این نهایت قدرت مخالفان این نظام بود

در چند هفته گذشته بهترین فرصت برای مخالفان این نظام در داخل و خارج، و کشور ها و رژیم های دشمن اسلام و ایران فراهم بود. اسرائیل و آمریکا، فرانسه و انگلیس، عربستان و امارت. شبکه های ماهواره ای ، تلویزیون های بیگانه، بی بی سی و ایران اینترنشنال. اینستاگرام و تلگرام. واتساپ و فیسبوک. همه دست به دست هم دادند. سلطنت طلب و منافقین. کوموله و اصلاح طلب. داخلی و خارجی. اراذل و اوباش و قمه کش ها. تفنگ به دست و مزدور. دین ستیز و ایران ستیز. عرق خور و سگ باز. همه و همه کسانی که مخالف این نظام هستند بهترین فرصت را برای قدرت نمایی و ساقط کردن این نظام به دست آوردند. اما نهایت قدرت آنها این بود. چند روزی در برخی میادین و خیابان ها. برخی شهرها. چند دانشگاه. سر و صدایی کردند. خیابانی بستند. کسی را کشتند. چیزی را آتش زدند. یک روز در یک شهر روز دیگر در شهر دیگر. در شهری مثل تبریز در مجموع فقط یک یکی دو میدان و خیابان چند ساعتی اوباش حضور یافتند و بعد از آن همه چیز تمام شد. در شهرهای دیگر نیز چنین بود. از جمعیت 15 میلیونی تهران جمعیت چند ده هزار نفری در کل تهران چند ساعت در روز ، چند روزی خراب کاری و اغتشاشی کردند. اکثر معترضان و مخالفان و اوباش و آشوب گران خیابانی در این روزها بازداشت شدند یا از ترس بازداشت به علت کم تعداد بودن عقب نشستند. این نهایت قدرت مخالفان این نظام بود. این بود قدرت شما؟

اگر مردم ایران واقعا و از عمق قلب با این نظام مخالف بودند این بهترین فرصت برای قیام و انقلاب و ساقط کردن نظام بود و اگر آنها مخالف بودن و به پا می خواستند هیچ پلیس و بسیجی نمی توانست آن را سرکوب کند. اما چنین نشد. زیرا اکثر مردم ایران یا موافق همین نظام هستند یا حتی اگر مخالفتی دارند مخالفتی عمیق یا مخالفت با کلیت این حکومت و نظام نیست. بلکه بسیاری از مردم از این آشوب گری ها بیزارند.

اگر عموم مردم از این دولت و نظام ناامید بودند یا مخالف این نظام و حکومت بودند کار نظام در چند هفته اخیر تمام می شد. همه چیز برای حرکت آماد بود. همه مخالفان و براندازان در این روزها به میدان آمدند و همه قدرت خود را نشان دادند و آمریکا و اسرائیل ، عربستان و انگلیس به هر شکلی از آنها حمایت کردند. اما جمهوری اسلامی به پشتوانه مردم خودش صرفا با حضور پلیس ضد شورش اراذل و اوباش خیابانی را به سرعت سرکوب کرد هم با موشک و توپ و راکت کوموله و گروهک های تروریستی را سرکوب کرد. این قدرت جمهوری اسلامی است. قدرتی که ناشی از ذات انقلابی و مردمی آن دارد. این حکومت معصوم یا ایده آل نیست. اما بر آمده از خود مردم است. نماینده و رئیس جمهور و مجلس خبرگانش انتخاب خود مردمند. رهبرش انتخاب خبرگانی است که انتخاب مستقیم خود مردمند. قدرتش برآمده از خود مردم است. موشکش ساخته دست خود جوانانش است. پلیس و سپاهش از میان خود مردمش هستند. هیچ حکومتی مورد حمایت همه مردمش نیست این حکومت هم نیست اما اگر مورد اعتماد عموم مردمش نبود با این حجم دشمنی بین المللی در این چهل و چهار سال باید بارها و بارها ساقط شده بود.

مدعیان حمایت از مهسا امینی همان مزاحمین نوامیس مردم

سال هاست که در خیابان ها شاهد جولان اراذل و اوباش و هرزه هایی هستیم که ساعت ها مزاحم نوامیس مردم می شوند. ول گردهایی که کارشان پرسه زدن در کوچه و خیابان و پاساژ و پارک هاست تا دختر و زنی پیدا کنند و مزاحمتی برایش ایجاد کنند. بی ناموس، ناموس نشناسی، بی غیرتی، هرزگی و خوی حیوانی از ویژگی های این اراذل و اوباش تیپ زده است. کسانی که زنان و دختران در جامعه از دست آنان آسایش ندارند در این روزها مثل لاش خور و کفتار در خیابان ها جولان می دهند و نعره زن و آزادی سر می دهند. در حالی که منظورشان از زن بارگی و زن بازی است. منظور از آزادی هرزگی و ول گردی است.

مدعیان آزادی و زن همان هایی هستند که بیشترشان در جیب خود سلاح سرد و چاقویی دارند. سیگار و علف دارند! قرص و حشیش دارند. دختربازان هرزه و لاتی که چیزی جز روابط جنسی و جفت گیری در مغزشان نیست. همان ها که خواهر و مادر خود را گاز می گیرند امروز مدعی حمایت از مهسا امینی اند. شما اول یاد بگیرید چگونه به زن ها در خیابان و خانه احترام قائل شوید سپس شعار زن سر دهید.

سگ بازانی که بدتر از سگ مردم را گاز می گیرند دم از آزادی و انسانیت می زنند.

وجود اراذل و اوباش و بزه کاران اجتماعی مختص جامعه ما نیست. آفتی است در پیشرفته ترین کشور های جهان از جمله آمریکا. پلیس آمریکا هر سال صد ها تن از اراذل و اوباش را با تیر مستقیم به قتل می رساند. اما در جامعه ما این اراذل و لات های کوچه و خیابان آزادی مخصوصی دارند. سیلی کنونی که پلیس از اراذل و اوباش دریافت کرد نتیجه مماشات پلیس با این قشر رذل است. وقتی مردم با پلیس 110 تماس می گرفتند و از مزاحمت اوباش در پارک ها می گفتند اوپراتور های پلیس به تمسخر تماس گیرندگان می پرداختند! وضعیت کنونی از جهتی نتیجه عدم برخورد با این اوباش جوان در طول سالیان گذشته است.

خوی توحش مدعیان خون مهسا امینی

هر گاه بتوانند در جامعه ای اسلامی فکر کردن را از برخی بگیرند و جایش ناخن مصنوعی، رقص و الکل را جایگزین کنند در آن صورت جامعه ای اسلامی تحویل گرفته و خری که خوب سواری می دهد تحویل داده اند.

ناآرامی های اخیر قیام عیاشان، الکلی ها، شیره ای ها، راه زن ها، هرزه ها، بی ناموس ها، وطن فروشان، تن فروشان، اوباش، قمه کش ها و مغزهای کوچک غرب زده بود. قیام کسانی بود که دنبال عریان کردن زنان برای بهره برداری جنسی از آنان هستند. قیام دین ستیزان و عقل ستیزان. حقه بازان دروغ گو. فحاشان و فاحشه ها. اول و آخر حرفشان دروغ. بنیان کارشان حقه بازی. حرفشان فحاشی. منطقشان قمه. منششان رذالت. کسانی که با ادعای دروغ کشته شدن یک زن به دست پلیس وبا ادعای دروغ تر حمایت از خون او امروز این گونه مرثیه سرایی کرده توحش به نمایش می گذارند در باطن خود خوشحالی می کنند.

این جماعت از هزاران سال پیش در هر جامعه ای حضور داشته اند. تبلیغات شبانه روزی ده ها شبکه ماهواره ای هزاران سایت و صفحه مجازی. حمایت همه جانبه بزرگ ترین حکومت های جنایت کار تاریخ پشت سر آنها بود. قمه کشی و قتل و جنایت خود را آزادی خواهی می نامند! قیام اراذل و اوباش شیره ای . مردان بی غیرت زن فروش. حامیان زن کشی ! قیام قاتلان زن ها و مردان.

قیام این اراذل و اوباش شباهتی با سیگار و شیره دارد. با قدرت دود سیگار و شیره عربده ای می کشند اما دوامش چند دقیقه ای بیش نیست. بارها در طول تاریخ انقلاب خوی خشن و رذل خود را به نمایش گذاشته اند و هر بار بیشتر از قبل رسوا تر شده اند. با وجودی که حمایت ابر قدرت های جهان پشت سر آنهاست اما چون ذات آنها مردم ستیزی و دین ستیزی و وطن فروشی است به زودی رسوا شده و سرکوب شده اند.

اگر قیامی ریشه در حقایق جامعه و اعتقادات مردم باشد مانند قیام 57 می شود. اما حرکت های وطن فروشانه این چنین همیشه شکست می خورند. الحق که مخالفان این نظام مانند میکروب و انگل هستند. هر از چند گاهی سر بیرون آورده و آسیبی زده و دفع می شوند.

کسانی که حافظان امنیت کشورشان را آتش می زنند مدعی انسان دوستی اند. الحق که مخالفان این نظام مانند لاش خور و کرکس هستند و دنبال جنازه ای هستند برای خوردن.

الحق که مخالفان این نظام اکثرا از قشر فاسد مرفه و پول دار جامعه اند. تجربه نشان داده است که ثروت با دین ستیزی رابطه مستقیم دارد. ثروت مندان بیشتر دین ستیزند. ثروتمندان بیشتر حجاب ستیزند. بیشتر بی ناموسند. بیشتر ناموس نشناسند. بیشتر بی غیرتند. بیشتر وطن فروشند. بیشتر می نالند. بیشتر فاسدند. بیشتر مخالف این نظامند. اکثر مخالفان این نظام همان هایی هستند که هر ماه چند بار به ویلاهای خود در شمال سفر کرده و عیش و نوش می کنند. همان هایی هستند که صاحبان کاخ هایند. همان هایند که سالی چند بار به دبی و فرانسه و ترکیه سفر می کنند. کسانی که بیشتر خورده اند بیشتر جفتک می اندازند. روح مهسا امینی اینان را لعن می کند.

خوی توحش مخالفان نظام حقانیت این نظام را بر من بیشتر اثبات کرد. آیا این مدعیان زن و آزادی و زندگی چیزی جز ضرب و شتم زنان، تعرض به زنان، آتش زدن مردم، فرو بردن چاقو در قلب مردم، آتش زدن و تخریب دیدید؟ بلکه. باطن واقعی سلطنت طلب و منافق، مخالفان نظام و مدعیان آزادی این است. مخالفان این نظام خشن ترین و پلید ترین انسان هایند.

مردم جامعه ما تفکرات مختلفی دارند. برخی حامی جان بر کف این نظامند. برخی مردمی عادی اند که شاید عاشق این نظام نباشند اما موافق شما جماعت زن کش و مردم کش نیستند. چون مردم ایران از حیوان های انسان نما بیزارند. بی توجهی مردم به این همه تبلیغات سازمان یافته جنایت کاران فراخوان های آشوب طلبه این را اثبات کرد. بسیاری از اراذل و اوباش قمه به دست مدعی مخالفت با نظام بازداشت و شناسایی شدند. کوموله و دیگر جانیان غرب سرکوب شدند. نوبت به سرکوب قاتلان شرق رسیده است.

ماجرای مرگ مهسا امینی

موج سواری جدید رسانه های بیگانه و زنجیره ای داخلی با اسم رمز مهسا امینی.

وقتی در روز های پیاده روی اربعین فتنه جریان صدر در عراق خوابید بسیاری خیال کردند همه چیز تمام شده است. اما برخی نیز منتظر اتفاقات جدید بعد از پیاده روی بزرگ و تاریخی بعد بودند. دشمنان برای بعد از پیاده روی و برای خنثی سازی اثر سیاسی و معنوی آن نقشه هایی داشتند. منتظر به دست آوردن ای ایجاد فرصتی بودند.

هر روزه ده ها زن در تهران به علت هنجار شکنی بازداشت می شوند. ده ها مرد به علت انواع جرایم بازداشت می شوند. روزانه هزاران نفر در مراکز پلیس حضور می یابند. از میان این هزاران نفری که روزانه به مراکز انتظامی مراجعه کرده یا هدایت می شوند ممکن است در طول سال به هر دلیلی کسانی نیز فوت کند. مرگ هر جایی ممکن است رخ دهد. در مدرسه، دانشگاه، خیابان، تفریح، ویلا و همه جا. چه شد که سکته یک خانم در یک مرکز پلیس این گونه در رسانه ها پخش شد و این گونه بزرگ شد؟

فتنه گران و دشمنان جانی این نظام همواره قتل هایی را به حکومت نسبت می دهند که هیچ سند و مدرکی برای این ادعایشان ندارند. هیچ فیلمی که نشان دهد شخص مورد نظر به دست پلیس یا نیروهای نظام کشته باشد تاکنون ارائه نکرده اند. در ماجرای قتل نداد آقاسلطان هیچ فیلم یا شواهدی که نشان دهند قتل توسط پلیس ایران صورت گرفته باشد ارائه نکردند اما چقدر در مورد آن موج سواری کردند. قتلی که کار خود عناصر ضد انقلاب بود و کاری حساب شده و از قبل برنامه ریزی شده بود.

اما به شکل عجیبی مرگ خانم مهسا امینی در جلوی دوربین ها اتفاق افتاده می بود. فیلم نشان می داد قتلی در کار نیست. خانمی ناگهانی بدون این که هیچ برخوردی با او صورت گرفته باشد در حالی که قبلا سالم حرکت می کرد و صحبت می کرد به شکلی سکته کرده و روی زمین می افتد و مردم و نیروهای پلیس سعی در احیای او می کنند سپس آمبولانس و پرستاران بر بالین او حاضر می شوند و او را به بیمارستان منتقل می کند. این فبلم برای اثبات این که او به دست پلیس به قتل نرسیده کافیست. پلیس نه او را ضرب و شتم کرد نه تیر زد. او در کنار زنان دیگر در سالنی حضور داشت و هیچ مشکلی در این فیلم ها مشاهده نمی شود. اما چرا این قدر مرگ این زن بزرگ شد روی آن تبلیغ شد و از آن نهایت سوء استفاده برای ضربه زدن به ایران انجام شد؟

بله این کار رسانه های غربی است که با هدایت سرویس های امنیتی با اشرافی که بر شبکه های اجتماعی دارند هر گاه بخواهند رایگان خر سواری می کنند. سوار شدن بر خر کار آسانی است. جماعت شیطان صفت و بی سوادی که اندیشه و فکری از خود ندارند. یا جماعت عقده ای و فاسدی که انسانیت ندارند. سوار شدن بر اینها گویا کار آسانی برای سرویس های امنیتی غربی است. باید انتقام راهپیمایی اربعین گرفته می شود باید سفر مهم رئیس جمهور به سازمان ملل که می توانست در برداشتن تحریم ها بسیار موثر باشد توسط سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل به حاشیه می رفت. مهم ترین روزنامه آمریکا نیز خبری کذب و کم سابقه برای فوت و بیماری شدید رهبر ایران صادر کرد. اینها از قبل برنامه ریزی شده و کاملا حساب شده بود.

آیا مرگ مهسا امینی قتل او توسط پلیس بود؟

آن چه که تاکنون شواهد نشان می دهد به خصوص بعد از تماشای فیلمی که نحوه مرگ او را نشان می دهد این است که او به مرگی طبیعی به علت سکته قلبی از دنیا رفته است. نه شکنجه شد، نه ضرب و شتم و نه مورد هدف تیر قرار گرفت. علت سکته یا استرس بود یا بیماری زمینه ای که برای هر کسی ممکن است رخ دهد. اگر بنا باشد برای جلوگیری از استرس هیچ کس بازداشت نشود پس پلیس را باید منحل کرد. کنکور و فوتبال را هم باید منحل کرد. چون گاهی در ورزشگاه هم افرادی به علت استرس سکته می کنند باید ورزشگاه ها را بست؟ این تقصیر فوتبالیست هاست؟ علت دقیق مرگ توسط دستگاه های قضایی و پزشکی قانونی بعد از اتمام بررسی ها اعلام خواهد شد. البته دشمن داخلی و خارجی نه دنبال حقیقت است و نه از هیچ منطقی پیروی می کند. منطق اینها آتش زدن و شکستن و کشتن است. جانیانی که امروز مدعی خون خواهی و عدالت خواهی شده اند. داعش وطنی اسم مناسبی برای ضد انقلاب است. می توان گفت این زن به علت استرس و بیماری زمینه ای که به علت عمل روی مغزش انجام شده بود سکته کرد. اما همان گونه که داستان می سازند او را ضرب و شتم کردند و کشتند می توان گفت شاید قبل از مراجعه به پلیس همراهانش در تهران به چیزی خورانده باشند!

چند مدت پیش یک سرگرد پلیس به علت عدم رعایت قانون در استفاده از اسلحه (با وجودی که در برابر یک خلاف کار دفاع از خود کرده بود) در دادگاه های این نظام محکوم به قصاص شد و حکم قصاص هم بعد از چند سال به علت عدم رضایت اولیای دم اجرا شد و سرگرد نیروی انتظامی واقعا اعدام (قصاص) شد! این خبر چرا در رسانه های ایران ستیز و دین ستیز منتشر نشد؟ این نشان می دهد اگر واقعا این خانم به نحوی توسط پلیس به قتل رسیده بود قاتل و مأمور خاطی اعدام می شد درست مثل آن سرگرد که اعدام شد. پس این اراذل و اوباش و داعش وطنی چه می گویند؟

بلکه واقعیت این است که این فقط بهانه و جو سازی رسانه ای بیش نبوده است. مرگ مهسا امینی صرفا بهانه ای برای لاش خور ها بود تا کاری که چند سال بود منتظر بودند را انجام دهند. ضربه زدن به جمهوری اسلامی بدون حمله نظامی . ضربه حیثیتی و ضربه مالی. ضربه سیاسی و اجتماعی. لاش خور شامل عناصر رذل اصلاح طلب از حسن خمینی تا خاتمی ، از پزشکیان تا ظریف بود. از سلطنت طلب تا گروهک منافقین. از گروهک های تروریست کرد مثل کوموله تا عرق خور های سطح شهر. از شیره ای ها تا قرصی ها. از علفی ها تا مصرف کنندگان گل. از الکلی ها تا عیاش ها. از دختر بازان تا زن بازان. از مزاحمین نوامیس مردم تا قمه کش ها. از سارقان تا کیف قاپان. از مفت خورها یا بی ناموس ها. از بی غیرت ها تا دیوث ها. از ولد از ناها تا بی پدر ها. از بی صاحب ها تا حرامی ها. از جانیان تا قاتلان. از حرام لقمه ها تا حرام زاده ها. از چاقو کش تا زور گیر.

کسانی که تاکنون صدها زن را به علت انقلابی و مذهبی بودن ترور کرده اند امروز مدعی دفاع از مهسا امینی شده اند (گروهک منافقین). کسانی که به علت مفت خوری و ندادن مالیات ثروت های آنچنانی به دست آورده و دبی نشین هستند مدعی حمایت از مظلومان شده اند (علی کریمی). زن کش هایی که در حمام خانه شان همسر خود را با کلت کمری به قتل می رسانند مدعی دفاع از حقوق زنان شده اند(اصلاح طلبان). کسانی که کارشان این است که هر روز از ساعت 5 بعد از ظهر تا 8 مزاحم نوامیس مردم می شوند و زن بازی و دختر بازی و مزاحمت کار روزانه آنهاست طرفدار زنان شده اند. کسانی که چادر از سر زن سال خورده کشیده و او را ضرب و شتم می کنند مدعی طرفداری از حقوق زنان شده اند. کسانی که چاقو بر قلب بسیجی دست خالی فرو می آورند مدعی اند که پلیس نباید با آشوب گر برخورد کند و مدعی حمایت از حقوق زنان شده اند. دختر بازان هرزه مدعی حمایت از مهسا امینی شده اند. مردان عیاش زن باز می گویند چرا مهسا امینی را کشتید. اصلاح طلبانی که از همسر کشی (ماجرای میترا استاد) حمایت می کردند می گویند به مهسا امینی ظلم شد!

روزانه تعدادی از این اراذل و اوباش که در خیابان ها جولان می دهند و اموال عمومی را به آتش می کشانند و زنان چادری را ضرب و شتم می کنند دستگیر می شوند. برخی از آنها شبانه از لانه شان بیرون کشیده می شوند در حالی که نمی دانند با وجود داشتن ماسک چگونه شناسایی شده اند. تا چند روز دیگر خیابان ها و مردم از شر این جماعت داعش صفت الکلی و شیره ای راحت خواهند شد. در دادگاه ها تک تک بعد از تست اعتیاد محاکمه خواهند شد و مجازات جنایت های خود را خواهند دید. خون شهدای بسیجی چند روز گذشته در تبریز و شیراز و قزوین و ... دامن این اراذل و اوباش خیابانی را خواهد گرفت. مماشات تمام شد. با برخورد قاطع ریشه این جماعت هرزه و قاتل زده خواهد شد.

کدوم حقوق؟ منظورت اون حقوق کارگری است؟

وقتی معلم رو در جامه تحقیر و فقیر کنی ، بودجه مدارس دولتی رو صفر کنی نتیجه این می شه. وقتی 200 هزار نفر کمبود معلم داریم. وقتی جوانان تحصیل کرده فقیر و بیکارند اما اراذل و اوباش و خلاف کاران و ترک تحصیلی ها ثروتمند. وقتی دانشمندان و تحصیل کرده های دکتری بیکار اما آرایش گر و سلبریتی و فعال اینستاگرامی معاف از مالیات پول پارو می کند. وقتی فوتبالیست و بازیگر زیر دیپلم میلیاردر معلم و تحصیل کرده دکتری عاجز از خرید پراید دست دوم. نتیجه این می شه. وقتی صدا و سیما به جای فرهنگ سازی شبانه روز سریال های ضعیف و پیام بازرگانی پخش می کند. وقتی روحانیون به جای تبلیغ دین دنبال پول و کار دولتی و گرفتن مدرک آبکی و پولکی از دانشگاه ها افتاده اند. وقتی حوزه و سازمان تبلیغات در خود گیر کرده اند. وقتی مقامات دولتی و امنیتی و نظامی در خواب غفلت و توهمند. نتیجه این می شه.

به این نتیجه رسیده ام که حوادث و سیلی های کنونی نتیجه ظلم به دین ستیزان و بدحجابان و مخالفان نیست چون اکثر آنها از قضا از اقشار مرفه جامعه اند. بلکه نتیجه ظلم به اقشار مذهبی، مسلمان، معتقد، پاک، تحصیل کرده و سالم و مثبت جامعه است. وقتی تحصیل کرده ای را فقیر کنی و هرزه را از مالیات معاف، وقتی خلاف و کار های زیر زمینی مالیات و هزینه ای نداشته باشد اما کار درست هزینه و مالیات داشته باشه این طور می شه که از معلم دکتری با حقوق شش و نیم میلیون مالیات می گیرند اما هرزه ای که با اینستاگرام، یا فروش مواد، قرص اکس، قرص لاغری، تزریق بوتاکس، کاشت ناخن، رقص و تن فروشی ماهانه 50 میلیون تا چند میلیون درآمد داشته باشد نتیجه این می شود که قشر فاسد متمکن و قدرتمند می شود و قشر پاک ضعیف و در این گونه این جماعت شیره ای در چنین روزهایی جولان می دهند.

وقتی پلیس را تضعیف کنی، در صدا و سیما، در رسانه، توسط مقامات، تحقیر کنی، کمترین بودجه و حقوق و تجهیزات را بدهی، کمبود شدید نیرو داشته باشد نتیجه این می شود. در کشور های اروپایی و آمریکا شورش های به مراتب بزرگ تر از این را به راحتی با پلیس مجهز جمع می کنند و فیلم دستگیری اراذل و اوباش را با افتخار از رسانه ها پخش می کنند. چون به تعداد نیرو و به حد نیاز تجهیزات ضد شورش و کنترل اجتماعی دارند.