احمدی نژاد

چرا سال هاست احمدی نژاد را عنصری نالایق می دانیم.

در سال 84 با تأیید صلاحیت احمدی نژاد او وارد رقابت های انتخاباتی شد. او در رقابت با هاشمی به علت جلب رأی مردم مؤمن، انقلابی، کارگران و مستعضفان جامعه و شعارهای عدالت طلبانه و به علت نفرتی که عموم مردم از هاشمی داشتند پیروز رقابت ها شد. اما یادمان نرود که احمدی نژاد و معاون اول او رحیمی استانداران نمونه و سر به زیر هاشمی بودند. در آن انتخابات هاشمی هم رأی مردم حامی اصلاح طلبان و اقشار مرفه جامعه را به به سمت خود جلب کرده بود. با روی کار آمدن احمدی نژاد عناصر مؤمن زیادی وارد دولت شدند و شروع به کار کردند. کارها نتیجه های خوبی داد. حرکت های خوبی در زمینه فعالیت های عمرانی و ساخت مسکن شروع شد. اما با برخی سیاست های اشتباه، خودمحوری ها و تک روی های احمدی نژاد کم کم تورم بر اقتصاد غالب شد. برخی از کارخانه های ورشکست شدند. احمدی نژاد به تدریج نیروهای مؤمن را از خود راند و برخی از آنها را عزل نمود. کم کم عناصر فاسد متملق اطراف او را گرفتند و بقیه را از چشم او انداختند.

در همان دولت اول احمدی نژاد تورم به شدت افزایش یافت. به گونه ای که قیمت برخی اقلام تیتر روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلبان می شد. وقتی از احمدی نژاد سوال می شد که فلان ماده غذایی چرا گران شده است او می گفت: نه، ارزان است محله ما ارزان است از آن جا بخرید. پس یادمان نرود که در همان دولت اول احمدی نژاد هم مشکلات جدی وجود داشت. اصلاح طلبان و باند هاشمی رفسنجانی علیه احمدی نژاد تبلیغات گسترده ای شروع کردند و به تمسخر سخنان و حتی قیافه او می پرداختند. احمدی نژاد برخی از عناصر فاسد و اشرافی را از قدرت کنار زد و با آنها در افتاد. اما در اطراف خود او نیز اشراف و سرمایه دارانی با تملق جا گرفتند. صادق محصولی از مهم ترین عناصر دولت احمدی نژاد فردی ثروتمند بود. احمدی نژاد از ثروت او دفاع می کرد. اما بقیه ثروتمندان را فاسد می خواند. با نزدیک شدن به انتخابات 88 مردم مستضعف می ترسیدند که رأی احمدی نژاد بسیار کم شده و در انتخابات متحمل شکست گردد. نظر سنجی ها نشان دهنده رأی بسیار پایین احمدی نژاد بود. اما در مناظرات احمدی نژاد با عبور از خط قرمز ها و تاختن و زیر سوال بردن هر سه رقیب خود آقایان کروبی و موسوی و رضایی با ایجاد جنگ روانی و فضای هیجانی رأی بسیاری از مردم را به سمت خود جذب کرد. اما با این کار موجب بیشتر شدن نفرت مخالفان خود نیز شد. حمله به شخصیت هر سه کاندیدای رقیب موجب شدت گرفتن عملیات روانی از سمت آنها به خصوص کروبی و موسوی شد. حامیان میرحسین موسوی بر طبل تقلب کوبیدند و ماه ها در خیابان ها آتش افروزی کردند.

 

در فتنه 88 حامیان موسوی این گونه تبلیغ می کردند که احمدی نژاد مهره رهبری است و در انتخابات تقلب کرده اند تا او پیروز شود و شورای نگهبان نیز همدست احمدی نژاد در تقلب است. آنها حملات خود را به سمت رهبری بردند. در حالی که به اعتراف بسیاری از عناصر اصلاح طلبان، در انتخابات رأی احمدی نژاد درست بود و تقلبی در کار نبود. اما هدف اصلی نه خود احمدی نژاد بلکه انتقام گیری از انقلاب و نظام و رهبری بود. برای همین نیز در طول ماه ها فتنه گری، شعاری علیه احمدی نژاد از فتنه گران نشنیدیم. هر چه شعار بود علیه رهبر انقلاب بود. 

اما آیا احمدی نژاد مهره رهبری بود؟ خیر. در آن انتخابات رهبر انقلاب به صراحت علیه سخنان احمدی نژاد در مورد هاشمی و موسوی و کروبی موضع گرفت و آنها را غلط خواند. رهبری به تمام معنا از شخصیت آقایان هاشمی و موسوی و کروبی دفاع نمود. اما آنها نمک نشناس بودند. در کنار اینها از احمدی نژاد هم دفاع کرد و برخی توهین های طرف مقابل به او را مورد انتقاد قرار داد. کار احمدی نژاد در بردن مناظرات از فضای منطقی به سمت فضای جنجال و هیجان غلط اندر غلط و اشتباه بود و رهبر انقلاب نیز همین مسئله را متذکر شد اما نه حامیان رهبری و نه مخالفان به این نکته توجهی نکردند. میرحسین موسوی سال ها نخست وزیر خود رهبری بود. کروبی سال ها رئیس مجلس بود و تاکنون کلامی از او علیه رهبری شنیده نشده بود. اما احمدی نژاد ارتباطی با رهبری نداشت و زیر سوال بردن کلام و عمل او با صراحت توسط رهبری نشان دهنده این بود که احمدی نژاد هیچ هماهنگی با رهبری ندارد. اما دروغ گویان مدعی حزب الهی بودن اینها را نمی فهمیدند. در نماز جمعه ی معروف فتنه 88، رهبر انقلاب از شخصیت هاشمی به صراحت دفاع کرد. اما جو هیجانی اجازه نداد مردم و حتی آگاهان مدعی حزب الهی بودن به این مسئله توجه کنند. رهبری به صراحت فرمود من با هاشمی اختلاف نظر دارم اما در کنار آن از خدمات و شخصیت او دفاع نمود اما هاشمی نیز مانند موسوی نمک نشناس بود. آنها دنبال انتقام گیری از احمدی نژاد بودند. انتظار داشتند تا رهبری دستور دهد رأی مردم نادیده گرفته شود. وقتی رهبری در مقابل انتظار غلط آنها مقاوت کرد، کینه توزی ها را علیه رهبری آغاز کردند. فتنه 88 نه علیه احمدی نژاد بلکه علیه رهبری و برای انتقام گیری از رهبری بود. احمدی نژاد در فتنه 88 جز آن یک حرف که در روزهای اول فتنه در مورد خس و خاشاک گفت چیز دیگری نگفت و به طور کامل خود را کنار کشید تا حملات به سمت رهبری باشد و رهبری را سپر خود قرار داد. اگر حمایت بر حق و قانونی رهبری و شورای نگهبان از رأی صحیح احمدی نژاد نبود شاید آشوب گران آن دولت را ساقط می کردند. زیرا آشوب گران از حمایت تمام عیار اشرافیت، سرمایه داران داخی، آمریکا و بیگانگان برخوردار بودند و برای خود در خشونت طلبی حد و مرزی قائل نبودند. احمدی نژاد مهره رهبری نبود و تبعیت زیادی هم از رهبری نداشت بلکه مانند خاتمی، هاشمی و روحانی بود بلکه بدتر از آنها بود. هر کس می تواند به راحتی در سایت رهبری با جست و جوی ساده حمایت های رهبری از دولت هاشمی و خاتمی و روحانی را مطالعه نماید. کلام رهبری در حمایت از هاشمی، خاتمی و روحانی نه تنها کمتر از احمدی نژاد نیز نیست بلکه بیشتر است. رهبری بارها از شخص آقای خاتمی و دولت او دفاع نموده است. بارها از آقای هاشمی حمایت نموده است. روحانی و ظریف را با بهترین جملات توصیف نموده است. اگر قرار بود کسی مهره رهبری باشد خاتمی مهره رهبری بود. اما مسئله این است که چیزی به اسم مهره ی رهبری وجود خارجی ندارد و رأی مردم مهره رهبری است. مردم به هر کس رأی دهند حتی با وجود اختلاف نظر، رهبری از آن شخص حمایت عملی و کلامی می کند. 

ما موضع احمدی نژاد در رد صلاحیت را با موضع شریعتمداری مقایسه می کنیم. شریعتمداری عنصری اصلاح طلب است. او در مقابل رد صلاحیت نه نظام را زیر سوال برد نه رهبری را نه شورای نگهبان را. اما احمدی نژاد کلیت این نظام را زیر سوال برد و بدتر از موسوی و کروبی و ضد انقلاب علیه شورای نگهبان و انقلاب و حتی رهبری موضع گرفت. در مقابل او یک عنصر فاسد به رهبری اهانت نمود اما او سکوت کرد. پس احمدی نژاد از این نظر بدتر از عناصر اصلاح طلب مانند شریعتمداری است. احمدی نژاد را شخص انقلابی و حزب الهی ندانید. 

برخی حمایت های رهبری از شخص احمدی نژاد فقط به این خاطر بود که او منتخب مردم بود. برخی از حمایت ها نیز جمایت های منطقی بود. احمدی نژاد پر کار و تلاش گر بود و گفتمان عدالت طلبی را زنده کرد. اما به تدریج در مسیر دیگری قدم برداشت. رهبری با انصاف هر جا که اقدام او مثبت بود از او حمایت کرد. حتی در جایی که او کج رفت و در مقابل نظام ایستاده بود حرکتی علیه او به جریان نینداخت. احمدی نژاد در ماجرای عزل وزیر اطلاعات با نظام قهر کرد و 11 روز اعتصاب کرد. اما چون نتیجه نگرفت به کار خود بازگشت. این حرکت او در مقابل حمایت رهبری از وزیر اطلاعات بود. عناصر فاسد در دولت احمدی نژاد می خواستند  وزارت اطلاعات را در دست بگیرند. این خیانت به مملکت بود و می توانست آسیب جدی به امنیت کشور وارد کند. رهبری با انتصاب عنصر فاسد دولت احمدی نژاد مشایی نیز برادرانه مخالفت کرد. این مخالفت ایشان برای جلوگیری از سرخوردگی مردم حزب الهی از او و دولت او بود. اما متأسفانه احمدی نژاد نمک نشناسی کرد و در مقابل این توصیه نیز ایستادگی کرد و به مشایی پست و مقام بیشتری داد و او همه کاره ی دولت شد و به جای او در معاونت اولی عنصر مفسد اقتصادی دیگری به اسم رحیمی را به کار گرفت! 

در دولت دوم احمدی نژاد غرور و تکبر به جان احمدی نژاد افتاد. وقتی جوانان بسیجی و جان برکفان سپاه و نیروی انتظامی در مقابل اغتشاش گران از اموال عمومی و نظام و دولت و رأی مردم دفاع می کردند او مشایی را معاون اول خود می کرد و خود را از معرض حملات فتنه گران دور کرده بود. موضعی علیه فتنه گران نمی گرفت و در حالی که اهانت های آنها علیه رهبری را می دید هیچ دفاعی از ولایت فقیه نمی کرد بلکه در مقابل ولی فقیه می ایستاد. وقتی برخی نیروهای سپاهی جان برکف در خیابان ها سرهایشان می شکست و لگد مال می شدند و یا به شهادت می رسیدند احمدی نژاد کجا بود؟ او بعد ها علیه سپاه هم موضع گرفت و تلاش زیادی کرد تا با ژست ضد سپاه و ضد قوه قضائیه در میان حامیان موسوی نیز برای خود حامیانی پیدا کند. هدف احمدی نژاد از موضع گیری علیه سپاه و ارکان نظام به دست آوردن حمایت مخالفان جدی اش در جامعه بود اما در این کار موفق نشد و شکست خورد.

احمدی نژاد در دولت دوم خود هم با وزرای خود می جنگید هم با مجلس هم قوه قضائیه هم سپاه. او کشور را رها کرده بود. گرانی ها رکورد زده بود. تحریم کمر اقتصاد را شکسته بود. اما احمدی نژاد با وزیر خارجه و اطلاعات خود درگیر بود! با وزیر بهداشت درگیر بود. با رئیس مجلس و نمایندگان درگیر بود. با رئیس قوه ی قضائیه درگیر بود. این چه رئیس جمهوری است. رئیس جمهوری که باید نماد اتحاد باشد کار مملکت را رها کرده و برای مطرح کردن خود با این و آن می جنگید. رئیس جمهوری که دیگر ارکان نظام از جمله مجلس را زیر سوال برده و تضعیف نماید یک دیکتاتور است. در حالی که قیمت ها ساعتی بالا می رفت احمدی نژاد به جای سخن گفتن در مورد گرانی و مشکلات تحریم و تولید از بهار و مشایی و مدیریت جهان و انسان کامل سخن می گفت. به سفرهای تبلیغاتی برای مشایی می رفت. مردم دنبال خرید روغن و مرغ بودند احمدی نژاد دنبال مطرح کرن مشایی! در اواخر دولت او، وزیر بهداشت خود را نیز عزل نمود در حالی که معاون اول او صراحتا گفته بود وزیر بهداشت به هیچ عنوان عزل نخواهد شد. خودمحوری و خوشیفتگی عامل انحراف احمدی نژاد بود. او هیچ انتقادی را بر نمی تافت و هر منتقدی را در داخل دولت خود نیز به شکل زشتی عزل می نمود و دولت و وزارت خانه ها بازیچه ی خودمحوری های او شده بودند. مردم فلک زده اینها را می دیدند.

تا این که دولت او پایان یافت و مردم در حالی که مشایی رد صلاحیت شده بود بدون توجه به رد صلاحیت نماینده احمدی نژاد و بدون توجه به سخنان احمدی نژاد که می گفت من از هیچ کس دیگر حمایت نمی کنم به پی صندوق های رأی رفتند. هیچ کس اعتراضی به رد صلاحیت نماینده احمدی نژاد نکرد بلکه به به آقای روحانی رأی دادند که در نقطه مقابل احمدی نژاد بود و بقیه نیز به قالیباف و جلیلی رأی دادند که آن نیز  مورد انتقاد احمدی نژاد بودند. این بی اعتنایی به احمدی نژاد نشان دهنده زده شدن مردم از احمدی نژاد بود. 

احمدی نژاد در انتخابات 96 رد صلاحیت شد. اما مردم باز بی اعتنایی کردند و واکنشی نشان ندادند بلکه دوباره به دشمن احمدی نژاد رأی دادند و بقیه نیز به رئیسی رأی دادند که احمدی نژاد مخالف او بوده و هست! این هم نشان دهنده بی توجهی مردم به احمدی نژاد بود. در این انتخابات دوباره احمدی نژاد رد صلاحیت شد. اما باز هم واکنشی از سوی مردم مشاهده نشد. 

شاید برخی از مردم نوستالژی دوران احمدی نژاد هنوز در ذهنشان باشد و خاطرات خوش دولت اول او را فراموش نکرده باشند و در مقابل، مفاسد و گرانی های دوران او را فراموش کرده باشند اما تعداد این افراد آن قدر کم است که اثری در انتخابات نخواهد داشت و خواهیم دید که چگونه مردم با رأی های خود به یاوه گویی های احمدی نژاد دوباره بی اعتنایی خواهند کرد. مردم ما زیاد شخص محور نیستند. در کشور ما قحط الرجال نیست. یکی از این هفت کاندیدای ریاست جمهوری رئیس جمهور خواهد شد و ان شاء الله مردم خواهند دید که احمدی نژاد نسخه ی تقلبی عدالت طلبی بود. نسخه ی واقعی عدالت طلبی ان شاء الله به زودی بر سر کار خواهد آمد. 

 

در پر رویی قهرمان پوشالی اصلاح طلبان ظریف بی مغز

آقای ظریف جدیدا اعلام کرده که نمی خواهد کاندیدای ریاست جمهوری شود و دلواپسان اجازه دهند او بر روی برداشتن تحریم تمرکز کند.

 

آقای ظریف برو تمرکز کن. برو متخصص. برو کارشناس. برو کاری که در 8 سال نتونستی رو در یک ماه انجام بده. جایزه نوبل برداشتن تحریم رو باید به شما بدهند . فوتبال 90 دقیقه است. درسته ک 8 هیچ باخته اید اما این گونه که در دقیقه 90 روپا می زنید حتما برنده خواهید شد. روحیه شما را تحسین می کنم برادر .

 

شما روی سنگ پا را سیاه کردید. در پر رویی رکود زدید. آقای ظریف در بعد از برجام دلار از 3300 تومان به 25000 تومان رسیده است. در این دو ماه چه خواهید کرد که در 8 سال نتوانستید. راستی شرم نمی کنی؟ خجالت نمی کشی؟

 

لعنت بر شما. لعنت به شمایی که در 8 سال مردم را بیچاره کردید. ثروت مند فاسد را ثرومند تر و فقیر بیچاره را بیچاره تر کردید. آقای ظریف و روحانی و جهانگیری لعنت بر شما . لعنت بر شما که در 8 سال هر چه خواستید اختلاس کردید دزدی کردید خوردی و بردید و چپاول کردید. سکه های برجام حرامتان باد. حقوق های نجومی حرامتان باد.

 

آقای ظریف و روحانی و جهانگیری و نوبخت. لعنت خدا بر شما باشد در که در 8 سال مردم را فلک زده کردید و بسیاری از فشار روحی و بسیاری به علت چند برابر شدن هزینه های زندگی و درمان ، از درمان محروم شده و از دنیا رفتند. با بورس چه کردید؟ با دلار و ارزش پول ملی چه کردید. مردم را چطور در صف ها مرغ نگه داشتید. لعنت بر شما که در دوره شما بزدل های فاسد تحریم ها بیشتر شد. امنیت هم در دوره شما تضعیف شد. فرهنگ هم مبتذل شد . لعنت بر شما که در دوره شما شورش ها هم شکل گرفت. لعنت بر شما که قیمت بنزین را شبانه سه برابر کردید. لعنت بر شما که داراهایی ارزی خزانه را به قمیت 4200 تومان بین اعضای باند و مافیا و حزب خود تقسیم کردید. دوستان فاسد خود را ثروتمند تر و مردم را فقیر تر کردید.

 

لعنت به اصلاحات. لعنت به خاتمی و هاشمی. لعنت به شما اصلاح طلبان وطن فروش و فاسد. لعنت به شما بزدل های خائن. که رکورد جاسوس پروری را شکستید. لعنت به شما که صنایع هسته ای را با بتن پر کردید کارخانه را تعطیل کردید کارگران را بیکار. اموال مردم را به اسم خصوصی سازی چپاول کردید. لعت به صاحب دلار جهانگیری. 

آقای ظریف خدا شما را لعنت کند که سردار سلیمانی را به کشتن دادید. خائنان و جاسوسان اطراف شما اطلاعات او را به دشمن دادند. دشمن از ضعف و بزدلی شما فاسدان اطلاع داشت و به همین خاطر جرأت کرد و سردار را ترور کرد. 

لعنت به شما مدعیان دانستن زبان دنیا. این بود زبان دنیا؟ شما که برجام را امضا کردید چطور بعد از برجام لعنتی شما دلار 10 برابر شد؟ تحریم بیشتر شد، دانشمندان هسته ای ترور شدند، مراکز هسته ای منفجر شدند!

آقای ظریف می دانیم درد وین دنبال چه هستید. در وین ستاد انتخاباتی تشکیل داده اید. با دشمن در حال ساختن هستید. تا دشمن آب نباتی بدهد و در انتخابات به مردم بدهید. شما برای پیروزی دوباره در انتخابات هر خیانتی می کنید هر مکر و حیله ای به کار می گیرید.

 

اما دوره شما شما قدرت طلبان فاسد تمام شد. شما به زودی به زباله دان تارخی خواهید رفت. قهرمان پوشالی و بادکنی آقای ظریف. چیزی که ترک برداشت و ترکید نه تحریم بلکه بادکنکی بود که از نام شما ساخته بودند و باد کرده بودند.

در مورد شعار مرگ بر روحانی چند جوان

ما از روحیه امنیتی شما با خبریم. روحانی و دولت روحانی امنیتی ترین و گاز انبری ترین دولت تاریخ است. دولتی که قدرت خرید یک ملت را یک پنجم کرد. ملتی را بیچاره و فقیر کرد. ملتی را عقب برد.  اما از نظر امنیتی و نیست کردن رقبا الحق که استاد تمام است. خود روحانی به مخالفان می گوید به جهنم بروید. از مخالفان انتظار دارد زنده باید روحانی بگویند؟ ولله من هم همان شعار مردم را می دهم و لعنت هم می فرستم بیایند من را هم گاز انبری دست گیر و زندانی کنند و شلاق بزنند بلکه مشکل تورم و دلار و تحریم و برجام و سکه و لبنیات و برنج و روغن و تخم مرغ و مرغ و ...مسکن و بیکاری حل گردد.

از روحیه امنیتی و گاز انبری شما اطلاع داریم. از روحیه هوچی گری شما اصلاح طلبان و دولتیان فاسد خبر داریم. صدایی که شنیدید صدای یک ملت بود. ملت به مراتب توهین های بدتری به روحانی می کنند اگر ترس از برخورد گاز انبری نبود ابراز می داشتند. مردم لعنت می فرستند. آیا می توانید همه مردم را بازداشت کنید؟ عیب ندارد ملت را بازداشت و زندانی کنید . اما نگویید پناه می برم به خدا از بستن دهان مخالف. سرکوب هنر شماست. جنجال آفرینی و پروپاگاندا هنر شماست. گندهای کلان و تاریخی که زدید را می خواهید با این جنجال ها به فراموشی بسپارید؟ شیطان از شما درس آموزد. 

از "مرگ بر روحانی" ناراحت شدید؟ "به جهنم!" بروید خود را "مالش" دهید اعصابتان راحت شود. "یک جو عقل داشته باشید" می فهمید مشکل این کشور شعار چند جوان نیست بلکه فساد کلان بالاترین مقامات اجرایی مانند برادر روحانی و جهانگیری و صدها مدیر و مقام ارشد دولتی است که اقتصاد یک ملت و مملکت را به باد داده اند. به جهنم بروید. نلرزید از شنیدن صدای چند جوان.

 از شعار چند جوان نترسید . نلرزید. اگر می ترسید و می لرزید به جهنم بروید. ثانیا از شعار چند جوان نترسید. از آتش جهنمی بترسید که گرفتار آن خواهید شد. مردم از قیمت گوشت و برنج و روغن و قند و لبنیات و میوه و مرغ و تخم مرغ و مسکن می گویند. تخم مرغ هم غذای اعیانی شد. از آتش جهنم بترسید نه از شعار چند جوان.

سری به میان مردم بزنید و در صف نان و مرغ و بنزین و روغن از مردم بپرسید نظرتان در مورد مرگ بر روحانی چیست تا بدانید مردم بدتر از این شعار را می فرستند و می گویند.  آنهایی که دلار 4200 تومانی را گرفتند را نمی گویم. مردم معمولی که گرفتار دلار 30 هزار تومانی شدند را می گویم.

این افراد عناصری بی اطلاع بودند. وقتی رهبر انقلاب صراحتا می گوید اهانت نکنید اگر کسی اهانت کند نشان می دهند یا تابع رهبری نیست یا دچار جوگیری شده یا فردی بی مسئولیت است که اطلاعی از سخنان و فرمایشات رهبری ندارد.
اما بزرگ نمایی چند شعار مرگ بر روحانی توسط رسانه های دولتی و اصلاح طلبان نشان می دهد که چقدر دست آنها در مدیریت کشور و سیاست خالی است. مظلوم نمایی و جنجال سازی و هوچی گری آنها به این علت است که در اداره کشور درمانده است. کارنامه ای مثبت در اداره کشور و عالم سیاست ندارند. هم معیشت را نابود کردند هم اقتصاد و صنعت و تجارت را. در دیپلماسی هم شکست خوردن در امنیت هم شکست خوردند. 

فقط در یک چیز هنر دارند. هوچی گری و حاشیه سازی و بزرگ نمایی ها و بازی های سیاسی و رسانه ای. حضور میلیونی مردم انقلابی را نادیده گرفته و شعار 20 نفر را که در حالی مسخره بازی در خیابان هستند را بزرگ می کنند. خالی شدن جیب جمعیت چند ده میلیونی را ندیده و شعار هیجانی چند دقیقه ای 20 نفر را بزرگ می کنند.

 

 

از برجام تا صف گوشت

ورود زنان به ورزشگاه

حضور بانوان در ورزشگاه ها در بازی های مردان مسئله ای است. اما چطور حضور بانوان در کنسرت ها که فضای به مراتب نزدیک به بی عفتی دارد آزاد است !
کنسرت برگزار می کنند زن و مرد رقص و پایکوبی می کنند اینا اشکال نداره فقط حضور زنان در ورزشگاه اشکال داره؟! مطمئن باشید چند سال دیگه زنان ورزشگاه هم خواهند رفت حجاب رو هم به کل بر می دارند. طبیعی است. وقتی حاکمان حاضرند برای قدرت و ثروت هر حکم اسلامی رو کنار بگذارند.

احتکار آزاد است، گران فروشی آزاد است، رانت خواری آزاد است، پارتی بازی و انتصاب دامادها آزاد است، دروغ گویی و وعده دروغ دادن به مردم آزاد است، بتن ریختن در دست آوردن های یک ملت آزاد است، نصف کردن صفره ی مردم آزاد است، فرستادن فرزندان به آمریکا و کانادا و اتریش و انگلیس برای زندگی آزاد است، زمین خواری آزاد است، تئاترهای و فیلم های کمدی جنسی آزاد است، کنتسرت های مختلط آزاد است، استخرهای شاهانه آزاد است، حقوق های نجومی آزاد است. ورزشگاه رو هم آزاد کنند دست از سر کچل مردم بردارند و بگذارند چند زن و دختر به ورزشگاه بروند که عقده های روانی شان باز شود.

آقای روحانی شما هر منکری رو رواج دادی این یکی رو هم رواج بده خیالت راحت بشه. آقای غرویان خودت هم با همسرت به کنسرت و ورزشگاه بره ولی دست از سر کچل مردم بردار.

 

از دلار احمدی نژاد تا دلار روحانی و ظریف

نام ظریف در تاریخ باقی خواهد ماند. به عنوانی وزیری که چند سال رفت، قدم زد، خندید، لبخند زد، دست داد، حرف زد، مذاکره کرد، توافق کرد و در نهایت کار مملکت را به جایی رساند که دلار به 18 هزار تومان رسید. قیمت ها دو تا سه برابر شد. تحریم ها برگشت. صنعت هسته ای نابود شد. پاسپورت ایرانی زیر پا افتاد. اینها نتیجه مدیریت ظریف است.

یادمان باشد در زمان احمدی نژاد قیمت دلار با اعمال تحریم ها از 1000 تومان به 3000 تومان رسید. و سه برابر شد.
اما در دولت روحانی فقط با شنیدن صدای تحریم ها قیمت دلار 3000 تومانی به 6 برابر (18 هزار تومان) رسید. 

تفاوت دیگری هم هست. احمدی نژاد هر روز علیه آمریکا سخن می گفت و با آمریکا مذاکره ای نمی کرد و صنعت هسته ای را گسترش می داد و مسکن مهر می ساخت و به مردم پول می داد. اما روحانی و ظریف هر روز از آشتی و دوستی با آمریکا سخن می گفتند و بارها با آمریکا مذاکره کردند و مسکن هم نمی ساختند و پولی هم به مردم نمی دادند!

این نتیجه منش و تفکرات اصلاح طلبی است. این نتیجه مدیریت لیبرالی است. روحانی اعتقادی به عدالت اجتماعی و اقتصادی ندارد. اگر داشت کاری برای اقشار محروم و کارگران و معلمان می کرد. اگر اعتقادی داشت شاهد این همه گرانی  و شکاف طبقاتی نبودیم. اگر داشت با نجومی بگیران برخورد می کرد. سوال اینجاست که فیش حقوقی روحانی و وزرای روحانی چقدر است.

 

دولت روحانی دولت اصلاح طلبان است. دولت مورد تأیید هاشمی و خاتمی است. امروز دوستان میرحسین موسوی و خاتمی در این دولت حاکمند. شورای شهر و مجلس نیز تا حد زیادی در دست همین گروه است. و گرانی های افسار گسیخته نتیجه مدیریت و تفکرات اینهاست.

 

روحانی و حامیان اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب او سال ها بر روی برجام تبلیغات کرد و بزرگنمایی زیادی کردند. اما اینک مشخص شده است که توافق برجام تفاوقتی اشتباه و ضعیف بوده است و ایران از آن نفعی نبرد. وضعیت اقتصادی به مراتب بدتر از قبل از برجام شده است. قیمت دلار چندین برابر قبل از برجام شده است. قدرت خرید اکثر اقشار به مراتب کاهش یافته است. شکاف طبقاتی و ناعدالتی بعد از برجام به مراتب بیشتر شده است. راستی چه خبر از دیوار تحریم؟ زنونابین !

امروز ظریف و روحانی سخنان تندی علیه آمریکا بر زبان می آورند و می گویند قدرت آمریکا از بین رفته و افول کرده است و در مورد اروپا سکوت کرده اند. اما اگر همین حرف ها را احمدی نژاد می گفت می گفتند دچار توهم شده و آمریکا کدخداست و قدرت اول جهان.

ظریف و روحانی. اگر شما حالا این سخنان را می گویید ما 6 سال قبل هم می گفتیم. اما شما مسخره می کردید. پس شما خودتان را مسخره کرده اید. روحانی و ظریف! شما نیز به جمع دلواپسان پیوستید؟

 آقای ظریف شما از قیمت شیر خبر دارید؟

می گفتید آلودگی هوا به علت تحریم ها و سخنان تند احمدی نژاد و بنزین پتروشیمی است. اما حالا بعد از این همه سال که شما دولت را در دست دارید و ادعا می کنید تمام تحریم ها برداشته شده است آلودگی به مراتب بیشتر از زمان احمدی نژاد است. کارخانه ها در دولت شما تعطیل شد. بیکاری در دولت شما افزایش یافت. ترافیک در دولت شما افزایش یافت. پراید در دولت شما این همه گران تر شد. می گفتید عزت را به پاسپورت ایرانی باز خواهیم گرداند اما امروز دیپلمات های ایران را در اروپا زندانی می کنند و زن ایرانی را در فرودگاه های درپیت ترین کشورها مانند گرجستان به راحتی و بدون ترسی ضرب و شتم می کنند. آقای ظریف چه خبر از شهدای منا و دیه ی آنها. چه خبر از دوستی و آشتی با آمریکا و کشورهای منطقه. 

آقای روحانی شما و بسیاری از مقامات دولت شما جزو امنیتی ترین مقامات تاریخ جمهوری اسلامی اند. شما سال ها دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده اید. سال ها مقام نظامی و سرهنگی داشته اید(برای مثال فرمانده پدافند هوایی کشور بوده اید). اما اینک در دولت شما امنیت هم کاهش یافته است. تروریست به راحتی وارد مجلس می شود  و عملیات می کند. به راحتی در یک کلان شهر به رژه ی نیروهای مسلح حمله می کند و کودک کشی می کند. راحت در منطقه ی آزاد عملیات انتحاری می کند. مثل آب خوردن مرزبان ها را ده تا ده تا می رباید و کشورهای منطقه می برد! حسینه ها و پتروشیمی و پالایشگاه ها را آتش می زند. در دولت شما شورشها و کشته های دی ماه 96 را فراموش نکرده ایم. 

آقای روحانی اطلاع دارید در دولت شما هزینه های درمان چند براب شده است. خبر دارید قمیت دارو و آزمایش و ویزیت پزشک چند برابر شده است؟ بسیاری از اقشار وقتی مریض می شوند قید دکتر رفتن را می زنند. طرح سلامت شما مترادف بود با چند برابر شدن تعرفه ها به بهانه ی اجرای بیمه سلامت برای تعداد محدود افرادی که بیمه ای نداشتند و حذف زیر میزی. اما هزینه درمان بالا رفت و زیرمیزی هم باقی ماند.

آقای روحانی و ظریف. آخوندی و زنگنه و قاضی زاده هاشمی و نوبخت و جهانگیری و علوی. شما امنیت را از مردم گرفتید. آسایش را گرفتید. گرانی را بیشتر کردید. صنعت هسته ای مردم را از بین بردید. برای مردم مسکن و راه و کارخانه ای نساختید. شما فقط دنبال امضای توافقات بین الملی به صورت غیر قانونی هستید و دل به غرب بسته و التماسش می کنید.

 

امروز در حالی شما حقوق های 50 میلیونی می گیرید که یک معلم با مدرک دکرتی حقوقی کمتر از 2 میلیون دریافت می کند. در حالی ثروت های چند هزار میلیاردی دارید که بسیاری از مردم در خانه ی 50 متری اجاره نشین هستند.

 

چه خبر آقای روحانی

سلام روحانی .

آقای روحانی بزرگ ترین و تنها ترین دست آورد ادعایی شما کنترل تورم و توافق برجام بود. اینک که تورم سر به فلک کشیده و رکورد زمان احمدی نژاد را هم زده است و اینک که برجام برباد رفته است و تحریم دوباره باز گشته و قیمت دلار 5 برابر شده چه می گویی؟

باور کنید اگر مملکت 5 سال رئیس جمهور نمی داشت بهتر از این اداره می شد و وضع بهتر از اکنون بود. این همه امتیاز هسته ای دادیم. این همه ریاضت اقتصادی کشیدیم. این همه شهید هسته ای دادیم. در نهایت رسیدیم به برجامی که از اول شکست خورده بود. خنده های ظریف کمکی نکرد. دستورات و خروش جهانگیری هم کاری از پیش نبرد!

آقای روحانی راستی چه خبر از مشکل مسکن؟ چه خبر از مشکل ازدواج و بیکاری و گرانی و ترافیک و آلودگی؟ چه خبر از برجام و تحریم ها. چه خبر از آشتی با جهان؟ چه خبر از پرواز مستقیم تهران نیویورک؟ آقای روحانی چه خبر از پوشک و شیر خشک؟ چه خبر از قیمت گوجه و پراید؟ چه خبر از تورم و دلار و سکه؟ چه خبر از مسکن اجتماعی؟ چه خبر از وزیر برند جهانی آخوندی؟ چه خبر از سفرهای استانی؟ چه خبر از برنامه های صد روزه؟ چه خبر از سایت کارورزی؟ چه خبر از یک میلیون شغل در سال؟ چه خبر از دکتری برادرتان؟ راستی آقای روحانی چه خبر از دیوار تحریم که ترک برداشته بود؟ چه خبر از عزت پاسپورت ایرانی ؟ چه خبر از دیپلمات های بازداشت شده در اروپا؟


ای آنکه مذاکره شعارت / استخر فرح در انتظارت

با شکایت دولت مدعی آزادی بیان چندین طلبه فقط به خاطر اعتراض به فساد و ناکارامدی حاکم بر دولت فعلی، فقط به خاطر یک بیت شعر بازداشت شدند ! آقای روحانی مگر به خدا پناه نبرده بودی از بستن دهان ها ؟ با برخوردهای قضایی، گازانبری و زندانی کردن معترضان و مردم کار به جایی نمی بری. اصلاح طلبان و اعتدال گرایان به پیسی خورده اند. درمدیریت کشور  و اقتصاد درمانده شده اند. آنها به جای خدا به آمریکا پناه بردند. دلار را سه برابر کردند. قیمت ها را دو برابر کردند. سفره مردم را کوچک کردند. آزادی را از مردم گرفتن. شعارهای آنها پوچ و توخالی بود. فساد بر دولت آنها حاکم شد. ناکارامدی آنها اثبات شد. 

در تاریخ خواهند نوشت چند نفر را به علت نوشتن یک بیت شعر که در آن حتی نام یا عنوان کسی نبود زندانی کردند. 

پناه می برم به خدا از بستن دهان ها .

 

دولتی که پوشک را نیز نتوانست مدیریت کند به خاطر نوشتن یک شعر مردم را زندانی می کند.

تهدید رئیس جمهور به ترور!

چه کارهای بدی می کنند بعضیا ! رئیس جمهور رو تهدید به ترور می کنند. خیلی زشته. مشکل کشور اینه؟ 

 
آقای روحانی گفت اگر مجلس با دولت بود کسی جرأت نمی کرد من رو تهدید به ترور کنه.

حالا یادمون نرفته که چند وقت پیش داعش به مجلس حمله کرد. البته ساختمان اداری مجلس. شاید مجلس هم برگرده بگه اگر رئیس جمهور و وزارت اطلاعات کارش رو درست انجام می داد و با مجلس بود داعش جرأت نمی کرد وارد مجلس شده و ده ها نفر رو به شهادت برساند.

حادثه ی حمله داعش به مجلس رو با آن پلاکارد آن طلبه که نوشته بود استخر "فرح" در انتظار توست مقایسه کنید.

 

 

اسختر فرح در انتظار توست . آدم یاد مرگ فرعون می افتد

مرحوم هاشمی از اول انقلاب مسئولیت های بزرگی داشت. او همیشه رئیس بود. اما نفعی به حال مردم نداشت و به انقلاب هم ضربه زد. عدالت رو هم از بین برد. بیشتر به فرزندانش اهمیت می داد تا مردم.

ایشان به تفریح شخصی زیاد اهمیت می داد. در حالی که بسیاری از اقشار از ساده ترین تفریحات هم محروم هستند و بسیاری از کودکان در مناطق محروم به علت عدم دسترسی به استخر در رودخانه ها و سدها غرق می شوند ایشان در استخر درجه یک مخصوص سانس تک نفره داشتند. مسئول حکومت اسلام حق ندارند این گونه زندگی کند و خبری از دردهای مردم نداشته باشد. ایشان در کهن سالی که بسیاری از مردم می گفتند چرا هاشمی نمی میرد ، در حال تفریح فراتر از سن خود جان باخت. ایشان محافظان و نزدیکان و اطرافیان بسیاری داشت هیچ کدام نتوانستند او را از مرگ نجات دهند.

او در حال تفریح جان داد. 250 هزار نفر هم در حال دفاع از کشور خون دادند.

برخی از مسئولان کنونی نیز در اوج گرانی ها عکس سفر به توچال خود را منتشر می کردند.

استخر فرح در انتظار توت. رود نیل فرعون کش در انتظار توست. قبر در انتظار توست. جهنم در انتظار توست.

کسانی که سفره مردم رو نصف کردند به جهنم خواهند رفت دیر یا زود.

شاید در استخر شاهانه باشد. شاید توچال. شاید رخت خواب. شاید تخت بیمارستان. شاید هواپیمای فرست کلاس.

 

دو تابعیتی ها و جاسوس ها

در آمریکا از وقتی ترامپ بر سر کار آمده دادگاه های آمریکا بارها افراد را در بالاترین رده ها به علت بحث ارتباط با روسیه و دخالت روسیه در انتخابات آمریکا محاکمه کرده اند. فقط به خاطر این که فلانی یک دیداری با فلان مقام روس داشته است.

در کشور ما خانواده بسیاری از مقامات سیاسی و اقتصادی رسما ساکن کشورهای متخاصم و دشمن ایران هستند. مانند انگلیس، آمریکا و کاندا. بعضا ساکن استرالیا هستند! بعضا خودشان تابعیت آمریکایی و کانادایی دارند. بعضا بزرگ شده آمریکا و اروپا هستند و یا سال ها ساکن آن کشورها بوده اند. اما انگار این مسائل در کشور ما نه تنها ظن به خیانت را ایجاد نمی کند بلکه نشان دهنده نوعی کلاس و افتخار است!

رئیس بانک ملی این مملکت تابعیت کاندایی داشته است. آیا ننگی از این بالاتر برای کشور؟ دستگاه های امنیتی، قانون گذار و دستگاه قضا چه کاره اند؟ شرم آور نیست و رسوایی از این بالاتر؟

امروز عده ای خائن، وطن فروش و جاسوس و دو تابعیتی که اندک دلبستگی به این کشور ندارند در همه مراکز قدرت نفوذ کرده اند و در بالاترین جایگاه های قرار دارند. عنصری که تابعیت خارجی داشته ، در آن کشور تحصیل کرده، در آنجا زندگی و خدمت می کرده، در پارتی های مختلط شرکت می کرده و عرق خور بوده یک شبه بدون یک روز تجربه کار در ایران معاون معاون رئیس جمهور می شود و حساس ترین اطلاعات جغرافیایی، محیط زیست و آب و منابع طبیعی ایران را به دست می آورد. سپس جاسوسان محیط زیست از زیر دستش بیرون می آیند و بازداشت می شود فردایش راحت از کشور فرار می کند. رسوایی از این بالاتر؟ ننگ از این بالاتر؟ این کشور مانند جنگلی شده که هر کسی می آید و می رود و هر کار دلش می خواهد می کند.

وضعیت اقتصادی کنونی ناشی از تسلط چنین افرادی بر دنیای سیاست و اقتصاد کشور ماست. امروز خائن ها و جاسوسان بسیاری در مراکز قدرت در بالاترین رده ها وجود دارند و هر کار می خواهند می کنند. 

اینها نتیجه تفکرات اصلاح طلبان وطن فروش است. آقای روحانی ! شما خود نیز تحصیل کرده ی رشته ی مسخره ی حقوق اسلامی در یک دانشگاه در انگلیس هستید. حقوق اسلامی از انگلیس! مسخره ترین عبارتی که یک فرد می تواند بشنود. فرزند شما ساکن اتریش است. تمام اطرافیان شما نیز این تیپ افراد هستند. وضعیت کنونی حاصل تفکرات و روش های فشل امثال شماست که دلبستگی به ای کشور ندارید. نگرانی ندارید. شما صاحب ثروت های زیاد هستید. خانواده های شما ساکن کشورهای غربی اند یا بهترین پست و مقام ها را دارند. معلوم است که شما درد مردم را نمی دانید. امروز در بدترین شرایط اقتصادی سکوت کرده اید؟ چه شده؟

خبری آمد که سخنگوی دولت تغییر کرد! واقعا انسان تعجب می کند از این همه تغییر مهم در دولت . مسخره ترین تغییری که مردم می توانستند خبر آن بشنوند. سخنگوی دولت عوض شد! عجب! 

 

بلایی که روحانی بر سر این مردم آورد

همه دیدیم که روحانی و جهانگیری این دو معجزه گر انتخاباتی چگونه زمین خورده اند. درمانده و شکست خورده اند. کسانی که قرار بود صد روزه مشکلات را حل کنند بعد از 5 سال مملکت و وضع مردم را به اینجا رسانده اند. به ثابت نگه داشتن قیمت ارز و کاهش تورم افتخار می کردند. به برداشتن تحریم ها و آشتی و توافق با جهان افتخار می کردند.

روحانی امید به آمریکا بسته بود. کاش اندکی هم دل به جوانان تحصیل کرده می بست. او تحصیل کرده ها و مدیران متدیدن را کنار زد و دوستان و اعضای ستاد انتخاباتی خود را بر سر کار آورد همان کسانی که امروز مملکت را به سوی پرتگاه کشانده اند.

کاش توبه کند. پشیمان شود. کاش امثال جهانگیری، نوبخت، سیف و آخوندی را برکنار کند. توتال هم رفت! آروزهای زنگنه هم رفت. 

زورشان به حقوق کارگران و معلمان می رسد. حقوق مدیران ده ها میلیون است اما از حقوق معلم کم می کنند! دکتری های مملکت بیکارند. دوتابعیتی ها همه کاره. روحانی کسانی را بر ما مسلط ساخت که بزرگ شده و پرورش یافته غربند. دو تابعیتی اند. اشراف زاده و تاجرزاده اند. خائن و جاسوس و دزدند. بی کفایت و حقیرند. روحانی کسانی را بر سرنوشت مردم مسلط ساخت که فرزندان و خانواده آنها خارج نشین اند. بله حتی فرزند خود روحانی نیست 25 سال است که ساکن اتریش است. از دیگران چه انتظار. اینها چه می فهمند درد مردم عادی کشور را. اینها فقط درد ثروتمندان و اشراف و خارج نشین ها را می فهمند.

 

بلایی که روحانی بر سر این مردم آورد

همه دیدیم که روحانی و جهانگیری این دو معجزه گر انتخاباتی چگونه زمین خورده اند. درمانده و شکست خورده اند. کسانی که قرار بود صد روزه مشکلات را حل کنند بعد از 5 سال مملکت و وضع مردم را به اینجا رسانده اند. به ثابت نگه داشتن قیمت ارز و کاهش تورم افتخار می کردند. به برداشتن تحریم ها و آشتی و توافق با جهان افتخار می کردند.

روحانی امید به آمریکا بسته بود. کاش اندکی هم دل به جوانان تحصیل کرده می بست. او تحصیل کرده ها و مدیران متدیدن را کنار زد و دوستان و اعضای ستاد انتخاباتی خود را بر سر کار آورد همان کسانی که امروز مملکت را به سوی پرتگاه کشانده اند.

کاش توبه کند. پشیمان شود. کاش امثال جهانگیری، نوبخت، سیف و آخوندی را برکنار کند. توتال هم رفت! آروزهای زنگنه هم رفت. 

زورشان به حقوق کارگران و معلمان می رسد. حقوق مدیران ده ها میلیون است اما از حقوق معلم کم می کنند! دکتری های مملکت بیکارند. دوتابعیتی ها همه کاره. روحانی کسانی را بر ما مسلط ساخت که بزرگ شده و پرورش یافته غربند. دو تابعیتی اند. اشراف زاده و تاجرزاده اند. خائن و جاسوس و دزدند. بی کفایت و حقیرند. روحانی کسانی را بر سرنوشت مردم مسلط ساخت که فرزندان و خانواده آنها خارج نشین اند. بله حتی فرزند خود روحانی نیست 25 سال است که ساکن اتریش است. از دیگران چه انتظار. اینها چه می فهمند درد مردم عادی کشور را. اینها فقط درد ثروتمندان و اشراف و خارج نشین ها را می فهمند.

 

در مورد حجاب

ین قدر شریعت اسلام رو کنار گذاشتن و ما نیز امر به معروف و نهی از منکر واقعی و به روش درست رو فراموش کردیم که دین ستیزان گستاخ شدند و هر روز یکی از احکام اسلام رو زیر سوال بردند و کنار گذاشتن. کاری با تندروی های اصلاح طلبان در اوایل انقلاب ندارم که امروز بی اعتقاد ترین افراد همین تندروهای آن زمان هستند. روزی می گفتیم حجاب وضعش داره بدتر می شه کاری کنید امروز می گویند حجاب باید از این هم بدتر باشه و مشکلی نداره. ماهواره و فیلم ها از هر سو دارن علیه دین تبلیغات می کنند ما هم برای گرفتن رأی همون حرف اونا رو می زنیم. طرف اندازه تایر پرادو عمامه رو سرش گذاشته با مال امام صاحب همه چیز شده امروز برای از بین بردن حجاب تلاش می کنه چون فکر می کنه به این روش رأی بیشتری می آره . در مدارس چیزی در مورد حجاب آموزش داده نمی شه. حجاب البته مرحله اول است. از آن بالاتر عفاف است.

الگوهای جامعه بازیگران و خواننده ها شدند که به کل از داشتن خانواده بی بهره اند. عمدتا افراد بی اعتقاد و کم عقل و فاقد علم و آگاهی اند. اما همین ها توسط رسانه ها، سیاسیون و صدا و سیما تبدیل به بت ها و خدایان و الگو های مردم شده اند و عملا و با سخنان خود همواره شریعت اسلام را تمسخر می کنند و زیر سوال می برند. عده ای روشکفرنما هم برای از دست ندادن محبوبیت از گفتن سخن حق و شریعت واقعی اسلام می ترسند و صلاح می بینند به نفع برخی از اقشار بی اعتقاد و کم اعتقاد سخن بگویند.

رئیس جمهوری که یک روحانی است، مال امام خورده که تبلیغ اسلام کند، وارد کار اجرایی شده، سیاست باز شده، به جای تبلیغ فرهنگ اسلام و عفا و حیا و حجاب و پوشش مناسب برای مرد و زن ، خود عامل تحریک برای بدحجابی، بی عفتی، بی حیایی و دین گریزی شده است.

از دیگران چه انتظار است؟ کسانی که هم نان اینان را خورده اند وظیفه دارند از آنها حمایت کنند.
اما خدا را شکر که ما نان حرام اینها را نخورده ایم پس به خواست خدا از فرهنگی که محمد (ص) به ما آموخته حمایت می کنیم و به جای کشاندن مردم به سمت بی حجابی و بی عفتی و فحشا و به جای تلاش برای از بین بردن مفهوم خانواده به نفع آن سخن می گوییم. اما مانند اصلاح طلبان اول انقلاب هم کسی نیستیم که موی کسی را قیچی کنیم یا مانند روحانی اول انقلاب نیستیم که دستور دهد دژبان زنان بدحجاب را راه ندهد.

ناکارامدی و بی کفایتی دولت روحانی و جناح اصلاح طلبان

در اداره ی کشور درمانده شده اند. قیمت دلار مثل زمان احمدی نژاد افزایش یافت. آلودگی هوا بی سابقه شد. هواپیماها سقوط کردند. قطارها تصادف کردند. نفت کش ها غرف شدند. چاه های نفت، پالایشگاه ها و پتروشیمی ها آتش گرفت. امنیت از بین رفت . اعتراضات و اغتشاشات ایجاد شد. تحریم ها لغو نشد، تحریم های جدید اعمال شد. همه چیز گران شد. کارخانه ها تعطیل، بیکاران زیاد. اختلاس و دو تابعیتی و جاسوس زیاد. حقوق های نجومی فراگیر شد.

 

برای فرار از پاسخگویی و دور کردن اذهان، دولتیان و وکیل الدوله ها و رسانه های آنها با بحث های جنجالی مانند  انتقاد از امامان ، قوه ی قضائیه، خودکشی یک جاسوس، حجاب، ورود زنان به ورزشگاه های مردانه و مانند اینها را مطرح می کنند. می خواهند ذهن مردم را از وعده های پوشالی و توخالی دور کنند. می خواهند مردم از قیمت تخم مرغ و دلار و بیکاری و آلودگی و ترافیک و پراید سخن نگویند. می خواهند مردم نگویند راستی آن دو تابعیتی وزارت نفت که 100 میلیارد اختلاس کرد و فرار کرد زیر نظر چه کسی کار می کرد. چرا نفت کش غرق شد چرا هواپیما سقوط کرد چرا آلودگی زیاد شد. چرا بیکاری افزایش یافت کارخانه ها تعطیل شد. چرا حقوق های نجومی گرفتید. چرا مؤسسات غیر مجاز مالی و اعتباری زیاد شد. چرا از دولت شما جاسوس است که بیرون می آید. چرا دو تابعتی هستید. چرا فرزندان و خانواده شما ساکن خارج اند. چرا دریاچه ارومیه خشک شد. چرا تحریم ها برداشته نشد. چرا هسته ای تعطیل شد. 

 

نقش روحانی و دولت فاسد در اغتشاشات

ظلم های دولت فاسد و ظالم است که عامل اصلی اغتشاشات اخیر است. دولتی که هنری جز افزایش قیمت ها ندارد. دولت تصمیم دارد هزمان با افزایش 50 درصدی قیمت بنزین هزینه آب و برق و گاز و ... را نیز افزایش دهد. مالیات ها را افزایش دهد. یارانه ناچیز 30 میلیون نفر را ظالمانه قطع کند. دولت کاری برای مال باختگان مؤسسات مالی، کاهش بیکاری و فشار بر طبقات محروم نکرد. گستاخی دولت در ظلم به طبقات محروم است که بستر لازم برای اغتشاشات اخیر را فراهم ساخته است. 

هر چند ما آشوب و اغتشاش را محکوم می کنیم و می دانیم این ناآرامی ها به زودی تمام خواهد شد اما این به معنای نادیده گرفتن فساد حاکم بر دولت روحانی نیست.

شعار علیه روحانی در روز قدس و نامه ی بی سلام هاشمی

هاشمی در نامه ی بی سلام سال 88 خود خواستار برخورد با احمدی نژاد می شود و می نویسد:
"با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم."

شایسته است آقای روحانی حداقل بخشی از این نامه بی سلام را بخوانند چون شامل حال ایشان می شود. ایشان که با تهمت های خود اشخاص، رقبای انتخاباتی و ارکان نظام را زیر سوال برده به آن ها می تازد مخاطب همین نامه است.
و نمونه آتش فشان های سوزان همین اعتراض و شعارهای بخش کوچکی از مردم در راهپیمایی روز قدس است.

درباره شعار علیه روحانی در روز قدس

تیتر همه ی روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلبان و دولتیان به این شعارهای یک عده ی محدود که یک ده هزارم مردم هم نمی شوند اختصاص پیدار کرد. نهایت سوء استفاده خود رو کردند. مظلوم نمایی کردند در حالی که در فتنه 88 از شعار های نه غزه و نه لبنان و خراب کاری و آتش زدن اموال عمومی خوشحال بودند و سکوت کرده بودند. چرا همین روزنامه ها و اشخاص در برابر اهانت های مکرر به احمدی نژاد سکوت کرده بودند؟ یا اهانت به رهبر و دیگر اشخاص نظام در فتنه 88 و بعد از آن. همچنین استفاده از عبارت خودسر برای این افراد جای این سوال را دارد که مگر قرار است مردم همه از کسی دستور بگیرند؟ مگر برای اعتراض باید منتظر فرمان کسی باشند؟ آیا مردم حامی اصلاح طلبان و روحانی برای شورش و فتنه منتظر دستور سران فتنه و روحانی و ... هستند؟


وقتی رئیس جمهور در روز قدس از توئیتر پیام ارسال کند در حد سخنان ضد انقلاب و به نهاد های انقلاب بتازد و حمله کند آیا عجیب است که یک تعداد از مردم شعاری علیه روحانی بدهند؟ مگر قرار بوده کسی انتقاد نکنه؟
اصلاح طلبان به جای سوء استفاده بیایند و روحانی را توجیه کنند که کمتر به نهاد های نظام بتازد و کمتر به منتقدان توهین کند. کمتر دنبال بزرگ نمایی اتفاقات این چنین باشند.


همچنین برخورد گاز انبری، پلیسی، امنیتی، قضایی با معترضان و شعار دهندگان کار درستی نیست. زندانی کردن کسی فقط به جرم یک شعار کار درستی نیست. وزارت کشور و اطلاعات بهتره فعلا حواسشون به سایه ی جنگ داعشی ها باشه جلوی قاچاق دولتیان و دختران آنها رو بگیرن.

 

من یک سرهنگ نیستم اما بودم

پیشنهاد الیاس نادران به روحانی

آرای حرام و بیانیه های انتخاباتی وزارت کشور

چند نکته در پاسخ به بیانیه های وزارت کشور در مورد انتخابات:

1-من در یکی از حوزه ها از عوامل اجرایی بودم. خود شاهد بودم که به علت مدیریت فوق ضعیف فرمانداری رأی گیری با یک ساعت تغییر آغاز شد. همچنین در سیستم الکترونیکی شناسایی هویت ایرادی وجود داشت که باعث کندی کار می شد. در شعبه ما تا ساعت 12 شب رأی گیری صورت گرفت. اما در ساعت دوازده اعلام کردند دیگر نباید رأی گیری صورت گیرد و حدود 50 نفر بدون رأی دادن به خانه ی خود رفتند. حتی از عوامل اجرایی صندوق 5-6 نفر فرصت نکردند تا رأی دهند. این یک نقیصه ی آشکار است که در اکثر شعبات رأی گیری رخ داده و مسئول آن وزارت کشور و به علت مدیریت ضعیف آنهاست.


2-این آقایان که هر روز بیانیه ای صادر می کنند در 88 کجا بودند؟ وقتی امثال خاتمی که هر روز آقای وروحانی از ایشان تعریف و تمجید می کند نظام را به تقلب متهم می کردند. شورای نگهبان، وزارت کشور، دولت، سپاه و حتی رهبری را متهم می کردند. اینها که آن زمان خوشحال بودند یا سکوت کرده بودند و امروز از مدعیان تقلب آن زمان تمام قد دفاع می کنند از یک اعتراض ساده مسالمت آمیز قانونی دیگران در دوره ی خود بر آشفته نشوند. در تاریخ خواهند نوشت که دولت روحانی رأی 4 میلیون نفر را از بین برد. 4 میلیون نفر را از رأی دادن محروم کرد. این اشکال اکثرًا در مناطقی بود که مردم آنجا بیشتر حامی رئیسی بودند. این 4 میلیون می توانستند نتیجه انتخابات را طوری عوض کنند که انتخابات به دور دوم کشیده شود. البته وزیر کشور از اول تصمیم داشت تا انتخابات به دور دوم کشیده نشود و اعلام هم کرده بود. گویا علم غیب داشت. و معلوم نیست چرا جرأت اعلام آمار تفکیکی را ندارند.


3-منظور از آرای حلال آرایی است که با راست گویی به دست آیند. آرای حرام آرایی است که با دادن وام های ده میلیونی به دهداران، وعده های دروغ، مردم فریبی، دروغ گویی، افترا و تهمت زدن، ارسال پیامک پرداخت مجدد یارانه به افرادی که یارانه آنها قطع شده بود، اعلام مشاهده سهام عدالت در سایت در آستانه انتخابات، پرداخت حقوق یک هفته زود تر از پایان ماه به کارمندان بر خلاف چهار سال گذشته، فیلتر کردن سایت کارانه قالیباف و راه اندازی سایت نمایشی کاروزی روحانی در آستانه انتخابات، سوء استفاده گسترده از امکانات دولتی و بیت المال برای تبلیغات روحانی و تخریب رقبا، رقیب هراسی افراطی، تراسندن ملت از جنگ خیالی، افتتاح های چندباره و نمایشی در آستانه انتخابات، وارد کردن یک نامزد پوششی با دروغ گویی و فریب کاری، در حالی که اوایل رسما اعلام می کرد تا آخر خواهد بود و پوششی نیست اما در آخر کنار رفت، ورود مدیران اجرایی و کابینه به انتخابات، تهدید و تطمیع مدیران مدارس برای همکاری با ستادهای روحانی، اختلاط و فساد در ستاد ها و مراسمات روحانی و مانند اینها به دست می آید.

زنده باد کسی که نخواست با عوام فریبی و دروغ گویی رئسی جمهور شود

شعار مرگ زمانی نخواهیم داد که نجومی بگیری نداشته باشیم. اختلاس گری نداشته باشیم. غارت گر بیت المال نداشته باشیم. 

جمشید مشایخی  و روحانی

آقای #مشایخی !
آیا اکنون آن 30 میلیون نفری که به روحانی رأی نداده اند چون روحانی پیروز شده است باید کشور را ترک کنند؟ این چه حرفی است شما می زنید. مگر مردم باید به سازی که بازیگران می زنند برقصند.

انتقاد دارویش سجادی به بی اخلاقی های روحانی در انتخابات

به گزارش مشرق، این مطلب را داریوش سجادی همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب و مشاور مهدی کروبی نوشت. او می‌نویسد:
این کمال بی‌آزرمی است که در ایام رقابت‌های انتخابات، سفید چشمی کنید و به ثمن بخس همه محکمات و مسلمات و مفاخر و مواضع قابل افتخار و استناد انقلاب و نظام را برای مانائی در قدرت و رای ربایی به لجن بکشید و در فردای پیروزی، با نگاه مستقیم به دوربین تلویزیون، مخاطب خود را سفیه انگاشته و از موضع قلندرانه تواضع‌فروشی فرمائید!

خلعت این تواضع و کسوت آن مقام با چنان ترفند و چنین فرآیندی بر قامت ناراست‌تان زار می‌زند این کمال بی‌آزرمی است که در پروای شکست در انتخابات و در شهوت نشست بر کرسی صدارت اصول فروشانه آرای خود را از بازار سیاه سیاست ابتیاع فرمائید.

ادامه نوشته

وصیت امام به سپاه و بسیج و سخنان روحانی و نقویان

در مورد وصیت امام :
بسیج زمانی که از هاشمی حمایت می کرد خدای اینها بود. اما از زمانی که بر اساس وصیت امام با فاسدان و نا اهلان مقابله کرد از سپاه و بسیج نالان شدند. روحانی سپاهی را می خواهد که به فرمان او 16 میلیون نفر منتقد را در نماز جمعه اعدام کند. بسیجی را می خواهد که نوکری او را کنند. چاپلوسی او را کنند. اما این امکان ندارد. امام می گفت آمریکا شیطان بزرگ است . روحانی بارها از آمریکا تعریف کرد و به دنبال آشتی با آمریکا بود که البته خوار و حقیر شد و به وسیله ی همان آمریکایی که به او پناه برده شده بود به ترورسیم متهم شد. به جنگ تهدید شد. نماینده اش در سازمان ملل را به آمریکا راه ندادند. آدم هایش را تحریم کردند. به دشمن بیشترین سلاح را فروختند. بله سپاه و بسیج به وصیت امام گوش ندادند. چون امام گفته بود نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان بیفتد. به دست لیبرال ها بیفتد. امروز انقلاب پابرهنگان به دست روحانی افتاده است خانه اش 40 میلیارد قیمت دارد. وزرای او ثروت های هزار میلیاردی دارند. و با ثروت خود هر چه می خواهند می کنند. از خرید بازیگر گرفته تا خرید روزنامه نگار.

حمله به سفارت عربستان !

در مورد بهانه قرار دادن حمله به سفارت عربستان که روحانی و جهانگیری در مناظره مطرح می کردند:

اگر حمله به سفارت کار سفیهان باشد پس خانم ابتکار از همه سفیه تر است که به سفارت آمریکا حمله کرد. کسی سفیه است که کشتار 500 حاجی ایرانی در منا را نادیده بگیرد. تجاوز به دو نوجوان ایرانی را نادیده بگیرد. اعدام بزرگان شیعه در عربستان را نادیده بگیرد. و خیال کند مشکل عربستان با مذاکره حل می شود. رابطه ی ایران و عربستان بسیار قبل تر از ماجرای اعتراض یک عده در مقابل سفارت عربستان، شکر آب شده بود. سخنان تندی بین روحانی و ظریف و شاه زادگان عربستان رد و بدل شده بود. حتی رابطه آنها با هاشمی هم خراب شده بود! اینها ربطی به سفارت ندارند. قبل از آن منا رخ داده بود. قبل از آن به نوجوان ایرانی تجاوز کرده بودند. قبل از آن به داعش کمک می کردند. قبل از آن ایران را بارها تهدید می کردند. قبل از آن با اسرائیل هم پیمان شده بودند. قبل از آن به یمن حمله کرده بودند. روحانی اگر می توانست رابطه ی بین ایران و سعودی را درست کند قبل از این ماجرا درست می کرد و به اندازه کافی وقت داشت. رابطه بین الملل این گونه نیست که با شکستن چند شیشه در سفارت توسط عده ای معترض خراب شود. شاید اگر دولت روحانی حق کشته های منا را می گرفت، خانواده آنها و یا دیگران این گونه اعتراض نمی کردند. البته به جای سفارت بهتر بود به نهاد ریاست جمهوری حمله کنند. به یاد روزهایی که این سفیهان می گفتند تقلب شده و کل شهر رو به آتش کشیده بودند و این باعث شد دشمن جری شده و تحریم ها را اعمال کند. در واقع عامل تحریم ها همین روحانی و خاتمی و هاشمی بودند. البته خوب کاسبی تحریم کردند. در زمان تحریم با صرافی صفدر حسینی و برادر روحانی هزاران میلیارد به جیب زدند و مدتی بعد با همین تحریم ها رئیس جمهور شدند. اگر عربستان دنبال آشتی و مذاکره بود باید همان زمان که روحانی پیروز شد، دوست می شدند. منتظر چند سال بعد نمی ماندند. اگر عربستان دنبال مذاکره بود با شیشه سفارت مذاکره را رها نمی کرد. حمله به سفارت در جهان معمول است. بارها در کشورهای دیگر به سفارت ایران و بسیاری از سفارت های کشورهای دیگر حمله شده و خساراتی وارد شده. اینها اعتراضات مردمی است و طبیعی است. همین چند روز پیش در جریان انتخابات ضد انقلاب در اروپا به سفارت ایران جمله کردن و رنگ پاشیدند و خسارت هایی وارد کردند. آیا دولت ما آن کشور اروپایی را محکوم کرد؟ یا دولت آن کشور حمله کنندگان را بازداشت و محاکمه کرد؟ در حالی که حمله کنندگان اعضای گروهک منافقین بودند که روحانی ریاکارانه و برای عوام فریبی از اعدام آنها در اوایل انقلاب که به دستور امام و توسط دوستان و همفکران خود روحانی اعدام شدند نالان بود. دولت است که وظیفه دارد از سفارت دفاع کند. از بی عرضگی خودشان است که در برابر اعدام شیخ نمر و کشتار حاجیان سکوت کردند و موجب فوران آتش فشان هایی شدند که از سینه های سوزان تغذیه می شد و نتوانستند مدیریت کنند. بعد از آن اتفاق روحانی آن حرکت را به شدت محکوم کرد و دستور بازداشت گازانبری آنها و لوله کردن آنها را صادر کرد. آنها همه بازداشت و محاکمه و محکوم شدند. فقط ماند که در نماز جمعه دار بزنند یا تحویل عربستان بدهند که گردن بزنند. روحانی هم عذرخواهی کرد. اما قبل از آن عربستان سفیر ایران در لبنان را در منا کشته بود! حقارت از این بیشتر می شود؟ اگر عربستان عقل داشت و دنبال مذاکره بود قطعا با شکستن چند شیشه و در شرایطی که گفته شد و روحانی محکوم کرد و اینها را محاکمه کردند مذاکره را ول نمی کرد. پیشنهاد می کنم مدافعان حرم نیز از سوریه برگردند. چرا جان خود را به خطر انداخته اند؟! برگردند و اجازه دهند ظریف برود و لبخندی بزند و با داعش و عربستان و آمریکا مذاکره کرده مشکل را در یک شب حل کند.

خدایا به سفیهان نجومی بگیر یک جو عقل عنایت فرما و آنها را از بیشعوری نجات ده.

در مورد شهربانو امانی عضو جدید شورای شهر تهران !

در مورد قائله ی 25 بهمن 89 :
اكبر هاشمي رفسنجاني نيز بعد از مدتها زبان به سخن گشود و گفت:
"باید همه اقشار جامعه به قانون احترام بگذارند و هر اقدامی که با قانون مطابقت نداشته باشد ضربه‌زننده به مملکت و خود انسان و به فتوای امام راحل(ره) حرام است ...ما باید با درایت و وحدت کامل در برابر توطئه‌های قدرت‌های بیگانه متحد باشیم."
" در تمام دوران پس از انقلاب اسلامی، همواره مورد هجوم امواج منفی رسانه های استکباری قرار داشته ایم چرا که آنان با انقلاب، اسلام و ملت ایران که منافع استعماری آنان را به خطر انداختند، مسئله دارند.
علي اكبر #ناطق_نوری نيز گفت: "اقدام عده ای در ایجاد فتنه و تخریب در روز 25 بهمن غیرقانونی ، غیرشرعی و شرم آور بوده و به شدت محکوم است."
وي افزود: "قوه قضائیه باید براساس قانون و عدالت اسلامی با مسببان این حادثه شرم آور و ضد انقلابی برخورد قاطع کند. این عده متاسفانه در حساس ترین شرایط منطقه خاورمیانه ، روز 25 بهمن دست به کاری ضدانقلابی زدند و خوراک تبلیغاتی برای دشمنان اسلام و انقلاب فراهم کردند اما دشمنان بدانند که ملت ما مثل 32 سال اخیر پای انقلاب ، اسلام ، ارمانهای امام ، رهبری و ولایت فقیه ایستاده است و همگان سخن امام را فراموش نمی کنند که می گفت اگر می خواهید کشورتان اسیب نبیند دست از ولایت فقیه برندارید."

و در نهايت حسن #روحاني در واكنش به افتضاح سران فتنه در اين روز اعلام داشت: "حرکت 25 بهمن گروهي فريب خورده کاملاً محکوم است و قوه قضاييه بايد براساس وظايف ذاتي خود نسبت به اين حرکت ضدانقلابي اقدام کند."
وي افزود: "حرکت ضداسلامي و ضد ملي 25 بهمن از يک سو مي خواست فرياد قاطعانه ملت ايران در روز 22 بهمن را تحت الشعاع قرار داد و از سوي ديگر وسيله اي براي انحراف افکار مردم منطقه از دشمنان اصلي يعني آمريکا و رژيم صهيونيستي و شکست اخير آنان گردد."

اما لازم است بدانیم که نفر چهارم لیست امید که وارد شورای شهر تهران شد خانمی به اسم شهربانو امانی است که از بازداشتی های فتنه ی 25 بهمن 90 است! همان فتنه ای که روحانی خواست قوه ی قضائیه با مسببان آن برخورد کند و آن را حرکت ضد انقلابی گروهی فریب خورده نامید. یعنی همین خانم جز این عده ی ضد انقلاب و فریب خورده است که باید دستگاه قضا او را بازداشت و محاکمه می کرد.
اما او اینک با حمایت دولت وارد شورای شهر تهران شد.

خطاب به باران کوثری و شهاب حسینی و مانند این ها

در این روزها می شنویم که برخی از بازیگران که همیشه ادعا می کنند کاری با سیاست ندارند در سیاست ورود کرده و اعلام حمایت از روحانی می کنند.

من به بازیگرانی مانند باران کوثری و شهاب حسینی می گویم :

شما از مردم عادی جامعه نیستید. شما از قشر مرفه جامعه هستید که از قضا از بیت المال مردم نان خورده اید. شما در این دولت درآمد خوبی داشته اید. حمایت هایی از شما کرده اند. در واقع حق هزاران فقیر را یک جیب به حساب شما واریز کرده اند. شما زندگی خوبی دارید. ماشین خوب دارید. خانه ی خوبی در بهترین جای شهر دارید. امکانات خوبی دارید. باید هم طرفدار روحانی باشید. شما نان و نمک روحانی و هاشمی و خاتمی را خورده اید. البته این نان و نمک از جیب مردم بوده است. 

در این جامعه صدها هزار تحصیل کرده نخبه وجود دارند که جوانی خود رو صرف علم و مهندسی کرده اند اما حالا بیکارند. آنها به خاک سیاه نشسته اند و بدترین وضع اقتصادی را دارند. اما شما بازیگران که من به شما ادا در آور می گویم به علت عوام بودن جامعه بهترین زندگی را دارید. شما اکثرا شاگرد آخرهای کلاس هستید که به لطف چهره ی زیبای خود (خدادادی یا عمل کرده) خوب نان می خورید. شما چیزی از دردهای مردم عادی نفهمیده اید. شما نماینده مردم نیستید. مردم ننشسته اند که شما برای آنها تعیین تکلیف کنید. شما نماینده اقشار مرفه بی درد شمال تهران هستید. البته ما اندک اعتقادی هم در بین شما سراغ نداریم. شما به اعتقادات مردم و دین مردم هم ارزشی قائل نیستید. می دانم شما دست پرورده هاشمی و روحانی و خاتمی هستید. شما سال ها نان  و نمک اینها را خورده اید. تریبون ها دست شماست. صدای شما بلند است. اما صدای مردم عادی خاموش است. شما حامی دولتی هستید که مدیرانش نجومی بیگران فاسد اند. وزرایش هزار میلیاردر های قاچاق چی و دلال و تاجر هستند. شما حامی دولتی هستید که معدنچیان و مسافران قطار را به کشتن داد. سرنوشت ملت را به دست ترامپ سپرد. خون شهدای منا 

اما ما تنها یک امید داریم. امید ما این است که یک هفته دیگر روحانی لوله شود. همان گونه که 4 سال مردم را لوله کرد و به امثال بازیگران و دیگر اقشار مرفه خوراند. روحانی مردم را لوله کرد. و جمع مردم روحانی را لوله خواهند کرد. امیدوارم بتوانید این رأی مردم را بپذیرید و باز دیوانه بازی در نیاورید. البته نمی توانید. چون این بار مجری از خودتان است و چاقو دسته ی خود را نمی تواند ببرد . 

خداحافظ روحانی . سلام بر رئیسی

روحانی به سیم آخر زده بود. معلوم نبود چی می گه. مثل کروبی قاطی کرده بود. دستش می لرزید. درست مثل 4 سال قبل به این و آن می پرید. همه به رئیسی پرید هم قالیباف. دفعه قبل گاز انبری می گفت این دفعه لوله کردن ! به رئیسی هم چیزی پیدا نکرد می گفت چرا دادستان بودی !

کاسب تحریم وزیر آموزش و پرورش است. گویا اینا عجله داشتن با خیانت به کشور مسیر واردات رو هموار کنند .

 هاشمی منفور بوده و هست. عالی جناب سرخ پوش! اصلاح طلبان چه ظلم ها کردن به این عالی جناب سرخ پوش که در استخر شاهانه جان باخت. الان پسرش اومده شهر تهران رو بچاپه.

 

 یک معلم مملکت می گه 4 ماهه که گوجه فرنگی و کره نتونستم بخرم!
روحانی رئیس جمهور کشور نبود. رئیس جمهور شمال تهران بود.

خانه نشین شدن خاتمی یا احمدی نژاد !

آقای روحانی . برای ما سخنان خاتمی یا هاشمی نان نمی شود. ما کار می خواهیم. درآمد می خواهیم. چطور وقتی درآمد مدیر شما 60 میلیون می شود و هزینه نهاد ریاست جمهوری 4 برابر می شود این منبعش تأمین است اما وقتی قراره حق مردم داده باشه نمی شه؟ پدرم در دوره شما بیکار شد. خودم هم با فوق لیسانس حقوقی می گیرم که برای خرید گوجه فرنگی هم مشکل دارم. شغلم هم شغلی است که با دیپلم همی می توانستم . در همه جای جهان به دانشجوی دکتری حقوق می دهند تا فقط تحقیق کند. اما ما 4 سال دکتری را با بدبختی خوانده ام بدون ریالی کمک از دانشگاه. 16 آذر می خوام چیکار؟ که علی مطهری برایم سخنرانی کنه؟ این چه دردی از من دوام می کنه.
روحانی رقیب خود رو به احمدی نژاد مربوط می کنه. همه می دونن که قالیباف و رئیس هر دو منتقد احمدی نژاد هستند و هیچ ارتباطی با احمدی نژاد ندارند.
اما احمدی نژاد منتخب مردم بود. اگر خاتمی خوب است هاشمی خوب بود چرا احمدی نژاد نباشد؟ چرا به رأی مردم احترام نمی گذارند؟ چه کسانی در دوره احمدی نژاد با شورش و خیانت نگذاشتند کار کند؟ چه کسی به اندازه احمدی نژاد برای مردم خانه ساخت.
می گوید چرا خاتمی رو خانه نشین کردید. خاتمی که اصلا انتخابات رو قبول ندارد. نظام رو تقلب متهم می کند. پس شما با تقلب روی کار آمدید. با تقلب احمدی نژاد. خاتمی در 88 مردم رو دعوت به شورش های خیابانی کرد. شما رئیس امنیت ملی هستید شما خود عامل حصر و محدودیت هستید. پس فرافکنی و عوام فریبی نکنید.
می گویید چرا بزرگان رو خانه نشین کردید!؟ خب ! احمدی نژاد هم رد صلاحیت شد. و ممنوع التصویر است. سال هاست که صدا و سیما یک سخنرانی یا عکس او رو پخش نکرده. پس چرا در این مورد چیزی نمی گویید . چرا این قدر انحصار طلب هستید و فقط خودتان را قبول دارید. اگر مردم به شما رأی دهند کار خوبی کردند اگر رأی ندادند اشتباه کردند؟ احمدی نژاد 24 میلیون رأی داشت. احمدی نژاد در انتخابات هاشمی رو شکست داد. اینا مردم نبودند؟ اون انتخابات رو خود خاتمی اجرا کرد. پس شما انحصار طلب هستید و می خواهید قدرت رو قبضه کنید. اما 11 روز دیگر دوران دیکتاتوری شما تمام می شود و نجومی بگیران باید با قدرت خداحافظی کنند.

به عنوان دانشجوی سال آخر دکتری فیزیک می گویم 16 آذر مال خودتان. علی مطهری و سخنرانی هایش مال خودتان. آزادی مال خودتان. دانشجو اول حمایت از تحقیق می خواهد. دانشجو در اولیه ترین نیازهایش مانده است. در خوابگاه و غذا! در هزینه های تحصیل. به فکر آینده و بیکاری است.