آقای جلیلی شما مردی

بنده اعتقاد داشتم آقای جلیلی برای اداره کشور اصلح بود. فردی با تقوا. رزمنده جانباز واقعی. خوش فکر. با تجربه. با برنامه و طرح های قوی و واقعی. مرتبط با جوانان و نخگبان. به جناب آقای رئیسی هم اعتقاد داشتم. حال که آقای جلیلی به نفع آقای رئیسی کنار رفته به رئیسی رأی خواهم داد. به امید نجات از وضع کنونی. امید دارم آقای رئیسی از علم و تجربه بی نظیر مرد اخلاص و عمل آقای جلیلی استفاده نماید.

 

 

مشخص شد مهرعلیزاده هیچ مدرکی در رشته اقتصاد ندارد!

مهرعلیزاده مدعی شد که رئیس جمهور باید در دانشگاه رشته اقتصاد خوانده باشد. او می گوید فقط من اقتصاد خوانده ام. و می گوید دو تا دکتری دارم. من دکتری مهندسی اقتصاد دارم. من اقتصاد دان هستم. و رئیسی شش کلاس سواد دارد! 

اما مشخص شده است که :


1- او هیچ مدرکی در زمینه اقتصاد ندارد. او دانش آموخته مهندسی مکانیک است. بیش از 40 سال پیش. سپس بدون داشتن لیسانس و فوق لیسانس مرتبط به شکل عجیبی توانسته وارد دوره دکتری مدیریت مالی برترین دانشگاه کشور شود. چطور همچون چیزی ممکن است؟ این رانت او باید بررسی گردد. در صورت استفاده از رانت باید مدرک دکتری مدیریت مالی او ابطال گررد و اساتید یا اشخاص مرتبط با این پرونده و خود مهرعلیزاده مجازت شوند.

2- رشته مدیریت مالی نزدیک به اقتصاد است. اما رشته اقتصاد نیست! پس او در رشته اقتصاد هیچ مدرکی ندارد. و تمامی ادعاهای او در مورد این که گفته است من اقتصاد خوانده ام من مهندسی اقتصاد خوانده دروغ و کذب بوده است. دانشگاه مورد ادعای او در هلند اعلام کرد مهرعلیزاده هیچ مدرک دکتری از این دانشگاه اخذ نکرده است. در گذشته ای دور مدتی در دوره دکتری مهندسی اقتصاد تحصیل کرده و تحصیل را رها کرده است. خود مهرعلیزاده هم اعتراف کرد. این که کسی سی سال پیش در رشته ای در جایی مدتی تحصیل کرده باشد از نظر علمی و آکادمیک و قانونی هیچ ارزش و جایگاهی ندارد. ممکن است تاکنون این دوره در آن دانشگاه به کل حذف و منسوخ شده باشد!

3- شخصی که در مقابل دوربین به یک ملت به راحتی این چنین دروغ بگوید چگونه صلاحیت ریاست جمهوری دارد؟ 

4- چنین شخصی با اهانت به روحانیت می گوید روحانیون سوادی ندارد و شش کلاس سواد دارند و چیزی از اقتصاد و کشور نمی دانند. اما توجه نمی کند که اگر این حرف او صحیح باشد دوستان خودش مانند هاشمی و حتی خاتمی (در مدرک لیسانس فلسفه خاتمی هم شک است) را هم شامل می شود. در حالی که او هر روز از خاتمی و دولت او تعریف می کند. شامل کروبی و سید حسن خمینی هم می شود!

5- او در حالی به رئیسی اهانت می کند و باز آن را وقیحانه تکرار می کند که مشخص شده است آقای رئیسی علاوه بر داشتن اجتهاد و تحصیلات حوزوی، جداگانه فوق لیسانس و دکتری حقوق هم از "دانشگاه" اخذ نموده است! یعنی آقای رئیسی دکتری حقوق آکادمیک هم دارد. پس یک حقوق دان است. چطور چهار سال پیش حقوق دان بودن افتخار بود امروز نه!؟

بله. ما با رقبایی حقه باز، حیله گر، بی اخلاق، دروغ گو، کذاب، قدرت طلب، وقیح، زشت کردار، بد طینت، منافق صفت، اشرافی و رانت خوار طرف هستیم.

رکورد تورمی همتی

رکورد تورم کشور در دستان هاشمی و روحانی است.

بالاترین رکورد تورم بعد از انقلاب در زمان ریاست همتی بر بانک مرکزی رخ داد. او می گوید من هیچ کاره بودم. آیا ریاست بانک مرکزی کم مقامی است؟

 

خطاب به مهرعلیزاده

اتفاقا ما می گوییم شما که دچار سندرم پست بی قرار بسیار شدید هستید نمی توانید رئیس جمهور شوید. شما با چه سابقه ورزشی یک شبه رئیس فدراسیون ورزش های زورخانه ای شدید؟ چه ارتباطی با سازمان تربیت بدنی و انرژی اتمی و منطقه آزاد کیش و شهاب خودرو است. 
چه ارتباطی بین استان اصفهان و خراسان است. شما نه اهل خراسان بودید نه اصفهان. آیا در استان اصفهان یک نفر مدیر پیدا نمی شد استاندار اصفهان شود؟ آیا در خراسان یک نفر مدیر پیدا نمی شد استاندار خراسان شود؟ 

الان هوس ریاست جمهوری کرده اید؟ راستی شما در این هشت سال دولت روحانی کجا بودید و چه می کردید؟ چرا از مردم حمایت نمی کردید؟

شما خیال کرده اید الان دوران دهه ی هفتاد است که میخواهید کشور را با آن نگاه اداره کنید؟

دولت کنونی سر تاپا اصلاح طلبان و همفکران و دوستان شما هستند و نتیجه کار آنها چنین وضعیت وحشتانکی شده است. شما که مدیری بسیار ضعیف تر از روحانی است و او از شما دنیا دیده تر و با تجربه تر است این کرد. اگر شما بیایید ایران را ویران می کنید. شما ادعا می کنید طرفدار زنان هستید؟ در ماجرای قتل همسر توسط نجفی از عناصر ارشد اصلاح طلبان چه کردید؟ شما که گویا زن را فقط در بی حجابی خلاصه کرده اید. حقوق زنان شما این قدر سطح پایین است؟

شما اصلا در این حدها نیستید. حتی اصلاح طلبان نیز شما را شخصی ضعیف می دانند که آبروی اصلاح طلبان را بیش از قبل بردید.

 

شما این قدر ضعیف هستید که حتی خاتمی و بزرگان اصلاح طلبان هم از شما حمایت نمی کنند. آنها به خوبی می دانند شما حتی در حد استانداری هم توان مدیریت ندارید چه رسد به ریاست جمهوری. کسی مانند شما که این قدر بی اطلاع از مسائل است که مدرک دکتری رقیب خود را نمی داند و خیال می کردید آقای رئیسی تا ششم درس خوانده! و این قدر کم عقل هستید که نفهمیدید اهانتی که به رئیسی کردید (به علت بی اطلاعی و رذالت اخلاقیتان) شامل خود خاتمی و هاشمی و کروبی و سید حسن خمیتی و برخی دیگر از سران اصلاح طلبان هم می شود.

مستند انتخاباتی مهرعلیزاده

اگر فردی اندکی برای خودش دلسوز باشد از همین مستند می فهمد که نباید به مهرعلی زاده رأی دهد.
در این مستند مردم جایگاهی ندارند. مستندی جناحی و حزبی است. دغدغه اصلی مهرعلی زاده افراد حناح اصلاح طلبند. یعنی خاتمی (شش کلاس سواد ندارد اما رئیس جمهور بود) و پزشکیان و جهانگیری و حسن خمینی (که شش کلاس سواد ندارد). و برخی از دوستانشان مانند لاریجانی و علی مطهری. مستند علیه ارکان نظام و ساختار شکنانه است. در حالی که رئیس جمهور باید ارکان نظام را قبول داشته باشد و الا در کشور آشوب و درگیری ایجاد می کند مانند بنی صدر. مستند با تقطیع سخنان امام، طالقانی، شهید مطهری، و حسن عباسی و آقای طائب اوج بی هنری و حقه بازی سازندگان را نشان می دهد. حجاب اسلامی را به سخره می گیرد. این مستند سخنان هاشمی (شش کلاس سواد ندارد اما رئیس جمهور بود) را نشان داد.

هیچ برنامه ای برای مدیریت کشور و حل مشکلات مردم و عدالت ارائه نمی کند. کلی گویی های حزبی را مطرح می کند. گویا دوران هشت ساله خاتمی برای مهرعلیزاده بسیار شیرین بوده. پست و مقام های خوبی گرفته از ریاست فدراسیون ورزش های زورخانه ای گرفه تا معاونت انرژی اتمی و معاونت رئیس جمهور. اما خبر ندارد مردم در آن زمان مفلوک شدند. بسیاری از کارگران از کارخانه ها اخراج شدند. جامعه دچار آشوب و شورش بود. فضای بسیار ملتهب سیاسی حاکم بود. این بود که مردم به احمدی نژاد رأی دادند.

در این مستند دم خروس مهرعلی زاده بیرون زد. حمایت از جهانگیری نشان داد که راه مهرعلی زاده همان راه جهانگیری است. بله جهانگیری همان مهرعلیزاده است.

مستند اوج بی صداقتی بود. ادعا می کرد که حامی رد صلاحیت شدگان است. پس چرا احمدی نژاد و ضرغامی ها را نشان ندادند؟ پزشکیان و علی مطهری می توانستند رئیس جمهور شوند احمدی نژاد که هشت سال رئیس جمهور بود نمی توانست و توانمندی نداشت؟

ادعا می کند که طرفدار کشته های بنزین است. اما نمی گوید کشته ها در دولت جهانیگری رخ داد و عامل شورش بنزین حسن روحانی و جهانگیری و حامی فاسد این دو فاسد یعنی خاتمی بود. از معاون استاندار زن سخن می گوید اما نمی گوید فرماندار زن اصلاح طلب دستور تیر داد! نمی گوید اگر مأموران جان خود را به خطر نمی انداختند (تعدادی از مأموران به شهادت رسیدند) و مردم حزب الهی خویش تن داری نمی کردند (به احترام رهبری ) آشوب گران و برخی از مردم عصبانی دولت روحانی را ساقط می کردند و بسیاری از اصلاح طلبان حاکم در این دولت را تکه تکه می کردند. مردم روحانی و جهانیگیری، ربیعی و آخوندی، زنگنه و آشنا  و دیگر عناصر بی کفایت اصلاح طلبان را مانند قذافی می کشتند. 
 

در این مستند فقط جای یک نفر خالی بود. نجفی ! بله نجفی ! 

مردم. بدانید به چه کسی رأی می دهید. دیگر فریب این حقه بازی ها را نخواهیم خورد. کشور  بیش از این ادامه جهانگیری و روحانی را تحمل نمی کند.

 

راستی آقای مهرعلی زاده چرا در مستند تصویری از نجفی نشان ندادید. ایشان عنصر اصلاح طلب بودند. رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت خاتمی. بلی . کاش اشاره ای هم به ایشان و همسر کشی او می کردید تا مردم نگویند شما حامی حقوق زنان نیستید.

آقای همتی شما حامی زنان هستید؟ نجفی از شما نبود ؟

آقای همتی شما مدعی شدید که نماینده زنان هستید؟

اولا شما غلط می کنید. زنان ایران از شما بانکداران فاسد متنفرند. 

اما من از شما سوال می کنم وقتی که آقای نجفی رئیس تیم هماهنگ کننده اقتصادی دولت روحانی همسر کشی کرد چرا سکوت کردید؟ 

دفاع از حقوق زنان شما را در کشتن همسر در حمام با گلوله دیدیم.

باز انتخابات شد یاد زنان افتادید؟ شما که عامل وضعیت کنونی اقتصاد هستید. شما عامل بیکاری دختران تحصیل کرده هستید. شما عامل بیچارگی زنان خانه دار هستید. 

هفت تیر کش های زن کش. شما با نجفی چه فرقی دارید؟ تفکرات و منش نجفی آیا حتی سر سوزن با شما تفاوت داشت؟ او رئیس هماهنگ کننده اقتصادی دولت روحانی بود شما هم رئیس بانک مرکزی دولت روحانی. شما از یک جنس هستید. شما زن کش هستید. با بورس چه کردید؟ 

میلیون ها تن از مردم کشور در بورس دارایی های خود را از دست دادند. عامل آن شما بودید و هستید. پس لعنت خدا بر شما و قاتلان باشد.

دکتری دروغ مهرعلیزاده و اخلاق در منش اصلاح طلبی

آقای مهر علیزاده شما بگویید چگونه بدون داشتن لیسانس و فوق لیسانس مرتبط با رشته مدیریت اقتصاد توانستید از دوره دکتری برترین دانشگاه کشور یعنی دانشگاه تهران پذیرفته شوید؟

سوال بعد از شما عنصر فاسد این است که در حالی که فرزندتان می گوید پدرم دکتری ناتمام از هلند دارد و نتوانست دفاع کند چگونه ادعا می کنید دکتری مهندسی اقتصاد دارید؟

ولله که شما دروغ گوی حقه باز و فاسدی هستید که عامل بیچارگی ما مردم هستید.

من هم دکتری فیزیک دارم. لیسانس. فوق لیسان. و دکتری فیزیک.دکتری واقعی دارم. مانند شما نیستم که در حالی که پست و مقام ارشد دولتی داشته ام با رانت از دکتری قبول شده باشم. کنکور داده ام و کارگرزاده ام. اما در دولت فاسد روحانی نتوانستم هیچ کار متناسب با رشته و سطح تحصیلاتم  پیدا کنم اما دختر شما چطور با یک مدرک مضحکی توانست یک پست نان و آب دار در کیش بگیرد؟

 

پس لعنت خدا بر شما و خاتمی شما. در دوران خاتمی ملعون شما بسیاری از کارگران بیچاره اخراج شدند. وضع اقتصادی و اجتماعی به قدری فجیع شد که مردم به شما و معین و کروبی ملعون تر از شما که هر سه مهره و دوست خاتمی بودید رأی ندادند و به احمدی نژاد رأی دادند.
 

اما اصلاح طلبان همیشه ادعا می کنند که ما اخلاق مدار و اهل گفت و گو هستیم و با زبان زیبا با دنیا سخن می گوییم و تند رو نیستیم  و اهل گفت و گوی تمدن ها هستیم و خاتمی بسیار باشخصیت است و ظریف بسیار ظریف و خوش اخلاق است و ...

اما باطن کثیف اصلاح طلبان را در یاوه گویی های گستاخانه و عوام فریبانه و کوچه بازاری همتی و مهرعلیزاده دیدیم.
بله. تفکر و اخلاق و منش اصلاح طلبی این است.

الحق که شما در درس اخلاق تا کلاس آمادگی و کودکستان هم درس نخوانده اید.



پس خدا شما را لعنت کند که هم دروغ گو هستید هم فاسد و هم عامل و بانی وضع کنونی اقتصاد و فرهنگ کشور.

مدرک دکتری بی اعتبار مهرعلیزاده

لطفا از آقای مهرغلی زاده درخواست کنید مدرک دکتری مهندسی اقتصاد از دانشگاهی در هلند خود را در سایت قرار دهد.

به گفته پسر مهرعلی زاده او نتوانسته از این دکتری خود دفاع کند و قطعا مدرک هم ندارد. لطفا درخواست کنید تا آبروی این حقه باز بی سواد بی اخلاق برود.

نکته دوم در مورد دکتری مدیریت مالی است.

کسی که نه لیسانس  و نه فوق لیسانس رشته هایی مثل اقتصاد یا حسابداری یا مدیریت دارد چگونه توانسته به راحتی از دکتری برجسته ترین دانشگاه کشور پذیرفته شود؟ آیا آزمون دکتری داده؟ آیا مصاحبه داده؟ بدون هیچ روزومه علمی.

از مهرعلی زاده بخواهید رزومه علمی یا نتایج آزمون دکتری خود را ارائه کند. او بدون حتی یک کار در زمینه مدیریت مالی توانسته از دکتری دانشگاه تهران پذیرفته شود در حالی که کسانی که هم لیسانس و هم فوق لیسانس رشته های مرتبط را خوانده اند نمی توانند از دکتری این رشته حتی در دانشگاه های رده چندم هم قبول شوند.
 

مدرک مهرعلی زاده

مهرعلی زاده چند بار اعلام کرد که از هلند مدرک دکتری دارد. اما پسرش چند روز پیش اعتراف کرد پدرش نتوانسته از دکتری هلند دفاع کند. پس او از هلند دکتری ندارد و این ادعا فاقد هر گونه ارزشی است.

اما در مورد دکتری داخل. 
او بدون داشتن لیسانس یا فوق لیسانس مرتبط با رشته مدیریت مالی چگونه توانسته از دکتری مدیریت مالی قبول شود؟
افرادی با لیسانس و فوق لیسانس مدیریت و اقتصاد و حسابداری نمی توانند از دکتری این رشته قبول شوند. بله. اما مهرعلی زاده به واسطه رانت به راحتی جای نخبگان رو اشغال کرده و بدون لیسانس  و فوق لیسانس دکتری مدیریت مالی گرفته است.
 

اما او در مناظره با اهانت به آقای رئیسی او را متهم به سندرم پست بی قرار کرد.

 

اما واقعیت این است که اتفاقا اکثر پست های رئیسی در حوزه دستگاه قضا بوده. 

اما این خود مهرعلیزاده است که مبتلا این به این بیماری است. لیستی از پست و مقام های کاملا بی ارتباط مهرعلی زاده:

رئیس فدراسیون بین‌المللی ورزش‌های زورخانه‌ای

عضو هیئت مدیره سازمان منطقه آزاد کیش

رئیس هیئت مدیره شرکت مهندسی توسعه آب آسیا است

استاندار خراسان

استاندار اصفهان

معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی بود.

قائم مقام مدیر عامل شهاب خودرو

عضو هیئت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران

معاون سازمان انرژی اتمی ایران بود

و چندین پست و مقام بی ارتباط دیگر.


زورخانه، انرژی هسته ای، استاندار اصفهان و خراسان متولد مراغه! خودو. تربیت بدنی!

 

آقای مهرعلیزاده شما بیشتر به درد بیمارستان روانی می خورید تا ریاست جمهوری . به کسی که دکتری دارد می گویید تا ششم سواد دارید؟ مشاورانت از خودت هم احمق ترند.

 

مهرعلی زاده

آقای مهر علی زاده شما در اصفهان و خرسان که بودی چه کردی؟!
دیروز در صدا  سیما برنامه داشت. مدام می گفت نهاد های نظامی !
یک جوری حرف می زد که گویا در این کشور دولت و روحانی و جهانگیری و نوبخت و زنگنه و وزیر اقتصاد و صنعت و کار و کشاورزی و رئیس بانک مرکزی و ... نداشته و مشکلات تقصیر نهاد نظامی و رئیسی است!

با افتخار می گفت دولت سوم خاتمی رو تشکیل می دم در حالی که خاتمی از اون حمایت نکرده اما از روحانی تمام قد دفاع کرد و روحانی دوم سوم و چهارم خاتمی رو تشکیل داد. 

آقای مهر علی زاده اگر شما وزیر خاتمی بودید آقای روحانی رئیس جمهور خاتمی بود. فکر شما و افراد شما همان فکر و افراد روحانی اند. در صورت حاکم شدن شما راه روحانی ادامه یافته و کشور از هم خواهد پاشید.

یک تصویر خیالی از دوران خاتمی ارائه داد. آیا دوران خاتمی همان دورانی نبود که هر چند روز یک بحران در کشور رخ می داد؟ همان دوران ناآرامی ها و درگیری ها نبود؟ همان دوران شکاف طبقاتی و فساد و رانت نبود؟ اگر نبود پس چرا مردم شما و معین و کروبی عزیز شما را رها کردند و رفتند به کسی رأی دادند که نقطه مقابل شما و تفکرات شما بود؟ اگر مردم راضی از خاتمی بودند در سال 84 به شما یا معین یا کروبی رأی می دادند نه به احمدی نژاد.

در دوران هاشمی به علت ساخت و سازها و پروژه های آن زمان تورم افزایش یافت. خاتمی که خود همفکر هاشمی بود با سوء استفاده از این مسئله و برخی شعارهای ریاکارانه مانند آزادی بیان و نشان دادن یک چهره مخالف رأی آورد. با متوقف شدن سازندگی و پروژه ها تورم کاهش یافت. اما کاهش تورم نشانه ی خوب بودن وضعیت اقتصادی نیست. قدرت خرید مردم در زمان خاتمی هشت سال نه تنها افزایش نیافت بلکه اندکی نیز کاهش یافت. این قدرت خرید است که مهم است. طبق آمار و تجربه مصرف مردم ایران در زمان خاتمی چندین برابر کمتر از زمان کنونی است. در دوران خاتمی مردم عموما سالی یک بار لباس می خریدند اما امروز سالی چند بار لباس می خرند. در آن زمان مصرف برق و گاز و آب و بنزین به مرابت کمتر بود. کسانی که خودرو داشتند به مراتب کمتر بود. مصرف مواد غذایی در زمان خاتمی به مراتب کمتر از دوران بعد بود. مصرف کم تورم کم! پس مقایسه آن زمان با این زمان (دوران روحانی) چندان صحیح نیست.

این توهم است که کسی بگوید من کشور را مثل آن زمان می کنم. در این صورت باید خودروهای مردم را بگیرید که سوار نشوند و بنزین مصرف نکنند! به مردم بگویید فقط در عید نوروز لباس بخرید. به مردم بگویید هر ماه بیش از یک مرغ نخورید. سالی یک بار موز بخرید. آیا می توانید

آقای مهرعلی زاده شما در این هشت سال کجا بودید؟ دور بودن شما از سیاست و سکوت در برابر مفاسد دولت روحانی نشان می دهد شما دچار خیال پردازی و توهم هستید و دید ساده انگارانه ای به مسائل دارید. با این که شانس پیروزی شما 1 درصد است با این حال در صورت پیروزی فرضی شما در مدت دو سال دولت شما به دست خود مردم و به علت شورش ها ساقط می گردد

چنین تفکرات توهمی که ایران را مثل آلمان و ژاپن می کنم ریشه این فاسد و وضع کنونی است. تفکرات متوهمانه امثال هاشمی را دارید.

 

آقای مهر علی زاده. شما زیاد التماس اصلاح طلبان و خاتمی نکنید. اصلاح طلبان و خاتمی به این نتیجه رسیده اند که در این انتخابات مردم به حرف آنها گوش نخواهد کرد و حمایت از شخص هم موجب رفتن آبروی آنها می شود هم کاهش رأی فرد مورد نظر. اما گویا شما این را نفهمیده اید!

 

اصلاح طلبان در شرایط کنونی تصمیم گرفته اند منتظر باشند . تا در صورتی که به احتمال اندک احساس کنند کاندیدای آنها یعنی شما یا همتی در نظر سنجی ها رأی قابل ملاحظه داشت شروع به حمایت کنند تا در صورت پیروزی بگوید ما پیروز شدیم. اما اگر ببینند نظرسنجی ها تغییر نکرد و همچنات رأی شما ناچیز بود تحریم کنند و بگویند چون ما تحریم کردیم مشارکت خواهد یافت و چون ما حمایت نکردیم پیروز نشدند و ما نماینده ای نداشتیم و الا پیروز می شدیم.

 

رئیسی

احمدی نژاد

چرا سال هاست احمدی نژاد را عنصری نالایق می دانیم.

در سال 84 با تأیید صلاحیت احمدی نژاد او وارد رقابت های انتخاباتی شد. او در رقابت با هاشمی به علت جلب رأی مردم مؤمن، انقلابی، کارگران و مستعضفان جامعه و شعارهای عدالت طلبانه و به علت نفرتی که عموم مردم از هاشمی داشتند پیروز رقابت ها شد. اما یادمان نرود که احمدی نژاد و معاون اول او رحیمی استانداران نمونه و سر به زیر هاشمی بودند. در آن انتخابات هاشمی هم رأی مردم حامی اصلاح طلبان و اقشار مرفه جامعه را به به سمت خود جلب کرده بود. با روی کار آمدن احمدی نژاد عناصر مؤمن زیادی وارد دولت شدند و شروع به کار کردند. کارها نتیجه های خوبی داد. حرکت های خوبی در زمینه فعالیت های عمرانی و ساخت مسکن شروع شد. اما با برخی سیاست های اشتباه، خودمحوری ها و تک روی های احمدی نژاد کم کم تورم بر اقتصاد غالب شد. برخی از کارخانه های ورشکست شدند. احمدی نژاد به تدریج نیروهای مؤمن را از خود راند و برخی از آنها را عزل نمود. کم کم عناصر فاسد متملق اطراف او را گرفتند و بقیه را از چشم او انداختند.

در همان دولت اول احمدی نژاد تورم به شدت افزایش یافت. به گونه ای که قیمت برخی اقلام تیتر روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلبان می شد. وقتی از احمدی نژاد سوال می شد که فلان ماده غذایی چرا گران شده است او می گفت: نه، ارزان است محله ما ارزان است از آن جا بخرید. پس یادمان نرود که در همان دولت اول احمدی نژاد هم مشکلات جدی وجود داشت. اصلاح طلبان و باند هاشمی رفسنجانی علیه احمدی نژاد تبلیغات گسترده ای شروع کردند و به تمسخر سخنان و حتی قیافه او می پرداختند. احمدی نژاد برخی از عناصر فاسد و اشرافی را از قدرت کنار زد و با آنها در افتاد. اما در اطراف خود او نیز اشراف و سرمایه دارانی با تملق جا گرفتند. صادق محصولی از مهم ترین عناصر دولت احمدی نژاد فردی ثروتمند بود. احمدی نژاد از ثروت او دفاع می کرد. اما بقیه ثروتمندان را فاسد می خواند. با نزدیک شدن به انتخابات 88 مردم مستضعف می ترسیدند که رأی احمدی نژاد بسیار کم شده و در انتخابات متحمل شکست گردد. نظر سنجی ها نشان دهنده رأی بسیار پایین احمدی نژاد بود. اما در مناظرات احمدی نژاد با عبور از خط قرمز ها و تاختن و زیر سوال بردن هر سه رقیب خود آقایان کروبی و موسوی و رضایی با ایجاد جنگ روانی و فضای هیجانی رأی بسیاری از مردم را به سمت خود جذب کرد. اما با این کار موجب بیشتر شدن نفرت مخالفان خود نیز شد. حمله به شخصیت هر سه کاندیدای رقیب موجب شدت گرفتن عملیات روانی از سمت آنها به خصوص کروبی و موسوی شد. حامیان میرحسین موسوی بر طبل تقلب کوبیدند و ماه ها در خیابان ها آتش افروزی کردند.

 

در فتنه 88 حامیان موسوی این گونه تبلیغ می کردند که احمدی نژاد مهره رهبری است و در انتخابات تقلب کرده اند تا او پیروز شود و شورای نگهبان نیز همدست احمدی نژاد در تقلب است. آنها حملات خود را به سمت رهبری بردند. در حالی که به اعتراف بسیاری از عناصر اصلاح طلبان، در انتخابات رأی احمدی نژاد درست بود و تقلبی در کار نبود. اما هدف اصلی نه خود احمدی نژاد بلکه انتقام گیری از انقلاب و نظام و رهبری بود. برای همین نیز در طول ماه ها فتنه گری، شعاری علیه احمدی نژاد از فتنه گران نشنیدیم. هر چه شعار بود علیه رهبر انقلاب بود. 

اما آیا احمدی نژاد مهره رهبری بود؟ خیر. در آن انتخابات رهبر انقلاب به صراحت علیه سخنان احمدی نژاد در مورد هاشمی و موسوی و کروبی موضع گرفت و آنها را غلط خواند. رهبری به تمام معنا از شخصیت آقایان هاشمی و موسوی و کروبی دفاع نمود. اما آنها نمک نشناس بودند. در کنار اینها از احمدی نژاد هم دفاع کرد و برخی توهین های طرف مقابل به او را مورد انتقاد قرار داد. کار احمدی نژاد در بردن مناظرات از فضای منطقی به سمت فضای جنجال و هیجان غلط اندر غلط و اشتباه بود و رهبر انقلاب نیز همین مسئله را متذکر شد اما نه حامیان رهبری و نه مخالفان به این نکته توجهی نکردند. میرحسین موسوی سال ها نخست وزیر خود رهبری بود. کروبی سال ها رئیس مجلس بود و تاکنون کلامی از او علیه رهبری شنیده نشده بود. اما احمدی نژاد ارتباطی با رهبری نداشت و زیر سوال بردن کلام و عمل او با صراحت توسط رهبری نشان دهنده این بود که احمدی نژاد هیچ هماهنگی با رهبری ندارد. اما دروغ گویان مدعی حزب الهی بودن اینها را نمی فهمیدند. در نماز جمعه ی معروف فتنه 88، رهبر انقلاب از شخصیت هاشمی به صراحت دفاع کرد. اما جو هیجانی اجازه نداد مردم و حتی آگاهان مدعی حزب الهی بودن به این مسئله توجه کنند. رهبری به صراحت فرمود من با هاشمی اختلاف نظر دارم اما در کنار آن از خدمات و شخصیت او دفاع نمود اما هاشمی نیز مانند موسوی نمک نشناس بود. آنها دنبال انتقام گیری از احمدی نژاد بودند. انتظار داشتند تا رهبری دستور دهد رأی مردم نادیده گرفته شود. وقتی رهبری در مقابل انتظار غلط آنها مقاوت کرد، کینه توزی ها را علیه رهبری آغاز کردند. فتنه 88 نه علیه احمدی نژاد بلکه علیه رهبری و برای انتقام گیری از رهبری بود. احمدی نژاد در فتنه 88 جز آن یک حرف که در روزهای اول فتنه در مورد خس و خاشاک گفت چیز دیگری نگفت و به طور کامل خود را کنار کشید تا حملات به سمت رهبری باشد و رهبری را سپر خود قرار داد. اگر حمایت بر حق و قانونی رهبری و شورای نگهبان از رأی صحیح احمدی نژاد نبود شاید آشوب گران آن دولت را ساقط می کردند. زیرا آشوب گران از حمایت تمام عیار اشرافیت، سرمایه داران داخی، آمریکا و بیگانگان برخوردار بودند و برای خود در خشونت طلبی حد و مرزی قائل نبودند. احمدی نژاد مهره رهبری نبود و تبعیت زیادی هم از رهبری نداشت بلکه مانند خاتمی، هاشمی و روحانی بود بلکه بدتر از آنها بود. هر کس می تواند به راحتی در سایت رهبری با جست و جوی ساده حمایت های رهبری از دولت هاشمی و خاتمی و روحانی را مطالعه نماید. کلام رهبری در حمایت از هاشمی، خاتمی و روحانی نه تنها کمتر از احمدی نژاد نیز نیست بلکه بیشتر است. رهبری بارها از شخص آقای خاتمی و دولت او دفاع نموده است. بارها از آقای هاشمی حمایت نموده است. روحانی و ظریف را با بهترین جملات توصیف نموده است. اگر قرار بود کسی مهره رهبری باشد خاتمی مهره رهبری بود. اما مسئله این است که چیزی به اسم مهره ی رهبری وجود خارجی ندارد و رأی مردم مهره رهبری است. مردم به هر کس رأی دهند حتی با وجود اختلاف نظر، رهبری از آن شخص حمایت عملی و کلامی می کند. 

ما موضع احمدی نژاد در رد صلاحیت را با موضع شریعتمداری مقایسه می کنیم. شریعتمداری عنصری اصلاح طلب است. او در مقابل رد صلاحیت نه نظام را زیر سوال برد نه رهبری را نه شورای نگهبان را. اما احمدی نژاد کلیت این نظام را زیر سوال برد و بدتر از موسوی و کروبی و ضد انقلاب علیه شورای نگهبان و انقلاب و حتی رهبری موضع گرفت. در مقابل او یک عنصر فاسد به رهبری اهانت نمود اما او سکوت کرد. پس احمدی نژاد از این نظر بدتر از عناصر اصلاح طلب مانند شریعتمداری است. احمدی نژاد را شخص انقلابی و حزب الهی ندانید. 

برخی حمایت های رهبری از شخص احمدی نژاد فقط به این خاطر بود که او منتخب مردم بود. برخی از حمایت ها نیز جمایت های منطقی بود. احمدی نژاد پر کار و تلاش گر بود و گفتمان عدالت طلبی را زنده کرد. اما به تدریج در مسیر دیگری قدم برداشت. رهبری با انصاف هر جا که اقدام او مثبت بود از او حمایت کرد. حتی در جایی که او کج رفت و در مقابل نظام ایستاده بود حرکتی علیه او به جریان نینداخت. احمدی نژاد در ماجرای عزل وزیر اطلاعات با نظام قهر کرد و 11 روز اعتصاب کرد. اما چون نتیجه نگرفت به کار خود بازگشت. این حرکت او در مقابل حمایت رهبری از وزیر اطلاعات بود. عناصر فاسد در دولت احمدی نژاد می خواستند  وزارت اطلاعات را در دست بگیرند. این خیانت به مملکت بود و می توانست آسیب جدی به امنیت کشور وارد کند. رهبری با انتصاب عنصر فاسد دولت احمدی نژاد مشایی نیز برادرانه مخالفت کرد. این مخالفت ایشان برای جلوگیری از سرخوردگی مردم حزب الهی از او و دولت او بود. اما متأسفانه احمدی نژاد نمک نشناسی کرد و در مقابل این توصیه نیز ایستادگی کرد و به مشایی پست و مقام بیشتری داد و او همه کاره ی دولت شد و به جای او در معاونت اولی عنصر مفسد اقتصادی دیگری به اسم رحیمی را به کار گرفت! 

در دولت دوم احمدی نژاد غرور و تکبر به جان احمدی نژاد افتاد. وقتی جوانان بسیجی و جان برکفان سپاه و نیروی انتظامی در مقابل اغتشاش گران از اموال عمومی و نظام و دولت و رأی مردم دفاع می کردند او مشایی را معاون اول خود می کرد و خود را از معرض حملات فتنه گران دور کرده بود. موضعی علیه فتنه گران نمی گرفت و در حالی که اهانت های آنها علیه رهبری را می دید هیچ دفاعی از ولایت فقیه نمی کرد بلکه در مقابل ولی فقیه می ایستاد. وقتی برخی نیروهای سپاهی جان برکف در خیابان ها سرهایشان می شکست و لگد مال می شدند و یا به شهادت می رسیدند احمدی نژاد کجا بود؟ او بعد ها علیه سپاه هم موضع گرفت و تلاش زیادی کرد تا با ژست ضد سپاه و ضد قوه قضائیه در میان حامیان موسوی نیز برای خود حامیانی پیدا کند. هدف احمدی نژاد از موضع گیری علیه سپاه و ارکان نظام به دست آوردن حمایت مخالفان جدی اش در جامعه بود اما در این کار موفق نشد و شکست خورد.

احمدی نژاد در دولت دوم خود هم با وزرای خود می جنگید هم با مجلس هم قوه قضائیه هم سپاه. او کشور را رها کرده بود. گرانی ها رکورد زده بود. تحریم کمر اقتصاد را شکسته بود. اما احمدی نژاد با وزیر خارجه و اطلاعات خود درگیر بود! با وزیر بهداشت درگیر بود. با رئیس مجلس و نمایندگان درگیر بود. با رئیس قوه ی قضائیه درگیر بود. این چه رئیس جمهوری است. رئیس جمهوری که باید نماد اتحاد باشد کار مملکت را رها کرده و برای مطرح کردن خود با این و آن می جنگید. رئیس جمهوری که دیگر ارکان نظام از جمله مجلس را زیر سوال برده و تضعیف نماید یک دیکتاتور است. در حالی که قیمت ها ساعتی بالا می رفت احمدی نژاد به جای سخن گفتن در مورد گرانی و مشکلات تحریم و تولید از بهار و مشایی و مدیریت جهان و انسان کامل سخن می گفت. به سفرهای تبلیغاتی برای مشایی می رفت. مردم دنبال خرید روغن و مرغ بودند احمدی نژاد دنبال مطرح کرن مشایی! در اواخر دولت او، وزیر بهداشت خود را نیز عزل نمود در حالی که معاون اول او صراحتا گفته بود وزیر بهداشت به هیچ عنوان عزل نخواهد شد. خودمحوری و خوشیفتگی عامل انحراف احمدی نژاد بود. او هیچ انتقادی را بر نمی تافت و هر منتقدی را در داخل دولت خود نیز به شکل زشتی عزل می نمود و دولت و وزارت خانه ها بازیچه ی خودمحوری های او شده بودند. مردم فلک زده اینها را می دیدند.

تا این که دولت او پایان یافت و مردم در حالی که مشایی رد صلاحیت شده بود بدون توجه به رد صلاحیت نماینده احمدی نژاد و بدون توجه به سخنان احمدی نژاد که می گفت من از هیچ کس دیگر حمایت نمی کنم به پی صندوق های رأی رفتند. هیچ کس اعتراضی به رد صلاحیت نماینده احمدی نژاد نکرد بلکه به به آقای روحانی رأی دادند که در نقطه مقابل احمدی نژاد بود و بقیه نیز به قالیباف و جلیلی رأی دادند که آن نیز  مورد انتقاد احمدی نژاد بودند. این بی اعتنایی به احمدی نژاد نشان دهنده زده شدن مردم از احمدی نژاد بود. 

احمدی نژاد در انتخابات 96 رد صلاحیت شد. اما مردم باز بی اعتنایی کردند و واکنشی نشان ندادند بلکه دوباره به دشمن احمدی نژاد رأی دادند و بقیه نیز به رئیسی رأی دادند که احمدی نژاد مخالف او بوده و هست! این هم نشان دهنده بی توجهی مردم به احمدی نژاد بود. در این انتخابات دوباره احمدی نژاد رد صلاحیت شد. اما باز هم واکنشی از سوی مردم مشاهده نشد. 

شاید برخی از مردم نوستالژی دوران احمدی نژاد هنوز در ذهنشان باشد و خاطرات خوش دولت اول او را فراموش نکرده باشند و در مقابل، مفاسد و گرانی های دوران او را فراموش کرده باشند اما تعداد این افراد آن قدر کم است که اثری در انتخابات نخواهد داشت و خواهیم دید که چگونه مردم با رأی های خود به یاوه گویی های احمدی نژاد دوباره بی اعتنایی خواهند کرد. مردم ما زیاد شخص محور نیستند. در کشور ما قحط الرجال نیست. یکی از این هفت کاندیدای ریاست جمهوری رئیس جمهور خواهد شد و ان شاء الله مردم خواهند دید که احمدی نژاد نسخه ی تقلبی عدالت طلبی بود. نسخه ی واقعی عدالت طلبی ان شاء الله به زودی بر سر کار خواهد آمد.