شهادت مبارک سردار سلیمانی

 

از دلار احمدی نژاد تا دلار روحانی و ظریف

نام ظریف در تاریخ باقی خواهد ماند. به عنوانی وزیری که چند سال رفت، قدم زد، خندید، لبخند زد، دست داد، حرف زد، مذاکره کرد، توافق کرد و در نهایت کار مملکت را به جایی رساند که دلار به 18 هزار تومان رسید. قیمت ها دو تا سه برابر شد. تحریم ها برگشت. صنعت هسته ای نابود شد. پاسپورت ایرانی زیر پا افتاد. اینها نتیجه مدیریت ظریف است.

یادمان باشد در زمان احمدی نژاد قیمت دلار با اعمال تحریم ها از 1000 تومان به 3000 تومان رسید. و سه برابر شد.
اما در دولت روحانی فقط با شنیدن صدای تحریم ها قیمت دلار 3000 تومانی به 6 برابر (18 هزار تومان) رسید. 

تفاوت دیگری هم هست. احمدی نژاد هر روز علیه آمریکا سخن می گفت و با آمریکا مذاکره ای نمی کرد و صنعت هسته ای را گسترش می داد و مسکن مهر می ساخت و به مردم پول می داد. اما روحانی و ظریف هر روز از آشتی و دوستی با آمریکا سخن می گفتند و بارها با آمریکا مذاکره کردند و مسکن هم نمی ساختند و پولی هم به مردم نمی دادند!

این نتیجه منش و تفکرات اصلاح طلبی است. این نتیجه مدیریت لیبرالی است. روحانی اعتقادی به عدالت اجتماعی و اقتصادی ندارد. اگر داشت کاری برای اقشار محروم و کارگران و معلمان می کرد. اگر اعتقادی داشت شاهد این همه گرانی  و شکاف طبقاتی نبودیم. اگر داشت با نجومی بگیران برخورد می کرد. سوال اینجاست که فیش حقوقی روحانی و وزرای روحانی چقدر است.

 

دولت روحانی دولت اصلاح طلبان است. دولت مورد تأیید هاشمی و خاتمی است. امروز دوستان میرحسین موسوی و خاتمی در این دولت حاکمند. شورای شهر و مجلس نیز تا حد زیادی در دست همین گروه است. و گرانی های افسار گسیخته نتیجه مدیریت و تفکرات اینهاست.

 

روحانی و حامیان اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب او سال ها بر روی برجام تبلیغات کرد و بزرگنمایی زیادی کردند. اما اینک مشخص شده است که توافق برجام تفاوقتی اشتباه و ضعیف بوده است و ایران از آن نفعی نبرد. وضعیت اقتصادی به مراتب بدتر از قبل از برجام شده است. قیمت دلار چندین برابر قبل از برجام شده است. قدرت خرید اکثر اقشار به مراتب کاهش یافته است. شکاف طبقاتی و ناعدالتی بعد از برجام به مراتب بیشتر شده است. راستی چه خبر از دیوار تحریم؟ زنونابین !

امروز ظریف و روحانی سخنان تندی علیه آمریکا بر زبان می آورند و می گویند قدرت آمریکا از بین رفته و افول کرده است و در مورد اروپا سکوت کرده اند. اما اگر همین حرف ها را احمدی نژاد می گفت می گفتند دچار توهم شده و آمریکا کدخداست و قدرت اول جهان.

ظریف و روحانی. اگر شما حالا این سخنان را می گویید ما 6 سال قبل هم می گفتیم. اما شما مسخره می کردید. پس شما خودتان را مسخره کرده اید. روحانی و ظریف! شما نیز به جمع دلواپسان پیوستید؟

 آقای ظریف شما از قیمت شیر خبر دارید؟

می گفتید آلودگی هوا به علت تحریم ها و سخنان تند احمدی نژاد و بنزین پتروشیمی است. اما حالا بعد از این همه سال که شما دولت را در دست دارید و ادعا می کنید تمام تحریم ها برداشته شده است آلودگی به مراتب بیشتر از زمان احمدی نژاد است. کارخانه ها در دولت شما تعطیل شد. بیکاری در دولت شما افزایش یافت. ترافیک در دولت شما افزایش یافت. پراید در دولت شما این همه گران تر شد. می گفتید عزت را به پاسپورت ایرانی باز خواهیم گرداند اما امروز دیپلمات های ایران را در اروپا زندانی می کنند و زن ایرانی را در فرودگاه های درپیت ترین کشورها مانند گرجستان به راحتی و بدون ترسی ضرب و شتم می کنند. آقای ظریف چه خبر از شهدای منا و دیه ی آنها. چه خبر از دوستی و آشتی با آمریکا و کشورهای منطقه. 

آقای روحانی شما و بسیاری از مقامات دولت شما جزو امنیتی ترین مقامات تاریخ جمهوری اسلامی اند. شما سال ها دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده اید. سال ها مقام نظامی و سرهنگی داشته اید(برای مثال فرمانده پدافند هوایی کشور بوده اید). اما اینک در دولت شما امنیت هم کاهش یافته است. تروریست به راحتی وارد مجلس می شود  و عملیات می کند. به راحتی در یک کلان شهر به رژه ی نیروهای مسلح حمله می کند و کودک کشی می کند. راحت در منطقه ی آزاد عملیات انتحاری می کند. مثل آب خوردن مرزبان ها را ده تا ده تا می رباید و کشورهای منطقه می برد! حسینه ها و پتروشیمی و پالایشگاه ها را آتش می زند. در دولت شما شورشها و کشته های دی ماه 96 را فراموش نکرده ایم. 

آقای روحانی اطلاع دارید در دولت شما هزینه های درمان چند براب شده است. خبر دارید قمیت دارو و آزمایش و ویزیت پزشک چند برابر شده است؟ بسیاری از اقشار وقتی مریض می شوند قید دکتر رفتن را می زنند. طرح سلامت شما مترادف بود با چند برابر شدن تعرفه ها به بهانه ی اجرای بیمه سلامت برای تعداد محدود افرادی که بیمه ای نداشتند و حذف زیر میزی. اما هزینه درمان بالا رفت و زیرمیزی هم باقی ماند.

آقای روحانی و ظریف. آخوندی و زنگنه و قاضی زاده هاشمی و نوبخت و جهانگیری و علوی. شما امنیت را از مردم گرفتید. آسایش را گرفتید. گرانی را بیشتر کردید. صنعت هسته ای مردم را از بین بردید. برای مردم مسکن و راه و کارخانه ای نساختید. شما فقط دنبال امضای توافقات بین الملی به صورت غیر قانونی هستید و دل به غرب بسته و التماسش می کنید.

 

امروز در حالی شما حقوق های 50 میلیونی می گیرید که یک معلم با مدرک دکرتی حقوقی کمتر از 2 میلیون دریافت می کند. در حالی ثروت های چند هزار میلیاردی دارید که بسیاری از مردم در خانه ی 50 متری اجاره نشین هستند.

 

دو تابعیتی ها و جاسوس ها

در آمریکا از وقتی ترامپ بر سر کار آمده دادگاه های آمریکا بارها افراد را در بالاترین رده ها به علت بحث ارتباط با روسیه و دخالت روسیه در انتخابات آمریکا محاکمه کرده اند. فقط به خاطر این که فلانی یک دیداری با فلان مقام روس داشته است.

در کشور ما خانواده بسیاری از مقامات سیاسی و اقتصادی رسما ساکن کشورهای متخاصم و دشمن ایران هستند. مانند انگلیس، آمریکا و کاندا. بعضا ساکن استرالیا هستند! بعضا خودشان تابعیت آمریکایی و کانادایی دارند. بعضا بزرگ شده آمریکا و اروپا هستند و یا سال ها ساکن آن کشورها بوده اند. اما انگار این مسائل در کشور ما نه تنها ظن به خیانت را ایجاد نمی کند بلکه نشان دهنده نوعی کلاس و افتخار است!

رئیس بانک ملی این مملکت تابعیت کاندایی داشته است. آیا ننگی از این بالاتر برای کشور؟ دستگاه های امنیتی، قانون گذار و دستگاه قضا چه کاره اند؟ شرم آور نیست و رسوایی از این بالاتر؟

امروز عده ای خائن، وطن فروش و جاسوس و دو تابعیتی که اندک دلبستگی به این کشور ندارند در همه مراکز قدرت نفوذ کرده اند و در بالاترین جایگاه های قرار دارند. عنصری که تابعیت خارجی داشته ، در آن کشور تحصیل کرده، در آنجا زندگی و خدمت می کرده، در پارتی های مختلط شرکت می کرده و عرق خور بوده یک شبه بدون یک روز تجربه کار در ایران معاون معاون رئیس جمهور می شود و حساس ترین اطلاعات جغرافیایی، محیط زیست و آب و منابع طبیعی ایران را به دست می آورد. سپس جاسوسان محیط زیست از زیر دستش بیرون می آیند و بازداشت می شود فردایش راحت از کشور فرار می کند. رسوایی از این بالاتر؟ ننگ از این بالاتر؟ این کشور مانند جنگلی شده که هر کسی می آید و می رود و هر کار دلش می خواهد می کند.

وضعیت اقتصادی کنونی ناشی از تسلط چنین افرادی بر دنیای سیاست و اقتصاد کشور ماست. امروز خائن ها و جاسوسان بسیاری در مراکز قدرت در بالاترین رده ها وجود دارند و هر کار می خواهند می کنند. 

اینها نتیجه تفکرات اصلاح طلبان وطن فروش است. آقای روحانی ! شما خود نیز تحصیل کرده ی رشته ی مسخره ی حقوق اسلامی در یک دانشگاه در انگلیس هستید. حقوق اسلامی از انگلیس! مسخره ترین عبارتی که یک فرد می تواند بشنود. فرزند شما ساکن اتریش است. تمام اطرافیان شما نیز این تیپ افراد هستند. وضعیت کنونی حاصل تفکرات و روش های فشل امثال شماست که دلبستگی به ای کشور ندارید. نگرانی ندارید. شما صاحب ثروت های زیاد هستید. خانواده های شما ساکن کشورهای غربی اند یا بهترین پست و مقام ها را دارند. معلوم است که شما درد مردم را نمی دانید. امروز در بدترین شرایط اقتصادی سکوت کرده اید؟ چه شده؟

خبری آمد که سخنگوی دولت تغییر کرد! واقعا انسان تعجب می کند از این همه تغییر مهم در دولت . مسخره ترین تغییری که مردم می توانستند خبر آن بشنوند. سخنگوی دولت عوض شد! عجب! 

 

بخشی از شعری که دکتر میثم مطیعی در روز عید فطر خواند

تا ابد سستی تسلیم مبادا با ما 

وحشت از حربه تحریم مبادا با ما

باز تحریم جدیدی به سِنا رفت که رفت

جسم برجام چو روحش به فنا رفت که رفت

ذوق بیهوده ز برجام خطا بود خطا

تکیه بر عهد عمو سام خطا بود خطا

عهد با دزد سر گردنه بستیم ای دوست

بارها عهد شکست و نشکستیم ای دوست

هر چه می‌شد بَرَد از کیسه ما بُرد که بُرد

«بُرد بُرد» این بُوَد آری همه را بُرد که بُرد

گفته بودند که دشمن به تجارت آمد 

پیر ما گفت که البتّه به غارت آمد

خواب دیدند صَلاح از طرف بیگانه است

به خود آییم نجات همه در این خانه است 

کارزار است، قدم قاطع و محکم بردار

سخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار!

راه ما راه حسین است و به خون روشن شد

وصیت امام به سپاه و بسیج و سخنان روحانی و نقویان

در مورد وصیت امام :
بسیج زمانی که از هاشمی حمایت می کرد خدای اینها بود. اما از زمانی که بر اساس وصیت امام با فاسدان و نا اهلان مقابله کرد از سپاه و بسیج نالان شدند. روحانی سپاهی را می خواهد که به فرمان او 16 میلیون نفر منتقد را در نماز جمعه اعدام کند. بسیجی را می خواهد که نوکری او را کنند. چاپلوسی او را کنند. اما این امکان ندارد. امام می گفت آمریکا شیطان بزرگ است . روحانی بارها از آمریکا تعریف کرد و به دنبال آشتی با آمریکا بود که البته خوار و حقیر شد و به وسیله ی همان آمریکایی که به او پناه برده شده بود به ترورسیم متهم شد. به جنگ تهدید شد. نماینده اش در سازمان ملل را به آمریکا راه ندادند. آدم هایش را تحریم کردند. به دشمن بیشترین سلاح را فروختند. بله سپاه و بسیج به وصیت امام گوش ندادند. چون امام گفته بود نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان بیفتد. به دست لیبرال ها بیفتد. امروز انقلاب پابرهنگان به دست روحانی افتاده است خانه اش 40 میلیارد قیمت دارد. وزرای او ثروت های هزار میلیاردی دارند. و با ثروت خود هر چه می خواهند می کنند. از خرید بازیگر گرفته تا خرید روزنامه نگار.

حمله به سفارت عربستان !

در مورد بهانه قرار دادن حمله به سفارت عربستان که روحانی و جهانگیری در مناظره مطرح می کردند:

اگر حمله به سفارت کار سفیهان باشد پس خانم ابتکار از همه سفیه تر است که به سفارت آمریکا حمله کرد. کسی سفیه است که کشتار 500 حاجی ایرانی در منا را نادیده بگیرد. تجاوز به دو نوجوان ایرانی را نادیده بگیرد. اعدام بزرگان شیعه در عربستان را نادیده بگیرد. و خیال کند مشکل عربستان با مذاکره حل می شود. رابطه ی ایران و عربستان بسیار قبل تر از ماجرای اعتراض یک عده در مقابل سفارت عربستان، شکر آب شده بود. سخنان تندی بین روحانی و ظریف و شاه زادگان عربستان رد و بدل شده بود. حتی رابطه آنها با هاشمی هم خراب شده بود! اینها ربطی به سفارت ندارند. قبل از آن منا رخ داده بود. قبل از آن به نوجوان ایرانی تجاوز کرده بودند. قبل از آن به داعش کمک می کردند. قبل از آن ایران را بارها تهدید می کردند. قبل از آن با اسرائیل هم پیمان شده بودند. قبل از آن به یمن حمله کرده بودند. روحانی اگر می توانست رابطه ی بین ایران و سعودی را درست کند قبل از این ماجرا درست می کرد و به اندازه کافی وقت داشت. رابطه بین الملل این گونه نیست که با شکستن چند شیشه در سفارت توسط عده ای معترض خراب شود. شاید اگر دولت روحانی حق کشته های منا را می گرفت، خانواده آنها و یا دیگران این گونه اعتراض نمی کردند. البته به جای سفارت بهتر بود به نهاد ریاست جمهوری حمله کنند. به یاد روزهایی که این سفیهان می گفتند تقلب شده و کل شهر رو به آتش کشیده بودند و این باعث شد دشمن جری شده و تحریم ها را اعمال کند. در واقع عامل تحریم ها همین روحانی و خاتمی و هاشمی بودند. البته خوب کاسبی تحریم کردند. در زمان تحریم با صرافی صفدر حسینی و برادر روحانی هزاران میلیارد به جیب زدند و مدتی بعد با همین تحریم ها رئیس جمهور شدند. اگر عربستان دنبال آشتی و مذاکره بود باید همان زمان که روحانی پیروز شد، دوست می شدند. منتظر چند سال بعد نمی ماندند. اگر عربستان دنبال مذاکره بود با شیشه سفارت مذاکره را رها نمی کرد. حمله به سفارت در جهان معمول است. بارها در کشورهای دیگر به سفارت ایران و بسیاری از سفارت های کشورهای دیگر حمله شده و خساراتی وارد شده. اینها اعتراضات مردمی است و طبیعی است. همین چند روز پیش در جریان انتخابات ضد انقلاب در اروپا به سفارت ایران جمله کردن و رنگ پاشیدند و خسارت هایی وارد کردند. آیا دولت ما آن کشور اروپایی را محکوم کرد؟ یا دولت آن کشور حمله کنندگان را بازداشت و محاکمه کرد؟ در حالی که حمله کنندگان اعضای گروهک منافقین بودند که روحانی ریاکارانه و برای عوام فریبی از اعدام آنها در اوایل انقلاب که به دستور امام و توسط دوستان و همفکران خود روحانی اعدام شدند نالان بود. دولت است که وظیفه دارد از سفارت دفاع کند. از بی عرضگی خودشان است که در برابر اعدام شیخ نمر و کشتار حاجیان سکوت کردند و موجب فوران آتش فشان هایی شدند که از سینه های سوزان تغذیه می شد و نتوانستند مدیریت کنند. بعد از آن اتفاق روحانی آن حرکت را به شدت محکوم کرد و دستور بازداشت گازانبری آنها و لوله کردن آنها را صادر کرد. آنها همه بازداشت و محاکمه و محکوم شدند. فقط ماند که در نماز جمعه دار بزنند یا تحویل عربستان بدهند که گردن بزنند. روحانی هم عذرخواهی کرد. اما قبل از آن عربستان سفیر ایران در لبنان را در منا کشته بود! حقارت از این بیشتر می شود؟ اگر عربستان عقل داشت و دنبال مذاکره بود قطعا با شکستن چند شیشه و در شرایطی که گفته شد و روحانی محکوم کرد و اینها را محاکمه کردند مذاکره را ول نمی کرد. پیشنهاد می کنم مدافعان حرم نیز از سوریه برگردند. چرا جان خود را به خطر انداخته اند؟! برگردند و اجازه دهند ظریف برود و لبخندی بزند و با داعش و عربستان و آمریکا مذاکره کرده مشکل را در یک شب حل کند.

خدایا به سفیهان نجومی بگیر یک جو عقل عنایت فرما و آنها را از بیشعوری نجات ده.

سایه ی جنگ و حسن روحانی

مروری بر مفاسد دولت روحانی

دست آورد روحانی : ممنوعیت ورود ایرانیان به آمریکا. ویزا ندان به نماینده ایران در سازمان ملل توسط آمریکا . کشتار حاجیان در منا و نگرفتن دیه توسط دولت ما . بازداشت کودک ایرانی در فرودگاهی در آمریکا. اعمال تحریم های جدید مکرر علیه ایران و بلوکه کردن اموال ایران توسط دادگاه های اروپا و آمریکا توسط آمریکا در طول 4 سال، رکود بی سابقه در تاریخ انقلاب و تعطیلی هزاران کارخانه  بزرگ و کوچک، کاهش کم سابقه قدرت خرید مردم ، گرانی بسیاری از اقلام و کالاها و خدمات با وجود ادعای دولت و رئیس جمهور مبنی با 7درصد بودن تورم و ارزانی، گران کردن چند باراه قیمت و قبض بنزین، گاز، آب، برق، تلفن، لبنیات، نان بدون افزایش یارانه نقدی، 4 برابر شدن یک باره هزینه خرید تلفن ثابت و مثال های دیگر، افزایش آلودگی هوا، کم نشدن مشکل دریاچه ارومیه با وجود وعده های روحانی، توقیف مکرر رسانه های منتقد، عدم آشتی با جهان و بلکه تهدیدات مکرر کشورهای عربی  منطقه مانند عربستان، بحرین، ترکیه  و آمریکا و اروپا و حتی قطع کامل رابطه با عربستان و تعطیلی حج، تصادف قطار تبریز مشهد و سوختن و جان باختن 50 نفر با وجود هزنیه چند صد میلیاردی سیستم مدیریت ترافیک قطار و سخنان بی شرمانه وزیر راه در این مورد، کشته شدن بیش از 30 نفر در سیل آذربایجان به علت خلاف کاری مدیران و عدم توجه به این حادثه، افتتاح های مکرر یک پروژه در سه ماه آخر، وعده ها و اقدامات عوام فریبانه در سه ماه آخر دولت مانند دادن سهام عدالت، دادن وعده 100 روزه در 92 و سپس تکذیب آن بعد از 4 سال و دادن وعده ی 100 روزه دیگر در سه ماه آخر دولت، دادن حقوق های نجومی بیش از 60 میلیون و حتی 230 میلیون به مدیران سرسپرده دولتی مانند صفدر حسینی و شرکا و سپس ذخیره نظام و امانت دار نامیدن این عناصر و تعریف و تمجید از اقدامات آنها، اختلاس 12 هزار میلیاردی در صندوق فرهنگیان توسط دولتیان و معوقه نامیدن آن توسط روحانی، افزایش قاچاق و واردات از چین، تعطیلی صنعت هسته ای و بسیاری دیگر از صنایع داخلی، اخراج و بیکاری بسیاری از کارکنان و کارگران، توقف کامل رشد تولیدات علمی و پس رفت شدید در دانشگاه ها  و فضای علمی، کاهش شدید جذب هیئت علمی، ایجاد فضای امنیتی با بر سر کار آوردن عناصر امنیتی به عنوان مشاور و وزیر، پس رفت در مدیریت با بر سر کار آوردن مدیران 16 سال پیش بعضا رو به موت با سابقه فساد ،بر سر کار آوردن مدیران و وزرای هزار میلیاردر رانت خوار و گاهی صاحب 40 شرکت خصوصی، عزل و برکناری 99 و 99 صدم درصد مدیران قبلی، عدم پرداختن به مشکلات واقعی مردم مانند مسکن و بیکاری و به جای آن توقف کامل ساخت مسکن، مسکن مهر و تعطیلی کارخانه ها و پرداختن به لغو سخنرانی یک نماینده دولتی یعنی علی مطهری و کنسرت، عدم ارتباط با مردم عادی و ارتباط با اقشار مرفه، توهین های مکرر به منتقدان توسط خود رئیس جمهور به جای پاسخ گویی، دستور معاون اول به وزیر اطلاعات برای دستگیری منتقدانش، کارشکنی در مسکن مهر ، کاهش شدید شیر مدارس و مانند آنها، افزایش کم سابقه  و چند برابری هزینه های درمان مانند دارو، ویزیت، دندان پزشکی و آزمایشات و آنالیزها، ثابت نگاه داشتن یارانه نقدی  و ندادن سبد کالا با وجود وعده ها، تأخیر کم سابقه در ارائه بودجه به مجلس، افزایش بی سابقه نقدینگی و هزینه های دولت، افزایش بی سابقه بودجه نهاد ریاست جمهوری، انتصاب کم سابقه نزدیکان و اقوام در بالاترین سطوح دولتی، حملات مکرر به دیگر قوا با وجود وعده اعتدال و آرامش، تأکید افراطی بر روی برجام با وجود بدعهدی آمریکا و پیروزی ترامپ، اشرافی گری، اعلام عزای عمومی برای فوت موسوی اردبیلی و سکوت در مورد جان باختن مردم عادی مانند 50 نفر در تصادف قطار و 30-40 نفر در سیل و ... 

پیش به سوی حل مشکلات اقتصادی و بیکاری و آلودگی و ترافیک و مریضی و ... با کنسرت های مخصوص و جدید توسط روحانی. کنسرت درمانی ویژه برای رأی دهندگان به روحانی برای فراموشی مشکلات و لذت بردن از زندگی. حل مشکلات زنان بی سرپرست و زنانی که 4 بچه شون بیکار هستند و دختران 30 ساله تحصیل کرده بی جهیزیه مجرد و بیکار با آزادی حجاب . حل مشکلات مسکن با سخنرانی های علی مطهری . آشتی با جهان با تلفن کردن به ترامپ و لبخندهای ظریف.

تذکر شجاهانه آیت الله صدیقی به حسن روحانی

حجت الاسلام صدیقی گفت: رئیس‌جمهور نباید عصبی و نیش‌دار صحبت کند. بد است که انسان در برابر بیگانگان رعایت جوانب را بکند، اما در مورد خودی‌ها جور دیگری صحبت کند، این ادبیات در شأن رئیس‌جمهور نیست.
 

آقای رحانی سواد تو را در سبد کالایت دیدم.

آقای روحانی سواد ات را در سبد کالایت دیدم . سوادت ات در توافق نامه ژنو ات دیدم که در آن عزت و سرنوشت ملتی را به بهای اندکی به دوستان مؤدب و باهوش غربی ات فروختی . نامت در کنار نویسندگان قرار داد ترکانچای نوشته شد. آقای روحانی ادب مرد به ز دولت اوست. آیا ادب را از اوبما آموختی که این که این گونه بر منتقدان قرار داد ننگین ات می تازی ؟

سبد کالای خالی حاصل پلمپ هسته ای

در حالی که بعد از اجرایی شدن توافق ننگین هسته ای و پلمپ تأسیسات هسته ای قیمت دلار حتی به اندازه 50 تومان هم کاهش پیدا نکرد دولت دروغ گویان و فریب کاران در روزنامه ایران خود تیتری فریب کارانه زد که "سقطو قیمت ارز و سکه در گرمای تواق ژنو". زیرا این دولت دولتی دروغ گو، فریب کار و ریاکار است. دولتی که مردم خود را تحقیر می کند. دولتی که با ریاکاریی و فریب کاری از سبد کالا سخن می گوید در حالی که فقیر ترین اقشار جامعه نیز از آن بی نصیب می مانند. دولت سرمایه دارها و میلیاردر ها. سبد کالای دولت خالی بافان نیز خالی از آب درآمد.

دولتی با وزیر صنعتی که دارایی هزار میلیاردی دارد ! دولتی متشکل از ثروتمندان و تاجرزاده ها و فتنه گران افراطی . دولتی که وزیر نفت اش با قسم دروغ به خدا به وزارت رسید. دولتی که وزیر خارجه اش با پارتی بازی سربازی نرفت. دولتی که منتقدان داخلی را تند رو و قانون شکن و اهانت کنندگان و تهدید کنندگان خارجی را منطقی و مؤدب نامید. دولتی که روزنامه منتقد داخلی را توقیف کرد و به دنبال آزادی سایت های آمریکایی است !

این دولت در ادامه سیاستی که خودشان آن را گداپروری می نامیدند ادعا می کند که می خواهد به مردم خود سبد کالا بدهد! در اقدامی تعجب برانگیز این سبد به همه کارمندان دولت (از رئیس جمهور و معاونان و وزار گرفته تا کارمندان عادی) تعلق می گیرد اما در مورد کاگران فقط به کارگرانی با حقوق کمتر از 500 هزار تومان! با این روش کارمندی با حقوق 5 میلیون سبد کالا دریافت می کند اما کارگر با حقوق 501 هزار تومان نمی گیرد. خبرنگار سبد کالا می گیرد قالیباف نمی گیرد. استاد دانشگاه سبد کالا می گیرد کارگر ساختمانی نمی گیرد. این بزرگ ترین افتضاحی است دولت تدبیر به با آورده است. یک فساد اقتصادی بزرگ که آبروی این دولت برد. گویا قرار بوده آقایان برنج های وارداتی خود را بفروشند . گویا سودهای میلیاردی حاصل از واردات برنج هندی دلیل دادن سبد بوده است!

به مالک بگویید بازگردد ابوموسی اشعری آمده است

به مالک بگویید باز گردد. زیرا اگر باز نگردد علی را خواهند کشت و او را افراطی خواهند نامید . بازگردد که دوران صلح و آشتی و مذاکره و اعتدال در پیش است.

کسانی که نتوانستند پسر خود را تربیت کنند و پسر آنها با کلت کمری آنها خودکشی کرد و آن کسانی که دخترشان در اتریش زندگی می کند و پدافند هوایی که آنها فرمانده آن بودند والاترین سردار آسمانی ما را به شهادت رساند امروز همانند ابوموسی اشعری بی مغز فریب عمروعاص ها و شیاطین بزرگ خورده و هویج در دهان و جای چماق بر سرشان از مذاکره بازگشته اند در حالی که گزینه های نظامی بیشتری روی میز گذاشته شده است.

دورانی که در آن هسته ای را ارزان فروختند اما چرخ اقتصاد نیز نچرخید و گزینه های روی سفره مردم کم شد و گزینه های روی میز بیشتر. کسانی که دست آورد های پاک ترین دانشمدان را فروختند امروز سرافکنده شده و به سرنوشت ابوموسی اشعری گرفتار شده اند. دانش حقوقی و زبان آنها نیز برای درک تفاوت عبارت های "تحریم هسته ای" و "تحریم" کافی نبود. آنها سرهنگ نیز نبودند که گزینه های نظامی را درک کنند.


اشغال سفارت آمریکا و پشیمانی دولتیان

هر کس که در اشغال سفارت آمریکا نقش داشته و اینک از آن اقدام خود ابراز پیشمانی می کند باید محاکمه و زندانی گردد. اگر آن کار اشباه بود پس طبق قوانین با آن اغتشاش گران و به خطر اندازندگان امنیتی ملی برخوردی قانونی صورت گیرد.

کسانی که کل جایگاه سیاسی خود را مدیون اشغال سفارت آمریکا در ایران هستند امروز می گویند اگر به آن دوران باز گردم دیگر به سفارت حمله نمی کنم.زیرا خر آنها از پل عبور کرده است.

پس آنها خود را به دادگاه معرفی کنند و به علت حمله به مراکز تحت حمایت دولت به زندان روند. نه این که مانند معصومه ابتکار در بالاترین مناصب حکومتی جا خوش کنند.


روحانی برای متوقف کردن هسته ای مچکریم

در زمان احمدی نژاد و جلیلی هم مذاکره می کردیم هم کار هسته ای خود را دنبال می کردیم. اما طبق گفته اوبما در مذاکره اخیر آمریکا موفق شد برنامه هسته ای متوقف کند! یعنی این بار مذاکره می کنیم بدون پیشرفت هسته ای !

روحانی مچکریم.


نماز جمعه این هفته و مرگ بر آمریکا های آتشین تر



مذاکره کنید اما ابوموسی اشعری نباشید

مذاکره کنید اما ابوموسی اشعری نباشید. احمدی نژاد کاری کرد که امروز آمریکا به ما درخواست مذاکره می دهد. آنها می گویند ایران غنی سازی در درجات بالا را متوقف کند. اما اگر آن 8 سال احمدی نژاد نبود امروز بحث بر سر هسته ای نبود. خبری از هسته ای نبود. بلکه امروز بحث بر سر این بود که موشک های ایران باید به 50 درصد کاهش یابد!
مذاکره کنید اما هویج نخورید. این طور نباشد که به شما هویج خود را بخورانند و مردم چماق بخورند.
ذوق زده نشوید. ذوق زدگی شدید اصلاح طلبان و هاشمی نشان دهنده عمق حقارت و ذلت آنهاست. آنها که تاکنون هیچ دست آوردی نداشته اند از یک مذاکره تلفنی بی ثمر چنان ذوق زده شده اند که با دم خود گردو می شکنند و بالا و پائین می پرند و به آن افتخار می کنند. اما مذاکره افتخاری ندارد. مهم منافع ملت است. نه این که مانند ابوموسی اشعری احمق باشی و هویج بخوری.

مرگ بر آمریکا و له له زنندگان برای مذاکره با آمریکا .

شیمایی در سوریه و هاشمی

صدایی رو شنیدیم که جناب هاشمی در یکی از شهرهای تفریحی شمال سخنانی را در مورد ماجرای حمله شیمایی در سوریه ایراد می فرمود. او این چنین گفته است که مردم سوریه توسط دولت خود بمبماران شیمیایی می شوند.

بازرسان متخصص سازمان ملل با تجهیزات پیشرفته و دقیق خود به محل حمله شیمایی رفته اند و نمونه برداری کرده اند. این بازرسان که از طرف اسرائیل و آمریکا تحت فشارند هنوز به نتیجه ای نرسیده اند. حال سوال این است که این آقای هاشمی ما با کدام وسیله و تجهیزات از بازرسان سازمان ملل هم جلو زده و این چنین به یقین به دولت متحد و مظلوم اتهام زنی می کند. بدون ارئه هیچ گونه مدرک و دلیلی. در حالی که حتی رئیس جمهور آمریکا نیز در این مورد با این قاطعیت سخن نمی گوید. برخی می گویند دوستی هاشمی با پادشاه عربستان بی ارتباط با این مواضع هماهنگ با آن دیکتاتور عربی نیست.

البته بسیار تعجب بر انگیز خواهد بود در صورتی که دولتی که دو سال است با خون خوار ترین و خطرناک ترین تروریست های تاریخ بشریت در حال جنگ است هیچ گاه علیه آن تررویست ها از بمب شیمایی استفاده نکند اما برود و در روستایی علیه چند کودک و زن از تسلیحات شیمایی استفاده کند. این خنده دار و باور نکردنی است. از ابتدا نیز مشخص بود که آمریکا دنبال بهانه ای برای حمله مستقیم است. اینک که آنها می بینند تروریست ها با وجود حمایت های تمام عیار آنها در حال عقب نشینی و شکست هستند تصمیم گرفته اند با حمله موشکی به پایگاه های نظامی سوری موجب تضعیف ارتش سوریه شوند تا تروریست ها بتوانند ضربه نهایی را بزنند. آیا آمریکا و انگلیس فیلم های تروریست های سوری را در حال خوردن قلب سرباز یا بریدن سر مردم و قتل عام و آزمایش شیمیایی یا سوزاندن مردم یا تیرباران کودکان ندیده اند ؟ حال چه شده که بریدن سر صد ها نفر در یک روستا کاری ضد بشری نیست اما یک حمله شیمایی موهوم خطر برای بشریت است ؟

بیانات رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر رضوی

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمد ‌لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی ءاله الطّیبین الطّاهرین المنتجبین المعصومین سیّما بقیّة‌الله فی الأرضین. السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة فاطمة بنت رسول الله صلّی الله علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها.
به همه‌ی برادران و خواهران عزیزی كه در این محفلِ گرم و پرشور حضور یافته‌اند، سلام و تبریك عرض میكنم و خدا را از اعماق دل سپاسگزارم كه فرصت عنایت كرد و مهلت داد تا یك‌ بار دیگر و یك سال دیگر و یك نوروز دیگر، در جوار بارگاه ملكوتی حضرت ابا الحسن الرّضا (علیه ءالاف التّحیّة و السّلام) در جمع شما مردم عزيز مشهد و زوار محترمی كه از اكناف كشور حضور دارند، امكان و توفيق ملاقات و ديدار پيدا كنم و با شما درباره‌ی مسائل جاری و مهم  كشور سخن بگويم. از خداوند متعال مسئلت ميكنيم كه دل ما را و زبان ما را هدايت فرمايد و آنچه مورد رضای او است، بر قلب و زبان ما جاری شود. اين هم يك توفيق بزرگی است كه در عيد نوروز، در كنار شادی‌ها و زيبائی‌هائی كه در طبيعتِ نوروز وجود دارد، اين فرصت، هر ساله برای ما دست ميدهد كه در چنين روزی در جمع شما مردم، به مسائل كشور و ارزيابی وضع كنونی خود و نگاه به گذشته و آينده‌ی خود بپردازيم؛ با يك نگاه اجمالی، وضع دخل و خرج يكساله‌ی خودمان را در ابعاد كلان ملی بررسی كنیم، محاسبه كنیم؛ محاسبه‌ی نفس ملی، محاسبه‌ی نفس عمومی. همچنان كه در مسائل شخصی، محاسبه‌ی نفس برای ما لازم است ــ كه فرمود: «حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا»؛[1] باید محاسبه‌ی كار خود و اعمال خود و حركات شخصی خود را داشته باشیم ــ محاسبه‌ی ملی هم یك كار با‌اهمیت و پرارزش است؛ خودمان را محاسبه كنیم، به خودمان نگاه كنیم؛ آنچه را كه بر ما گذشته است، بار دیگر مورد نظر قرار دهیم؛ از آن درس و عبرت بگیریم، برای آینده بهره ببریم.

ادامه نوشته

نگاهی به نا آرامی های اخیر مصر

وحشی گری های اراذل و اوباش حامی اقلیت شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری مصر یادآور وحشی گری های اغتشاش گران انتخاباتی در فتنه 88 ایران است. عوامل رژِیم دیکتاتوری سابق در مصر و جاسوسان آمریکایی مانند البرادعی مکار در اولین انتخابات آزاد مصر شکست خوردند و اقلیت بودن آنان بر همه آشکار شد. اکنون آنها با جنجال آفرینی و بر سر یک بیانیه عادی محمد مرسی که در راستای نهادینه کردن دموکراسی در مصر و برگزاری همه چرسی قانون اساسی و محاکمه جنایت کاران وابسته به حسنی مبارک صادر شده بود و بزرگ نمایی آن، با فرخوان افراد و هواداران خود رسما یک جنگ خیابانی را برای از بین بردن اراداه اکثریت به راه انداخته اند. آنها در اقدامی افراطی و قانون شکنانه از هوادارن خود خواسته اند به سمت کاخ ریاست جمهوری حرکت کنند و از اولین رئیس جمهوری قانونی مصر خواسته اند استعفا دهد! گستاخی اقلیت در مصر در صدور چنین بیانیه های خشونت طلبانه ای نشان دهنده ضعف اخوان المسلمون در رهبری انقلاب مصر است. اخوان المسلمون با ورود زود هنگام  به صحنه سیاست بین الملل و دخالت در امور سوریه از مسائل داخلی غافل شدند و ناآرامی های اخیر مصر نتیجه این غفلت آشکار است. انقلاب مصر هنوز پیروز نشده است و عوامل آمریکا و حسنی مبارک در مراکز قدرت حضور دارند. گسترش نا آرامی های اخیر مصر هدف و خواسته آمریکا و اسرائیل است. آمریکا از تضعیف دولت های انقلابی مسلمان بسیار استقبال می کند. شواهد میدانی و منطقی نیز نشان از حضور آمریکا و اسرائیل در مدیریت ناآرامی های اخیر مصر دارد. ناآرامی های اخیر مصر یک نوع کودتای خیابانی علیه مردم سالاری در مصر است.

اما یک نگاه آگاهانه به شرایط مصر نشان می دهد اقلیت شکست خورده مصر در اغتشاشات و اردوکشی های خیابانی نیز همانند صحنه دموکراسی و انتخابات شکست خواهند خورد و این اسلام خواهان هستند که پیروز این صحنه آرایی خواهند شد. هر کدام از دفاتر اخوان المسلمون که در مصر آتش زده می شوند از قدرت اقلیت گستاخ و خشونت طلب مصر کاسته می شود. اقدامات خشونت طلبان اسلام ستیز مصر اقداماتی افراطی، احساسی و از سر کینه توزی بوده و بر همه روشن است که در صحنه سیاست این گونه اقدامات منجر به شکست می گردند. زیرا صحنه سیاست نه صحنه عربده کشی و جنجال آفرینی که صحنه تعقل است و همواره عاقلان پیروز میدان اند. آتش زدن دفاتر یک حزب سیاسی و حمله به کاخ ریاست جمهوری نشان از خوی دیکتاتوری دوستان آمریکا در مصر است. این اراذل و اوباش در سی سال ریاست جمهوری حسنی مبارک کجا بودند که حالا چند ماه از ریاست جمهوری یک رئیس جمهور قانونی این چنین به آتش افروزی مشغول شده اند؟ هنگامی که حسنی مبارک سی سال در مصر دیکتاتوری می کرد البرادعی کجا بود؟ چرا فراخوانی برای حمله به کاخ ریاست جمهوری و آتش زدن دفاتر دولتی نمی داد و صرفا به صادر کردن بیانیه علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران مشغول بود؟ کجا بودند این اراذل و اوباش خائن و این آدم کش های بدتر از حسنی مبارک؟

اجلاس سران چه کسانی رو سوزاند

حال تمام آن کسانی را احساس می کنیم که می گفتند ایران منزوی شده است. آن کسانی که می گفتند هیچ کشوری در دنیا با ایران نیست. حال آن کسانی که می گفتند دولت مشروعیت ندارد. حال فتنه گران. حال اشراف و حال افرادی چون هاشمی و خاتمی. اینان کسانی بودند که دوست نداشتند جمهوری اسلامی مشروعیت بین المللی داشته باشد. اینها مدام می گفتند ایران در صحنه بین المللی هیچ دوستی برای خود باقی نگذاشته است. اینان باید فهمیده باشند که قدرت دیپلماسی و قدرت بین المللی به دوستی با چند شاه یا سر خم کردن در مقابل چند کشور اروپایی و آمریکا نیست. اجلاس سران غیرمتعهد ها آمریکا را سوزاند. انگلیس را سوزاند. تمام دشمنان ایران سوختند. ضدانقلاب و فتنه گران و اصلاح طلبان آمریکایی همه سوختند. دماغ اینها سوخت. همه مخالفان جمهوری اسلامی سوختند. آتش گرفتند. چشمتان بترکد. ببینید عظمت جمهوری اسلامی را. ببینید قدرت بین المللی انقلاب اسلامی را.

هولوکاست 20 هزار نفری مسلمانان در برمه

به گزارش رجانیوز، فاجعه کشتار بیش از 20 هزار نفر از مردم میانمار و تجاوز به بیش از 5 هزار زن مسلمان توسط افراطیون بودایی که در بایکوت کامل خبری رسانه‌های غربی به وقوع پیوسته است، محدود به یک نزاع فرقه‌ای نبوده و بنا بر گزارشات، در راستای تلاش دولت میانمار برای اصلاحات مد نظر امریکا و پس از سفر کلینتون به این کشور اتفاق افتاده است.

چرا از شورشیان سوریه حمایت نمی کنیم؟

ما ناآرامی های سوریه را انقلاب مردمی نمی دانیم. انقلاب مردمی مشخصاتی دارد که در ناآرامی های سوریه مشاهده نمی شوند. ناآرامی های سوریه مورد حمایت مردم سوریه نیستند و مردم سوریه مخالف آن هستند. تظاهرات های بزرگ مردم سوریه در حمایت از بشار اسد و اصلاحات سیاسی نشان دهنده مخالفت مردم با معترضان می باشد. ناآرامی ها صرفاً در مناطق خاصی از سوریه متمرکز هستند. معترضان سوریه نه مردم عادی که گروه های مسلح هستند. اعتراضات سوریه اعتراضاتی کاملا خشونت طلبانه و متکی بر سلاح هستند. معترضان نه معترض که شورشیان هستند. شورشیان سوریه مورد حمایت دیکتاتورهای عربی منطقه هستند که نشان دهنده دیکتاتور بودن آنهاست. شورشیان چون مخالف دموکراسی می باشند و خواهان به دست آوردن قدرت به شکل نظامی هستند اصولا کودتاچی و گروهک های تروریستی نامیده می شوند. این گروهک ها چون مورد حمایت تمام عیار غرب و دیکتاتور های عربی و رژیم اشغالگر قدس هستند دشمن مسلمانان و مردم سوریه بوده و خواهان دیکتاتوری و مخالف دموکراسی هستند. شورشیان سوریه دوست نزدیک اسرائیل و مورد حمایت اسرائیل بوده و خواهان دوستی سوریه و اسرائیل هستند. شورشیان سوریه از خاک ترکیه تغذیه می شوند. شورشیان سوریه مقادیر ناتمامی از سلاح و مهمات را از عربستان، قطر، اردن، ترکیه، انگلیس و آمریکا دریافت می کنند که نشان دهنده وابستگی کامل آنها به غرب و دیکتاتور های عربی است. دلیل حمایت تمام عیار غرب از شورشیان خشونت طلب، تروریست و مسلح سوریه دشمنی آنها با حکومت سوریه است زیرا حکومت سوریه بر خلاف کشور های دیگر عربی دشمن اسرائیل بوده و برده ی آمریکا نیست. حکومت سوریه در میان تمام حکومت های عربی تنها حکومتی است که با اسرائیل دوست نبوده و غلام حلقه به گوش غرب نیست. به همین دلیل است که بر خلاف بحرین، مصر، عربستان و یمن و دیگر کشورهای عربی غرب از حکومت آن حمایت نمی کند و برعکس برای براندازی حکومت آن تلاش می کند. شورشیان سوریه نیز از جنس القائده و گروهک منافقین هستند. اصولا برای عقل های سلیم این سوال مطرح است که چرا با وجود اعترضات مسالمت آمیز مردم بحرین در طول یک و نیم سال اخیر ، ما شاهد کوچکترین حمایتی از آنها توسط عربستان و غرب نبوده ایم و برعکس نیروهای  عربستان با اشغال بحرین در حال سرکوب مردم شیعه بحرین هستند اما در سوریه گورهک تروریستی و شورشیان سوریه مورد حمایت تمام عیار عربستان و آمریکا هستند؟ برخی از تعدا زیاد کشته ها در سوریه سخن می گویند و آن را نشان دهنده خون خوار بودن حکومت سوریه می دانند. حال سوال این است که مگر قرار بود با وجود گروه های شورشی مسلح که توسط ترکیه، عربستان، قطر و دیگر کشورهای دیکتاتوری عربی و غرب حمایت می شوند در سوریه شاهد رد و بدل شدن و گل و بلبل باشیم؟ وقتی گروه های تروریستی خانه های مردم  را سنگر خود قرار می دهند و هر از چند گاهی در مناطق مخالف سوریه بمب منفجر می کنند و سر نیروهای امنیتی و مردم حامی بشار اسد را می برند و با انواع سلاح های سنگین و نیمه سنگین به مناطق مخالف حمله می کنند قطعاً شاهد کشته شدن مردم عادی و نظامی و غیر نظامی به دست آنها خواهیم بود. قاتل مردم سوریه عربستان و قطر و انگلیس و آمریکاست. ما به این دلایل حامی حکومت سوریه هستیم که دست خون خوران از سرزمین های مسلمین کوتاه گردد. حتی بر فرض اینکه غرب جرأت کند و مانند لیبی خود مستقیماً به سوریه حمله کند (که فرضی نامحتمل است) در نهایت سوریه به کشوری ویران شده تبدیل خواهد شد که مردم آن از گرسنگی  و بمب باران می میرند و کشور سوریه به اشغال گروه های تروبستی مانند القائده و مورد حمایت پادشاه عربستان در آمده و دموکراسی نیز به کلی از بین می رود و مهم ترین پایگاه مقاومت نیز از بین رفته و راه برای کشور گشایی اسرائیل و اشغال بیشتر سرزمین های مسلمین باز می شود. اگر مردم سوریه معترض بودند نیازی به این همه سلاح و حمایت کشورهای عربی و غربی از آنها نبود و آنها می توانستند حکومت سوریه را کشست دهند. اما وقتی با این همه دفاع تمام عیار سیاسی و امنیتی و نظامی و مالی و رسانه ای که از شورشیان می شود آنها موفقیتی به دست نمی آورند که دلیل آن عدم حمایت مردم از آنهاست. مردم سوریه از شورشیان وحشت دارند و و نیازمند این هستند که ارتش سوریه از آنها حمایت کند. اما دشمنان اسلام کمر به نابودی کشور سوریه بسته اند تا سوریه را نیز مانند عراق و افغانستان و پاکستان و لیبی به ویرانه تبدیل کنند. چه شده که حکومت دیکتاتوری موروثی عربستان هزاران نیروی نظامی خود را برای سرکوب مردم بحرین به آن کشور اعزام می کند اما در مواجهه با سوریه ملییون ها دلار کمک نظامی به شورشیان می کند؟ چه فرقی ببین شورشیان اسلحه به دست و خون خوار سوریه و مردم بیگناه و دست خالی بحرین وجود دارد؟ شاید حکومت سوریه به تمام معنا حکومتی مردم سالار نباشد اما قطعاً در مقایسه با عربستان، قطر و بحرین حکومتی به مردم سالار دارد. بنا بر این مشکل غرب با سوریه بر سر دموکراسی نیست. اکثر مردم سوریه با شورشیان مخالف بوده و حامی بشار اسد و اصلاحات سیاسی هستند بنا بر این نظر مردم نیز برای غرب اهمیتی ندارد. درست به همان صورت که اکثر مردم بحرین مخالف حکومت پادشاهی هستند اما نظر آنها برای غرب کوچکترین اهمیتی ندارد. تنها مشکل غرب و کشورهای شاهنشاهی عربی منطقه با سوریه بر سر جهت گیری سیاسی سوریه است. اگر بشار اسد نیز دوست آمریکا و اسرائیل و غرب بود مورد حمایت آنها بود و اگر مردم سوریه در آن حال علیه بشار اسد تظاهرات می کردند هیچ خبری از آن مخابره نمی شد و احتمالا از عربستان و قطر و ترکیه نیروی نظامی به سوریه اعزام می شد تا به سرکوب مردم بپردازند و مساقه فرمول یک در سوریه برگزار می کردند و بشار اسد را در هتل های مجلل لندن پذیرایی می نمودند و صد ها هزار گاز سمی و اشک آور به سوریه تحویل می دادند و مشاوران امنتی خود را به سوریه اعزام می نمودند و سخن از الحاق کشور سوریه به عربستان می نمودند!!

اگر مردم سوریه مخالف بشار اسد بودند و موافق حضور نیروهای خارجی در کشور خود بودند و موافق شورشیان بودند قطعاً با وجود حمایت تمام عیار نظامی، مالی، اطلاعاتی، امنیتی، لجستیکی، رسانه ای و سیاسی تمام کشور های غربی و اتحادیه عرب  و ترکیه و رژیم اسرائیل می توانستند به راحتی حکومت سوریه را ساقط کنند. اما دلیل این که تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است این است که مردم سوریه مخالف شورشیان و موافق بشار اسد هستند. اگر مردم سوریه واقعاً مخالف بشار اسد بودند جمهوری اسلامی نیز از آنها حمایت می کرد. اما امروز حد اقل به این نتیجه رسیده ایم که حتی اگر فرض کنیم قسمت قابل توجهی از مردم سوریه موافق اسد نباشند (که فرضی رد شده است) قطعاً آنها مخالف دیکتاتورهایی مانند حاکمان عربستان و قطر و خون خوارانی مانند آمریکا و اسرائیل نیز می باشند و بشار اسد را به آنها ترجیه می دهند. رمز شکست غرب در تسلیم کردن یا ساقط کردن حکومت سوریه همین است. و دلیل دشمنی تمام عیار تمام دیکتاتور های عربی و خون خواران غربی با سوریه نیز نه گفتن حکومت سوریه به آنها و مخالفت سوریه با اسرائیل و دوستی با ایران و ایستادن در خط مقاوت است.

دلیل دفاع ما از "کشور سوریه" به این معنا نیست که در کشور سوریه دموکراسی وجود دارد. دلیل دشمنی غرب با سوریه این نیست که در سوریه دموکراسی وجود ندارد. زیرا در عربستان و بحرین دموکراسی وجود ندارد اما مورد حمایت تمام عیار غرب هستند. دلیل دفاع ما از سوریه یک مسئله انسانی، اسلامی و استراتژیک است. انسانی، برای جلوگیری از کشته شدن انسان ها در بمب باران ها و حملات ناتو، اسرائیل، عربستان، ترکیه، آمریکا و گروه های تروریستی و شورشیان . ما نمی خواهیم سوریه به افغانستانی دیگر تبدیل گردد. اما این خواست دیکتاتورهای عربی و آمریکاست. آنها علاقمند هستند تا سوریه را مانند افغانستان محل گره های تروریستی مانند طالبان کنند. هدف آنها این است که کشور سوریه را همانند کشور لیبی ویران کنند و مردم آن را به جان هم اندازند و با از بین بردن زیرساخت های سوریه آن را تبدیل به یک کشور نا امن و از بین رفته و بی اثر کنند تا در ادامه امکان اشغال آن برای آنها فراهم گردد. این هدف مهم کفار غربی برای مبارزه با مسلمانان است. آنها می خواهند با موج سواری بیداری اسلامی را منحرف کرده و از آن علیه مسلمانان استفاده کنند. این هدف فقط با کشته شدن صد هزرا نفر از مردم سوریه و از بین رفتن زیرساخت های آن بدست نمی آید. دلیل عدم حمایت ما از شورشیان تروریست و دلیل حمایت ما از کشور سوریه و مردم سوریه جلوگیری از اجرا شدن این سناریوی شیطانی غرب است. نه این که اعتقاد داشته باشیم سوریه کشوری مردم سالار و حاکم آن نیز فرد کاملاً صالحیست. هر چند به هر حال مردم سالاری در سوریه گسترش یافته است و اصلاحات بشار اسد آینده امنی را برای سوریه به ارمغان خواهد آورد. اما دشمنان می خواهند روند اصلاحات متوقف گردد زیرا در صورت اجرای دموکراسی و اصلاحات در سوریه آنها فرصت خود را برای اشغال سوریه به کلی از دست خواهند داد. ما حتی اعتقاد نداری در درگیری های میان شورشیان خون خوار و ارتش سوریه هیچ تخلفی از طرف ارتش سوریه رخ نداده است. اما این تخلفات را در مقابل جنایات شورشیان وابسته به دیکتاتورهای عربی ناچیز می دانیم و آن را نتیجه شدت جنایات و خشونت های اعمال شده از طرف ترویست های ترکیه و عربستان می دانیم. ما هدف اصلی را فراموش نکرده و به جان و مال مردم سوریه فکر می کنیم. اما بشار اسد نیز مورد حمایت بخش مهمی از مردم سوریه قرار گرفته است و اگر حمایت آنها نبود با وجود دخالت تمام عیار کشورهای عربی و غربی مدت ها پیش ساقط شده بود. به هر حال کشور سوریه به عنوان یکی از معدود کشورهای غیر وابسته و شاهنشاهی عربی و به عنوان یکی از محورهای مقاومت مورد حمایت جمهوری اسلامی است. برای مهم است که کشور سوریه توسط عربستان و آمریکا اشغال نگردد. دلیل حمایت ما از کشور سوریه این مسائل است.


زمانی که اوبما سخنان امام خامنه ای را تأیید می کند

امام خامنه ای چندی پیش در خطبه های نماز جمعه فرمودند:

مرتباً تهديد ميكنند؛ تهديد به اين زبان: همه‌ى گزينه‌ها روى ميز است! يعنى حتّى گزينه‌ى جنگ. اين، تهديد به جنگ است با اين زبان. خب، اين تهديد به جنگ، به ضرر آمريكاست؛ خود جنگ، ده برابر به ضرر آمريكاست.


اما جدیداً اوباما در آیپک گفته است:

در حال حاضر سخنان بی‌پایه و اساس زیادی در خصوص جنگ وجود دارد. چنین سخنانی در طول چند هفته گذشته، تنها به سود حکومت ایران تمام شد، زیرا منجر به افزایش بهای نفت شد.



بله، تهدید به جنگ به ضرر آمریکاست و خود جنگ ده برابر بیشتر به ضرر آمریکاست.


دردنامه ای برای یک جدایی

ایران کشوری است که زندگی در آن مشکل است. جان شما تهدید می شود. برای ادامه زندگی نیازمند گفتن دروغ هستید. برای نجات از تهدیدات و تربیت فرزند در محیطی فرهنگی، نیاز است که از ایران جدا شوید و به فرنگ بروید. این داستان جدایی نادر از سیمین است. این داستان جایزه اسکار را دریافت کرد.

شما باید از ایران جدا شوید و به دیار همجنس بازان بروید. به دیار هزاران بمب اتمی. به دیار اشغال گری. به دیار سواحل لخت گرا ها. آنجا فرزند شما بهتر تربیت خواهد شد و شما نیازی به دروغ نخواهید داشت. در دیاری که با یک دروغ به اسم "سلاح کشتار جمعی" یک میلیون انسان بی گناه عراقی را به قتل می رسانند و آن را به اشغال خود در می آورند. در دیار جنبش وال استریت.

ایران نیز کشور دروغ است. در آن دروغی می گویند به بزرگی 11 میلیون. می گویند 11 میلیون ایرانی دروغ می گویند! می گویند 24 میلیون دروغ گو داریم. می گویند صدها هزار مجری و ناظر انتخابات دروغ گو هستند. برای ماندن در ایران باید دروغ گفت. دروغ هایی مانند دروغ های اصغر فرهادی. دروغی به نام جدایی نادر از سیمین.

آن چه برگزیده شدن جدایی در اسکار به ما آموخت این است که در چیزی مثل اسکار، سیاست حرف اول را می زند و همجنس بازی و سکس و خشونت در رتبه های بعدی قرار دارند. اسکار عبارت است از یک اسلحه، یک زن و یک سیاست مدار. سیاست مداری مخالف شرق و موافق غرب. اسکار امسال به آموخت که برای برنده شدن در آن نیازمند جدایی از ایران هستید. فیلم "جدایی سیمین از ایران" برنده اسکار امسال شد.

آقای فرهادی، من با عنوان یکی از مردم ایران از این که فیلم تو توانست جایزه ای را از اسکار دریافت کند خوشحال نشدم. زیرا از این که فیلمی علیه مردم کشورم ساخته شود و سپس مورد تحسین غرب قرار گیرد خوشحال نخواهم شد. تو خوب مردمت را به یک جایزه دنیوی فروختی. آقای فرهادی بدان که این جوایزی که کفار به امثال شما ها می دهند مانند بت هستند. و بت پرستی امروز همین است. تو بر آن شوالیه صلیبی طلایی بوسه بزن. آن کس که باید خوشحال باشد تو هستی. پولت را دریافت کن. تشویق شو. با همجنس بازان و مدل ها های غربی روبوسی کن. تف کن به فرهنگ مردمت. آیا مردم تو بهایی هستند؟ آیا مردم ایران محرم و نامحرم ندارند؟ شاید از نظر تو مردم ایران دروغ گو و پست باشند. اما بدان مردم کشور من راست گو هستند. این شما هستید که با دروغ هایتان و وطن فروشی هایتان جایزه های غربی ها را دیافت کردید. من گرفتن سند خیانتت را به تو تبریک می گویم. امیدوارم با دوستان هم جنس باز غربی ات محشور شوی. بزودی.

آقای فرهادی جایزه ما آن مینی بود که آوینی را به شهادت رساند. یکی از همان مین هایی که غرب به صدام بخشیده بود.

بلی آقای فرهادی. من نیز شاید خوشحال شدم. از ته قلب. به خاطر این که بعد از این همه سال بالاخره غرب از پیشرفت ما خوشحال شد و به آن جایزه داد!

بعد از کشتن شهید احمدی روشن، علیمحمدی، رضایی نژاد، شهریاری، تحریم ها، تعلیق ها، منفجر کردن هواپیمای مسافری، کودتای 28 مرداد، بمب های شیمایی. شهید آوینی. شاید تو را نیز ترور کنند! در مقابل چشم دختر بازیگرت. همان که می خواهد در غرب بهتر تربیت شود. شنیده ام فیلمت در سرزمین های اشغالی بین شهرک نشین های صهیونیست طرفداران زیادی پیدا کرده است!

خوشحال شدم که بالاخره ما هم توانستیم دل غرب را به دست آوریم. خوشحال شدم که فیلم فرهادی از فیلم اسرائیلی نیز در دشمنی با ایران جلو زد. دیگر نمی ترسم که آنها به شهر ما بمب اتمی بزنند. شنیده ام اسرائیل نیز خوشحال شده است. خوشحالم که دل اسرائیل را نیز به دست آوردی شاید زین پس مردم فلسطین را نکشند و سرزمین آنها را پس دهند. خوشالم که که سیمین از ایران جدا شد. خوشحالم که دختر سیمین می تواند در غرب بهتر تربیت شود. باور کن خوشحالم.

برق طلای این سرباز سلیبی چشم ما را کور کرد. ما کوریم و نمی توانیم اجساد مسلمانان را در افغانستان و عراق و پاکستان و فلسطین مظلوم ببینیم. ما خون ریخته شده ی احمدی روشن، شهریاری، علیمحمدی و رضایی نژاد را نمی بینیم. ما هزاران بمب اتمی غرب را نمی بینیم. ما اجساد مسافران هواپیمای سرنگون شده به دست آمریکایی ها را نمی بینیم.

بلی. این ظواهر دنیوی، این بت های قرن 2000، این عروسک ها، این سوت و کف ها، چشم ما را کور کرده است. امروز به دلقک ها جایزه می دهند و دانشمندان را به قتل می رسانند. قرون وسطی این است. جنگ سلیبی این است. من به اسکار افتخار نمی کنم. من به سیصد هزار شهید افتخار می کنم. شهدا شرمنده ایم که راه شما را ادامه ندادیم. شهدا شرمنده ای که بوسیدن نامحرم  را در مقابل دوربین ها را حلال دانستیم. آقای آوینی شرمنده!

شنیده ام وزیر خارجه شیطان بزرگ نیز تو را تحسین نموده است. او فیلمت را برای نشان دادن آن چه که واقعیت های ایران می نامد تحسین کرده است. شاید به خاطر تو تحریم ها را بر دارند! شاید به احترام فیلم تو، به خاطر ساقط کردن هواپیمای مسافری مان عذر خواهی کنند. یا به خاطر این همه سال دشمنی با ما. البته شاید آنها دوست نداشته باشند با کشوری که فرهنگش بر اساس دورغ است دوستی نمایند!

راستی آقای فرهادی حتماً می دانی که دشمنان این ملت از دادن جایزه به دانشمند ما یعنی اردشیر قوام زاده امتنا کردند. گفتند ایران تحریم است. پس چرا جایزه تو تحریم نشد؟ زیرا قوام زاده جان مردمش را نجات می دهد و تو به کشورت خیانت می کنی. با فیلمت. با بی احترامی به فرهنگ اسلام و ایران. زیرا تو به نع دشمنان ایران هستی.

آقای فرهادی. من جزو آن خانواده های فقیر مذهبی هستم. اما نه مثل خانواده راضیه. ما برای یک میلیارد دلار هم دروغ نمی گوییم. ما برای فهمیدن حلال و حرام روشن، از تلفن کمک نمی گیریم. ما به دنبال تیغ زدن مردم نیستیم. با تمام مشکلاتمان می سوزیم و می سازیم. ما مثل راضیه و شوهرش بی سواد نیستیم. ما با سوادتر و مؤدب تر از نادر هستیم. ما در همین ایران می مانیم و آن را خواهیم ساخت هر چند خودمان بسوزیم. اما حتی من که در میان دریای فقر گرفتارم کشورم را مانند تو سیاه نمی بینیم. من از دروغ گو متنفرم. از نادر و راضیه. آدم هایی مانند نادر و راضیه وجود دارند. آنها امثال ما را تیغ می زنند و نگاه چپ به ما می کنند. اما ما تحمل می کنیم. ما مانند شما ها نیستیم که ماشین های مدل بالا سوار می شوید و ما را حیوان هم حساب نمی کنید. ما جنوب شهری هستیم. هم راست گوییم، هم تحصیل کرده ایم. هم انسان هستیم. هم مؤدب هستیم. با این که کسی برای علم ما ارزش کمی قائل هستند باز هم می مانیم. این شما هستید که به اندازه کافی دارید و راحت زندگی می کنید و می خواهید برای راحتی بیشتر و تفریحاتی که در اینجا ممنوع است به خارج بروید. به دیار کابوی های هفت تیر کش بروید. به دیار کسانی که پوست سر میلیون ها سرخ پوست را برای چند دلار کندند و سرزمین آنها را تصاحب نمودند و میلیون های سیاه آفریقایی را به بردگی گرفتند تا ابر قدرت جهان شوند. صد ها هزار انسان را در مدت چند ثانیه بخار کردند.

ما همین جا می مانیم که در کشتار مردم بدبخت عراق و افغانستان نقشی نداشته باشیم. کوچکترین نقشی. ما پول فیلم ساختن نداریم. قیافه ما به درد فیلم های شما نمی خورد. فیلم های شما را دخترانتان، پسرانتان، پسر خاله هایتان و فامیل و دوستانتان پر می کنند. ما برای ساختن کشور تلاش می کنیم. هر چند ما را در مقابل فرزندانمان تکه تکه کنند.

آقای فرهادی، شاید بخواهی بگویی اینجا جان دختر شما تهدید می شود. مانند جان دختر رضایی نژاد که شاهد قتل پدرش بود! اما شاید در غرب نیز تهدید شود. شاید او را به خاطر حجابش در دادگاه با چاقو سوراخ سوراخ بکنند! بدون این که دروغی نیز در دادگاه به نفع پدرش بگوید! شاید هم حجابش را بر دارد. شاید تروریست های القائده از غارهای افغانستان هواپیمایی بفرستند و دخترت در میان هزاران کشته برج هایی دوقلو باشد.  شاید در مدرسه با تیراندازی دوستانش کشته شود. می دانی که چند پدر روحانی! را به چه جرمی دستگیر کرده اند؟ شاید در میان درگیری پلیس با معترضان تسخیر  وال استریت آسیب ببیند. شاید در لندن چاقو کش ها و اراذل و اوباش و دزد های تاتنهام جانش را تهدید کنند! شاید در یونان قربانی خشونت ها شود.

اما نکته ی دیگری نیز وجود دارد. همه ی ما می دانیم که جشنواره ای مانند اسکار نه یک رقابت و مسابقه که یک انتخاب است. اسکار مانند المپیاد علمی، کنکور و جام جهانی فوتبال نیست. عده ای نشسته اند و اول و دوم را انتخاب می کنند. پس در جایی مانند اسکار این انتخاب کننده ها هستند که تعیین می کنند. آنها فیلمی را انتخاب می کنند که در فورم حداقلی را داشته باشد اما برای آنها در مواردی مهم فقط سیاست است. آنها فیلمی را انتخاب می کنند که علیه جمهوری اسلامی باشد، به نفع غرب باشد و کارگردان آن چیزی علیه جمهوری اسلامی گفته باشد یا چیزی به نفع غرب گفته باشد. فرهادی نیز بر خلاف ادعای خود مبنی بر دوری از سیاست، خود را جزو اغشاش گران و فتنه گران سبز معرفی نموده است و همین برای غرب کافیست. فیلم فرهادی چهره ای منفی از ایران را نشان داده است و برعکس چهره ای مثبت از غرب نشان داده است. اما برای انتخاب کنندگان اسکار چه چیزی بهتر از فیلمی که از پشت خنجر می زند؟ اگر همین فیلم را یک یهودی اسرائیلی ساخته بود چندان تأثیری نداشت و انتخاب نمی شد. اما وقتی این فیلم توسط یک ایرانی ساخته می شود اهمیت پیدا می کنند. آنها به این دلایل فیلم یک جدایی را انتخاب نمودند.

با نشر این مطلب در  جهان نیوز ، یزد ما ، دگربان و اینجا

ترور شهید مصطفی احمدی روشن در سالرزو ترور شهید علیمحمدی

بار دیگری یک نفر از ما را کشتند. اما آنها نمی دانند اگر ما را بکشند ملت ما بیدارتر می شود. خون های تازه در رگ های دانشمندان ما به جوش آمده است. با شهید شدن یک دانشمند مجاهد صدها جوان تحصیل کرده عظم خود را جمع می کنند تا جای آن شهید را به بهترین شکل پر کنند. دشمنان جمهوری اسلامی این بار گزینه ی ترور را در انتخاب نموده اند. آنها می خواهند جوانان ما را بترسانند، نیروهای امنیتی ما را مشغول سازند و قطار پیشرفت ایران را متوقف سازند. آزادی و دموکراسی آمریکا و انگلیس این است. تروریسم دولتی این است. دولت هایی که میلیاردها دلار برای مبارزه با تروریسم به جیب های خود روانه می کنند امروز دانشمندان ما را ترور می کنند. آنها مدتی بود گزینه ی نظامی را مطرح می ساختند اما می بینیم که گزینه ترور را راه آسان تری می پندارند. اما ما همه جا هستیم. اگر آنها یک نفر از ما را بکشند فرد دیگری به سرعت جای او را خواهد گرفت. ما مشتاق شهادت هستیم. انگیزه های ما برای ادامه ی راه دانشمندان شهید بیش از پیش است. ما روزی انتقام خون ها را خواهیم گرفت. آن روز نزدیک است.

لیست تحریم آنها همان لیست ترور است. تمام گزینه ها از جمله گزینه ی ترور روی میز شیطان بزرگ است. بازرسان آزانس هسته ای همان جاسوسان هستند. دانشمند جوان ما را کسانی ترور کردند میلیون نفر را به نام مبارزه با تروریسم به قتل رسانده اند. ما با شیطان بزرگ طرفیم. اما اگر یک نفر از ما کشته شود ده نفر دیگر جای او را خواهند گرفت.



پهپاد آمریکایی RQ 170 شکار شده توسط سپاه

اوبما و احمدی نژاد یکی در قفس یکی آزاد

اوباما در اروپا در داخل محفظه شیشه ای ضد گلوله:

احمدی نژاد در لبنان و با فاصله چند کیلومتر از اسرائیل:

25 بهمن: نه غزه نه لبنان نه مصر

جريان فتنه كه سال گذشته با سردادن شعار "نه غزه نه لبنان" در روز قدس تهران طمع زيادي را در ميان رژيم صهيونيستي برانگيخت، به‌طوري كه برابر اسناد منتشر شده، محمود عباس به فاصله كوتاهي پس از اين اتفاق مأموريت حمايت از تأسيس شبكه راديويي موسوي با پرداخت 50 ميليون دلار از طريق يك تاجر فلسطيني را عهده‌دار شد، از شب گذشته و پس از سرنگوني ديكتاور مصر به‌عنوان بزرگ‌ترين حامي استراتژيك رژيم صهيونيستي در منطقه براي حضور خياباني بي‌انگيزه شده است.


به گزارش رجانيوز؛ موسوي و كروبي هفته گذشته در نامه‌اي به وزير كشور براي راهپيمايي در زمينه آنچه كه آن را حمايت از مردم مصر مي‌خواندند، درخواست مجوز كردند. ارائه اين درخواست كه با پيشنهاد كروبي بوده و موسوي نيز آن را پذيرفته است، در جلسه لايه دوم جريان فتنه مورد بحث‌هاي زيادي قرار گرفت، به‌طوري كه برخي اعضاي اين جلسه اظهار عقيده كردند چگونه علي‌رغم اينكه در طول 20 ماه گذشته ادعاي نامشروع بودن دولت بارها تكرار شده، اكنون براي حضور در خيابان از همين دولت درخواست مجوز مي‌كنيم.


در عين حال، سقوط ديكتاتور مصر هم‌زمان با روز 22 بهمن، انگيزه جريان فتنه و مبدع شعار "نه غزه نه لبنان" را براي حضور در روز 25 بهمن تا حد قابل توجهي از بين برده است، چرا كه اين جريان در نظر داشت، با حضور خياباني و مخابره تصاويري از درگيري‌هاي احتمالي مشابه‌سازي نظام سياسي ايران با مصر را به دنيا مخابره كرده و مبارك را از نقطه كانوني توجه افكار عمومي دنيا نجات دهد.


ادعاي حمايت از مردم مصر براي كسب مجوز حضور خياباني در حالي است كه موسوي و جريان فتنه هم در تبليغات انتخاباتي و هم پس از آن بارها از گره زدن سياست خارجي ايران به مسأله فلسطين و لبنان انتقاد كرده بودند اما پس از تحولات اخير به‌منظور هم‌افزايي پنهان مبارك و انتقال دادن مركز توجه‌ها از مصر به ايران، شعار "نه غزه نه لبنان" را به "هم مصر هم تونس" تغيير دادند.


در عين حال، برخي معتقدند علاوه بر اينكه موسوي و مبارك هر دو به‌شدت مورد حمايت امريكا و رژيم صهيونيستي بودند، در تعدادي از ويژگي‌هاي ديگر شخصيت و رفتاري نيز مشترك هستند.


حسنی مبارک در حالی خود را رییس جمهور مادام‌العمر می‌دانست که بنا بر گزارش‌های رسمی از محبوبیت کمتر از 10 درصدی مردم برخوردار بود و 90 درصد خواهان برکناری وی از قدرت بودند. دقیقاً همین وضعیت در سال گذشته در جریان یک انتخابات پرشور و با مشارکت 85 درصدی مردم انقلابی ایران اسلامی برای موسوی پدید آمد. در آن انتخابات رقیب وي با رأی قاطع پیروز شد اما او حاضر به تمکین در برابر رأی مردم و تن دادن به قانون (علی‌رغم ادعاهای قانونگرایی) نشد و با اتخاذ روش‌های غیر دمکراتیک و مستبدانه، رفتارهاي ساختارشكنانه را در پيش گرفت كه طومار آن‌ها در 9 دي و 22 بهمن 88 برچيده شد اما مردم به او لقب "دیکتاتور" دادند.


همچنين هر دو نفر مورد حمایت کاخ سفید و برخودار از پشتیبانی‌های پنهان و آشکار رژیم‌های مرتجع و خود فروخته‌ منطقه بودند و با يكديگر پاس‌كاري داشتند. در واقع همانطور که در جریان فتنه سال گذشته حسنی مبارک، اقدامات ضدانقلابی و فتنه‌گرانه‌ی موسوی و اطرافیانش را مورد پشتیبانی قرار داد، اکنون نیز در ادای دین و جبران بدهی خود، البته با نعل وارونه زدن و برای فروکش کردن قیام مردم مصر و نجات حسنی مبارک و انحراف افکار عمومی، در یک ترفند آمریکایی دیکته شده خواستار راه‌پیمایی به اصطلاح حمایتی از مردم مصر آن‌هم بعد از راه‌پیمایی گسترده مردم در 22 بهمن شده است.