همه دیدیم که روحانی و جهانگیری این دو معجزه گر انتخاباتی چگونه زمین خورده اند. درمانده و شکست خورده اند. کسانی که قرار بود صد روزه مشکلات را حل کنند بعد از 5 سال مملکت و وضع مردم را به اینجا رسانده اند. به ثابت نگه داشتن قیمت ارز و کاهش تورم افتخار می کردند. به برداشتن تحریم ها و آشتی و توافق با جهان افتخار می کردند.

روحانی امید به آمریکا بسته بود. کاش اندکی هم دل به جوانان تحصیل کرده می بست. او تحصیل کرده ها و مدیران متدیدن را کنار زد و دوستان و اعضای ستاد انتخاباتی خود را بر سر کار آورد همان کسانی که امروز مملکت را به سوی پرتگاه کشانده اند.

کاش توبه کند. پشیمان شود. کاش امثال جهانگیری، نوبخت، سیف و آخوندی را برکنار کند. توتال هم رفت! آروزهای زنگنه هم رفت. 

زورشان به حقوق کارگران و معلمان می رسد. حقوق مدیران ده ها میلیون است اما از حقوق معلم کم می کنند! دکتری های مملکت بیکارند. دوتابعیتی ها همه کاره. روحانی کسانی را بر ما مسلط ساخت که بزرگ شده و پرورش یافته غربند. دو تابعیتی اند. اشراف زاده و تاجرزاده اند. خائن و جاسوس و دزدند. بی کفایت و حقیرند. روحانی کسانی را بر سرنوشت مردم مسلط ساخت که فرزندان و خانواده آنها خارج نشین اند. بله حتی فرزند خود روحانی نیست 25 سال است که ساکن اتریش است. از دیگران چه انتظار. اینها چه می فهمند درد مردم عادی کشور را. اینها فقط درد ثروتمندان و اشراف و خارج نشین ها را می فهمند.