از تولد فرزند رامبد جوان در کانادا تا کودک کار در ایران

صدا و سیمای یک ملت رو دادن دست چند بازیگر مثل رامبد جوان. در برنامه خندوانه 99 درصد مهمان ها دوستان نزدیک رامبد جوان بودند. دو هم جمع می شن جوک می گن و می خندند و بازی می کنند میلیاردی درآمد کسب می کنند. کسانی که بویی از علم و حکمت و فرهنگ نبرده اند و نهایت ادعای علم و فرهنگ آنها مطالعه فلان کتاب چرت رمان ترجمه شده توسط فلان دوستشان، یا حرف زدن در مورد کیسه ی پلاستیکی و کودک کار است! کودکان کار هستند چون کودکان اینها در کانادا به دنیا می آیند و بهترین امکانات را دارند که ناشی از بودجه بیت المال در صدا و سیما و ... است. کودکان کار هستند چون فرزندان اینها از سه سالگی بازیگر سینما و صدا و سیما می شوند و درآمد آنچنانی کسب می کنند ! بچه یکی در خیابان دنبال فروش آدامس بچه ی اینها در کانادا به دنیا می آید و یا هر ماه یک سفر خارجی می رود یا به کل ساکن اروپاست و ... تحصیل کرده دکتری دنبال کار است این فراری ها از مدرسه و شاگرد آخرها در آمدهای میلیاردی از صدا و سیما یا سینما یا تیلیغات دارند . راست می گن ایران کشور خوبی نیست. بد است چون چنین فساد و شکاف طبقاتی و ظلم و ناعدالتی وجود دارد.

چرا ارزش ریال پایین آمد

دلیل اصلی این است که چون ارزش انسان رو پائین آورده اند. ارزش تحصیل کرده ها و نخبه ها. جوانانی که از هر تفریحی گذشند و کل کودکی و نوجوانی و جوانی خود رو صرف کسب علم و دانش کردند. فوق لیسانس و دکتر شدند. مهندس و دانشمند شدند. اما در نهایت بیکار ماندند. تحقیر شدند. فقیر شدند. به آنها اهانت کردند و گفتند مهارات ندارند. بسیاری مهاجرت کردند و برای همیشه به اروپا و آمریکا رفتند بسیاری نیز بیکار و ذلیل ماندند یا با دکتری مسافرکشی کردند یا در ابتدایی آموزگار شدند!

افراد کم هوش با هزار رانت و سهمیه و فساد به بالاترین پست ها رسیدند یا حتی دکتری گرفتند!

امروز بسیاری از مقامات ما دکتری دارند اما دکتری آنها بی ارزش بوده و با رانت و تقلب و پول خرج کردن به دست آمده است. برخی نیز با دیپلم رئیس بزرگ ترین بنگاه اقتصادی کشورشدند.

وقتی ارزش علم و عالم و انسان رو این جور پائین بیاورند ارزش ریال هم پائین می آید.

راستی این الگو و ارزشمند های جامعه که 24 ساعته در صدا و سیما دارن شعار می دن و سخنرانی می کنند این سلبریتی ها و اهالی سینما و صدا و سیما و خواننده ها! اینها چرا نمی تونن کاری برای مردم کنند؟!

در مورد پائین بودن حقوق معلمان و شراط کاری آنها

1- معلم نصف سال تعطیل نیست. در کل معلم رسمی 2 ماه تعطیلی تابستان دارد. حقوق دو ماه می شود 3 میلیون. تقسیم بر دوازده کنیم به هر ماه 250 هزار تومان می رسد. اون یک میلیون و چهارصد که می گیره می شه یک میلیون و شصد و پنجاه. اگه این رو پول اضافی حساب کنیم! پس می بینیم که هنوز خیلی فاصله است تا حقوق های شش میلیونی دیگر سازمان ها. می دانیم که معلم در طول سال مرخصی ندارد و فقط همان تابستان مرخصی و تعطیلی دارد که یک ماهش مرخصی و دو ماهش تعطیلی تابستان است.

2- معلم عموما و اکثرا آن 5 ساعتی که در مدرسه است در تمام ساعت ها مشغول کار است و هیچ استراحتی ندارد. سری به مدرسه ابتدایی بزنید خواهید دید. حتی 7-8 دقیقه ساعت تفریح دانش آموزان نیز اکثر وقت ها معلم مجبور است در کلاس بماند و به کارهای دانش آموزان رسیدگی کند. اکثراً معلم یا سرپا درس می دهد یا تکلیف می بیند و 30 دانش آموز را مدیریت می کند، دعوا و شلوغی درس های آنها را حل و فصل می کند. پس نباید با کار کارمندانی که عموما و اکثرا 90 درصد ساعت ها را بیکار بوده و در اینترنت گشت و گذار می کنند و جوک می گویند و نیم ساعتی هم که کار می کنند کارشان چند تا مهر و امضا و اینتر زدن است مقایسه کرد. در طول ساعت اعصاب معلم به اندازه یک ماه یک کارمند معمولی خورد می شود.

3- ساعت کاری یک معلم فقط محدود به ساعت حضور در مدرسه نیست. بلکه معلم برای طراحی آزمون، تصحیح آنها و حتی مطالعه قبل از تدریس نیاز به به چند ساعت وقت در هر روز دارد. 

4- معلمان حاضرند ساعت کاری آنها مانند همه کارمندان باشه و تعطیلی تابستان هم نداشته باشند و حقوقشان 70 درصد حقوق کارکنان دیگر سازمان ها باشد! بعضا حاضرند تمام تابستان را هم کار کنند اما حقوق آنها "نصف" کارمندان وزارت نفت و ارتباطات و نیرو و شهرداری و ... باشد.

5- معلمان نه تنها حقوق کم دارند بلکه مزایا هم ندارند. وام و مسکن و ... در کار نیست. حتی پول قند و چای را هم از معلم می گیرند.

6- هر کس در سخت بودن کار معلمی شک دارد به یکی از مدارس معمولی سری بزند و یک ساعت کلاس داری کند. اگر از کلاس فرار نکرد حرفش درست است.

مروری بر مفاسد دولت روحانی

دست آورد روحانی : ممنوعیت ورود ایرانیان به آمریکا. ویزا ندان به نماینده ایران در سازمان ملل توسط آمریکا . کشتار حاجیان در منا و نگرفتن دیه توسط دولت ما . بازداشت کودک ایرانی در فرودگاهی در آمریکا. اعمال تحریم های جدید مکرر علیه ایران و بلوکه کردن اموال ایران توسط دادگاه های اروپا و آمریکا توسط آمریکا در طول 4 سال، رکود بی سابقه در تاریخ انقلاب و تعطیلی هزاران کارخانه  بزرگ و کوچک، کاهش کم سابقه قدرت خرید مردم ، گرانی بسیاری از اقلام و کالاها و خدمات با وجود ادعای دولت و رئیس جمهور مبنی با 7درصد بودن تورم و ارزانی، گران کردن چند باراه قیمت و قبض بنزین، گاز، آب، برق، تلفن، لبنیات، نان بدون افزایش یارانه نقدی، 4 برابر شدن یک باره هزینه خرید تلفن ثابت و مثال های دیگر، افزایش آلودگی هوا، کم نشدن مشکل دریاچه ارومیه با وجود وعده های روحانی، توقیف مکرر رسانه های منتقد، عدم آشتی با جهان و بلکه تهدیدات مکرر کشورهای عربی  منطقه مانند عربستان، بحرین، ترکیه  و آمریکا و اروپا و حتی قطع کامل رابطه با عربستان و تعطیلی حج، تصادف قطار تبریز مشهد و سوختن و جان باختن 50 نفر با وجود هزنیه چند صد میلیاردی سیستم مدیریت ترافیک قطار و سخنان بی شرمانه وزیر راه در این مورد، کشته شدن بیش از 30 نفر در سیل آذربایجان به علت خلاف کاری مدیران و عدم توجه به این حادثه، افتتاح های مکرر یک پروژه در سه ماه آخر، وعده ها و اقدامات عوام فریبانه در سه ماه آخر دولت مانند دادن سهام عدالت، دادن وعده 100 روزه در 92 و سپس تکذیب آن بعد از 4 سال و دادن وعده ی 100 روزه دیگر در سه ماه آخر دولت، دادن حقوق های نجومی بیش از 60 میلیون و حتی 230 میلیون به مدیران سرسپرده دولتی مانند صفدر حسینی و شرکا و سپس ذخیره نظام و امانت دار نامیدن این عناصر و تعریف و تمجید از اقدامات آنها، اختلاس 12 هزار میلیاردی در صندوق فرهنگیان توسط دولتیان و معوقه نامیدن آن توسط روحانی، افزایش قاچاق و واردات از چین، تعطیلی صنعت هسته ای و بسیاری دیگر از صنایع داخلی، اخراج و بیکاری بسیاری از کارکنان و کارگران، توقف کامل رشد تولیدات علمی و پس رفت شدید در دانشگاه ها  و فضای علمی، کاهش شدید جذب هیئت علمی، ایجاد فضای امنیتی با بر سر کار آوردن عناصر امنیتی به عنوان مشاور و وزیر، پس رفت در مدیریت با بر سر کار آوردن مدیران 16 سال پیش بعضا رو به موت با سابقه فساد ،بر سر کار آوردن مدیران و وزرای هزار میلیاردر رانت خوار و گاهی صاحب 40 شرکت خصوصی، عزل و برکناری 99 و 99 صدم درصد مدیران قبلی، عدم پرداختن به مشکلات واقعی مردم مانند مسکن و بیکاری و به جای آن توقف کامل ساخت مسکن، مسکن مهر و تعطیلی کارخانه ها و پرداختن به لغو سخنرانی یک نماینده دولتی یعنی علی مطهری و کنسرت، عدم ارتباط با مردم عادی و ارتباط با اقشار مرفه، توهین های مکرر به منتقدان توسط خود رئیس جمهور به جای پاسخ گویی، دستور معاون اول به وزیر اطلاعات برای دستگیری منتقدانش، کارشکنی در مسکن مهر ، کاهش شدید شیر مدارس و مانند آنها، افزایش کم سابقه  و چند برابری هزینه های درمان مانند دارو، ویزیت، دندان پزشکی و آزمایشات و آنالیزها، ثابت نگاه داشتن یارانه نقدی  و ندادن سبد کالا با وجود وعده ها، تأخیر کم سابقه در ارائه بودجه به مجلس، افزایش بی سابقه نقدینگی و هزینه های دولت، افزایش بی سابقه بودجه نهاد ریاست جمهوری، انتصاب کم سابقه نزدیکان و اقوام در بالاترین سطوح دولتی، حملات مکرر به دیگر قوا با وجود وعده اعتدال و آرامش، تأکید افراطی بر روی برجام با وجود بدعهدی آمریکا و پیروزی ترامپ، اشرافی گری، اعلام عزای عمومی برای فوت موسوی اردبیلی و سکوت در مورد جان باختن مردم عادی مانند 50 نفر در تصادف قطار و 30-40 نفر در سیل و ... 

پیش به سوی حل مشکلات اقتصادی و بیکاری و آلودگی و ترافیک و مریضی و ... با کنسرت های مخصوص و جدید توسط روحانی. کنسرت درمانی ویژه برای رأی دهندگان به روحانی برای فراموشی مشکلات و لذت بردن از زندگی. حل مشکلات زنان بی سرپرست و زنانی که 4 بچه شون بیکار هستند و دختران 30 ساله تحصیل کرده بی جهیزیه مجرد و بیکار با آزادی حجاب . حل مشکلات مسکن با سخنرانی های علی مطهری . آشتی با جهان با تلفن کردن به ترامپ و لبخندهای ظریف.

علی مطهری و نظراتش

دیگه کار به جایی رسیده که نه تنها نخبگان و مغز ها فرار می کنن بلکه حتی فارغ التحصیلان معمولی هم مهاجرت می کنن.

این طور می شه که احمق هایی مانند علی مطهری می مانند و با استفاده از نام و نشان پدر همه کاره این مملکت شده و سرنوشت این ملت نگون بخت رو در دست می گیرند. البته این مردم که می گویم همان مردمی هستند که در خیابان ها مانند گاوها و بزهای وحشی باهم سرشاخ می شوند. این مردم نیز همه علی مطهری های دیگر هستند. 

جای تعجب ندارد نادانی چون علی مطهری در برابر ذخایر نظام و امانت دار خواندن صفدر حسینی سکوت می کند اما در هر مسئله کوچک و بزرگی اظهار نظر می کند .

راستی آقای علی مطهری شما در مورد آتش سوزی های سریالی در پتروشیمی  و وظایف وزارت نفت نظری ندارید؟ در مورد آلودگی هوا و وظایف سازمان محیط زیست، در مورد قاچاق گسترده کالا و وظایف گمرک، در مورد حقوق های نجومی مدیران دولتی، مردم منتظر در صف های طولانی بیمارستانی ها دولتی، حقوق های بسیار پائین کارگران و بسیاری از معلمان، یبکاری تحصیل کرده ها و نخبگان کشور، گرانی کالاها و مواد غذایی، افزایش های چند برابری قیمت آب و برق و گاز و تلفن و بنزین و نان و بلیط هواپیما و قطار هزینه خرید تلفن ثابت و ... توسط دولت و امثال اینها نظری ندارید؟

یا این که چون  اعضای این دولت از دوستان شما هستند هر کار کنند خوب است و نباید انتقادی کرد؟

متأسفم برای این کشور و ملت که امثال شما نائب رئیس مجلس آنها هستند. شمایی که با این سطح تفکر و تعقل پائین اگر پدرتان شهید مطهری نبود شاید در پشت نیسان سیب زمینی می فروختید.

کلاس برجام در آموزش و پرورش

کلاس های برجام در مدارس تشکیل شد.

نامه ۱۲ هزار عضو هیأت علمی دانشگاه‌ها خطاب به سران قوا: پیشرفت علمی کشور متوقف شده است!

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، 12 هزار نفر از اعضای هیأت علمی و اساتید دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور با صدور نامه‌ای خطاب به سران سه قوه  از آنان خواستند برای بررسی دلائل و ارائه راهکار لازم برای حل مشکل توقف پیشرفت علمی کشور کمیته‌ای مرکب از تعدادی نمایندگان مجلس، شورایعالی انقلاب فرهنگی، وزارتین علوم و بهداشت و چند تن از اساتید محترم دانشگاه‌ها تشکیل شود.

در ابتدای این نامه آمده است:  گشایش افق‌های نوین در عرصه‌های مختلف علمی، سیاسی، دفاعی و امنیتی و تا حدودی اقتصادی به خصوص در دهه اخیر که به پشتوانه توانمندی‌های تخصصی و علمی نهادهای گوناگون نظام و از جمله جامعه دانشگاهی و با رهبری مقتدرانه و سیاست‌گذاری‌های هوشمندانه خلف صالح امام، ولی امر مسلمین، صورت گرفته، باعث شده کشور در حوزه‌های گوناگون موفقیت‌های منحصر به‌فردی خلق و جایگاه مناسبی در منطقه و جهان بدست آورد و جهان اذعان دارد که جمهوری اسلامی ایران به قدرتی جدید و نوظهور تبدیل شده است.

این اساتید دانشگاه‌ها در ادامه نامه خود از سران سه قوه خواستند برای بررسی دلائل و ارائه راهکار لازم برای حل مشکل توقف پیشرفت علمی کشور کمیته‌ای مرکب از تعدادی نمایندگان مجلس، شورایعالی انقلاب فرهنگی، وزارتین علوم و بهداشت و چند تن از اساتید محترم دانشگاه‌ها تشکیل شود.

در ادامه این نامه آمده است: باور داریم با اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی همچنان که تاکنون ایران اسلامی به رغم همه فشارها در حوزه‌های دفاعی و نظامی، سیاسی و علم و فناوری پیشرفت‌ خیره کننده‌ای داشته است در حوزه اقتصاد نیز خواهد درخشید و از این‌رو از دولت تقاضا داریم که تمام توان خود را برای عملیاتی و اجرایی کردن آن بکار گیرد.

12 هزار عضو هیأت علمی دانشگاه‌های کشور ضمن اعلام حمایت و از دستگاه قضاء در امر مبارزه با فساد، خاطرنشان کردند: از همه مسئولین محترم استدعا داریم که با حمایت از اقدامات قانونی قوه قضائیه نشان دهند که همگان در مقابل قانون مساوی هستند که در این صورت علاوه بر پاداش الهی، شأن و قرب آنها در نزد افکار عمومی نیز ارتقا خواهد یافت.

در بخش دیگری از این نامه آمده است: ضمن تشکر و قدردانی از زحمات دولت و اعضای تیم مذاکره کننده هسته‌ای استدعا داریم که مجلس شورای اسلامی با اهتمام و دقت کافی به تطبیق برجام با خطوط قرمز نظام بنگرد و به ویژه نسبت به لغو تحریم‌ها، حفظ استقلال و امنیت کشور و موضوع مهم تحقیق و توسعه حساسیت لازم مبذول دارد.

این اساتید دانشگاهی در نامه خود خطاب به سران سه قوه اعلام کردند: به نظر می‌رسد دولت آمریکا در بحث مذاکرات هسته‌ای همزمان سه هدف محدودسازی قدرت جمهوری اسلامی ایران، ایجاد دو دستگی و همچنین غفلت جمهوری اسلامی از مسائل منطقه را از طریق نفوذ در کشور پی‌گیری می‌کند، لذا از همه مسئولین استدعا داریم که در تبعیت از دستور ولی امر مسلمین اجازه ندهند که دگربار پای دولتمردان جنایتکار آمریکایی به ایران اسلامی باز شود.

612 هزار استاد دانشگاه‌های کشور از دولت خواستند با هوشیاری و بصیرت لازم نسبت به حفظ و توسعه عمق استراتژیک نظام در منطقه مهم غرب آسیا و همچنین مناطق مهم دیگری چون آمریکای لاتین، توصیه‌های مقام معظم رهبری را عملیاتی کند و اجازه ندهد سیاست‌های راهبردی نظام دچار خدشه و تزلزل شود.

در بخش دیگری از این نامه خطاب به مجلس شورای اسلامی آمده است: ما اساتید دانشگاهی از مجلس استدعا داریم نسبت به اجرای سیاست‌های کلان نظام که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ می‌شود حساسیت لازم را داشته و به موقع پرسشگری لازم را انجام دهد تا از اتلاف منابع جلوگیری و راه دست یابی به قله های پیشرفت ملت عزیز ایران فراهم تر گردد.

در پایان بیانیه 12 هزار عضو هیأت علمی دانشگاه‌های کشور آمده است: از همه مسئولین استدعا داریم که در سال همدلی و همزبانی بیش از گذشته سیره امام راحل عظیم الشان و خلف صالح او در احترام و اطاعت از قانون را مشی خود قرار داده و با سخنان و مواضع صحیح خود دشمن را در ایجاد تفرقه و دودلی مأیوس و بر وحدت اسلامی حول محور ولایت‌فقیه تأکید.

چرا دانشگاه آزاد مرکز فساد است؟

همه ی ما خوب می دانیم که هر کس نتواند در دانشگاه های دولتی پذیرفته شود به دانشگاه آزاد روی می آورد و اصولاً قبولی در دانشگاه آزاد به علم، تلاش و استعداد فرد بستگی نداشته و به پول و مقام پدر یا خود شخصی وابسته است. بنا بر این بی تعارف، دانشجوهای دانشگاه آزاد در حالت کلی  و اکثراً (با صرف نظر از استثناء ها) در سطحی پائین تر از دانشجویان دانشگاه های دولتی اند. اما گذشته از این، همه ی ما باز خوب می دانیم که کیفیت آموزش نیز در دانشگاه آزاد پائین است. دلیل پائین بودن کیفیت آموزش در دانشگاه آزاد عمدتاً به پائین بودن سطح اعضای هیئت علمی، نبود نظارت بر این دانشگاه، ضعف مدیریت و از همه ی اینها مهمتر وجود پارتی بازی گسترده در این به اصطلاح دانشگاه مربوط است. افراد با دستور مدیریت می توانند به راحتی مدارک دانشگاهی را دریافت کنند.

در سیستم استخدامی کشور تفاوتی بین دانشگاه هایی که مدارک دانشگاهی از آنها گرفته شده است وجود ندارد. بدین ترتیب در استخدام و میزان حقوق بین یک فارغ التحصیل دانشگاه شریف و فارغ التحصیل دانشگاه آزاد فلان روستا تفاوتی وجود ندارد. فرزندان پول داران و مسئولان معمولا چندان علاقه ای به درس خواندن ندارند و نمی توانند در دانشگاه های دولتی پذیرفته شوند و از آنجا که از قدرت مالی و پارتی کافی برخوردارند و داشتن مدرک تحصیلی را برای خود را یک ضرورت می دانند به دانشگاه آزاد و البته دانشگاه های مجازی و غیر انتفاعی و ... وارد می شوند. بنا بر این کلا روشن است که که این فرزندان، تمام فرصت های شغلی مناسب را پر می کنند و فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی نیز نمی توانند شغلی مناسب رشته و سطح علمی خود بیابند. این بزرگترین خیانت دانشگاه آزاد به فضای علمی، صنعتی، اقتصاد و مدیریت کشور است. در واقع دانشگاه آزاد موجب بی کار شدن افراد نخبه و دانشجویان ممتاز شده و افراد نالایق را در سمت های مختلف وارد ساخته و بدین وسیله سطح علمی مدیریت و صنعت کشور را تقلیل داده است. تصور کنید دانشگاه آزادی وجود نداشت. در این صورت اکثر مدیران و مهندسان کشور از فارغ التحصیلان سخت کوش دانشگاه های برجسته ی دولتی بودند و قطعاً فرار مغزها نیز کاهش می یافت.

این تمام ماجرا نیست. نبود نظارت بر چگونگی مصرف درآمدهای دانشگاه آزاد موجب شده است که این درآمدها به شکل نامناسبی استفاده شوند. این نیز یکی دیگر از مفاسد دانشگاه آزاد است. دانشگاه آزاد به ریاست جاسبی و فرماندهی هاشمی پول های کلانی را در جهت تبلیغات انتخاباتی کاندیداهای وابسته به خود صرف نموده است. همچنین دانشگاه آزاد با تأسیس واحد های قارچ گونه  و بعضاً زمین خواری در شهرستان های کوچک و بزرگ فضای آن شهرستان ها را نیز آلوده ساخته و موجب گسترش فحشا در آن شهر شده است. دیگر همه می دانند که وقتی دانشگاه آزادی در شهری ساخته می شود فساد را نیز با خود به آن شهر می آورد. ضربه ی دیگر دانشگاه آزاد خالی کردن جیب مردم است. دانشگاه آزاد با گرفتن شهریه های بیش از حد جیب مردم متوسط را خالی نموده و جیب خود را پر کرده است. این در حالیست که طبق سخنان هاشمی قرار بود این دانشگاه مانند حوزه علمیه باشد! و برای مردم سوال است که آیا در حوزه ی علمیه نیز از طلبه ها پول می گیرند؟ آیا در حوزه های علمیه نیز دوست دختر پسر داریم؟ آیا در حوزه نیز با پول مردک می دهند؟ آیا در حوزه نیز فرزند خود را مسئول می کنند؟ آیا حوزه نیز ملک شخصی یک شخص است؟ آیا حوزه نیز درآمدهای خود را صرف تبلیغات انتخاباتی می کند؟ آیا حوزه نیز زمین خواری می کند؟ آیا در حوزه نیز مرکزی برای براندازی حکومت مردم سالار ولایت فقیه برپا می کنند؟

با تغییر مدیریت دانشگاهآزاد و برکنار شدن جاسبی امید آن است که مفاسد درون دانشگاه آزاد کاهش یابند. و قطعاً لازم است که شخص جاسبی نیز به علت تخلفات آشکار در زمان مدیریت سی ساله ی خویش بر این دانشگاه محاکمه و مجازات گردد. همچنین مدارک تحصیلی مسئولانی که مدرک آنها از دانشگاه گرفته شده است باید یک یک بررسی گردد و در صورت وجود تخلف مدارک آنها و باطل شده و خود آنها نیز مجازات شوند.

ترور شهید مصطفی احمدی روشن در سالرزو ترور شهید علیمحمدی

بار دیگری یک نفر از ما را کشتند. اما آنها نمی دانند اگر ما را بکشند ملت ما بیدارتر می شود. خون های تازه در رگ های دانشمندان ما به جوش آمده است. با شهید شدن یک دانشمند مجاهد صدها جوان تحصیل کرده عظم خود را جمع می کنند تا جای آن شهید را به بهترین شکل پر کنند. دشمنان جمهوری اسلامی این بار گزینه ی ترور را در انتخاب نموده اند. آنها می خواهند جوانان ما را بترسانند، نیروهای امنیتی ما را مشغول سازند و قطار پیشرفت ایران را متوقف سازند. آزادی و دموکراسی آمریکا و انگلیس این است. تروریسم دولتی این است. دولت هایی که میلیاردها دلار برای مبارزه با تروریسم به جیب های خود روانه می کنند امروز دانشمندان ما را ترور می کنند. آنها مدتی بود گزینه ی نظامی را مطرح می ساختند اما می بینیم که گزینه ترور را راه آسان تری می پندارند. اما ما همه جا هستیم. اگر آنها یک نفر از ما را بکشند فرد دیگری به سرعت جای او را خواهد گرفت. ما مشتاق شهادت هستیم. انگیزه های ما برای ادامه ی راه دانشمندان شهید بیش از پیش است. ما روزی انتقام خون ها را خواهیم گرفت. آن روز نزدیک است.

لیست تحریم آنها همان لیست ترور است. تمام گزینه ها از جمله گزینه ی ترور روی میز شیطان بزرگ است. بازرسان آزانس هسته ای همان جاسوسان هستند. دانشمند جوان ما را کسانی ترور کردند میلیون نفر را به نام مبارزه با تروریسم به قتل رسانده اند. ما با شیطان بزرگ طرفیم. اما اگر یک نفر از ما کشته شود ده نفر دیگر جای او را خواهند گرفت.



یک دانشمند، یک فوتبالیست

یک بازی کن فوتبال چه نفعی به حال مردم و کشور دارد؟ شوت کردن یک توپ فوتبال چه سودی به حال مردم دارد؟ بلندکردن یک وزنه، پرتاب توپ و کتک زدن افراد در ورزشهای رزمی مانند تکواندو و امثال اینها چه منفعتی دارند؟ اما می بینیم که همه جا نام این به اصطلاح قهرمانان می درخشد. روزنامه ها و مجلات و شبکه های تلویزیونی برای آنها کار می کنند. میلیاردها تومان پول به جیب آنها روانه می گردد.   

اینک دانشجویان و تحصیل کرده های نخبه و درس خوانی را تصور کنید که تمام جوانی خود را در کلاس درس و آزمایشگاه و سالن های مطالعه صرف کرده اند و قرار است چرخ های صنعت کشور به دست آنها بچرخد. آنها کم ترین حقوق را دریافت می کنند، کسی عکس آنها را در مجلات چاپ نمی کند و کسی سراغ آنها نمی رود و آنها ترجیه می دهند با خارج شدن از کشور به جایی روند که برای زحمات و علم آنها ارزش قائلند.

یک مهندس را در نظر بگیرید که با حقوق 450 هزار تومان در ماه کار می کند. درآمد او نصف در آمد یک سبزی فروش است. به همین صورت پی خواهید برد که در آمد یک دانشمند کسری از درآمد یک ساندویچی است. کشوری که در آن به علم ارزش ندهند و بر سر آن زنند چگونه می تواند پله های ترقی را طی کند؟ ما در زمانی زندگی می کنیم که یک دلقک سینما را سوپر استار می نامند، چند لاط بازی کن فوتبال را افتخار. و دانشجوی نخبه در خوابگاهی شبیه پادگان در بدترین شکل زندگی می کند و درس می خواند و چون کسی برای او تره هم خورد نمی کند مغزش را بر می دارد فرار می کند به دیار غرب و برای آنها کار می کند.

بازنظر این مطلب در سایت ها و وبلاگ های دیگر:

تابناک

صدای شیعه ، میانالی ، فوتیلیو ، فتوپارسی ، استقلالی ، اینجا ، اینجا

شبستان

جام نیوز و یزدما

پهپاد آمریکایی RQ 170 شکار شده توسط سپاه