زن زندگی آزادی ، سگ گربه کفتار

هدف مردم عادی نیستند. هدف همان هایی هستند که هیچ وقت تلویزیون نمی بینند. فقط شبانه روز در سایت ها و کانال ها و صفحات جنسی و مبتذل و زرد و کثیف غرقند و تنها منبع خبریشان هم بی بی سی و عنترنشنال و آن زن بدکاره فراری وطن فروش است. مغزشان مسخ شده است و شبانه روز در حال کشیدن سیگار و نوشیدن الکل و خوردن قرصند. یا در حال ول گردی در کوچه و خیابان و پاساژ. یا گیم یا هرزگی در کافی شاپ و کافه ها. یا ارتباط نامشروع و پارتی. زندگی سگی دارند. دست پرورده فرهنگ کثیف غربند. خشن و بد ذاتنند. پر و مادر آنها نیز از دست آنها آسایش ندارند و تبدیل به انگل خانواده و جامعه شده اند.

مسئولان و دولت ها و مجلس نیز در به وجود آمدن این قشر هرزه و ول گرد نقش دارند.

وقتی روحانی دنبال کار اداری و سیاسی باشد، عالمان دینی ناراحت از نگرفتن بودجه یا پست و مقام و زمین برای تبلیغات مثلا اسلامی شان، معلم دنبال شغل دوم برای امرار معاش، نماینده مجلس دنبال گرفتن دکتری دوم از دانشگاه پولی ، فلان مسئول دنبال فرستادن دختر و دامادش به کانادا، سازمان تبلیغات درگیر کاغذ بازی و آمارسازی و خور و خواب، وزارت ارشاد مرکز دادن یارانه از جیب مردم به بازیگر و خواننده دین ستیز و مخالف نظام، وزارت اقتصاد دنبال دادن دلار یارانه ای به عیاش ها و خوش گذران ها برای سفر خارجی ، صدا و سیما مشغول پخش آگهی بازرگانی و دادن سکه به بازیگران هرزه و خارج نشین. نتیجه این خواهد شد.

وقتی بازیگران و ورزشکاران حرفه ای دنبال گرفتن اقامت و کارت سبز و دلارند. وقتی ثروت و وطن فروشی افتخار باشد. وقتی بی ناموسی هنر نامیده شود. وقتی آتش افروزی و کشتن و تخریب اعتراض خوانده شود. وقتی قمه کش معترض نامیده شود. وقتی مزاحمین نوامیس مردم شعار زن سر دهند. وقتی قاتلان شعار زندگی می دهند. وقتی کسانی که شعار آزادی می دهند در خیابان تفتیش عقاید کرده و کسانی که با آنها نیستند را شکم بدرند.

در روزگاری هستیم که مرد ثروت اندوزی چون علی دایی که در سال های آخر بازی در تیم ملی منفور ملت شده بود و در حالی که پیر شده بود فوتبال ملی را رها نمی کرد دنبال قهرمان ساختن از خود است. مرفه بی درد و فاسدی چون علی کریمی در عالم سیاست ورود کرده و رهبر این جریان وحشی شده. آری رهبران این جماعت هرزه و خشن نیستند مگر تروریست هایی چون رجوی، دیکتاتور زاده های حقیری چون شاهزاده، زنان بدکاره و وطن فروشی چون مصی، رسانه های بن سلمان چون عنترنشنال، بازیگران و دلقک های حرام لقمه و بی ناموس، برخی ورزشکاران تاریخ مصرف گذشته یا عرق خور و عیاش. اینها دست پرورده همین نظامند. ثروت های این جماعت وطن فروش از جیب همین ملت به دست آمده. هر کس چنین رهبرانی برای خود برگزیند نهایت حقارت و رذالت خود را فریاد زده است. شعار زن اینها یعنی زن بارگی، بازیچه شدن زن، تبدیل شدن زن به کالای جنسی، لخت کردن زنان، شعار زندگی اینها یعنی بریدن گلوی مأموران حافظ امنیت، زنده زنده سوزاندن آنها، کشتن مردم زیر شکنجه. شعار آزادی آنها یعنی تفتیش گوشی و کیف مردم که اگر از خودشان نباشند چاقو در قلبش فرو کنند. شعار زندگی اینها یعنی کوکتل مولوتف. شعار زن اینها یعنی مزاحمت برای نوامیس مردم، شعار آزادی اینها یعنی هرزگی و غرق شدن در لجن جنسی. روش آنها دروغ و خبرهای ساختگی. فیلم های دست کاری شده و صدا گذاری شده است. هر چه فیلم از اینها دیدیم در حال کشتن و تخریب و آتش زدن و شکستن و عربده کشی و قمه کشی بودند. اما دم از آزادی می زنند. اما حکومت را به خشونت متهم می کنند. اگر حکومت خشونت داشت نسل این حرام زاد یا حرام لقمه ها را تاکنون منقرض کرده بود.

در روزگاری هستیم که سگ و گربه و کفتار هم پیمان شده همه باهم حمله کرده اند. داعش و اصلاح طلبان دوشادوش هم هستند. تجزیه طلب و ملی گرا هم کاسه شده اند. شاهزاده و گروهک منافقین هر کدام از سویی حمله می کنند. هرزه و هیز هفت کش شده اند. اوباش قمه کش در کنار دانشجوی شیره ای هر کدام یک جور عربده می کشند. یکی سنگ می زند دیگری آتش زاد. یکی عربده می کشد دیگری نعره. یکی آتش می زند دیگری خراب می کند. یکی خیابان را می بندند دیگری ماشین آتش می زند. یکی چنگ می زند دیگری چاقو می کشد. یکی لگد می زند دیگری جفتک. یکی می رقصد دیگری گلو می برد. یکی روسری بر می دارد دیگر به هم کاسه اش تعرض می کند. یکی با اسلحه گرم حمله می کند دیگری شعار آزادی می دهد. یکی کودک می کشد دیگری مأمور. یکی مأمور آتش می زند دیگری قرآن. یکی به شاه چراغ حمله می کند دیگری به حوزه علمیه. یکی دماغ عمل کره است دیگری خال کوبی شده. یکی در رسانه ای سعودی اینترنشنال عو عو می کند دیگری در بی بی سی. یکی استوری کشتن مأمور را با افتخار منتشر می کند دیگر فریاد مظلومیت برای باتوم خوردن سر می دهد. یکی دختری را با مصرف بیش از حد شیشه از دنیا رفته را کشته اعتراضات می نامد دیگری کسی را که زنده است که کشته معرفی می کند. یکی گلوی مأمور می برد دیگری شعار زندگی سر می دهد. یکی عرق می خورد دیگری قرص توهم زا. یکی سیگار را به سیگار قبلی وصل می کند دیگری شیره می کشد. یکی تفنگ به دست می گیرد دیگری از درد زیاد باتوم گلایه می کند. یکی بعد از کشتن زیر شکنجه جنازه را عریان می کند دیگری از تاریکی گونی ناله می کند.

این اغتشاشات نیز مانند فتنه 88 تمام خواهد شد. باز اغتشاش گران سوتی هایی خواهند داد و گند و کثافتشان موجب به حاشیه رفتنشان خواهد شد. تک تک در گونی جای خواهند گرفت. و مسئولان خواهند گفت پیروز شدیم و به کارهای قبلی خود باز خواهند گشت.

قتل یک مادر جوان کار خوبی است !

این قتل باطن کثیف، پلید، خبیث، رذل و فاسد اصلاح طلبان را رو کرد. خوی  آدم کشی، خیانت به همسر اول و هوس رانی آنها را بر ملا کرد.

به دیگران تندرو و چماق به دست می گویند اما خود اسلحه به دست هستند. به غیرت دینی اعتراض می کنند اما خود به اسم غیرت و با تهمت زدن راحت همسران خود را به قتل می رسانند. می گویند با آبروی افراد بازی نکنید اما می کشند و تهمت هم می زنند آبرویش را هم بی جهت می برند. به دیگران ساندیس خور می گویند خودشان خون خوارند. برای هول دادن زنی که به پلیس زن حمله می کند بیانیه ها صادر می کنند اما از قتل همسر توسط یکی از خودشان دفاع می کنند. دم از حقوق زنان می زنند اما از حق همسر و مادر جوان که در حمام خانه اش ناجوانمردانه به قتل رسید دفاع نمی کنند.

نجفی از بزرگان اصلاح طلبان بود. او مورد حمایت خاتمی بود. او مورد حمایت هاشمی بود. او بزرگ دولت روحانی بود. او شهردار پایتخت بود. او برگزیده لیست امید و شورای شهر اصلاح طلب تهران بود. 

کسانی برای کشته شدن سگ ولگرد تجمع کرده و با ریاکاری ژست احمقانه و دروغین حمایت از حقوق حیوانات می گیرند در مقابل کشته شدن مادر جوان سکوت کردند بلکه از آن دفاع کردند. 

اصلاح طلبان، حامیان روحانی و هاشمی و خاتمی، وطن فروشان، شما جانی و قاتل هستید از حقوق زن سخن نگویید شما قاتل زنان هستید، تندروی را به اوج رسانده اید اسلحه به دست هابه دیگران چماق به دست نگویید. شما راحت به همسر خود خیانت کرده زنی دیگر اختیار می کنید. آقای نجفی این طور می خواستی تهران را به شهری امن برای زنان تبدیل کنی؟ 

نجفی فردی پرنفوذ بود. مقامات امنیتی و غیر امنیتی زیادی با او همراهی کردند تا خانواده مقتول را مجبور به بخشش کنند. شاید خانواده مرحومه استاد از قصاص نجفی گذشت کرد اما آیا مردم و جامعه هم گذشت کردند؟ خداوند هم گذشت کرد؟ آیا آن مرحومه نیز گذشت کرد؟

اصلاح طلبان عزیز شما نیز در جنایت نجفی شریک هستید. شما نیز خویی همچون نجفی دارید. تندخویی، تندروی و آدم کشی پیشه ی شماست. شنیده بودم که اصلاح طلبان در اوایل انقلاب مخالفان را نیست می کردند. حال بگویید شما تیر خلاص می زنید یا احمدی نژاد؟! تیر خلاص زدن کار شماست. 

اینا می گفتند احمدی نژاد کارش تیر خلاص زدن بوده و می گفتند اینها فقط اعدام بلدند اما دیدیم که تیر خلاص را هم خودشان می زنند و مردم را هم بی محاکمه در حمام اعدام می کنند. 

 

از تولد فرزند رامبد جوان در کانادا تا کودک کار در ایران

صدا و سیمای یک ملت رو دادن دست چند بازیگر مثل رامبد جوان. در برنامه خندوانه 99 درصد مهمان ها دوستان نزدیک رامبد جوان بودند. دو هم جمع می شن جوک می گن و می خندند و بازی می کنند میلیاردی درآمد کسب می کنند. کسانی که بویی از علم و حکمت و فرهنگ نبرده اند و نهایت ادعای علم و فرهنگ آنها مطالعه فلان کتاب چرت رمان ترجمه شده توسط فلان دوستشان، یا حرف زدن در مورد کیسه ی پلاستیکی و کودک کار است! کودکان کار هستند چون کودکان اینها در کانادا به دنیا می آیند و بهترین امکانات را دارند که ناشی از بودجه بیت المال در صدا و سیما و ... است. کودکان کار هستند چون فرزندان اینها از سه سالگی بازیگر سینما و صدا و سیما می شوند و درآمد آنچنانی کسب می کنند ! بچه یکی در خیابان دنبال فروش آدامس بچه ی اینها در کانادا به دنیا می آید و یا هر ماه یک سفر خارجی می رود یا به کل ساکن اروپاست و ... تحصیل کرده دکتری دنبال کار است این فراری ها از مدرسه و شاگرد آخرها در آمدهای میلیاردی از صدا و سیما یا سینما یا تیلیغات دارند . راست می گن ایران کشور خوبی نیست. بد است چون چنین فساد و شکاف طبقاتی و ظلم و ناعدالتی وجود دارد.

ورود زنان به ورزشگاه

حضور بانوان در ورزشگاه ها در بازی های مردان مسئله ای است. اما چطور حضور بانوان در کنسرت ها که فضای به مراتب نزدیک به بی عفتی دارد آزاد است !
کنسرت برگزار می کنند زن و مرد رقص و پایکوبی می کنند اینا اشکال نداره فقط حضور زنان در ورزشگاه اشکال داره؟! مطمئن باشید چند سال دیگه زنان ورزشگاه هم خواهند رفت حجاب رو هم به کل بر می دارند. طبیعی است. وقتی حاکمان حاضرند برای قدرت و ثروت هر حکم اسلامی رو کنار بگذارند.

احتکار آزاد است، گران فروشی آزاد است، رانت خواری آزاد است، پارتی بازی و انتصاب دامادها آزاد است، دروغ گویی و وعده دروغ دادن به مردم آزاد است، بتن ریختن در دست آوردن های یک ملت آزاد است، نصف کردن صفره ی مردم آزاد است، فرستادن فرزندان به آمریکا و کانادا و اتریش و انگلیس برای زندگی آزاد است، زمین خواری آزاد است، تئاترهای و فیلم های کمدی جنسی آزاد است، کنتسرت های مختلط آزاد است، استخرهای شاهانه آزاد است، حقوق های نجومی آزاد است. ورزشگاه رو هم آزاد کنند دست از سر کچل مردم بردارند و بگذارند چند زن و دختر به ورزشگاه بروند که عقده های روانی شان باز شود.

آقای روحانی شما هر منکری رو رواج دادی این یکی رو هم رواج بده خیالت راحت بشه. آقای غرویان خودت هم با همسرت به کنسرت و ورزشگاه بره ولی دست از سر کچل مردم بردار.

 

از دلار احمدی نژاد تا دلار روحانی و ظریف

نام ظریف در تاریخ باقی خواهد ماند. به عنوانی وزیری که چند سال رفت، قدم زد، خندید، لبخند زد، دست داد، حرف زد، مذاکره کرد، توافق کرد و در نهایت کار مملکت را به جایی رساند که دلار به 18 هزار تومان رسید. قیمت ها دو تا سه برابر شد. تحریم ها برگشت. صنعت هسته ای نابود شد. پاسپورت ایرانی زیر پا افتاد. اینها نتیجه مدیریت ظریف است.

یادمان باشد در زمان احمدی نژاد قیمت دلار با اعمال تحریم ها از 1000 تومان به 3000 تومان رسید. و سه برابر شد.
اما در دولت روحانی فقط با شنیدن صدای تحریم ها قیمت دلار 3000 تومانی به 6 برابر (18 هزار تومان) رسید. 

تفاوت دیگری هم هست. احمدی نژاد هر روز علیه آمریکا سخن می گفت و با آمریکا مذاکره ای نمی کرد و صنعت هسته ای را گسترش می داد و مسکن مهر می ساخت و به مردم پول می داد. اما روحانی و ظریف هر روز از آشتی و دوستی با آمریکا سخن می گفتند و بارها با آمریکا مذاکره کردند و مسکن هم نمی ساختند و پولی هم به مردم نمی دادند!

این نتیجه منش و تفکرات اصلاح طلبی است. این نتیجه مدیریت لیبرالی است. روحانی اعتقادی به عدالت اجتماعی و اقتصادی ندارد. اگر داشت کاری برای اقشار محروم و کارگران و معلمان می کرد. اگر اعتقادی داشت شاهد این همه گرانی  و شکاف طبقاتی نبودیم. اگر داشت با نجومی بگیران برخورد می کرد. سوال اینجاست که فیش حقوقی روحانی و وزرای روحانی چقدر است.

 

دولت روحانی دولت اصلاح طلبان است. دولت مورد تأیید هاشمی و خاتمی است. امروز دوستان میرحسین موسوی و خاتمی در این دولت حاکمند. شورای شهر و مجلس نیز تا حد زیادی در دست همین گروه است. و گرانی های افسار گسیخته نتیجه مدیریت و تفکرات اینهاست.

 

روحانی و حامیان اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب او سال ها بر روی برجام تبلیغات کرد و بزرگنمایی زیادی کردند. اما اینک مشخص شده است که توافق برجام تفاوقتی اشتباه و ضعیف بوده است و ایران از آن نفعی نبرد. وضعیت اقتصادی به مراتب بدتر از قبل از برجام شده است. قیمت دلار چندین برابر قبل از برجام شده است. قدرت خرید اکثر اقشار به مراتب کاهش یافته است. شکاف طبقاتی و ناعدالتی بعد از برجام به مراتب بیشتر شده است. راستی چه خبر از دیوار تحریم؟ زنونابین !

امروز ظریف و روحانی سخنان تندی علیه آمریکا بر زبان می آورند و می گویند قدرت آمریکا از بین رفته و افول کرده است و در مورد اروپا سکوت کرده اند. اما اگر همین حرف ها را احمدی نژاد می گفت می گفتند دچار توهم شده و آمریکا کدخداست و قدرت اول جهان.

ظریف و روحانی. اگر شما حالا این سخنان را می گویید ما 6 سال قبل هم می گفتیم. اما شما مسخره می کردید. پس شما خودتان را مسخره کرده اید. روحانی و ظریف! شما نیز به جمع دلواپسان پیوستید؟

 آقای ظریف شما از قیمت شیر خبر دارید؟

می گفتید آلودگی هوا به علت تحریم ها و سخنان تند احمدی نژاد و بنزین پتروشیمی است. اما حالا بعد از این همه سال که شما دولت را در دست دارید و ادعا می کنید تمام تحریم ها برداشته شده است آلودگی به مراتب بیشتر از زمان احمدی نژاد است. کارخانه ها در دولت شما تعطیل شد. بیکاری در دولت شما افزایش یافت. ترافیک در دولت شما افزایش یافت. پراید در دولت شما این همه گران تر شد. می گفتید عزت را به پاسپورت ایرانی باز خواهیم گرداند اما امروز دیپلمات های ایران را در اروپا زندانی می کنند و زن ایرانی را در فرودگاه های درپیت ترین کشورها مانند گرجستان به راحتی و بدون ترسی ضرب و شتم می کنند. آقای ظریف چه خبر از شهدای منا و دیه ی آنها. چه خبر از دوستی و آشتی با آمریکا و کشورهای منطقه. 

آقای روحانی شما و بسیاری از مقامات دولت شما جزو امنیتی ترین مقامات تاریخ جمهوری اسلامی اند. شما سال ها دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده اید. سال ها مقام نظامی و سرهنگی داشته اید(برای مثال فرمانده پدافند هوایی کشور بوده اید). اما اینک در دولت شما امنیت هم کاهش یافته است. تروریست به راحتی وارد مجلس می شود  و عملیات می کند. به راحتی در یک کلان شهر به رژه ی نیروهای مسلح حمله می کند و کودک کشی می کند. راحت در منطقه ی آزاد عملیات انتحاری می کند. مثل آب خوردن مرزبان ها را ده تا ده تا می رباید و کشورهای منطقه می برد! حسینه ها و پتروشیمی و پالایشگاه ها را آتش می زند. در دولت شما شورشها و کشته های دی ماه 96 را فراموش نکرده ایم. 

آقای روحانی اطلاع دارید در دولت شما هزینه های درمان چند براب شده است. خبر دارید قمیت دارو و آزمایش و ویزیت پزشک چند برابر شده است؟ بسیاری از اقشار وقتی مریض می شوند قید دکتر رفتن را می زنند. طرح سلامت شما مترادف بود با چند برابر شدن تعرفه ها به بهانه ی اجرای بیمه سلامت برای تعداد محدود افرادی که بیمه ای نداشتند و حذف زیر میزی. اما هزینه درمان بالا رفت و زیرمیزی هم باقی ماند.

آقای روحانی و ظریف. آخوندی و زنگنه و قاضی زاده هاشمی و نوبخت و جهانگیری و علوی. شما امنیت را از مردم گرفتید. آسایش را گرفتید. گرانی را بیشتر کردید. صنعت هسته ای مردم را از بین بردید. برای مردم مسکن و راه و کارخانه ای نساختید. شما فقط دنبال امضای توافقات بین الملی به صورت غیر قانونی هستید و دل به غرب بسته و التماسش می کنید.

 

امروز در حالی شما حقوق های 50 میلیونی می گیرید که یک معلم با مدرک دکرتی حقوقی کمتر از 2 میلیون دریافت می کند. در حالی ثروت های چند هزار میلیاردی دارید که بسیاری از مردم در خانه ی 50 متری اجاره نشین هستند.

 

در مورد نامه چاپلوسی مدعیان ایثار گری در دفاع مقدس برای ریاست حناچی

این که این گونه از دفاع مقدس سوء استفاده می کنند شرم آور است. برخی رفتند و شهید شدند برخی نان جنگ را می خورند، کاسب جنگ شده اند. برخی که در پشت جبهه فعالیت داشتند و حقوقش را می گرفتند خود را ایثارگر و رزمنده می نامند. اینها کسانی هستند که با استفاده از انواع سهمیه های مرتبط با جنگ مثل آب خوردن، بدون یک روز کتاب خواندن و سر کلاس رفتن مدرک کارشناسی گرفته اند. مدرک ارشد گرفته اند. دکتری گرفته اند. با سهمیه عضو هیئت علمی شده اند. با سهمیه استخدام شده اند. با همین سهمیه ی پشت جببه، چند برابر حقوق و وام و مزایا و مسکن و ماشین گرفته اند. گردن کلفت کرده اند. اما جالب است که اندک اعتقادی به راه شهدا هم ندارند. مال حرام به دست آورده اند. مرفه و بی درد شده اند. فرزندان آنها نیز با انواع سهمیه ها مدرک گرفته و احتمالا به آمریکا و کاندا رفته و ساکن آنجا هستند.

به اینها می گویم شما سهم و سهمیه تان را گرفته اید. بس است. از دفاع مقدس کمتر سوء استفاده کنید. سی سال است سوار ملت هستید کمتر ریا کنید. شما اگر ایثار گر بودید چنین خانه هایی نداشتید چنین ماشین هایی سوار نمی شدید این گونه عاشق پست و مقام نبودید و کمتر چاپلوسی می کردید. کسی که عاشق آوردن مدیر خارجی است از دفاع مقدس حرف می زند!

شما سی سال پیش در دفاع مقدس در حالی که 20 سال داشتید مهندسی می کردید، فرماندهی می کردید یا در شهر ریاست می کردید! امروز بعد از سی سال که نه جنگی است و نه بمبارانی از لزوم آوردن مدیر خارجی سخن می گویید؟ نکند منظورتان فرزندان خارج نشین خودتان است؟ شرم کنید. نامه فدایت شوم و چاپلوسی برای شهردار جدید تهران می نویسید؟ نکند دنبال پست و مقام چرب تر در شهرداری هستید؟

 

رئیس سازمان تأمین اجتماعی جان باخت

آخوندی : اشکال نداره چون رئیس تأمین اجتماعی بوده حتما بیمه داشته. شامل بیمه عمر تکمیلی . ماشین هم بیمه بوده. مشکلی نیست.

باور کنید دیروز قبرستان وادی رحمت تبریز بودم. رفته بودم سر قبر یکی از اقوام که جانباز بود و با پراید تصادف کرد و در بیمارستان تأمین اجتماعی به علت اشتباهات پزشکی و بی توجهی جان باخت. قبر او نزدیک جنت الرضا بود جایی که قبر حدود 50 زائر امام رضا بود که در حادثه قطار تبریز مشهد در دوره آخوندی در آتش سوختند. آخوندی آن زمان با افتخار گفت بیمه داشتند.

اعصابم اونجا خورد شد و یاد حق خورده شده پدر کارگرم توسط تأمین اجتماعی هم افتادم که خبر رسید رئیس کل بیمه تأمین اجتماعی خودش نیز تصادف کرد و جان باخت.

آقای وزیر آموزش و پرورش لطفا در مورد مسائل مهم تر هم نظری بده

اما برای من سوال است که وزیر محترم که نگران تماشای یک مسابقه فوتبال برخی از دانش آموزان است آیا نگران سرانه صفر تومان مدارس این دانش آموزان هم هست؟ نگران تراکم بالای دانش آموز در کلاس، کمبود معلم و دو شیفته کار کردن خیلی از معلم ها، حقوق بسیار پایین اکثر معلمان و زندگی بخور و نمیر بسیاری از آنها، کمبود امکانات ورزشی و فرهنگی و آموزشی در اکثر مدارس، قطع شدن پخش شیر مدارس، تعطیل شدن ورزش هایی مانند شنا و ژیمناستیک برای دانش آموزان ابتدایی، معیشت معلمان و مانند اینها هم هست؟ آیا وزیر نگران مشکلات آموزشی و یادگیری و روحی روانی و بهداشتی دانش آموزان نیست؟ پس چرا اکثر مدارس مربی بهداشت ندارند ، چرا روانشناس و مشاور نداریم. چرا بسیاری از مدارس معاون پرورشی ندارند. چرا بسیاری از کلاس دارای معلمی هستند یک روز هم آموزش برای روش های تدریس و مدیریت کلاس ندیده اند؟ چرا دکتری فیزیک درس آمادگی دفاعی و هنر تدریس می کند ؟ چرا دکتری فیزیک و ریاضی را به مدارس ابتدایی فرستاده اند؟ وزیر محترم در مورد مسائل بسیار جدی تر برای معلم و دانش آموز هم نظری بدهد.
راستی ایشان اطلاعی از انواع مشکلات اخلاقی و رفتاری شدید دانش آموزان موبایل به دست دارد؟ آیا کوچک ترین برنامه ریزی برای حل این مشکلات کرده اند؟

چرا ارزش ریال پایین آمد

دلیل اصلی این است که چون ارزش انسان رو پائین آورده اند. ارزش تحصیل کرده ها و نخبه ها. جوانانی که از هر تفریحی گذشند و کل کودکی و نوجوانی و جوانی خود رو صرف کسب علم و دانش کردند. فوق لیسانس و دکتر شدند. مهندس و دانشمند شدند. اما در نهایت بیکار ماندند. تحقیر شدند. فقیر شدند. به آنها اهانت کردند و گفتند مهارات ندارند. بسیاری مهاجرت کردند و برای همیشه به اروپا و آمریکا رفتند بسیاری نیز بیکار و ذلیل ماندند یا با دکتری مسافرکشی کردند یا در ابتدایی آموزگار شدند!

افراد کم هوش با هزار رانت و سهمیه و فساد به بالاترین پست ها رسیدند یا حتی دکتری گرفتند!

امروز بسیاری از مقامات ما دکتری دارند اما دکتری آنها بی ارزش بوده و با رانت و تقلب و پول خرج کردن به دست آمده است. برخی نیز با دیپلم رئیس بزرگ ترین بنگاه اقتصادی کشورشدند.

وقتی ارزش علم و عالم و انسان رو این جور پائین بیاورند ارزش ریال هم پائین می آید.

راستی این الگو و ارزشمند های جامعه که 24 ساعته در صدا و سیما دارن شعار می دن و سخنرانی می کنند این سلبریتی ها و اهالی سینما و صدا و سیما و خواننده ها! اینها چرا نمی تونن کاری برای مردم کنند؟!

دست آورد فرهنگی قالیباف و لیست امید

در مورد پائین بودن حقوق معلمان و شراط کاری آنها

1- معلم نصف سال تعطیل نیست. در کل معلم رسمی 2 ماه تعطیلی تابستان دارد. حقوق دو ماه می شود 3 میلیون. تقسیم بر دوازده کنیم به هر ماه 250 هزار تومان می رسد. اون یک میلیون و چهارصد که می گیره می شه یک میلیون و شصد و پنجاه. اگه این رو پول اضافی حساب کنیم! پس می بینیم که هنوز خیلی فاصله است تا حقوق های شش میلیونی دیگر سازمان ها. می دانیم که معلم در طول سال مرخصی ندارد و فقط همان تابستان مرخصی و تعطیلی دارد که یک ماهش مرخصی و دو ماهش تعطیلی تابستان است.

2- معلم عموما و اکثرا آن 5 ساعتی که در مدرسه است در تمام ساعت ها مشغول کار است و هیچ استراحتی ندارد. سری به مدرسه ابتدایی بزنید خواهید دید. حتی 7-8 دقیقه ساعت تفریح دانش آموزان نیز اکثر وقت ها معلم مجبور است در کلاس بماند و به کارهای دانش آموزان رسیدگی کند. اکثراً معلم یا سرپا درس می دهد یا تکلیف می بیند و 30 دانش آموز را مدیریت می کند، دعوا و شلوغی درس های آنها را حل و فصل می کند. پس نباید با کار کارمندانی که عموما و اکثرا 90 درصد ساعت ها را بیکار بوده و در اینترنت گشت و گذار می کنند و جوک می گویند و نیم ساعتی هم که کار می کنند کارشان چند تا مهر و امضا و اینتر زدن است مقایسه کرد. در طول ساعت اعصاب معلم به اندازه یک ماه یک کارمند معمولی خورد می شود.

3- ساعت کاری یک معلم فقط محدود به ساعت حضور در مدرسه نیست. بلکه معلم برای طراحی آزمون، تصحیح آنها و حتی مطالعه قبل از تدریس نیاز به به چند ساعت وقت در هر روز دارد. 

4- معلمان حاضرند ساعت کاری آنها مانند همه کارمندان باشه و تعطیلی تابستان هم نداشته باشند و حقوقشان 70 درصد حقوق کارکنان دیگر سازمان ها باشد! بعضا حاضرند تمام تابستان را هم کار کنند اما حقوق آنها "نصف" کارمندان وزارت نفت و ارتباطات و نیرو و شهرداری و ... باشد.

5- معلمان نه تنها حقوق کم دارند بلکه مزایا هم ندارند. وام و مسکن و ... در کار نیست. حتی پول قند و چای را هم از معلم می گیرند.

6- هر کس در سخت بودن کار معلمی شک دارد به یکی از مدارس معمولی سری بزند و یک ساعت کلاس داری کند. اگر از کلاس فرار نکرد حرفش درست است.

در مورد تماشای رقص نجفی

ترویج فرهنگ رقاصگی از کودکی آغاز می شود. ترویج فرهنگ ابتذال و بی حیایی، بی حجابی، رقص و پایکوبی، هنجار شکنی و فراموش کردن احکام محرم نامحرم را از کودکی آغاز می کنند. مسئله ی حرکات موزون و رقص جنس زن برای مردان و در مقابل دروبین ها چندان تفاوتی ندارد که دختری نوجوان باشد یا بزرگ. 

اما مسئله ی مهم تر این است که امروز شهرداری ما که کمک به هیئت ها و مساجد را حرام می داند برای ترویج فرهنگ رقاصگی از بیت المال پول هزینه می کند و خودش نیز تماشا می کند. و از آن مهم تر گستاخی آن ها در تأیید و حمایت از چنین اقدامات هنجار شکنانه است.

 

در مورد حجاب

ین قدر شریعت اسلام رو کنار گذاشتن و ما نیز امر به معروف و نهی از منکر واقعی و به روش درست رو فراموش کردیم که دین ستیزان گستاخ شدند و هر روز یکی از احکام اسلام رو زیر سوال بردند و کنار گذاشتن. کاری با تندروی های اصلاح طلبان در اوایل انقلاب ندارم که امروز بی اعتقاد ترین افراد همین تندروهای آن زمان هستند. روزی می گفتیم حجاب وضعش داره بدتر می شه کاری کنید امروز می گویند حجاب باید از این هم بدتر باشه و مشکلی نداره. ماهواره و فیلم ها از هر سو دارن علیه دین تبلیغات می کنند ما هم برای گرفتن رأی همون حرف اونا رو می زنیم. طرف اندازه تایر پرادو عمامه رو سرش گذاشته با مال امام صاحب همه چیز شده امروز برای از بین بردن حجاب تلاش می کنه چون فکر می کنه به این روش رأی بیشتری می آره . در مدارس چیزی در مورد حجاب آموزش داده نمی شه. حجاب البته مرحله اول است. از آن بالاتر عفاف است.

الگوهای جامعه بازیگران و خواننده ها شدند که به کل از داشتن خانواده بی بهره اند. عمدتا افراد بی اعتقاد و کم عقل و فاقد علم و آگاهی اند. اما همین ها توسط رسانه ها، سیاسیون و صدا و سیما تبدیل به بت ها و خدایان و الگو های مردم شده اند و عملا و با سخنان خود همواره شریعت اسلام را تمسخر می کنند و زیر سوال می برند. عده ای روشکفرنما هم برای از دست ندادن محبوبیت از گفتن سخن حق و شریعت واقعی اسلام می ترسند و صلاح می بینند به نفع برخی از اقشار بی اعتقاد و کم اعتقاد سخن بگویند.

رئیس جمهوری که یک روحانی است، مال امام خورده که تبلیغ اسلام کند، وارد کار اجرایی شده، سیاست باز شده، به جای تبلیغ فرهنگ اسلام و عفا و حیا و حجاب و پوشش مناسب برای مرد و زن ، خود عامل تحریک برای بدحجابی، بی عفتی، بی حیایی و دین گریزی شده است.

از دیگران چه انتظار است؟ کسانی که هم نان اینان را خورده اند وظیفه دارند از آنها حمایت کنند.
اما خدا را شکر که ما نان حرام اینها را نخورده ایم پس به خواست خدا از فرهنگی که محمد (ص) به ما آموخته حمایت می کنیم و به جای کشاندن مردم به سمت بی حجابی و بی عفتی و فحشا و به جای تلاش برای از بین بردن مفهوم خانواده به نفع آن سخن می گوییم. اما مانند اصلاح طلبان اول انقلاب هم کسی نیستیم که موی کسی را قیچی کنیم یا مانند روحانی اول انقلاب نیستیم که دستور دهد دژبان زنان بدحجاب را راه ندهد.

در مورد جنابت دراویش افراطی

ایمن آبادی همان نماینده ای است که با سهمیه و رانت توانسته با فوق لیسانس هیئت علمی دانشگاه شده و سپس به یک دانشگاه درجه یک نیز بدون داشتن شرایط منتقل شود در حالی که فوق دکتری های مملکت نمی تونن هئیت علمی بشن. و همون نماینده است که گفته بود من در دانشگاه می خوابیدم و 8 میلیون می گرفتم و حقوق نمایندگان کم است. او اخیرا از حقوق بازداشتی های دروایش جنایت کار افراطی سخن گفته است.

پلیس وظیفه دارد به سمت راننده اتوبوس و سمند تروریستی که به دنبال زیر گرفتن مردم است شلیک کند تا جان و مال مردم و مأموران حفظ کند. این در همه دنیا به عنوان وظیفه پلیس پذیرفته شده است. رئیس نیروی انتظامی رو باید به علت ندادن اسلحه و باتوم و گاز اشک آور به مأموران برای برخورد با جنایت کاران و تروریست ها محاکمه کرد. رئیس نیروی انتظامی و وزیر کشور مسئول جان آن 4 شهید خیابان پاسداران هستند. کاملا مشخص بود که عناصر اغتشاش گر دراویش افراطی هستند. قبلنا هم تحدید کرده بودند که به کلانتری حمله خواهند نمود. روش مقابله با آنها التماس و فرستادن مأموران به صورت دست خالی نیست. پلیس در برابر هر اعتراض آرام باید آرام برخورد کند. اما وقتی کار دراویش افراطی به شمشیر کشیدن، آتش زدن ماشین ها، بستن خیابان ها و تهدید به حمله به کلانتری رسید دیگر جای مدارا نبود. مدار باعث شهادت چهار تن از حافظان امنیت مردم شد. آن سرباز وظیفه 20 ساله چه گناهی داشت که باید قربانی ژست روشنفکری آقایان شود؟

اگر جنین اتفاقی در آمریکا رخ می داد در سی ثانیه صدها گلوله به سمت اتوبوس شلیک می شد اما در ایران برای ژست حقوق بشری روحانی و اصلاح طلبان مأموران را دست خالی برای مقابله با اغتشاش گری دروایش افراطی شمشیر به دست و جنایت کار فرستادند و 4 نفر از حافظان امنیت مردم را قربانی پرستیژ روشن فکری خود کردند. 

اغتشاش گر و بر هم زنندگان نظم عمومی و امنیت را باید سرکوب نمود. چندان تفاوتی نمی کند شیعه دوازده امامی باشد یا درویش. میلیاردر پاسداران نشین باشد یا فقیر. 

مملکتی که پلیسش اقتدار نداشته باشد و قداره کش سیبیل کلفت برای مأموران کلانتری تعیین تکلیف کرده و آنها را تهدید کند امنیت نخواهد داشت. کسانی که از دراویش افراطی حمایت کردند نظرشان در مورد حمله خودسرها (آنها از این اسم استفاده می کنند) به خودشان چیست؟ اگر روزی مثلا به اصطلاح خودسرها به تئاتر و سینما و خانه و محل زندگی آنها حمله کنند  و با اتوبوس مردم را زیر بگیرند چه خواهند گفت؟ بازهم از حقوق اینها حمایت خواهند کرد؟

بازیگر دلقک صفتی به نام لیلا حاتمی که مادرش و پدرش هر دو معلوم الحال و بی اعتقادند اگر انگلیسی بلد نیست مجبور نیست اولین اظهار نظر چرت سیاسی خود را به انگلیسی بگوید که شنونده نداند منظورش از  آن کلمه "معترضان" هستند یا "اندامی در بدن" یا "زن فاشحه". بهتر است به ادامه کار دلقک بازی خود بپردازد و مردم را سرگرم کند یا بگوید آیا اظهار نظر سیاسی شرط دادن جایزه به او بوده است یا نه.

اگر امروز جنایت دراویش را محکوم نکنیم روزی خودمان قربانی تندروی ها خواهیم شد. بازیگری که حامی دراویش شده است بداند ممکن است خودش نیز قربانی افراطی گری شود آن روز از کار خود شرم خواهد نمود.

سوء استفاده و فریب کاری اصلاح طلبان در اغتشاشات اخیر

اصلاح طلبان سعی دارند تحدید اخیر اعتراضات مردمی و اغتشاشات اخیر را که علیه دولت مورد حمایت آنها و علیه قدرت و ثروتشان بود به فرصت تبدیل کنند. ریاکارانه از حقوق بازداشتی ها دفاع می کنند تا ظاهر بشردوستانه از خود نشان دهند زیرا این مهم ترین شعارها و ادعاهای دروغ آنهاست. بهتر است عارف و دیگران در مجلس در فکر حل مشکلات بیکاری، آلودگی، اختلاس، حقوق های نجومی، تخم مرغ، معیشت، گرانی و ... مردم باشند تا دیگر چنین اتفاقاتی رخ ندهد و تلاش نکنند با برخی کارهای سیاسی و نمایشی چهره ای مردم پسند از خود نشان دهند.

نقش روحانی و دولت فاسد در اغتشاشات

ظلم های دولت فاسد و ظالم است که عامل اصلی اغتشاشات اخیر است. دولتی که هنری جز افزایش قیمت ها ندارد. دولت تصمیم دارد هزمان با افزایش 50 درصدی قیمت بنزین هزینه آب و برق و گاز و ... را نیز افزایش دهد. مالیات ها را افزایش دهد. یارانه ناچیز 30 میلیون نفر را ظالمانه قطع کند. دولت کاری برای مال باختگان مؤسسات مالی، کاهش بیکاری و فشار بر طبقات محروم نکرد. گستاخی دولت در ظلم به طبقات محروم است که بستر لازم برای اغتشاشات اخیر را فراهم ساخته است. 

هر چند ما آشوب و اغتشاش را محکوم می کنیم و می دانیم این ناآرامی ها به زودی تمام خواهد شد اما این به معنای نادیده گرفتن فساد حاکم بر دولت روحانی نیست.

اغتشاشات اخیر

کسانی که در سال های گذشته به مردم می گفتند اگر تقلب شده بریزید بیرون و از شورش و اغتشاش خوشحال می شدند امروز که خود دولت و مجلس را در دست دارند از اغتشاش ناراحت اند.

واقعیت این که بعد از شکست داعش خارجی امروز با داعش داخلی مواجه هستیم. اعتراضات مردمی تمام شد. آشوب گران کنونی هیچ ارتباطی با اقشار محروم معترض ندارند و بیشتر شبیه داعش هستند و در خیابان ها به تخریب و قتل و جنایت و سوزاندن مشغولند. 

شعار علیه روحانی در روز قدس و نامه ی بی سلام هاشمی

هاشمی در نامه ی بی سلام سال 88 خود خواستار برخورد با احمدی نژاد می شود و می نویسد:
"با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم."

شایسته است آقای روحانی حداقل بخشی از این نامه بی سلام را بخوانند چون شامل حال ایشان می شود. ایشان که با تهمت های خود اشخاص، رقبای انتخاباتی و ارکان نظام را زیر سوال برده به آن ها می تازد مخاطب همین نامه است.
و نمونه آتش فشان های سوزان همین اعتراض و شعارهای بخش کوچکی از مردم در راهپیمایی روز قدس است.

درباره شعار علیه روحانی در روز قدس

تیتر همه ی روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلبان و دولتیان به این شعارهای یک عده ی محدود که یک ده هزارم مردم هم نمی شوند اختصاص پیدار کرد. نهایت سوء استفاده خود رو کردند. مظلوم نمایی کردند در حالی که در فتنه 88 از شعار های نه غزه و نه لبنان و خراب کاری و آتش زدن اموال عمومی خوشحال بودند و سکوت کرده بودند. چرا همین روزنامه ها و اشخاص در برابر اهانت های مکرر به احمدی نژاد سکوت کرده بودند؟ یا اهانت به رهبر و دیگر اشخاص نظام در فتنه 88 و بعد از آن. همچنین استفاده از عبارت خودسر برای این افراد جای این سوال را دارد که مگر قرار است مردم همه از کسی دستور بگیرند؟ مگر برای اعتراض باید منتظر فرمان کسی باشند؟ آیا مردم حامی اصلاح طلبان و روحانی برای شورش و فتنه منتظر دستور سران فتنه و روحانی و ... هستند؟


وقتی رئیس جمهور در روز قدس از توئیتر پیام ارسال کند در حد سخنان ضد انقلاب و به نهاد های انقلاب بتازد و حمله کند آیا عجیب است که یک تعداد از مردم شعاری علیه روحانی بدهند؟ مگر قرار بوده کسی انتقاد نکنه؟
اصلاح طلبان به جای سوء استفاده بیایند و روحانی را توجیه کنند که کمتر به نهاد های نظام بتازد و کمتر به منتقدان توهین کند. کمتر دنبال بزرگ نمایی اتفاقات این چنین باشند.


همچنین برخورد گاز انبری، پلیسی، امنیتی، قضایی با معترضان و شعار دهندگان کار درستی نیست. زندانی کردن کسی فقط به جرم یک شعار کار درستی نیست. وزارت کشور و اطلاعات بهتره فعلا حواسشون به سایه ی جنگ داعشی ها باشه جلوی قاچاق دولتیان و دختران آنها رو بگیرن.

 

خانه نشین شدن خاتمی یا احمدی نژاد !

آقای روحانی . برای ما سخنان خاتمی یا هاشمی نان نمی شود. ما کار می خواهیم. درآمد می خواهیم. چطور وقتی درآمد مدیر شما 60 میلیون می شود و هزینه نهاد ریاست جمهوری 4 برابر می شود این منبعش تأمین است اما وقتی قراره حق مردم داده باشه نمی شه؟ پدرم در دوره شما بیکار شد. خودم هم با فوق لیسانس حقوقی می گیرم که برای خرید گوجه فرنگی هم مشکل دارم. شغلم هم شغلی است که با دیپلم همی می توانستم . در همه جای جهان به دانشجوی دکتری حقوق می دهند تا فقط تحقیق کند. اما ما 4 سال دکتری را با بدبختی خوانده ام بدون ریالی کمک از دانشگاه. 16 آذر می خوام چیکار؟ که علی مطهری برایم سخنرانی کنه؟ این چه دردی از من دوام می کنه.
روحانی رقیب خود رو به احمدی نژاد مربوط می کنه. همه می دونن که قالیباف و رئیس هر دو منتقد احمدی نژاد هستند و هیچ ارتباطی با احمدی نژاد ندارند.
اما احمدی نژاد منتخب مردم بود. اگر خاتمی خوب است هاشمی خوب بود چرا احمدی نژاد نباشد؟ چرا به رأی مردم احترام نمی گذارند؟ چه کسانی در دوره احمدی نژاد با شورش و خیانت نگذاشتند کار کند؟ چه کسی به اندازه احمدی نژاد برای مردم خانه ساخت.
می گوید چرا خاتمی رو خانه نشین کردید. خاتمی که اصلا انتخابات رو قبول ندارد. نظام رو تقلب متهم می کند. پس شما با تقلب روی کار آمدید. با تقلب احمدی نژاد. خاتمی در 88 مردم رو دعوت به شورش های خیابانی کرد. شما رئیس امنیت ملی هستید شما خود عامل حصر و محدودیت هستید. پس فرافکنی و عوام فریبی نکنید.
می گویید چرا بزرگان رو خانه نشین کردید!؟ خب ! احمدی نژاد هم رد صلاحیت شد. و ممنوع التصویر است. سال هاست که صدا و سیما یک سخنرانی یا عکس او رو پخش نکرده. پس چرا در این مورد چیزی نمی گویید . چرا این قدر انحصار طلب هستید و فقط خودتان را قبول دارید. اگر مردم به شما رأی دهند کار خوبی کردند اگر رأی ندادند اشتباه کردند؟ احمدی نژاد 24 میلیون رأی داشت. احمدی نژاد در انتخابات هاشمی رو شکست داد. اینا مردم نبودند؟ اون انتخابات رو خود خاتمی اجرا کرد. پس شما انحصار طلب هستید و می خواهید قدرت رو قبضه کنید. اما 11 روز دیگر دوران دیکتاتوری شما تمام می شود و نجومی بگیران باید با قدرت خداحافظی کنند.

به عنوان دانشجوی سال آخر دکتری فیزیک می گویم 16 آذر مال خودتان. علی مطهری و سخنرانی هایش مال خودتان. آزادی مال خودتان. دانشجو اول حمایت از تحقیق می خواهد. دانشجو در اولیه ترین نیازهایش مانده است. در خوابگاه و غذا! در هزینه های تحصیل. به فکر آینده و بیکاری است. 

 

من به رئیسی رأی می دهم

پدر من در دوره خاتمی به علت تصویب قانون کار جدید که اخراج کارگر را راحت  می کرد از کارخانه بازخرید شد. و 7 سالی بیکار ماند . در دولت احمدی نژاد دوباره کار پیدا کرد. اول در بخش مسکن و سپس در کارخانه. به عنوان کارگر . و در دولت روحانی حدود یک و نیم سال قبل کارخانه ای که 3-40 سال بود کار می کرد به کل ورشکست و تعطیل شد و پدرم دوباره بیکار شد. حالا هم مستمری بیکاری که همان حداقل حقوق یعنی 812 هزار تومان بود دریافت می کند. این 812 هزار تومان تمام چیزی است که روحانی مدعی حل مشکلات مردم در 100 روز به یک کارگر می دهد . یک و نیم سال است بیکار است. در این سن که باید سال ها پیش بازنشست می شد مجبور است با بیکاری بسازد . در حالی که برای گرفتن یک MRI  مجبور است یک ماه و بیشتر در صف تدبیر و امید روحانی و وزیر بهداشت باشد. پس من حق دارم به روحانی رأی ندهم. از خاتمی و هاشمی متنفر باشم. و به فردی خارج از باند این مفساد اشراف رأی دهم. به رئیسی رأی می دهم. زیرا او صادق و راست گوست. از اینها جداست. شعارهایش دل نشین است. اهل سیاست بازی و دروغ گویی نیست. اطرافیان او فاسد نیستند . میلیاردر نیست. از طبقه اشراف نیست. حرف ما را می زند. اولویت های او اولویت های ماست. من به دنبال شنیدن صدای شجریان نیستم. اگر باشم از نت دانلود می کنم و نیازی به روحانی ندارم. من از کسانی که حقوق های 60 میلیونی می گیرند متنفرم . به آنها رأی نخواهم داد. تو هم رأی نده . تو هم به همین رئیسی رأی بده.

من به رئیسی رأی می دم. زیرا رئیس ستاد او نیکزاد است. نیکزاد قهرمان مسکن در تاریخ انقلاب است. او بیشترین مسکن را در تاریخ انقلاب ساخت. پدرم در زمان بیکاری به ارث رسیده از خاتمی بود خبر رسید برایش کاری به عنوان نگهبان ساختمان در حال ساخت پیدا شده. در دوره نیکزاد قهرمان بود که برای پدرم کار پیدا شد. مسکنی که من اینک در آن ساکنم از مسکن های ساخت احمدی نژاد و نیکزاد است. درسته که کوچکه. اما ارزان است. اگر نبود الان اجاره نشین بودم. اما ستاد روحانی را افراد بدسابقه و دروغ گو و حیله گری مانند کرباسچیان تشکیل می دهند. کرباسچیان قهرمان فساد و رانت خواری در تاریخ این انقلاب است. او ستاد کروبی بود که روز آخر با خیانت به کروبی نادان به موسوی کم عقل رأی داد. ستاد روحانی آشنا است. کسی که با مال امام و شهریه آخوندی به بالاترین جای گاه رسید اما در موقعی که احساس کرد به لباس روحانیت نیاز ندارد کنار گذاشت. کسی که تنها سابقه ی او سابقه اطلاعاتی و امنیتی است. او از کسانی است که روزگاری مرد را به خاطر کوچکترین انقتاد به تورم های 50 درصدی هاشمی تو گونی کرده و نیست می کردند.

وزیر تاجر و قاچاق چی و معلم شرمنده خانواده

در این آموزش و پرورش ما خیلی ها داریم که مدرک دکتری از بهترین دانشگاه های کشور دارن. سال ها تجربه معلمی و مدیریت موفق دارن. اونا وزیر آموزش و پرورش نمی شن. به جای اونا یکی از بیرون می آرن. یک تاجر. صاحب چندین شرکت. یکی که اهل واردات کالای لوکس خارجی است. شاید هم قاچاق چی . یک میلیاردر . که کوچک ترین درکی از دغدغه معلم نداره . بسیاری از معلمان یک پراید ندارن سوار شن جلوی دانش آموزانی که سوار سرویس می شن یا ماشین شاسی بلند باباشون می شن خجالت می کشن. دانش آموز دلش برای این معلم می سوزه . اون وقت ما که سیاست زده هستیم طرفدار دولتی هستیم که چنین شخصی رو بر سرنوشت ما معلمان مسلط کرده .
خیلی از معلمان شرومنده بچه خود شدن که نمی تونن براش لباس حتی ارزان قیمت هم بخرن. اون اینا کسانی هستند که لباس های لوکس وارد می کنند (شاید هم قاچاق)

خداحافظ روحانی ، سلام رئیسی

کم کم باید با روحانی خداحافظی کنیم. با اختلاس گران و نجومی بگیران و بی ادبان خداحافظی کنیم. باید با دولت دروغ گویان خداحافظی کنیم. باید با دولت رکود خداحافظی کنیم. باید با دولت پیرهای هزار میلیاردر خداحافظی کنیم.

با دولتی که یک نیروی امنیتی را وزیر کار کرده است. و امروز می بینیم که دستور می دهد کارگران معترض را شناسایی و بازداشت کنند. تا بعد شلاق بزنند. به جرم گفتن حقایق . 

دولتی که کارگران را بیکار کرد. دولتی که حقوق 812 هزار تومان به کارگر می دهد اما اینک که 4 سالش تمام شده داد می زند که باید حقوق کارگران را زیاد کنیم.

 

و درود بفرستیم و سلام کنیم به رئیسی .

به رئیسی رأی خواهیم داد تا دیگر شاهد مدیرانی نباشیم که حقوق های 230 میلیونی می گیرند و خود را ذخیره نظام هم می دانند.

 

نظر حسن روحانی درباره حجاب اجباری

«طرح مساله پوشش و حجاب زنان در اسفند 1357 بدون مشکل نبود و تا مدت‌ها مسئولین را به خود مشغول کرد. پس از 22 بهمن که سازمان‌ها و ادارات دولتی کار خود را آغاز کردند و مدارس نیز از اواسط اسفند به فعالیت پرداختند، شمار زیادی از خانم‌های کارمند و دانش‌آموزان دختر، بدون حجاب و با سر برهنه در ادارت و سازمان‌های دولتی حاضر می‌شدند و در میان آن‌ها گاهی زنان باحجاب در اقلیت بودند. بعضی پرستاران بیمارستان‌ها و پزشکان و معلمان زن نیز بدون روسری به محل کار خود می‌رفتند و در خیابان‌ها هم زنان بی‌حجاب رفت و آمد داشتند. البته زنان باحجاب نیز فراوان بودند و در همه جا به چشم می‌خوردند.

به هر حال اول بار، علمای قم به بی‌حجابی زنان اعتراض کردند و گفتند: درحکومت اسلامی همه زنان باید باحجاب باشند. امام نیز در یکی از بیانات خود به لزوم حجاب برای زنان اشاره کردند و همین باعث شد عده‌ای از زنان بی‌حجاب در خیابان‌ها تظاهرات کنند و در مقابل کاخ دادگستری و نخست‌وزیری تحصن نمایند. در این هنگام نیز آقای طالقانی پای پیش گذاشت و سخنانی درباره حجاب ابراز کرد و گفت: «حجاب اجباری نداریم و خانم‌ها باید خودشان حجاب را انتخاب کنند.» در اینجا نظر آقای طالقانی با نظر علمای دیگر متفاوت بود. به یاد دارم روزی آقای بنی‌صدر به سازمان رادیو-تلویزیون در جام جم رفته بود و در آنجا زنان بی‌حجاب دور وی جمع شده و پرسیده بودند که دلیل لزوم حجاب زنان چیست.بنی‌صدر در پاسخ بحثی کرد و در ضمن گفت: زن‌ها باید روسری سر کنند، زیرا از موی سر آنان اشعه‌ای متصاعد می‌شود که باعث می‌شود چنین و چنان شود! این سخنان موجب تعجب همه شده بود. 

گروهک‌ها و مجاهدین خلق هم اطلاعیه‌ می‌دادند که حجاب نباید اجباری باشد. در دولت موقت هم بحث بود که آیا حجاب باید اجباری شود یا نه. خلاصه همان طور که اشاره کردم، آقای طالقانی در سخنرانی خود گفت: ما نمی‌توانیم زنان اهل کتاب را مجبور به پذیرفتن حجاب کنیم، ولی مسلمانان را می‌توانیم تشویق کنیم که حجاب داشته باشند و در هر صورت نباید کسی را به زور باحجاب کنیم. با وجود این، در ستاد ارتش با دوستان تصمیم گرفتیم حجاب الزامی کنیم، که آغازی برای وزاتخانه‌ها و ادارات دولتی باشد. 
 
طرح اجباری شدن حجاب در ادارت مربوط به ارتش، به عهده من گذاشته شد و بدین جهت در گام اول، همه زنان کارمند مستقر در ستاد مشترک ارتش را که نزدیک به سی نفر بودند، جمع کردم و پس از گفتگو با آنان قرار گذاشتیم از فردای آن روز با روسری در محل کار خود حاضر شوند. زنان کارمند که همگی به جز دو یا سه نفر بی‌حجاب بودند، شروع کردند به غر زدن و شلوغ کردن، ولی من محکم ایستادم و گفتم: از فردا صبح دژبان مقابل درب ورودی موظف است از ورود خانم‌های بی‌حجاب به محوطه ستاد مشترک ارتش جلوگیری کند. پس از ستاد ارتش، نوبت به نیروهای سه‌گانه رسید. در آغاز به پادگان دوشان تپه رفتم و همه کارمندان زن را که تعداد آن‌ها هم زیاد بود در سالنی جمع و درباره حجاب صحبت کردم. در آنجا زن‌ها خیلی سر و صدا راه انداختند اما من قاطعانه گفتم: «این دستور است و سرپیچی از آن جایز نیست.» بعد توضیح دادم که ما نمی‌گوییم چادر سر کنید، بحث چادر مطرح نیست، سخن بر سر استفاده از روسری و پوشاندن سر و گردن است. در نهایت، در آنجا هم گفتم به دژبان دستور داده‌ایم از فردا هیچ زن بی‌حجابی را به پایگاه راه ندهند.

در نیروی زمینی و نیروی دریایی نیز برای کارمندان زن صحبت کردم و با خواندن آیات و روایات و کشاندن بحث حجاب به مسائل اجتماعی و سلامت جامعه و ارائه دلایل مختلف درباره لزوم حجاب، موضوع را تبیین کردم و دست آخر نیز با بخشنامه، رعایت حجاب الزامی شد. بحمدالله این تلاش‌ها نتیجه مثبت داشت و پس از تعطیلات نوروز، همه زنان کارمند در ارتش با روسری به محل کار خود می‌آمدند. در وزاتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی و حتی صداوسیما نیز به‌تدریج حجاب عملی شد و همه زنان با روسری از خانه بیرون می‌آمدند. البته در روزهای رفراندوم هنوز شماری از زنان بی‌حجاب بودند و با سر برهنه در پای صندوق‌های رای حاضر شدند، ولی این معضل اجتماعی خیلی زود جمع و جور شد و به سامان مناسبی رسید.»

منبع: خاطرات دکتر حسن روحانی، جلد اول، صفحه 571-573

بیکار شدن یک میلیون نان‌آور در دو سال اخیر، مایه ی شرمساری

آقای روحانی آن چیز که مایه ی شرمساری است این است:

گزارش مرکز آمار که در دولت یازدهم منتشر شده، نشان می‌دهد تعداد بیکاران کشور در تابستان امسال در رکوردی تاریخی، به 3 میلیون و 337 هزار نفر رسیده است.
شرم بر آنها که روز اربعین رو روز رسیده به مطامع پست سیاسی خود قرار داده و به مردم ستم می کنند . شرم بر دولت دروغ گویان.

علی مطهری و نظراتش

دیگه کار به جایی رسیده که نه تنها نخبگان و مغز ها فرار می کنن بلکه حتی فارغ التحصیلان معمولی هم مهاجرت می کنن.

این طور می شه که احمق هایی مانند علی مطهری می مانند و با استفاده از نام و نشان پدر همه کاره این مملکت شده و سرنوشت این ملت نگون بخت رو در دست می گیرند. البته این مردم که می گویم همان مردمی هستند که در خیابان ها مانند گاوها و بزهای وحشی باهم سرشاخ می شوند. این مردم نیز همه علی مطهری های دیگر هستند. 

جای تعجب ندارد نادانی چون علی مطهری در برابر ذخایر نظام و امانت دار خواندن صفدر حسینی سکوت می کند اما در هر مسئله کوچک و بزرگی اظهار نظر می کند .

راستی آقای علی مطهری شما در مورد آتش سوزی های سریالی در پتروشیمی  و وظایف وزارت نفت نظری ندارید؟ در مورد آلودگی هوا و وظایف سازمان محیط زیست، در مورد قاچاق گسترده کالا و وظایف گمرک، در مورد حقوق های نجومی مدیران دولتی، مردم منتظر در صف های طولانی بیمارستانی ها دولتی، حقوق های بسیار پائین کارگران و بسیاری از معلمان، یبکاری تحصیل کرده ها و نخبگان کشور، گرانی کالاها و مواد غذایی، افزایش های چند برابری قیمت آب و برق و گاز و تلفن و بنزین و نان و بلیط هواپیما و قطار هزینه خرید تلفن ثابت و ... توسط دولت و امثال اینها نظری ندارید؟

یا این که چون  اعضای این دولت از دوستان شما هستند هر کار کنند خوب است و نباید انتقادی کرد؟

متأسفم برای این کشور و ملت که امثال شما نائب رئیس مجلس آنها هستند. شمایی که با این سطح تفکر و تعقل پائین اگر پدرتان شهید مطهری نبود شاید در پشت نیسان سیب زمینی می فروختید.

پاسخی به نامه داریوش ارجمند به یالثارات

داریوش ارجمند در نامه ای به یالثارت که در روزنامه دولتیو  منفور ایران چاپ شده است در جایی می گوید  "هنرمندان سرمایه‌های اعتبار و آبروی این کشور هستند."

در پاسخ به این سخن باید بگویم:

1-اولا منظور از هنرمند چیست؟ آیا هر دلقک بی اعتقادی را می توان هنرمند نامید؟ آیا کسانی را که صرفا به علت این که فرزند فلان کارگردان یا تهیه کننده یا بازیگر بوده اند به راحتی بدون داشتن هیچ استعداد و توانمدی وارد صنعت سینما شده اند و هیچ توانمندی یا هنری از خود ندارند می توان هنرمند نامید؟ چه شده که اکثر اهالی سینما خانوادگی در سینما فعالیت دارند؟ چرا؟ چون سینما هیچ ملاکی ندارد و نیازی به هیچ تحصیلات و هیچ مدرکی نیست. صرفا اگر یکی از نزدیکان کارگردان یا تهیه کننده باشید شما را نیز هنرمند نامیده و وارد صنعت آب و نان دار سینما خواهند کرد.
آیا می توان سینمای ایران را هنر نامید؟ سینمایی که به شدت از مردم دور است و مردم نیز از آن دورند . سینمای آبکشی . سینمای خواب آور. سینمای مسخره بازی های بی نمک. سینمای اهانت به ارزش های جامعه. سینمای سیاه بینی . سینمای ضعیف و بی هنر . دور از تکنولوژی و علم روز . سینمایی گم نام در جهان. سینمایی بدون تماشاچی .
اندک فیلم های ایرانی که توانسته اند در برخی جشنواره های خارجی جایزه ای به دست آورند نیز صرفا به علت مسائل سیاسی توانسته اند موفقیتی نسبی به دست آورند در حالی که حتی جایی مانند اسکار نیز ملاک واقعی و استانداردی برای تعین برتری یک فیلم ندارد و مسئله ای کاملا سلیقه ای یا سیاسی است. اگر فیلمی بتواند بگوید اسلام یا فرهنگ اسلام یا ایران بد است و رفتن به غرب خوب است حتما برنده خواهد شد. اگر فیلمی از ایران در اسکار برنده شد این فیلم فرهنگ ایرانی را صادر نکرد بلکه فرهنگ ایران را به کل تخریب کرد و مردم ایران را افرادی دروغ باف و طمع کار نامید .

2-چه کسی می تواند ثابت کند که این بازیگران هستند که اعتبار و آبروی این کشور هستند؟ آیا آن بازیگری که هنرش این است که در فیلم های سینمایی شلوارش می افتد این اعتبار کشور است؟ یا آن بازیگری که در گفتن عبارات چاله میدانی هیچ حیایی از خود نشان نمی دهد اعتبار کشور است؟ آیا مردم جهان ما را با بازیگرانمان می شناسند؟ اگر شما چنین ادعایی می کنید من بر خلاف شما ادعا می کنم این عالمان هستند که آبرو و اعتبار این کشورند. این شهدا هستند که آبرو و اعتبار این کشورند. این دانشمندان و متخصصان کشورند که اعتبار و آبروی کشورند که بازیگران سینما. این معلمان و اساتید و کارگران و مهندسان اند که آبروی کشورند.
اهالی سینما (همان چیزی که شما هنرمندان می نامید) وقتی در فیلم های خود با تاختن به فرهنگ دینی مردم و نشان دادن هر گونه لودگی و بی هنری پول و درآمد کسب می کنند نباید انتظار احترام داشته باشند. زیرا آنها احترام خود را به اندکی پول فروخته اند. حتی اگر هنرمند واقعی بودند باز هم دلیل بر اعتبار کشور بودن نمی شد. زیرا این انسانیت و خیر رساندن به مردم است که اعتبار می آورد نه بیان چند دیالوگ.


هنگامی که اهالی سینمای با آراستن خود و فروختن زیبایی های چهره ی خود یا افتخار به زیبا بودن زن خود و با دهن کجی به فرهنگ حجاب و عفاف برای خود شهرتی دنیوی و بی ارزش کسب می کنند نباید انتظار احترام از کسانی را داشته باشند که فرهنگ آنها را به سخره گرفته اند. نباید انتظار داشته باشند مردم آنها با باغیرت بنامند.

در ضمن به ایشان می گویم شما اول مطمئن باشید که از پل صراط رد خواهید شد سپس برای مردم خط و نشان بکشید.

کاش اهالی سینمای ما اندکسی غیرت داشتند. غیرت به همسر و خانواده خود و به راحتی اجازه نمی دانند عکس های خانواده و خود آنها موضوع سرچ مردان فاسد باشد.

ساخت مسکن در دولت روحانی نصف دولت احمدی نژاد

آقای آخوندی ! فاجعه این است

1700 تن سیب زمینی را دفن کردند

1700 تن سیب زمینی را دفن کردند. البته این کار کوچک آنهاست. کسانی که شعار معیشت مردم را می دادند ، کسانی که می گفتند برای مردم ارزانی خواهیم آورد حال برای ارزان نشدن سیب زمینی آن را دفن می کنند!

اسراف های صد ها برابر بزرگ تر هم می کنند. و صدها برابر این ها حرام خواری می کنند. و الا چگونه ممکن است وزیر بهداشت ما ثروت هزار میلیاردی داشته باشد.

در شرایط گرانی و تحریم! در شرایط بد اقتصادی! چنین اسراف های بزرگی می کنند زیرا آنها شیطان و بدتر از شیطانند. کسانی که از اینها حمایت می کنند هم بندگان این شیاطین هستند.

اسرافکار بنده شیطان است. در شرایط تحریم و گرانی دفن کردن غذای مردم کار شیاطین است.

الحق که این دولت را باید دولت سیب زمینی گندیده نامید.

کسانی که می گویند می خواهیم وام 25 میلیونی خرید خودرو به مردم بدهیم. و با این حیله گری در مدت 6 روز 100 هزار خودروی در انبار مانده بی کیفیت را به قیمت بالاتر و با پول ربا به مردم غالب می کنن.

کسانی که به وضو گرفتن مردم گیر می دهند که آب اسراف شد امروز در برابر دفن میلیون ها کیلو سیب زمینی سکوت می کنند!

متن پرویز پرستویی برای حقوق کارگران و خرج زندگی

در متن منتشر شده توسط پرستویی آمده است: «حساب دخل وخرج یک خانواده سه ویا چهار نفره بدون تشریفات و اسراف کاری در ماه برای تامین حداقلی و ابتدایی ترین مایحتاج زندگی یا بهتره بگم زنده ماندن:

گوشت قرمز ۳ کیلو: ۱۰۰ تومن
مرغ ۸ کیلو: ۵۵ تومن
برنج ۱۰ کیلو: ۷۰ تومن
روغن: ۵ لیتر۲۰ تومن
چای: ۱۰ تومن
قند: ۱۰ تومن
شکر ۱۰ تومن
ماست دو روزی یه سطل ۲ تومنی: ۳۰تومن
شیر هرروز دوپاکت یارانه ای: ۸۰ تومن
پنیر کره مربا و...: ۵۰ تومن
نان هرروز ۵ تا: ۴۵ تومن
میوه روزی ۱ کیلو: ۱۲۰ تومن
سیب زمینی گوجه پیاز خیار کلم کاهو سبزی بادمجان و...: ۱۵۰ تومن
یک مهمانی ساده در ماه ۱۰۰ تومن
ریکا تاید شامپو صابون: ۳۰ تومن
قبض آب: ۲۵
برق : ۲۵
گاز : ۴۰
تلفن و موبایل : ۶۰تومن
اگه بخوایم خدای نکرده گردو بخریم : ۲۵تومن
خدای نکرده عسل : ۲۵تومن
خدای نکرده ماهی بخریم : ۲۵
خدای نکرده تفریح یا سینما یا پارک و... : نمیخوایم

اگه خدای نکرده در ماه یه بار بخوای پیتزا بخوری: نه نمیخواییم کوفت بخوریم!، اگه بخوای در ماه یه بار شام بری بیرون: نه بیرون بریم چکار کوفت بخوریم!، ماهی میگو امگا۳ روغن زیتون حلواشکری روغن کنجد سرشیر خرما هم که نمیخواییم اصن اینا چی هستن؟ پول کیف، کفش، پوشاک، مانتو شلوار، لباس زیر، لباس خونگی، لباس مجلسی، آرایشگاه مردانه و زنانه، چادر و مقنعه برای رعایت حجاب کامل اسلامی بماند. پول تعمیر کولر آبگرمکن شوفاژ، خرج ماشین، لامپ برای دسشویی، خرید لاستیک و بیمه ماشین هم بماند.

توی ماه هیچ دارو هم نخری، دکتر نری، داروخانه نری؛ اینا همه بماند؛ عروسی نری، مسافرت نری کلا همش خونه بمونی، قسط نداشته باشی.

مای بی بی : ۶۰تومن
شیر خشک : ۱۰۰تومن
سرویس مدرسه: ۶۰ تومن
بنزین حداقل ماهی ۶۰ تومن
اگه خانه دار باشن که اکثرا قسطی هستن و...: ۲۸۰ تومن
اگه مستاجر باشن : ۳۰۰

اینا فعلا بدون اون چیزایی که گفتم انجام ندی، اصن لباس نخری، طلا نخری، شام بیرون نری، پیتزا و ساندویچ نخوری، شهریه دانشگاه نداشته باشی، کتاب و روزنامه و مطالعه هم که اصلا حرفشو نزن، ماهواره ممنوع، موسیقی نقاشی طراحی، ورزش، اسب سواری، استخر و هرگونه سرگرمی دیگه هم نداشته باشی و مهمتر از همه هزینه ایاب و ذهاب هم به کنار... .

تا حالا شد : ۱/۶۸۵/۰۰۰

حالا یه کارگر توی یه کارخونه چقدر میگیره؟ پایه حقوقش۷۰۰ تومنه. تازه اگه حقوقشو سر ماه بدن و تازه اگه کارخونه تعطیل نشه یا رییسش اخراجش نکنه با همه مزایا میشه ۹۰۰ تومن. یه کارمند یا معلم یا یه پاسبون یه کارگر زحمتکش شهرداری چقدر میگیرن؟

من حرفی ندارم...»

همچنین انتظار می‌رود سینماگران با نگاهی جدی و زبانی هنرمندانه، به تصویر کشیدن تصاویر حقیقی از معیشت عموم مردم و شرافت طبقه کارگر اقدام نمایند و به جای ثبت بخش عمده سکانس‌های سینمای ایران در خانه‌های لوکس شمال پایتخت، مردم بتوانند بخشی از زندگی روزمره‌شان را نیز بر پرده نقره‌ای سینما به تماشا بنشینید.

منبع