آقای احمدی نژاد! دمت گرم که 8 سال رئیس جمهور بودی و در نهایت مملکت را با تورم های کم سابقه تحول شخصی چون روحانی دادی. روزگاری می گفتند احمدی نژاد رو خامنه ای آورده. دمت گرم که ثابت کردی تو رو خامنه ای نیاورده بود و تو اصلا رهبری را قبول نداشتی و نداری. اما مردم این گونه نمی دانستند که به شما رأی دادند.
تأسف می خورم به حال ما 24 میلیون نفری که با هزاران امید به تو رأی دادیم. البته هیچ گاه شیرینی پیروزی در انتخابات را نچشیدیم. چون فتنه راه انداختند. و بعدها نیز تورم ها و گرانی ها امانمان را برید. و بعدها مردم از تو متنفر شدند و به نقطه ی مقابل تو یعنی روحانی رأی دادند که چیزی جز بدگویی در مورد برای گفتن نداشت. تأسف می خورم که 8 سال با امید زندگی کردیم اما امیدهامیان را به ناامیدی تبدیل کردی. اشتباهات زیادی کردی اما ما هر بار چون تو را قهرمان می دانستیم(حق داشتیم قهرمان بدانیم، می خواستیم از اشرافیت هاشمی و سیاست بازی افراطی های اصلاح طلبان نجات پیدا کنیم، دنبال نجات از فقر و فساد و تبئیز بودیم) دروغ هایت را راست می دانستیم و توهمات تو را توجیه می کردیم. فیلم هاله ی نورت را می دیدم می گفتیم ساختگی است. وقتی می گفتی دختری در زیر زمین خانه انرژی هسته ای را تولید کرد می گفتیم حتماً چیزی بوده که این گونه می گوید و ... . حق داشتیم طرفدارت باشیم چون زیاد از عدالت سخن می گفتی، مسئولان ساده زیستی را بر سر کار آورده بودیم. اما کم کم ساده زیست ها رفتند و تندرو های سیاس چاپلوس فاسد بر سر کار آمدند. حلقه اطراف تو شیطانی ترین حلقه تاریخ انقلاب شد. کم کم دچار خودشیفتگی و خودمحوری شدی. تا کسی از خودی ها و طرفدارانت کوچک ترین انتقادی می کرد شدید ترین برخورد ها را می کردید و بزرگ ترین توهین را می کردید. از نظر شما یک طرفدار احمدی نژاد منتقد صد بار بدتر از موسوی و کروبی و اصلاح طلب و کافر بود. مفاسد چون رحیمی اختلاس گر معاون اول شما بود.
احمدی نژاد! وقتی دوران تو تمام شد، مردم مستضعف که با رأی آنها بر سر کار آمده بودی در بدترین شرایط اقتصادی بودند، در آن زمان تو صدها سکه طلا به چاپلوسان درگاهت دادی. عناصر پستی چون مشایی و رحیمی و بقایی و جوانفکر و ... . اینها وفادار تو بودند اینها خوب خورده بودند. مردم نیازمند نان شب و چاپلوسان متملق درگاهت نشان های درجه یک می گرفتند تصمیم گرفته بودی تا هستی هر چه می توانی دوستانت را بسازی برای آینده. خوب برای دانشگاه شخصی خودت از بیت المال برداشت می کردی در حالی که دکتری های مملکت بیکار بودند.
ریاست جمهوری را دو دستی تقدیم روحانی کردی. مدت ها در مورد شرایط اقتصادی مردم و گرانی های 4 برابری سکوت کرده بودی چون جرأت دهان باز کردن نداشتی چون حرفی نداشتی و منفور شده بوید. فقط از بهار و انسان کامل سخن می گفتی و خیال پردازی می کردی و شعر می خواندی و عکس یادگاری با چاپلوسان درگاهت می گرفتی. در 92 سعی کردی دوباره به قدرت بازگردی. آبرویت رفت. با نوشتن نامه به رهبری خود را در حد کروبی پائین آوردی اما نمی توانی کاری از پیش ببری حتی در حد بنی صدر هم نیستی.
محمود جان. در 88 اگر حمایت رهبر و بسیاری از مردم و بسیج و حزب الله نبود و جان فشانی ها نبود فتنه گران برانداز یک ثانیه هم اجازه نمی دادند که تو و بقایی و مشایی و رحیمی ریاست کنید. در فتنه 88 با این که یک طرف دعوا بودی اما خود را کنار کشیدی تا یک طرف دعوا رهبری شود و رهبری را سپر خود قرار دادی و شعارهای فتنه گران نیز از تو به سمت رهبری برگشت. خوب خودت را کنار کشیدی و در حالی که بسیجیان هر روز در خیابان ها شهید می دادند فتنه گران هر روز علیه رهبری شعار می دادند حتی یک کلم علیه فتنه گران سخن نمی گفتی چون نمی خواستی سیبل باشی. در اوج فتنه تو دنبال مشایی ات بودی . در مملکت 85 میلیونی گویی جز تو و مشایی و بقایی و رحیمی کس دیگری نبود گویی شما از رهبر هم بیشتر می دانستید گویی از همه بالاتر بودید. می دانیم هیچ کس را جز خودتان قبول ندارید. اما در 84 و 88 یک درصد هم چنین تصوری نمی کردیم و به باورمان نمی شد روزی این چنین برای رسیدن به قدرت به هر دری بزنید.
می گفتند احمدی نژاد 11 روز از رهبری قهر کرده و خانه نشینی کرده باور نمی کردیم. می گفتند رهبری نامه نوشته که مشایی را بردار و او گوش نمی کند ، باور نمی کردیم. می گفتند رهبری ورود خانم ها به ورزشگاه ها برای بازی های مردانه را قبول ندارد احمدی نژاد گوش نمی کند باور نمی کردیم. می گفتند احمدی نژاد می گوید نیازی به رهبری نداریم با امام زمان رابطه داریم باور نمی کردیم. مسکن مهر و سفرهای استانی و برخی سخنرانی هایت چشممان را بر هر واقعیت دیگری بسته بود.
آقای احمدی نژاد. ما مردم ایران هستیم. تک تک ما نظر خود را داریم. بعضی طرفدار روحانی هستیم، بعضی رئیسی ، بعضی قالیباف، بعضی موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی و ... . اما هر کدام ما رأیی داریم و حقی داریم. من سال ها حامی شما بودم و صد در صد شما را قبول داشتم. به شما رأی می دادم و حمایت می کردم. شما را سخت کوش و عدالت طلب و ساده زیست و پیرور رهبری می دانستم. حق هم داشتم. اما اینک من نیز مانند بسیاری نظرم تغییر یافته. پس اجازه دهید به شما و مشایی و بقایی شما نه بگویم و دعا کنم که برای همیشه از صحنه ی سیاست ایران محو شوید.
در زیر سوال بردن رهبری گوی سبقت را از موسوی ربودید. ندیدم موسوی نامه ای علیه رهبری بنویسد. ندیدم خاتمی نامه ای برای زیر سوال بردن رهبری بنویسد. نامه شما در حد نامه ی هاشمی به رهبری است. فقط در نامه نگاری به کروبی نرسیده ای. بعید نیست یک ماه بعد نامه ای در حد نامه های کروبی و بدتر از آن هم بنویسی. الحق که همین روحانی از این نظر با همه ی تندروی هایش بهتر از شماست. حتی خاتمی نیز از این نظر از شما بهتر است. شما را با بی بی سی تنها می گذارم. نامه ای دیگر بنویس که تیتر اول بی بی سی شود.
خدای آن 24 میلیون که نفر که طرفدار شما بودند شما را عقوبت خواهد کرد.