کیان چگونه کشته شد

یکی از روایتهای پربازدید از حادثه مربوط به مادر کیان، کودک شهید حادثه تروریستی ایذه است که اظهاراتش دو محور اصلی دارد. اول اینکه می‌گوید به همسرم گفتم ساعت 6 تیراندازی شروع می‌شود! و اگر از کمربندی برویم بهتر است. و در جای دیگر می‌گوید وقتی در محل حادثه از مقابل نیروهای پلیس عبور کردیم، به ما گفتند برگردید و وقتی برگشتیم، ماشین به رگبار بسته شد.

درباره ادعای اول مادر کیان مشخص نیست او از کجا می‌دانسته ساعت 18 تیراندازی شروع می‌شود! همین موضوع مباحث مختلفی درباره سایر اقدامات مادر کیان پدید آورده اما شاید یک احتمال هم این باشد که منبع او، پیجی در اینستاگرام به نام "قیام ایذه" بوده که هم از شروع اقدمات مسلحانه در این روز خبر داده بود و هم لحظاتی پس از ترور، با خوشحالی اعلام کرد راکبان دو موتورسوار اقدام به کشتن تعدادی بسیجی کردند اما پس از مشخص شدن واقعیت ماجرا و حضور یک کودک بین شهدا، به سرعت خط روایت تغییر کرد هرچند نهایتا به دلیل گاف‌های محرزی که داده بود، این پیج به طور کامل حذف شد.

درباره دیگر ادعای مادر کیان؛ او می‌گوید وقتی از مقابل ماموران عبور کردیم پس از مسافتی به ما گفتند برگردید، وقتی برگشتیم به سمت خودرو تیراندازی شد....

این سخن مادر کیان اما بیش از اینکه ادعای او یعنی کشته سدن پسرش به دست نیروهای انتظامی را اثبات کند، خلاف آن را نشان می‌دهد. زیرا اگر ماموران به هر دلیلی و با هر شکلی قرار بود جلوی آنها را بگیرند همان ابتدا می‌توانستند این کار را انجام دهند و از سوی دیگر همانطور که خودش می‌گوید هنگام عبور آنها از مقابل نیروهای پلیس، آنها یک طرف خیابان ایستاده بودند در حالی بین افرادی که مورد هدف تروریستها قرار گرفتند، نیروهای پلیس هم هستند و همین بخش موید این است که وقتی خودروی پدر کیان از مقابل جماعت اغتشاشگر دور می‌زند و به سمت نیروهای پلیس بازمی‌گردد، آتش و تیراندازی تروریست‌ها هم شروع می‌شود و در این بین کیان پیرفلک نیز به شهادت می‌رسد.

منبع تسنیم

از کجا خوردید

از آن جا خوردید که وقتی پراید ها و پژوهای مردم توسط سارقان سرقت می شد یک ماه بعد لاشه خودرو تحویل صاحب بیچاره می شد. وقتی هرزه ها و ول گرد های خیابانی مزاحم نوامیس مردم می شدند خبری از پلیس نبود. اما وقتی گردن بند طلای علی دایی سرقت می شد سارق در چند ساعت با بسیج همه جانبه پلیس یکی استان دستگیر می شد. وقتی معلم دکتری 6 میلیون حقوق می گرفت بازیگر و بازیکن مفت خور قرار داد میلیاردی می بست.

امروز نتیجه این ناعدالتی را می بینید

زن زندگی آزادی ، سگ گربه کفتار

هدف مردم عادی نیستند. هدف همان هایی هستند که هیچ وقت تلویزیون نمی بینند. فقط شبانه روز در سایت ها و کانال ها و صفحات جنسی و مبتذل و زرد و کثیف غرقند و تنها منبع خبریشان هم بی بی سی و عنترنشنال و آن زن بدکاره فراری وطن فروش است. مغزشان مسخ شده است و شبانه روز در حال کشیدن سیگار و نوشیدن الکل و خوردن قرصند. یا در حال ول گردی در کوچه و خیابان و پاساژ. یا گیم یا هرزگی در کافی شاپ و کافه ها. یا ارتباط نامشروع و پارتی. زندگی سگی دارند. دست پرورده فرهنگ کثیف غربند. خشن و بد ذاتنند. پر و مادر آنها نیز از دست آنها آسایش ندارند و تبدیل به انگل خانواده و جامعه شده اند.

مسئولان و دولت ها و مجلس نیز در به وجود آمدن این قشر هرزه و ول گرد نقش دارند.

وقتی روحانی دنبال کار اداری و سیاسی باشد، عالمان دینی ناراحت از نگرفتن بودجه یا پست و مقام و زمین برای تبلیغات مثلا اسلامی شان، معلم دنبال شغل دوم برای امرار معاش، نماینده مجلس دنبال گرفتن دکتری دوم از دانشگاه پولی ، فلان مسئول دنبال فرستادن دختر و دامادش به کانادا، سازمان تبلیغات درگیر کاغذ بازی و آمارسازی و خور و خواب، وزارت ارشاد مرکز دادن یارانه از جیب مردم به بازیگر و خواننده دین ستیز و مخالف نظام، وزارت اقتصاد دنبال دادن دلار یارانه ای به عیاش ها و خوش گذران ها برای سفر خارجی ، صدا و سیما مشغول پخش آگهی بازرگانی و دادن سکه به بازیگران هرزه و خارج نشین. نتیجه این خواهد شد.

وقتی بازیگران و ورزشکاران حرفه ای دنبال گرفتن اقامت و کارت سبز و دلارند. وقتی ثروت و وطن فروشی افتخار باشد. وقتی بی ناموسی هنر نامیده شود. وقتی آتش افروزی و کشتن و تخریب اعتراض خوانده شود. وقتی قمه کش معترض نامیده شود. وقتی مزاحمین نوامیس مردم شعار زن سر دهند. وقتی قاتلان شعار زندگی می دهند. وقتی کسانی که شعار آزادی می دهند در خیابان تفتیش عقاید کرده و کسانی که با آنها نیستند را شکم بدرند.

در روزگاری هستیم که مرد ثروت اندوزی چون علی دایی که در سال های آخر بازی در تیم ملی منفور ملت شده بود و در حالی که پیر شده بود فوتبال ملی را رها نمی کرد دنبال قهرمان ساختن از خود است. مرفه بی درد و فاسدی چون علی کریمی در عالم سیاست ورود کرده و رهبر این جریان وحشی شده. آری رهبران این جماعت هرزه و خشن نیستند مگر تروریست هایی چون رجوی، دیکتاتور زاده های حقیری چون شاهزاده، زنان بدکاره و وطن فروشی چون مصی، رسانه های بن سلمان چون عنترنشنال، بازیگران و دلقک های حرام لقمه و بی ناموس، برخی ورزشکاران تاریخ مصرف گذشته یا عرق خور و عیاش. اینها دست پرورده همین نظامند. ثروت های این جماعت وطن فروش از جیب همین ملت به دست آمده. هر کس چنین رهبرانی برای خود برگزیند نهایت حقارت و رذالت خود را فریاد زده است. شعار زن اینها یعنی زن بارگی، بازیچه شدن زن، تبدیل شدن زن به کالای جنسی، لخت کردن زنان، شعار زندگی اینها یعنی بریدن گلوی مأموران حافظ امنیت، زنده زنده سوزاندن آنها، کشتن مردم زیر شکنجه. شعار آزادی آنها یعنی تفتیش گوشی و کیف مردم که اگر از خودشان نباشند چاقو در قلبش فرو کنند. شعار زندگی اینها یعنی کوکتل مولوتف. شعار زن اینها یعنی مزاحمت برای نوامیس مردم، شعار آزادی اینها یعنی هرزگی و غرق شدن در لجن جنسی. روش آنها دروغ و خبرهای ساختگی. فیلم های دست کاری شده و صدا گذاری شده است. هر چه فیلم از اینها دیدیم در حال کشتن و تخریب و آتش زدن و شکستن و عربده کشی و قمه کشی بودند. اما دم از آزادی می زنند. اما حکومت را به خشونت متهم می کنند. اگر حکومت خشونت داشت نسل این حرام زاد یا حرام لقمه ها را تاکنون منقرض کرده بود.

در روزگاری هستیم که سگ و گربه و کفتار هم پیمان شده همه باهم حمله کرده اند. داعش و اصلاح طلبان دوشادوش هم هستند. تجزیه طلب و ملی گرا هم کاسه شده اند. شاهزاده و گروهک منافقین هر کدام از سویی حمله می کنند. هرزه و هیز هفت کش شده اند. اوباش قمه کش در کنار دانشجوی شیره ای هر کدام یک جور عربده می کشند. یکی سنگ می زند دیگری آتش زاد. یکی عربده می کشد دیگری نعره. یکی آتش می زند دیگری خراب می کند. یکی خیابان را می بندند دیگری ماشین آتش می زند. یکی چنگ می زند دیگری چاقو می کشد. یکی لگد می زند دیگری جفتک. یکی می رقصد دیگری گلو می برد. یکی روسری بر می دارد دیگر به هم کاسه اش تعرض می کند. یکی با اسلحه گرم حمله می کند دیگری شعار آزادی می دهد. یکی کودک می کشد دیگری مأمور. یکی مأمور آتش می زند دیگری قرآن. یکی به شاه چراغ حمله می کند دیگری به حوزه علمیه. یکی دماغ عمل کره است دیگری خال کوبی شده. یکی در رسانه ای سعودی اینترنشنال عو عو می کند دیگری در بی بی سی. یکی استوری کشتن مأمور را با افتخار منتشر می کند دیگر فریاد مظلومیت برای باتوم خوردن سر می دهد. یکی دختری را با مصرف بیش از حد شیشه از دنیا رفته را کشته اعتراضات می نامد دیگری کسی را که زنده است که کشته معرفی می کند. یکی گلوی مأمور می برد دیگری شعار زندگی سر می دهد. یکی عرق می خورد دیگری قرص توهم زا. یکی سیگار را به سیگار قبلی وصل می کند دیگری شیره می کشد. یکی تفنگ به دست می گیرد دیگری از درد زیاد باتوم گلایه می کند. یکی بعد از کشتن زیر شکنجه جنازه را عریان می کند دیگری از تاریکی گونی ناله می کند.

این اغتشاشات نیز مانند فتنه 88 تمام خواهد شد. باز اغتشاش گران سوتی هایی خواهند داد و گند و کثافتشان موجب به حاشیه رفتنشان خواهد شد. تک تک در گونی جای خواهند گرفت. و مسئولان خواهند گفت پیروز شدیم و به کارهای قبلی خود باز خواهند گشت.

داعشیان وطنی

اخبار قتل و جنایت داعشیان وطنی که شعار زن زندگی آزادی می دهند هر روز در رسانه ها منتشر می شود. شقاوت، شدت رذالت و خشونت این آشوب گران مدعی تلاش برای زندگی فقط با جنایات خشن ترین گروه های تروریستی از جمله داعش قابل مقایسه است. کسانی که شعار حمایت از زن می دهند چه زن هایی را بی شوهر کردند، چه دخترانی را یتیم کردند.

اما اخبار شناسایی و دستگیری این اوباش چاقو کش و قاتل، تسلی بخش دل ها شده است.

اراذل و اوباشی که به واسطه مصرف زیاد دود و شیره و قرص و الکل و تماشای بیست و چهار ساعته بی بی سی و عنتر نشنال دچار توهم و خیالات شده و قدرت تفکرشان را از دست داده اند. مانند زامبی های فیلم های وحشیانه فردی را گیر انداخته زیر مشت و لگد و شکنجه و با سلاح سرد و گرم به قتل می رسانند. هر روز توسط خود مردم شناسایی می شوند. اوباشی که هنگام فرو کردن چاقو در قلب مردم نمی دانند چشم هایی آنها را می بینند. مردم عادی جامعه که بسیاری از آنها هیچ تیپ مذهبی هم ندارند جرأت اعتراض به این اشرار را ندارند. از ترس جان خود. اما فیلم هایی می گیرند، شناسایی می کنند و اطلاعات را به مأموران می دهند. این ملت ملتی نجیب است. بدحجاب و بی حجابش هم نجیبند. انسانیت در ذات این مردم است. مردم از این اشراری که امروز شعار زن و زندگی می دهند بیزارند.

هر روز مأموران آنها را شبانه از لانه هایشان بیرون می کشند و به زودی به حکم قانون به علت جنایت و قتل آویزان خواهند شد و به سزای اعمال رذیلانه خود خواهند رسید.

رهبران این اغتشاشات کجا هستند؟

مقایسه ای کنیم بین انقلاب اسلامی و حرکت های خشن و بادهای معده ای که امروز برخی خیال می کنند قیام و انقلاب است.

در اغتشاشات اخیر دشمنان سعی کرده اند برخی از رخدادهای اصیل انقلاب اسلامی را شبیه سازی کنند. آنها با توجه به موفقیت انقلاب اسلامی 57 تلاش می کنند از روش های موفق آن زمان انقلاب در این ناآرامی ها استفاده کنند. اما نمی دانند کارهای نمایشی، کاریکاتوری و دوپینگ ها و کارهای غیر واقعی هیچ گاه قابل مقایسه با حرکت های اصیل انقلاب 57 نیست و محکوم به شکست است. شباهت انقلاب 57 به اغتشاشاتی مثل 88 یا همین نارآمی های اخیر مانند شباهت رود آمازون است به شیرابه ناشی از یک زباله دانی . اغتشاشات اخیر چیزی نیست جز خشونت بدون مرزی که از طرف دولت های بیگانه و مستکبران و جنایت کاران جهات مورد حمایت قرار گرفته است. حرکت های اصیل ذاتی همه جانبه کجا و تروریسم و اغتشاش نشأت گرفته از سمت بیگانگاه کجا. حرکت های انقلابی مردمی و اعتقادی کجا و حرکت های هیجانی و خشن خارجی کجا.

از رهبران گروهک های کوموله و منافقین و پسر شاه می خواهیم هر سه باهم سوار هواپیما شوند و با حمایت عربستان، اسرائیل، آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، کاناداه و ... به سمت ایرانی بیایند. مردم انقلاب کرده و منتظر آنهایند. عزیزان بیایید چرا نمی آیید؟ مردم منتظر شما هستند؟ آیا از چیزی می ترسید؟ آیا ممکن است در آن هواپیما همدیگر را تکه تکه کنید؟ آیا می ترسید هواپیمایتان سرنگون شود؟ یا می ترسید وقتی هواپیما نشست تکه تکه شوید؟ بز دل نباشید. شما رهبران این گله هستید بیایید. مگر نمی گویید ملت با شما هستند؟ پس از چه می ترسید؟ مگر نمی گفتید کار رژیم تمام است؟ پس چرا نمی آیید ؟

داعش وطنی

شنیده بودیم یزیدیان کودک شیر خواره ابا عبد الله را با تیر سه شعبه به شهادت رساندند. شنیده بودیم حسین (ع) را با شمشیر و نیزه و سنگ به شهادت رساندند. پیراهنش از تنش ربودند و بر پیکرش اسب تاختند. شنیده بودیم گروهک منافقین چگونه پاسدار را با شکنجه به قتل می رساندند. گاهی باورش و تصورش سخت بود.

اما اوباش وطنی نشان دادند ، آنها که شنیده بودیم راست بود. منافقین و کوموله قبل از داعش وجود داشتند و داعش در خشونت و تروریسم شاگرد کوموله و گروهک منافقین است. ما امروز با گروه هایی بدتر از داعش طرفیم. اینها استادان داعشند.

پیراهن طلبه جوان را از تنش در آوردند و زیر مشت و لگد و قمه در نهایت بی رحمی و شقاوت به قتل رساندند.

وارد حرم شدند و زن و کودک و مردم و پیر و جوان را به شهادت رساندند.

کسانی که شعار زن می دهند خود بزرگ ترین قاتلان زنان هستند. خود مزاحمین نوامیسند. خود هرزه و فاسدند.

کسانی که شعار زندگی می دهند زندگی ها را گرفتند. زن و مردم را می کشند.

کسانی که شعار آزادی می دهند زندگی را از مردم می گیرند. آتش می زنند. می سوزانند. می کشند. جنایت می کنند. بدکاره و متجاوزند.

امروز با جماعتی هرزه و رذل طرفیم که هم عرق خور است هم شیره ای. هم قمه کش است هم سنگ می زند. هم آتش می زند هم نعره می زند. آنها که فحش خواهر و مادر تکیه کلامشان است و دهانشان مثل توالت است دم از زن می زنند.

منظورشان از شعار زن ، زن بارگی و هیزی و جفت گیری است.

منظورشان از زندگی، زنا زادگی، بدکارگی و رذالت است. منظورشان است که می کشیم و خواهیم کشت.

منظورشان از آزادی هرزگی است. منظورشان این است که دنبال جفت گیری و سکس و عرق خوری و شنا کردن در نجاستیم.

هر روز تعدادی از آنها شناسایی و دستگیر خواهند شد. هر روز تعدادی از آنها محاکمه و مجازات خواهند شد. به زودی ریشه اوباش زده خواهد شد.