زن زندگی آزادی ، سگ گربه کفتار
هدف مردم عادی نیستند. هدف همان هایی هستند که هیچ وقت تلویزیون نمی بینند. فقط شبانه روز در سایت ها و کانال ها و صفحات جنسی و مبتذل و زرد و کثیف غرقند و تنها منبع خبریشان هم بی بی سی و عنترنشنال و آن زن بدکاره فراری وطن فروش است. مغزشان مسخ شده است و شبانه روز در حال کشیدن سیگار و نوشیدن الکل و خوردن قرصند. یا در حال ول گردی در کوچه و خیابان و پاساژ. یا گیم یا هرزگی در کافی شاپ و کافه ها. یا ارتباط نامشروع و پارتی. زندگی سگی دارند. دست پرورده فرهنگ کثیف غربند. خشن و بد ذاتنند. پر و مادر آنها نیز از دست آنها آسایش ندارند و تبدیل به انگل خانواده و جامعه شده اند.
مسئولان و دولت ها و مجلس نیز در به وجود آمدن این قشر هرزه و ول گرد نقش دارند.
وقتی روحانی دنبال کار اداری و سیاسی باشد، عالمان دینی ناراحت از نگرفتن بودجه یا پست و مقام و زمین برای تبلیغات مثلا اسلامی شان، معلم دنبال شغل دوم برای امرار معاش، نماینده مجلس دنبال گرفتن دکتری دوم از دانشگاه پولی ، فلان مسئول دنبال فرستادن دختر و دامادش به کانادا، سازمان تبلیغات درگیر کاغذ بازی و آمارسازی و خور و خواب، وزارت ارشاد مرکز دادن یارانه از جیب مردم به بازیگر و خواننده دین ستیز و مخالف نظام، وزارت اقتصاد دنبال دادن دلار یارانه ای به عیاش ها و خوش گذران ها برای سفر خارجی ، صدا و سیما مشغول پخش آگهی بازرگانی و دادن سکه به بازیگران هرزه و خارج نشین. نتیجه این خواهد شد.
وقتی بازیگران و ورزشکاران حرفه ای دنبال گرفتن اقامت و کارت سبز و دلارند. وقتی ثروت و وطن فروشی افتخار باشد. وقتی بی ناموسی هنر نامیده شود. وقتی آتش افروزی و کشتن و تخریب اعتراض خوانده شود. وقتی قمه کش معترض نامیده شود. وقتی مزاحمین نوامیس مردم شعار زن سر دهند. وقتی قاتلان شعار زندگی می دهند. وقتی کسانی که شعار آزادی می دهند در خیابان تفتیش عقاید کرده و کسانی که با آنها نیستند را شکم بدرند.
در روزگاری هستیم که مرد ثروت اندوزی چون علی دایی که در سال های آخر بازی در تیم ملی منفور ملت شده بود و در حالی که پیر شده بود فوتبال ملی را رها نمی کرد دنبال قهرمان ساختن از خود است. مرفه بی درد و فاسدی چون علی کریمی در عالم سیاست ورود کرده و رهبر این جریان وحشی شده. آری رهبران این جماعت هرزه و خشن نیستند مگر تروریست هایی چون رجوی، دیکتاتور زاده های حقیری چون شاهزاده، زنان بدکاره و وطن فروشی چون مصی، رسانه های بن سلمان چون عنترنشنال، بازیگران و دلقک های حرام لقمه و بی ناموس، برخی ورزشکاران تاریخ مصرف گذشته یا عرق خور و عیاش. اینها دست پرورده همین نظامند. ثروت های این جماعت وطن فروش از جیب همین ملت به دست آمده. هر کس چنین رهبرانی برای خود برگزیند نهایت حقارت و رذالت خود را فریاد زده است. شعار زن اینها یعنی زن بارگی، بازیچه شدن زن، تبدیل شدن زن به کالای جنسی، لخت کردن زنان، شعار زندگی اینها یعنی بریدن گلوی مأموران حافظ امنیت، زنده زنده سوزاندن آنها، کشتن مردم زیر شکنجه. شعار آزادی آنها یعنی تفتیش گوشی و کیف مردم که اگر از خودشان نباشند چاقو در قلبش فرو کنند. شعار زندگی اینها یعنی کوکتل مولوتف. شعار زن اینها یعنی مزاحمت برای نوامیس مردم، شعار آزادی اینها یعنی هرزگی و غرق شدن در لجن جنسی. روش آنها دروغ و خبرهای ساختگی. فیلم های دست کاری شده و صدا گذاری شده است. هر چه فیلم از اینها دیدیم در حال کشتن و تخریب و آتش زدن و شکستن و عربده کشی و قمه کشی بودند. اما دم از آزادی می زنند. اما حکومت را به خشونت متهم می کنند. اگر حکومت خشونت داشت نسل این حرام زاد یا حرام لقمه ها را تاکنون منقرض کرده بود.
در روزگاری هستیم که سگ و گربه و کفتار هم پیمان شده همه باهم حمله کرده اند. داعش و اصلاح طلبان دوشادوش هم هستند. تجزیه طلب و ملی گرا هم کاسه شده اند. شاهزاده و گروهک منافقین هر کدام از سویی حمله می کنند. هرزه و هیز هفت کش شده اند. اوباش قمه کش در کنار دانشجوی شیره ای هر کدام یک جور عربده می کشند. یکی سنگ می زند دیگری آتش زاد. یکی عربده می کشد دیگری نعره. یکی آتش می زند دیگری خراب می کند. یکی خیابان را می بندند دیگری ماشین آتش می زند. یکی چنگ می زند دیگری چاقو می کشد. یکی لگد می زند دیگری جفتک. یکی می رقصد دیگری گلو می برد. یکی روسری بر می دارد دیگر به هم کاسه اش تعرض می کند. یکی با اسلحه گرم حمله می کند دیگری شعار آزادی می دهد. یکی کودک می کشد دیگری مأمور. یکی مأمور آتش می زند دیگری قرآن. یکی به شاه چراغ حمله می کند دیگری به حوزه علمیه. یکی دماغ عمل کره است دیگری خال کوبی شده. یکی در رسانه ای سعودی اینترنشنال عو عو می کند دیگری در بی بی سی. یکی استوری کشتن مأمور را با افتخار منتشر می کند دیگر فریاد مظلومیت برای باتوم خوردن سر می دهد. یکی دختری را با مصرف بیش از حد شیشه از دنیا رفته را کشته اعتراضات می نامد دیگری کسی را که زنده است که کشته معرفی می کند. یکی گلوی مأمور می برد دیگری شعار زندگی سر می دهد. یکی عرق می خورد دیگری قرص توهم زا. یکی سیگار را به سیگار قبلی وصل می کند دیگری شیره می کشد. یکی تفنگ به دست می گیرد دیگری از درد زیاد باتوم گلایه می کند. یکی بعد از کشتن زیر شکنجه جنازه را عریان می کند دیگری از تاریکی گونی ناله می کند.
این اغتشاشات نیز مانند فتنه 88 تمام خواهد شد. باز اغتشاش گران سوتی هایی خواهند داد و گند و کثافتشان موجب به حاشیه رفتنشان خواهد شد. تک تک در گونی جای خواهند گرفت. و مسئولان خواهند گفت پیروز شدیم و به کارهای قبلی خود باز خواهند گشت.
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.