی کشور کمیته‌ای مرکب از تعدادی نمایندگان مجلس، شورایعالی انقلاب فرهنگی، وزارتین علوم و بهداشت و چند تن از اساتید محترم دانشگاه‌ها تشکیل شود.

در ادامه این نامه آمده است: باور داریم با اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی همچنان که تاکنون ایران اسلامی به رغم همه فشارها در حوزه‌های دفاعی و نظامی، سیاسی و علم و فناوری پیشرفت‌ خیره کننده‌ای داشته است در حوزه اقتصاد نیز خواهد درخشید و از این‌رو از دولت تقاضا داریم که تمام توان خود را برای عملیاتی و اجرایی کردن آن بکار گیرد.

12 هزار عضو هیأت علمی دانشگاه‌های کشور ضمن اعلام حمایت و از دستگاه قضاء در امر مبارزه با فساد، خاطرنشان کردند: از همه مسئولین محترم استدعا داریم که با حمایت از اقدامات قانونی قوه قضائیه نشان دهند که همگان در مقابل قانون مساوی هستند که در این صورت علاوه بر پاداش الهی، شأن و قرب آنها در نزد افکار عمومی نیز ارتقا خواهد یافت.

در بخش دیگری از این نامه آمده است: ضمن تشکر و قدردانی از زحمات دولت و اعضای تیم مذاکره کننده هسته‌ای استدعا داریم که مجلس شورای اسلامی با اهتمام و دقت کافی به تطبیق برجام با خطوط قرمز نظام بنگرد و به ویژه نسبت به لغو تحریم‌ها، حفظ استقلال و امنیت کشور و موضوع مهم تحقیق و توسعه حساسیت لازم مبذول دارد.

این اساتید دانشگاهی در نامه خود خطاب به سران سه قوه اعلام کردند: به نظر می‌رسد دولت آمریکا در بحث مذاکرات هسته‌ای همزمان سه هدف محدودسازی قدرت جمهوری اسلامی ایران، ایجاد دو دستگی و همچنین غفلت جمهوری اسلامی از مسائل منطقه را از طریق نفوذ در کشور پی‌گیری می‌کند، لذا از همه مسئولین استدعا داریم که در تبعیت از دستور ولی امر مسلمین اجازه ندهند که دگربار پای دولتمردان جنایتکار آمریکایی به ایران اسلامی باز شود.

612 هزار استاد دانشگاه‌های کشور از دولت خواستند با هوشیاری و بصیرت لازم نسبت به حفظ و توسعه عمق استراتژیک نظام در منطقه مهم غرب آسیا و همچنین مناطق مهم دیگری چون آمریکای لاتین، توصیه‌های مقام معظم رهبری را عملیاتی کند و اجازه ندهد سیاست‌های راهبردی نظام دچار خدشه و تزلزل شود.

در بخش دیگری از این نامه خطاب به مجلس شورای اسلامی آمده است: ما اساتید دانشگاهی از مجلس استدعا داریم نسبت به اجرای سیاست‌های کلان نظام که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ می‌شود حساسیت لازم را داشته و به موقع پرسشگری لازم را انجام دهد تا از اتلاف منابع جلوگیری و راه دست یابی به قله های پیشرفت ملت عزیز ایران فراهم تر گردد.

در پایان بیانیه 12 هزار عضو هیأت علمی دانشگاه‌های کشور آمده است: از همه مسئولین استدعا داریم که در سال همدلی و همزبانی بیش از گذشته سیره امام راحل عظیم الشان و خلف صالح او در احترام و اطاعت از قانون را مشی خود قرار داده و با سخنان و مواضع صحیح خود دشمن را در ایجاد تفرقه و دودلی مأیوس و بر وحدت اسلامی حول محور ولایت‌فقیه تأکید.

چرا دانشگاه آزاد مرکز فساد است؟

همه ی ما خوب می دانیم که هر کس نتواند در دانشگاه های دولتی پذیرفته شود به دانشگاه آزاد روی می آورد و اصولاً قبولی در دانشگاه آزاد به علم، تلاش و استعداد فرد بستگی نداشته و به پول و مقام پدر یا خود شخصی وابسته است. بنا بر این بی تعارف، دانشجوهای دانشگاه آزاد در حالت کلی  و اکثراً (با صرف نظر از استثناء ها) در سطحی پائین تر از دانشجویان دانشگاه های دولتی اند. اما گذشته از این، همه ی ما باز خوب می دانیم که کیفیت آموزش نیز در دانشگاه آزاد پائین است. دلیل پائین بودن کیفیت آموزش در دانشگاه آزاد عمدتاً به پائین بودن سطح اعضای هیئت علمی، نبود نظارت بر این دانشگاه، ضعف مدیریت و از همه ی اینها مهمتر وجود پارتی بازی گسترده در این به اصطلاح دانشگاه مربوط است. افراد با دستور مدیریت می توانند به راحتی مدارک دانشگاهی را دریافت کنند.

در سیستم استخدامی کشور تفاوتی بین دانشگاه هایی که مدارک دانشگاهی از آنها گرفته شده است وجود ندارد. بدین ترتیب در استخدام و میزان حقوق بین یک فارغ التحصیل دانشگاه شریف و فارغ التحصیل دانشگاه آزاد فلان روستا تفاوتی وجود ندارد. فرزندان پول داران و مسئولان معمولا چندان علاقه ای به درس خواندن ندارند و نمی توانند در دانشگاه های دولتی پذیرفته شوند و از آنجا که از قدرت مالی و پارتی کافی برخوردارند و داشتن مدرک تحصیلی را برای خود را یک ضرورت می دانند به دانشگاه آزاد و البته دانشگاه های مجازی و غیر انتفاعی و ... وارد می شوند. بنا بر این کلا روشن است که که این فرزندان، تمام فرصت های شغلی مناسب را پر می کنند و فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی نیز نمی توانند شغلی مناسب رشته و سطح علمی خود بیابند. این بزرگترین خیانت دانشگاه آزاد به فضای علمی، صنعتی، اقتصاد و مدیریت کشور است. در واقع دانشگاه آزاد موجب بی کار شدن افراد نخبه و دانشجویان ممتاز شده و افراد نالایق را در سمت های مختلف وارد ساخته و بدین وسیله سطح علمی مدیریت و صنعت کشور را تقلیل داده است. تصور کنید دانشگاه آزادی وجود نداشت. در این صورت اکثر مدیران و مهندسان کشور از فارغ التحصیلان سخت کوش دانشگاه های برجسته ی دولتی بودند و قطعاً فرار مغزها نیز کاهش می یافت.

این تمام ماجرا نیست. نبود نظارت بر چگونگی مصرف درآمدهای دانشگاه آزاد موجب شده است که این درآمدها به شکل نامناسبی استفاده شوند. این نیز یکی دیگر از مفاسد دانشگاه آزاد است. دانشگاه آزاد به ریاست جاسبی و فرماندهی هاشمی پول های کلانی را در جهت تبلیغات انتخاباتی کاندیداهای وابسته به خود صرف نموده است. همچنین دانشگاه آزاد با تأسیس واحد های قارچ گونه  و بعضاً زمین خواری در شهرستان های کوچک و بزرگ فضای آن شهرستان ها را نیز آلوده ساخته و موجب گسترش فحشا در آن شهر شده است. دیگر همه می دانند که وقتی دانشگاه آزادی در شهری ساخته می شود فساد را نیز با خود به آن شهر می آورد. ضربه ی دیگر دانشگاه آزاد خالی کردن جیب مردم است. دانشگاه آزاد با گرفتن شهریه های بیش از حد جیب مردم متوسط را خالی نموده و جیب خود را پر کرده است. این در حالیست که طبق سخنان هاشمی قرار بود این دانشگاه مانند حوزه علمیه باشد! و برای مردم سوال است که آیا در حوزه ی علمیه نیز از طلبه ها پول می گیرند؟ آیا در حوزه های علمیه نیز دوست دختر پسر داریم؟ آیا در حوزه نیز با پول مردک می دهند؟ آیا در حوزه نیز فرزند خود را مسئول می کنند؟ آیا حوزه نیز ملک شخصی یک شخص است؟ آیا حوزه نیز درآمدهای خود را صرف تبلیغات انتخاباتی می کند؟ آیا حوزه نیز زمین خواری می کند؟ آیا در حوزه نیز مرکزی برای براندازی حکومت مردم سالار ولایت فقیه برپا می کنند؟

با تغییر مدیریت دانشگاهآزاد و برکنار شدن جاسبی امید آن است که مفاسد درون دانشگاه آزاد کاهش یابند. و قطعاً لازم است که شخص جاسبی نیز به علت تخلفات آشکار در زمان مدیریت سی ساله ی خویش بر این دانشگاه محاکمه و مجازات گردد. همچنین مدارک تحصیلی مسئولانی که مدرک آنها از دانشگاه گرفته شده است باید یک یک بررسی گردد و در صورت وجود تخلف مدارک آنها و باطل شده و خود آنها نیز مجازات شوند.

مصطفی احمدی روشن و شریف نا شریف

ما به خوبی رابطه ی بین آن اساتید خائن فیزیک شریف و دانشمندان بزرگترین گروه تروریستی جهان، اسرائیل می دانیم. ما یادمان نرفته است که آنها که به خدا اعتقاد نداشتند برای استیو جابزی که به خدا اعتقاد نداشت خرما پخش می کردند. ما عکس های یادگاری آن استاد فیزیک با آن استاد صهیونیست را فراموش نکرده ایم. ما آن کسانی را که در همین شریف به سوی جنازه شهید گمنام سنگ پرتاب نمودند فراموش نکرده ایم. و امروز نیک ترین جوان شریف به دست دوستان اسرائیلی آن خائنان ناشریف ترور شده است. اما آنها خفه شده اند. ولله که شهید ما مظلوم بود اما ما جای او را پر خواهیم نمود. انقلاب ما با ریخته شدن خون آن عزیز بیمه شد.

دانشمندان شهید، علیمحمدی، رضایی نژاد، شهریاری، احمدی روشن

از خاندان هاشمی تا خاندان دانشجو

بعد از سی سال جاسبی از ریاست دانشگاه آزاد کنار رفت و برادر وزیر علوم جای او را گرفت. هاشمی نیز رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد است. اصولا ما تا به آن حد ساده نیستیم که از این تغییر خوشحال شویم. از نظر ما قدرت دانشگاه آزاد بین خاندان هاشمی و خاندان دانشجو تقسیم شده است.

یک دانشمند، یک فوتبالیست

یک بازی کن فوتبال چه نفعی به حال مردم و کشور دارد؟ شوت کردن یک توپ فوتبال چه سودی به حال مردم دارد؟ بلندکردن یک وزنه، پرتاب توپ و کتک زدن افراد در ورزشهای رزمی مانند تکواندو و امثال اینها چه منفعتی دارند؟ اما می بینیم که همه جا نام این به اصطلاح قهرمانان می درخشد. روزنامه ها و مجلات و شبکه های تلویزیونی برای آنها کار می کنند. میلیاردها تومان پول به جیب آنها روانه می گردد.   

اینک دانشجویان و تحصیل کرده های نخبه و درس خوانی را تصور کنید که تمام جوانی خود را در کلاس درس و آزمایشگاه و سالن های مطالعه صرف کرده اند و قرار است چرخ های صنعت کشور به دست آنها بچرخد. آنها کم ترین حقوق را دریافت می کنند، کسی عکس آنها را در مجلات چاپ نمی کند و کسی سراغ آنها نمی رود و آنها ترجیه می دهند با خارج شدن از کشور به جایی روند که برای زحمات و علم آنها ارزش قائلند.

یک مهندس را در نظر بگیرید که با حقوق 450 هزار تومان در ماه کار می کند. درآمد او نصف در آمد یک سبزی فروش است. به همین صورت پی خواهید برد که در آمد یک دانشمند کسری از درآمد یک ساندویچی است. کشوری که در آن به علم ارزش ندهند و بر سر آن زنند چگونه می تواند پله های ترقی را طی کند؟ ما در زمانی زندگی می کنیم که یک دلقک سینما را سوپر استار می نامند، چند لاط بازی کن فوتبال را افتخار. و دانشجوی نخبه در خوابگاهی شبیه پادگان در بدترین شکل زندگی می کند و درس می خواند و چون کسی برای او تره هم خورد نمی کند مغزش را بر می دارد فرار می کند به دیار غرب و برای آنها کار می کند.

بازنظر این مطلب در سایت ها و وبلاگ های دیگر:

تابناک

صدای شیعه ، میانالی ، فوتیلیو ، فتوپارسی ، استقلالی ، اینجا ، اینجا

شبستان

جام نیوز و یزدما