وحشی گری های اراذل و اوباش حامی اقلیت شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری مصر یادآور وحشی گری های اغتشاش گران انتخاباتی در فتنه 88 ایران است. عوامل رژِیم دیکتاتوری سابق در مصر و جاسوسان آمریکایی مانند البرادعی مکار در اولین انتخابات آزاد مصر شکست خوردند و اقلیت بودن آنان بر همه آشکار شد. اکنون آنها با جنجال آفرینی و بر سر یک بیانیه عادی محمد مرسی که در راستای نهادینه کردن دموکراسی در مصر و برگزاری همه چرسی قانون اساسی و محاکمه جنایت کاران وابسته به حسنی مبارک صادر شده بود و بزرگ نمایی آن، با فرخوان افراد و هواداران خود رسما یک جنگ خیابانی را برای از بین بردن اراداه اکثریت به راه انداخته اند. آنها در اقدامی افراطی و قانون شکنانه از هوادارن خود خواسته اند به سمت کاخ ریاست جمهوری حرکت کنند و از اولین رئیس جمهوری قانونی مصر خواسته اند استعفا دهد! گستاخی اقلیت در مصر در صدور چنین بیانیه های خشونت طلبانه ای نشان دهنده ضعف اخوان المسلمون در رهبری انقلاب مصر است. اخوان المسلمون با ورود زود هنگام  به صحنه سیاست بین الملل و دخالت در امور سوریه از مسائل داخلی غافل شدند و ناآرامی های اخیر مصر نتیجه این غفلت آشکار است. انقلاب مصر هنوز پیروز نشده است و عوامل آمریکا و حسنی مبارک در مراکز قدرت حضور دارند. گسترش نا آرامی های اخیر مصر هدف و خواسته آمریکا و اسرائیل است. آمریکا از تضعیف دولت های انقلابی مسلمان بسیار استقبال می کند. شواهد میدانی و منطقی نیز نشان از حضور آمریکا و اسرائیل در مدیریت ناآرامی های اخیر مصر دارد. ناآرامی های اخیر مصر یک نوع کودتای خیابانی علیه مردم سالاری در مصر است.

اما یک نگاه آگاهانه به شرایط مصر نشان می دهد اقلیت شکست خورده مصر در اغتشاشات و اردوکشی های خیابانی نیز همانند صحنه دموکراسی و انتخابات شکست خواهند خورد و این اسلام خواهان هستند که پیروز این صحنه آرایی خواهند شد. هر کدام از دفاتر اخوان المسلمون که در مصر آتش زده می شوند از قدرت اقلیت گستاخ و خشونت طلب مصر کاسته می شود. اقدامات خشونت طلبان اسلام ستیز مصر اقداماتی افراطی، احساسی و از سر کینه توزی بوده و بر همه روشن است که در صحنه سیاست این گونه اقدامات منجر به شکست می گردند. زیرا صحنه سیاست نه صحنه عربده کشی و جنجال آفرینی که صحنه تعقل است و همواره عاقلان پیروز میدان اند. آتش زدن دفاتر یک حزب سیاسی و حمله به کاخ ریاست جمهوری نشان از خوی دیکتاتوری دوستان آمریکا در مصر است. این اراذل و اوباش در سی سال ریاست جمهوری حسنی مبارک کجا بودند که حالا چند ماه از ریاست جمهوری یک رئیس جمهور قانونی این چنین به آتش افروزی مشغول شده اند؟ هنگامی که حسنی مبارک سی سال در مصر دیکتاتوری می کرد البرادعی کجا بود؟ چرا فراخوانی برای حمله به کاخ ریاست جمهوری و آتش زدن دفاتر دولتی نمی داد و صرفا به صادر کردن بیانیه علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران مشغول بود؟ کجا بودند این اراذل و اوباش خائن و این آدم کش های بدتر از حسنی مبارک؟