ارتباط مولوی عبد الحمید با ریگی

به چه نماینده ای رأی دهیم

من قصد ندارم بگویم که نماینده مجلس باید ولایت مدار باشد، با تقوا باشد و الی آخر.

به نمایندگان مردم باید رأی داد نه نمایندگان اصحاب قدرت و ثروت. همه ی ما خوب می دانیم که مثلاً دانشگاه آزاد برای خود نماینده دارد. آنها به یک نفر مدرک می دهند، پست می دهند و او را می خرند و بعد برایش هزینه می کنند که بتواند نماینده مجلس شود. مردم نباید فریب چنین افرادی را بخورند. کاندیداها از اعتقادات و احساسات مردم سوء استفاده می کنند. آنها به دروغ مدعی حمایت از قومیت ها می شوند. به دروغ مدعی حل تمام مشکلات مردم می شوند. به دروغ خود را استاد دانشگاه و دکتر می نامند. به دروغ ادعای حمایت از ولایت فقیه و اسلام دارند. اما هنگامی که وارد مجلس می شوند به جای تلاش برای حل مشکلات کشور به دنبال بسط قدرت و افزایش ثروت خود می روند. افراد بی خاصیتی که شما آنها را نمی بینید مگر در اواخر دوران نمایندگی! دیده ایم کسانی را که با پیکان به منطقه ای برای تبلیغ و سخنرانی می روند و برای منطقه دیگر با ماشین های مدل بالا می روند. دیده ایم که عده ای ادعای بسیجی بودن و مذهبی بودن داشته اند اما وقتی وارد مجلس شده اند نشان داده اند فقط به دنبال پول هستند و دروغ گویانی ریاکارند. یا کسانی که به اسم اصلاح طلبی و آزادی و خط امام (ره) وارد مجلس شده اند و فقط به دنبال قدرت و پول بوده اند و فقط خیانت کرده اند. پس نباید فریب ظاهر را خورد. 

این مطلب تکمیل خواهد شد ....

مقام معظم رهبری در کرمانشاه



اغتشاش محدود در تبریز و ارومیه به بهانه خشک شدن دریاچه ارومیه

دیشب در چند خیابان مرکزی تبریز اغتشاشات محدودی توسط تعدادی اراذل و اوباش نژادپرست به بهانه خشک شدن دریاچه ارومیه اتفاق افتاد که با برخورد نیروهای ضد شورش خاتمه یافت. ارذل و اوباش که در حال عربده کشی در خیابان ها بودند بعد از مشاهده عدم همراهی مردم و برخورد پلیس مجبور به فرار شدند. درگیری ها در اطرافی بازار تبریز و راسته کوچه اتفاق افتاد. مردم عادی که در حال عبور و مرور و خرید در این منطقه بودند از دست اراذل و اوباش به شدت شاکی بودند. اوباش که سعی داشتن با آتش زدن سطل های زباله و بستن خیابان مانع عبور و مرور در خیابان شوند به برخورد پلیس مجبور به فرار شدند. درگیریهای این منطقه پر تردد، موجب سلب امنیت مردم عادی شده بود که با حضور نیروهای ضد شورش، امنیت بار دیگر به این خیابان ها باز گشت.

تعداد اغتشاش گران کمتر از چند صد نفر بود که در چند خیابان پراکنده بودند. فیلم های منتشر شده نیز حاکی از تعداد کم اغتشاش گران است و نشان می دهد اکثر افراد حاضر در خیابان مردم عادی هستند که در دست خود کالاهای خریداری شده از بازار را دارند که البته به علت درگیری بین پلیس و ارذل و اوباش نژادپرست، دچار ترس و وحشت شده بودند. همین مسئله نشان می دهد که پلیس باید تک تک این اغتشاش گران را بازداشت کند و به جرم برهم زدن نظم عمومی و ایجاد مزاحمت برای عابران و مردم به زندان بیندازد. مردم عادی چه گناهی کرده اند که باید تاوان قدرت طلبی عده ای نژادپرست و ضد انقلاب را پرداخت کنند. درگیریهای مشابهی در ارومیه نیز اتفاق افتاد. این افراد با در خواست چند تلوزیون نژاد پرست و تروریستی مانند گوناز در این تجمع حاضر شده بودند. گوناز همان شبکه ای است که چندی پیش کسی به آن تلفن زده بود و گفته بود دیروز با سنگ آمدیم فردا با اسلحه خواهیم آمد و گوینده نیز حرف او را تایید کرده بود.

سایت های دروغ پرداز ضد انقلاب تعداد چند صد نفری این افراد را چهار هزار نفر اعلام کرده اند که همین امر نشان دهنده بدبختی و کوچکی آنها در مقابل ملت یک و نیم میلیونی تبریز است. البته این سایت ها احتمالا مردم عادی که هر روز برای خرید کردن به بازار می روند را نیز جزو اغتشاش گران حساب کرده اند. نگاهی به سایت های نژاد پرست و ضد انقلاب نشان می دهد حجم عظیمی از دروغ ها را در این زمینه منتشر کرده اند که تعداد این دروغ ها احتمالا بیشتر از تعداد کل شرکت کنندگان در تجمعات کوچک دیشب بود. برخی از سایت ها از حضور تک تیراندازها در پشت بام ها سخن گفته اند در حالی که حتی فیم های منتشر شده نیز نشان دهنده مسلح نبودن این افراد است و فقط در پشت بام یک مرکز انتظامی چند نگهبان عادی حضور داشتند. یا یک شخص جوگیر در سایتی این گونه نوشته بود که صدای آمبولانس و پرتاب گاز اشک آور از هر گوشه ی شهر به گوش می رسد، گویی او همزمان در هر گوشه شهر حضور داشته است در حالی که احتمالا این شخص هزاران کیلیومتر دورتر از تبریز قرار دارد و به نظر می رسد در حال خواندن یک رمان سوم شخص است. یا کسی نوشته بود که پلیس یک پیرزن را نیز کتک زد که دروغی شاخ دار است و از جمله دروغ های کلیشه ای در این موارد است که دیگر نخ نما شده است. در یکی از چند فلم موجود می بینیم که مردم عادی که در دستانشان کالاهای خریداری شده از بازار وجود دارد چگونه در میان اراذل اوباشی گیر افتاده اند.

اتفاقات مشابهی در شهر ارومیه نیز رخ داده است که با حضور نیروهای انتظامی، امنیت دوباره به خیابان ها بازگشته است.

گفتنی است متأسفانه چندی پیش طرح آب رسانی به دریاچه ارومیه در مجلس رد شد که این مسئله بهانه ای را به دست افراد فرصت طلب داد تا بتوانند به اهداف قدرت طلبانه خود دست یابند. هر چند نجات دریاچه ارومیه یک دغده ی ملی است و اعتراض به بی توجهی به خشک شدن آن در مجلس نیز خواسته ی حقیست اما فرصت طلبان با سوء استفاده از این مسئله موجب امنیتی شدن آن شده و در مسیر نجات دریاچه ارومیه اخلال ایجاد می کنند و امکان برگزاری راهپیمایی مردمی برای جلب توجه بیشتر مسئولان را نیز از بین می برند. بنا بر این اغتشاش گران به دنبال اخلال در نجات دریاچه ارومیه هستند و اول کسی که از خشک شدن دریاچه ارومیه خوشحال می شود همین اوباش هستند. برق خوشحالی را در چشم های آنها می بینی. گویی دریاچه ارومیه خشک شده را پلی برای رسیدن به خواسته های قدرت طلبانه و فتنه انگیزانه خود می بینند.

حیفم اومد این نظر رو یکی از دوستان به نام "شهاب" در مورد همین مطلب نوشته بود رو همین جا منتشر نکنم:

"محل اصلي اغتشاشات بازار تبريز بود كه بنده و پدرم هم خيلي تصادفي از قبل با يكي از آشناهامون كه بازاري بود قرار داشتيم . ما تو اردبيل زندگي مي كنيم ولي اهل تبريز هستيم و كلا تا به حال من شخصا رنگ اغتشاشو به خودم نديده بودم وقتي وارد خيابان شديم چيز خاصي وجود نداشت ولي همه ي پل هاي هوايي و زيرگذر ها بسته بودن و مردم فقط از يك جاي معين اجازه ي عبور از خيابان رو داشتن بعد از چند دقيقه همه جا پر شد از نيروهاي امنيتي كه خداييش منو خيلي ترسونده بود. بعضي عوضي ها هم اونجا الكي داد مي زدن كه دارن مردمو مي زنن تا مردم خيابون رو بهم بريزن. اون آشنامون به من گفت كه اگه كار خاصي انجام نديم هيچ كاري با ما ندارن و خداييش هم همينطور بود . سرمونو انداختيم پاييم و خيلي راحت از بين موتور هاي نيروهاي ضد اغتشاش رد شديم و انصافا هيچ كاري هم با ما نداشتن. وقتي وارد حياط بازار شديم يك عوضي كه معلوم بود مي خواست همه چيو به هم بريزه و جو رو ملتهب كنه گفت كه بريم داخل مغازه و درو قفل و چراغو خاموش كنيم . ما رفتيم كارمونو كرديم و وقتي خواستيم بريم به راحتي بيرون رفتيم در حالي كه مي ديديم اون يارو داره جعبه جمع مي كنه تا آتش بزنه. ما به راحتي از بين نيروها كه انصافا هم منو ترسونده بودن رفتيم بيرون و اونا هم كاري با ما نداشتن. به روح مادربزرگم كه 2 مرداد فوت كرده و خيلي برام عزيز بود همشو راست گفتم. در ضمن اون يارو رو هم گرفتن كه البته كار كاملا درستي بود."

چه کسانی از خشک شدن دریاچه ارومیه خوشحال شدند؟

چه کسانی از خشک شدن دریاچه ارومیه خوشحال می شوند؟

دریاچه ارومیه دریاچه ای با درصد شوری بسیار زیاد است که وقتی در آن شنا می کنی باید مواظب باشی که یک قطره از آب در چشمت نرود و به راحتی روی آب باقی می مانی و نیازی به شنا کردن نیست. درصد نمک زیاد در آب موجب افزایش چگالی آب می گردد همین مسئله باعث می شود شما روی آب شناور بمانی. بعد از این که از آب بیرون می آیی و بدنت خشک می شود بدنت پوشیده از نمک است. در این آب بسیار شور موجودی زندگی می کند به نام آرتمیا،که کاربرد پزشکی  و اقتصادی دارد. این دریاچه مدتی است به علت خشک سالی و البته وجود سدهای متعدد در مسیر رودخانه های منتهی به آن، در حال خشک شدن است به طوری که در حال حاضر بیش از 60 درصد این دریاچه خشک شده است.

به گفته ی کارشناسان، خشک شدن این دریاچه موجب از بین رفتن باغات اطراف آن می گردد و منطقه شمال غرب ممکن است شاهد طوفان های نمک باشد. دولت طرح هایی را برای نجات دریاچه ی ارومیه تصویب نموده است که تاکنون یا اجرا نشده اند یا با موفقیت چندانی روبرو نشده اند. چندی پیش در مجلس طرحی برای نجات این دریاچه مطرح شد که متاسفانه با رای منفی مجلس روبرو شد که بسیار تعجب بر انگیز بود.

و ما امروز شاهد هستیم که تعداد قلیلی از افراد نژاد پرست و احتمالا جدایی طلب از خشک شدن این دریاچه خوشحال شده و با سوء استفاده از آن فرصتی برای فتنه انگیزی و پی گیری اهداف نژاد پرستانه و ضد انقلابی خود پیدا نموده اند. هر از چند گاهی از مردم برای تظاهرات و تجمعات غیر قانونی دعوت می کنند تا بتوانند از این وادی، خوراک تبلیغاتی برای رسانه ها ضد انقلاب فراهم آورند. در روز 13 فروردین امسال شاهد یک فراخوان اعتراضی در تبریز و ارومیه بودیم که بیش از چند ده نفر در آن شرک نکردند. و در روز 5 شهریور نیز دعوتی برای تظاهرات در ارومیه انجام گرفت که تعداد شرکت کنندگان آن بیش از چند صد نفر نبودند که البته بعد از حمله به پلیس و آتش زدن موتور پلیس، با واکنش نیروهای ضد شورش پلیس مواجه شدند و فرار کردند. در این تجمع کوچک ابتدا جمعیتی حدود 1000 نفر حضور داشتند که بعد از اطلاع از غیر قانونی بودن این تجمع محل را ترک نمودند و تنها همین جمعیت کمتر از دویست نفر مانند که بعد از ایجاد نا آرامی با برخورد پلیس مجبور به فرار شدند. این افراد بعضا عکس پرچم کشور آذربایجان را بر روری لباس خود داشتند. 

البته نگارنده اعتقاد دارد که مردم آذربایجان و حتی استان های دیگر باید برای نجات دریاچه ارومیه تظاهرات قانونی برگزار کنند و از مسئولان بخواهند برای نجات دریاچه ارومیه انجام دهند. وظیفه پلیس نیز ایجاد نظم در این راهپمیایی خواهد بود. اما به همین اندازه اعتداد دارد که با تظاهرات غیر قانونی که عموما توسط افراد فرصت طلب و اغتشاش گر ترتیب داده می شود باید برخورد نمود. آن چه من می خواهم به آن اشاره کنم این است که ما شاهد یک خوشحالی و شعف در میان تندروهای نژاد پرست هستیم که احساس می کنند هر اتفاق بدی می تواند فرصتی برای آنها پدید آورد. در ماجرای اهانت روزنامه ایران به ترک ها نیز شاهد خوشحالی این افراد بودیم. آنها بسیار خوشحال می شوند که دریاچه ارومیه خشک شود و مجلس نیز با طرح آب رسانی به آن مخالفت نماید. مسئولان باید با تدابیری این افراد را ناکام بگذارند و فرصت را از آنها بگیرند و با مجوز دادن به راهپمیایی های اعتراض آمیز و دعوت از دلسوزان برای حضور در راهپمایی، این افراد را از رسیدن به اهداف خود نا امید نمایند. زیرا به یقین مردم تمام شهرهای ایران و از جمله تبریز و ارومیه وقادار به نظام بوده و خود با تندروهای نژاد پرست برخورد می کنند.

اما جای بسی تاسف دارد که مجلس ما از کنار چنین مسئله مهمی به راحتی عبور می کند اما برای وقف اموال داشنگاه آزد و برای ماست مالی کردن مشکل ندرک فوق لیسانس خود برای شرکت در انتخابات و مواردی از این قبیل اهمیت زیادی قائل است.

پان ترک ها، وحشی گری، نژاد پرستی، فوتبال، پان فارس ها

می بینی که عده ای لاط چاقو کش نژاد پرست در اطراف ورزشگاه به حرکت در میایند و وحشی گری و گرگ زادگی خود را به رخ انسانها می کشند. این ها خود را از نسل گرگ می دانند و برای اثبات آن زوزه می کشند و چنان در توهمات نژاد پرستانه خود غرق شده اند که دین خود را به دین خرم که دین حرام زاده گی و ازدواج با محارم است می فروشند. کل آذربایجان غیور فقط چند ده هزار گرگ زاده وحشی دارد که هر از چند گاهی در ورزشگاه تجمع نموده و فضای ورزشگاه را با وجود خود آلوده می سازند و موجب بدنامی بقیه هوادارن می گردند. این ها آبروی هوادران تراکتور سازی را می برند. این ها نه برای فوتبال و تیم تراکتورسازی بلکه برای نژادپرستی (نژاد گرگ) می آیند. این ها ترک نیستند این ها گرگ های وحشی اند. نسل آن ها و خدای آن ها از گرگ است. آن ها وطن فروشانی خائن هستند اما وجود آنها موجب کم رنگ شدن دلاوری های ترکان آذری در دفاع از ایران نخواهند بود. آذربایجان همواره سر ایران بوده است...

همه ما خوب می دانیم که ذات فوتبال فساد است و چنین مسائلی در میان بقیه هواداران فوتبال و بقیه ورزشگاه ها نیز رخ می دهد بلکه شدید تر از آن. اما تأکید من بر این بخش از به اصطلاح هواداران است زیرا از آن هدفی مهم دارم.

ما بارها شاهد بوده ایم تراکتور با هوچی گری در تبریز توانسته است با ترساندن داور و بازیکنان تیم مقابل امتیاز بگیرند. به همین دلیل هر وقت که این تیم می بازد برخی از هوادان و مربی زیاده خواه آن بر طبل اشتباهات داوری می کوبند و می خواهند ضعف های فنی خود را با هوچی گری جبران کنند. البته این مسئله نیز برای اکثر تیم های پرهوادار وجود دارد. حتی اشتباه مسلم داوری نیز توجیهی برای وحشی گری نخواهد بود. در مورد اخیر نیز شاهد بودیم برخی از هوادارن نژاد پرست تراکتور سازی به وحشی گری گسترده پرداختند و بدون شک عواقب سنگین آن را نیز متحمل خواهند شد تا بفهمند پیروزی نه به پرتاب سنگ و زخمی کردن سربازان و واژگون نمودن ماشین ها و زوزه کشیدن، بلکه به بازی بلد بودن و گل زدن است. افتخار نه به گرگ زاده بودن بلکه به دین دار بودن است و ترکان به ابوالفضلی بودن مشهورند. این گروه اندک هوچی گر نخواهند توانست ایدئولوژی حقیر قومیت پرستی را به جای دینداری بنشانند.

همینجا بگویم که من از بیخ با فوتبال مخالفم زیرا فوتبال  وسیله ای برای به جان هم انداختن مردم، پرکردن جیب بازیکنان و سرمایه دارن، مشغول نمودن مردم به یک بازیچه توخالی پر از هوا و در نتیجه میدان دادن به ابرقدرتان دنیا برای چپاول و اشغال کشورهاست. برای من فرق چندانی بین پرسپولیس و تراکتور و استقلال و برزیل نیست.

شیطانی بودن فوتبال با دیدن این حرکت های ناشایست مشخص می گردد. وقتی می بینی که افرادی برای ابراز وجود خود به زوزه کشیدن (صدای گرگ در آوردن) متوسل می شوند و آبروی ترکان دلاور را می برند. یا زمانی که هزاران نفر با صدایی بلند رکیک ترین و زشت ترین ناسزاها را نثار دیگران می کنند.

شبکه های ماهواره ای آذربایجان، ترکیه و برخی وطن فروشان جدایی طلب و نژاد پرست چشم و گوش اندک افراد ساده لوح را آنچنان بسته است که آن ها افتخار را نه به انسانیت بلکه به نژاد (ترک بودن) می دانند. این این نیز یکی از نقشه های کافران و شیطان پرستانی است که می خواهند دین را با نژاد جایگزین کنند. در جایی فارس، کورش و تخت جمشید و رستم و اسفندیار را خدا می کنند و در جای دیگر دده گورگود افسانه ها را. بابک خرم دین را می خواهند به جای پیامبر اسلام و علی(ع) بنشانند تا شجاعت را نه با حسینی بودن بلکه با بابک بودن جایگزین کنند. به کرد می گویند کرد برتر است به بلوچ می گویند بلوچ برتر است به عرب می گویند عرب برتر است. بعد همان ها به فارس می گویند عرب ملخ و خور و ترک ... و لر ... است. به ترک می گویند فارس بی ناموس است. به فارس می گویند ما در ایران ترک نداریم این ها فارس بودند بعداً ترکی حرف زدند به ترک می گویند تو ترک هستی تو را با ایران چه کار، تو خود یک ملت هستی. همه ی این ها حرف های شیاطین است. این ها می خواهند ما را به جان هم اندازند و بر ما حکومت کنند. برای آن ها چیزی جز ثروت و قدرت مهم نیست. عده ای از سازمان سیا پول و آموزش و حمایت می گیرند تا در مورد ترک ها حرف بزنند. و عده ای ساده و ضعیف النفس و بی ایمان، فریب این مکاران حرفه ای و مدرن را می خورند. هدف و ریشه همه ی مسائل قومیتی و نژاد پرستانه چیزی جز دین ستزی نیست.

رضا خان با آتاتورک ملعون چه فرقی داشتند؟ آتاترک علمای دین را به قتل رساند. و ترک بودن را بزرگترین افتخار اعلام کرد. رضا خان نیز فارس بودن را افتخار و نام های ترکی را تغییر داد و تمام اقوام ایرانی را تحقیر نمود. رضا خان دیکتاتوری دین ستیز و خون خوار بود، آتاتورک نیز بددتر از او بود. فرقی بین ریگی و آتاتورک و صدام و رضاخان نیست. همه ی این ها نژاد پرستانی دین ستیز و خون خوار بودند. صدام عرب کش خود را سردار اعراب می دانست. ریگی بلوچ کش خود را منجی بلوچ می دانست. همه ی این ها عمله های انگلیس و آمریکا بودند. بزرگِ نژاد پرستان خود اسرائیل است که یهود را قوم برتر و بقیه را از نسل حیوان می داند. همه ی این ها شیطان پرستند. چه بفهمند چه نفهمند. این شرک نوین است.


به علت صراحت در آوردن عبارات توهین آمیزی که برخی از افراد نادان به اقوام سرافراز ایرانی نسبت می دهند پوزش می طلبیم.

پان ترک یا پان فارس مسئله این نیست

پست 333 :
انسان های اولیه در زمان ما هم زندگی می کنند. نژاد پرست ها. پان فارس های ایران پرست و پان ترک های خائن مانند انسان های اولیه هستند. عده ای به علت دشمنی با اسلام  به دنبال بزرگنمایی ایران باستان و مسائل قومیتی هستند. پان فارس و پان ترک یا پان کورد فرقی ندارد. این ها همه دین ستیز هستند.

پان ترک ها  شوونیسم فارسی را تقبیح می کنند در حالی که خود نژاد پرستانی ضد دین هستند و برای دستیابی به اهداف جدایی طلبانه خود حاضرند دست به هر خیانتی بزنند و عمله بی مزد انگلیس و آذربایجان هستند.

پان فارس های تخت جمشید پرست نیز با اهانت به قومیت ها و از جمله ترک ها موجب اختلاف در کشور می شوند.

از نظر من پان فارس با پان ترک هیچ فرقی ندارد. هر دو مشکلشان با اسلام و ولایت فقیه است. آن ها مسائلی را بهانه می کنند و پشت برخی ادعاها پنهان گشته به دنبال براندازی نظام اسلامی هستند.

هر قوم و نژادی برای خود فرهنگی و سنتی دارد. خوب های فرهنگ باید بمانند و بدهای آن باید از بین بروند. فرهنگ فارس ها و ترک ها و دیگر اقوام ایرانی اسلام بوده و هست. بیش از 1300 سال است. در این میان کسانی که با اسلام مشکل دارند با پررنگ کردن مسائل نژادی و قومی به دنبال ضدیت با اسلام هستند.

ادامه مطلب را بخوانید ....

ادامه نوشته