توسعه اقتصادی و عدالت از نظر رهبر انقلاب

 

امروز روى رشد و توسعه‌ى اقتصادى بحث مى‌شود؛ اما مسأله‌ى ما در كشور، فقط رشد اقتصادى نيست. به طريق اولى، رونق اقتصادى هم نيست؛ چون ممكن است در جامعه، رونق اقتصادى باشد، اما رشد واقعى نباشد. اما حتى رشد اقتصادى هم، در جامعه ما هدف اصلى نيست. رشد اقتصادى، جزئى از هدف ماست و آن جزء ديگر عبارت است از عدالت. شما روشنتر از عدالت، در مفاهيم اسلامى و شيعى، چه چيز پيدا مى‌كنيد؟ شما كه منتظر امام زمان عليه‌الصلاة والسلام هستيد، براى چه چيز انتظار آن بزرگوار را مى‌كشيد؟ مگر نمى‌گوييد «يملأ الله الارض به قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»؟ مگر نمى‌گوييد كه امام زمان بيايد تا دنيا را پر از قسط و عدل كند؟ پس، مسأله، مسأله‌ى قسط و عدل است؛ مسأله‌ى عدالت است و اين چيزى نيست كه بشود از آن گذشت.
هر برنامه‌ى اقتصادى، وقتى معتبر است كه يا خودش و يا در مجموع برنامه‌ها، ما را به هدف عدالت نزديك كند. والا اگر ما را از عدالت اجتماعى دور كند فرض هم بكنيم كه به رشد اقتصادى منتهى شود كافى نيست.

-مقام معظم رهبري در ديدار در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، 1372

از اول انقلاب تا فتنه موسوی

دوران انقلاب و جنگ :

کشور ما از اول انقلاب تا شروع جنگ درگیر مسائل مربوط به انقلاب بود. از شروع جنگ تحمیلی تا پایان آن  هشت سال هم درگیر دفاع از کشور بود.

دوران هاشمی :

اما بعد از پایان جنگ دوران ریاست جمهوری هاشمی شروع شده بود و قرار بود دوران سازندگی باشد. اما در دوران هاشمی اطرافیان و خاندان او شروع به نفوذ در شاهرگ های اقتصادی کشور نمودند و به بهانه سازندگی خود پروژه های اقتصادی را در دست گرفته و به اموال خود افزودند و سوار بر چرخ توسعه ای شدند که مستضعفین و ارزشهای انقلاب را  زیر خود له کرد. در مجموع دوران هاشمی دوران لیبرالیزم اقتصادی و بی عدالتی بود و مردم از نظام ناراضی شدند. در دوران هاشمی پیشرفت اقتصادی مهمی اتفاق نیفتاد و تورم به ۵۰ درصد رسید. در واقع تنها خاندان  و نزدیکان هاشمی مانند کارگزاران  از نظر اقتصادی پیشرفت نمودند. 

انتخابات دو خرداد :

هاشمی هنگامی که مشاهده کرد مردم از او و جریان و گفتمان او ناراضی هستند تصمیم گرفت با به صحنه آوردن وزیر سابق خود خاتمی و طرح شعارهایی مانند آزادی دوباره به نفوذ و قدرت خود در حاکمیت ادامه دهد و به تدریج تنها مانع نقشه هایش یعنی رهبری را نیز کنار بزند. البته در این زمان رهبری با گفتن جمله هیچ کس برای من هاشمی نمی شود مکر او را خنثی نمود وبین هاشمی و خاتمی جدایی افکند.

دوران خاتمی :

در دوران خاتمی نیز سخنی از اقتصاد و اشتغال نبود و هشت سال از گفتو گوی تمدن ها و آزادی و معصوم نبودن امام حرف زده می شد و کشور درگیر مسائل سیاسی مانند ۱۸ تیر و استعفای نمایندان بود. در این دوران فضای کشور ملتهب بود دولت به فکر اشتغال نبود و  با لوایح دو قولو به دنبال افزایش قدرت و اقتدار خود بود. در جریان ۱۸ تیر نیز به دنبال گرفتن بیت رهبری بودند. در این دوران به مقدسات توهین شد و بودجه مملکت صرف طرح های بر اندازانه می شد. مردم از اصلاحات نیز رویگردان شدند و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نهم و مجلس این را نشان می داد.

 به همین دلیل است که امروزه ارزش های انقلاب کم رنگ شده اند و جوانان بی کار همه جا را گرفته اند.

البته بعضی پیشرفت های مهم کشور و رویش جوانان انقلابی جدید را نمی توان نادیده گرفت اما ظریفیت انقلاب بسیار بیشتر از این بود. ولی هاشمی و خاتمی مسیر انقلاب و آرمان های امام و مردم را منحرف نمودند.

دوران احمدی نژاد :

در دوران احمدی نژاد ارزش ها ی انقلاب دوباره مطرح شدند و سخن از عدالت و تحول اقتصادی بود اما قدرتمندان دیروز  از بین رفتن نفوذ خود را بر نتابیدند و بر علیه دولت شوریدند و هاشمی به شیخ عربی نامه می فرستاد که این دولت تا شش ماه سقوط می کند.در این دوران پیشرفت های مهم اقتصادی مانند انرژی هسته و پرتاب موشک رخ دادند و به مردم سهام عدالت داده شد و به روستا ها گاز رسانی صورت گرفت. در این دوران رئیس جمهور به دور افتاده ترین نقاط کشور سفر کرده از نزدیک درد های مردم را مشاهده نمود و در برطرف کردن آن ها بسیار کوشید.

اغتشاشات بعد از انتخابات :

البته پول دارهای تهران از این مسئله نگران شدند و بعد از انتخابات جنگ احزابی بر علیه حکومت و احمدی نژاد شکل دادند و اساس دموکراسی را پایمال نموده و فته عمیقی را به راه انداختند. سر دسته فتنه گران هاشمی رفسنجانی بود که با چراغ سبز نشان دادن به موسوی و خاتمی در جهت براندازی دولت قانونی و مردمی احمدی نژاد بر آمد. او فرزندان و خاندان خود را برای سازمان دهی اغتشاشات بسیج نمود . دانشگاه آزاد نیز با ریاست جاسبی که عمله ی هاشمی است و با فرماندهی مهدی هاشمی هزینه های زیادی را برای سازمان دهی آشوب های خیابانی صرف نمود. در جریان اغتشاشات بعد از انتخابات جریان فتنه گر اصلاحات و مخالفین جمهوری اسلامی تمام قد و با تمام قوا به میدان آمدند و برای بر اندازی دولت احمدی نژاد و در ادامه ولایت فقیه از هیچ عملی فروگذار ننمودند.

البته با تدابیر رهبر انقلاب و در صحنه بودن ملت نقشه های بدخواهان همه بر آب شد و فتنه فروکش نمود.

 البته این پایان ماجرا نخواهد بود و انقلاب هنوز ادامه دارد و هر کس در مقابل این انقلاب بایستد سرنگون خواهد شد. 

منافقین جدید

میرحسین موسوی به سرنوشت رجوی گرفتار می شود. نفاق در عمق جانش نفوذ کرده است. موسوی و گروهش دست به اسلحه خواهند برد تا قرائت رحمانیش از دین مشخص گردد.

زمان این حرف مرا ثابت خواهد نمود.

موسوی و حمایت از بمب گذار ها

   این را برای آن افرادی می گویم که هنوز دست از میر حسین بر نداشته اند. بروید و سخنرانی های میر حسین را ۴ ماه قبل انتخابات بخوانید. بعد توجه کنید که او هم از اعدام ریگی ، هم دو عضو بمب گذار و تروریست انجمن پادشاهی و هم اعدامی های اخیر گروهک پژاک ابراز ناراحتی نموده است و از خودتان خجالت بکشید و خدا را در نظر آورید. ببینید این فرد تا چه حد درمانده شده است که دست به  دامن تروریست ها هم شده است.

   آن سرباز های بی گناه که هر روز توسط این گروهک های تروریستی به شهادت می رسند چه گناهی دارند و آن جوان ها در آن حسینیه شیراز چه گناهی داشتند که در  بمب گذاری این اعدامی های اخیر شهید شدند؟ ببینید موسوی شما چقدر شیطان صفت است که ۴ ماه قبل از انتخابات از ولایت فقیه دم می زند و مدام از قانون و عدالت حرف می زند تا آرای احمدی زاد را بقاپد و چند ماه بعد بعد از شکستت از منخب دوباره ملت به بزرگترین قانون شکنی ها دست می زند و در مقابل مردم و ولایت فقیه می ایستد. بگویید دروغ گوی واقعی کیست. بگویید عوام فریب واقعی کیست. 

 

 

ای دروغ گوی بزرگ مدارکت را ارائه بده

ای دروغ گوی بزرگ،اینک که نزدیک یک سال از آن دروغ بزرگت می گذرد مدارکت را برای تقلب ارائه بده! و بگو به چه دلیل ادعا نمودی که رای دهندگان به تو بیش از ۱۳ ملیون بودند. بگو که چگونه ظرف چند ساعت متوجه شدی ۱۱ ملیون تقلب شده و در مدت یک سال نتوانستی شاهدی بر مدعای خود بیابی. مدرک دکتری خانمت رانشان بده و برای من نگو "ایشان روشن فکرترین زن ایران است" ، ما مدرک دکتری روشن فکری نداریم.به من نگو مدارک زیادی وجود دارد آن ها را نشان بده. نترس ما نخواهیم گفت "ادب مرد به ز دولت اوست".ای "داماد لرها" و ای "فرزند ترک ها".حرف را عوض نکن و برایم از ۷۲ شهید و نداهای فریب سخن مگو بلکه مدارکت را برای تقلب ارائه کن. ثابت کن که دروغ گوی واقعی تو نیستی.به چه دلیل باور کنیم که مجری انتخابات ما که خود منتخب ۱۷ ملیونی ما بوده تقلب کرده و تو که نمی شناختیمت و بعداز ۲۰ سال آمده بودی راست می گویی.برای ما مدرک بیاور و از امام و انقلاب و مردم خداجوی حسین حسین گوی عاشورا سخن مگو. بگو که چگونه ممکن است تو و ایلی به بزرگی دو دولت هاشمی و خاتمی حامی تو نتوانید حتی یک مدرک مبنی بر تقلب بزرگ بیابید. آیا دولت منتخب من این قدر زرنگ بوده است یا شما این قدر ضعیف هستید؟!

از اعدامی های پژاک سخن نگو، از رحمانیت سخن نگو، از اسلام سخن نگو ، برای من مدارکت را ارائه بده . حرف را عوض نکن بگو تا بدانم کشته شدگان برای چه کشته شدند.اسناد را نشان بده.اسنادی که که در آن چند ساعت بین ادعای پیروزی در انتخابات و ادعای تقلب به دستت رسید را ارائه کن.یک سال وقت کافی برای جمع و جور کردن آن ها در اختیارت بوده است. اسناد تقلب را نشان بده تا من هم به جمع "مردم خداجوی" تو بپیوندم.

تقلبی به بزرگی ۱۱۰۰۰۰۰۰ و اسنادی به کوچکی ۰ مطلق.

شورش اشرافیت بر جمهوریت

 

دو کتاب "نه ده" و  "شورش اشرافیت بر جمهوریت"

در رابطه با اغتشاشات و حوادث بعد از انتخابات است که خواندن آن را برای تمام دوستان و دشمنان توصیه می کنم.

خود من امسال فقط برای گرفتن این دو کتاب به نمایشگاه کتاب رفتم.

زمین خواری قانونی

دستور صریح یک مقام عالی‌رتبه مانع از طرح رسمیت بخشی به زمين‌خواري در مجلس شد
دستور صريح و قاطعانه يك مقام عالي‌رتبه به رئيس مجلس مانع از مطرح شدن طرحي شد كه بر مبناي آن زمين خواري‌هاي گذشته به رسميت شناخته و در نتيجه آن سرمایه چندين هزار ميليارد توماني بيت‌المال تلف مي‌شد.

به گزارش رجانیوز، اين دستور پس از آن صادر شده است كه ايشان به واسطه يك گزارش از طرحي كه قرار بود به صحن مجلس آورده شود، مطلع شدند.

از جزئيات اين طرح اطلاعاتي منتشر نشده اما گزارش خبرنگار رجانیوز، حاكي از آن است که در صورت تصويب اين طرح در مجلس و قانوني شدن آن، مالكيت كليه كساني كه تا قبل از سال 86 زميني در دست داشته اند، به طور قانوني به رسميت شناخته مي شد.

بدين ترتيب و در صورتي كه اين طرح به قانون تبديل مي شد، كليه زمين خواران قبل از سال 1386 كه توانسته بودند زميني را به طور غيرقانوني و يا با جعل سند تصاحب کرده و در تصرف خود درآورند، مجاز وغيرقابل پيگرد قضايي مي شدند.

در اين باره يكي از اعضاي هيات رئيسه مجلس در پاسخ به سوال خبرنگار ما كه از متن نامه مذكور مي‌پرسيد، تنها به تاييد صحت اصل خبر پرداخت و گفت كه ايشان در نامه به رئيس مجلس، با لحن قاطعانه‌اي نسبت به جلوگيري از پيشروي اين طرح در مراحل قانونگذاري هشدار داده اند.

اين عضو هيات رئيسه مجلس همچنين گفت كه رئيس مجلس پس از دريافت اين نامه، به نمايندگاني كه پيگير اين طرح بودند، تذكر داد و در پي آن، اين طرح با انصراف طراحانش از دستور كار خارج شد.

هر چند با در صورت وصول و در دستور کار قرار گرفتن این طرح در مجلس نیز، رای آوری آن کاملا بعید به نظر می رسید، اما طرح اینگونه مباحث در مجلس هشتم می تواند به شان مجلس شورای اسلامی لطمات جبران ناپذیری وارد کند.
ادامه نوشته

مقابله به بی حجابی

آن چه که امروز در شهرهای بزرگ و از جمله تهران پایتخت مشاهده می کنیم بدحجابی نیست بلکه بی حجابی و و هنجار شکنی مغرضانه است.مقابله با این پدیده که در جهت حرمت شکنی شعاعر دینی ، دهن کجی به اعتقادات مردم و رواج فساد است یکی از واجبات زمانه ی ماست.این در حالیست که بعد از انتخابات ۲۲ خرداد مخالفین نظام ، مذهب و مروجین فساد بر علیه رای اکثریت و نظام اسلامی خروج کردند و به قانون شکنی آشکار پرداخته حرمت عاشورا را هم شکستند.در چنین شرایطی لازم است نیروهای مذهبی به مقابله با بی حجاب ها و فاحشه های تهران و دیگر شهرهای بزرگ بپردازند و در این راه با راهپیمایی های ساده کاری از پیش نمی رود و لازم است پلیس به مقابله با قانون شکن ها برود.زیرا جواب سنگ سنگ است و همین ها بودند که بعد از انتخابات آن شروش های خیابانی را به راه انداختند.البته حفظ حقوق شهروندی یکی از ضروریات است و باید بین معاندین با افراد بی گناه فرق گذاشت و گشت های ارشاد باید خود افرادی سالم  باشند و به حقوق  شهروندان قانون مدار تجاوز نکنند.

اولویت اول فاحشه های تابلو دار هستند که شهر را به فساد کشانده اند.

خواب را بر مفسدان اقتصادی حرام می کنیم

آيت‌الله صادق آملي‌لاريجاني: خواب را بر چشمان مفسدان اقتصادي و متجاوزان به حقوق مردم حرام خواهيم كرد
دستگاه قضايي هرگز اجازه نخواهد داد عده‌اي با تقلب، جعل و سندسازي اموال عمومي و بيت‌المال را به نفع خود و فرزندانشان تصاحب كنند

رئيس قوه قضائيه تأكيد كرد: خواب را بر چشمان مفسدان اقتصادي و متجاوزان به حقوق مردم حرام خواهيم كرد. به گزارش روابط عمومي قوه قضائيه‌، آيت‌الله صادق آملي‌لاريجاني در جلسه ديروز مسئولان عالي قضايي ضمن تشريح مفاد فرمان مقام معظم رهبري به چالش‌هاي فراروي قوه قضائيه در برخورد با مفاسد اقتصادي اشاره كرد و افزود: از بدو تصدي‌ و با تحول جدي در امر مبارزه با مفاسد اقتصادي شاهد زمزمه‌ها و مخالفت‌هايي از جانب برخي افراد هستيم كه متأسفانه به طور ناشيانه‌اي رسانه‌اي هم شده است كه قصد دارند دستگاه قضايي را تحت تأثير تبليغات سوء قرار دهند.
آملي لاريجاني همچنين با تشريح برخي پرونده‌هاي مفاسد اقتصادي كه در جريان رسيدگي است اظهار داشت: دستگاه قضايي هرگز اجازه نخواهد داد عده‌اي با تقلب، جعل و سندسازي اموال عمومي و بيت‌المال را به نفع خود و فرزندانشان تصاحب كنند.

بهای عدالت

اغتشاش تقلب انتخابات احمدی نژاد نماز جمعه فرقه سبز سران فتنه میر حسین موسوی فراماسونری جنگ نرم موسوی خوینی ها باتوم چلیس ضد شورش دیکتاتور قانون شورای نگهبان احمدی نژاد رهبر انقلاب کودتای مخملی ابطهی عطریان فر علوم انسانی کوی دانشگاه یا حسین 22 خرداد روز قدس کروبی خیانت تجاوز رجوی اوباما کهریزک محسن رضایی چیز عدالت احساس خطر خاتمی جورج سروس  ندا  آقاسلطان بی بی سی  آرش حجازی  ماشین پلیس بسیج رادان  اردو کشی خیابانی  24 ملیون  اهرم فشار بالا شهر تهران  امام خمینی  حجاریان سید حسن مصطفوی  هاشمی  اشرافیت شیوخ عرب  فائزه هاشمی  لندن  13 ملیون  رمز آشوب  سطل زباله  9 دی عاشورا سب زمینی تورم گدا پروری نمودار هاله مدرک دکتری اکبر گنجی گاز کشی به روستا ها  سید بودن صانعی حرام زاده آرای باطله سبز علوی نوری همدانی 300 ملیون نه غزه نه لبنان محاربه دادگاه اصل ولایت فقیه عکس امام دراویش گناباد شیخ اصلاحات خواب اصحاب کهف 22 بهمن 40 ملیون
























شهدای دروغین و شهدای واقعی

یک مطلب ازحسین قدیانی:

گمنام‌تر از بسیجیان خمینی، بسیجیان خامنه‌ای هستند.

·         وصیتنامه من به انضمام وصیتنامه پدرم است مرده‌ها وقتی می‌میرند ارث را تقسیم می‌كنند
و شهدا وقتی شهید می‌شوند حرص را. عده‌ای حرص این دنیا را می‌زنند و عده‌ای حرص آن دنیا را.

·         مظلوم‌تر از شهدای بسیجی و گمنام مدفون در دانشگاه امیركبیر، شهدای بسیجی وقایع اخیرند؛ كسانی كه مهندس و شیخ ادعای مرگ‌شان را كردند الان راست راست دارند در همین خیابان‌های تهران راه می‌روند. همه ما می‌دانیم كه در كهریزك 3 نفر كشته شده‌اند اما كدام‌مان می‌دانیم ظرف این 8ماه، بسیج چند شهید تقدیم اسلام كرده است؟

·         الله این ملت عاشورایی به صورت سران فتنه یك سیلی حیدری بدهكار است. گمنام‌تر از بسیجیان خمینی، بسیجیان خامنه‌ای هستند.

·         فتنه برای من بعد از 9 دی و 22بهمن تمام نشد؛ برای من این فتنه روزی تمام می‌شود كه سران فتنه بابت قطره‌قطره این خون‌های به ناحق ریخته شده محاكمه شوند. ما در فكه شهید گمنام ندادیم كه در خیابان‌های تهران هم گمنام كشته شویم.

·         این ماییم كه از انگ خشونت طلب می‌ترسیم. والله، والله، والله، حاج احمد اگر بود بر صورت تك‌تك سران فتنه چنان كشیده‌ای می‌خواباند كه دیگر جرأت نكنند مجوز قتل بچه‌های بسیج را صادر كنند. ناموس همت،«بسیج» بود.

·         آقایان سران فتنه! اگر نظام را قبول ندارید، لطفا از خانه‌هایی كه مال بیت‌المال است بلند شوید.

·         اگر از این حكومت ناراضی هستید، پس لطفا جناب آقای موسوی‌خوئینی‌ها! این ویلایی كه در آن نشسته و در خفا به فتنه به جفا مشغولید، مال حكومت و برای ملت است. شما قبل از انقلاب، آه نداشتید كه با ناله سودا كنید. من آمار لپ سرخ شما را كه ناشی از فقر مادی‌تان در قبل از انقلاب بود دارم. به فرموده امام عزیز ما كه شما غلط كردید اگر در خط او باشید، همه‌تان بلااستثنا در حجره‌های تنگ و تاریك ساكن بودید و این ملت بود كه شما را به نان و نوا رساند.

·         به من حق بدهید كه بگویم؛ بمیری آقای مازیار میری، با این فیلم ساختنت. «عماد مغنیه لبنانی» شاگرد «مصطفی چمران ایرانی» بود. لبنان انگشت اشاره دست ایران است در چشم اسرائیل. اسلام لبنان مدیون اسلام ایران است.

·         در خانه تمام اعضای حزب‌الله، عكس‌خامنه‌ای ما را بزرگ‌تر از تصویر نصرالله به در و دیوار زده‌اند و «كتاب قانون» خود را به در و دیوار زده تا این اصل را بر عكس كند.

·         پدرم وصیت كرده جانم را مجانی در راه ولایت فقیه بدهم.

·         زندگی ما در جوار قطعه شهدای گمنام است و زندگی شما در كنار قطعه منافقین. ما بوی گلاب «پلارك» می‌دهیم و شما بوی گند دهن مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی.

·         در همین سوره«حمد» آمده: «غیر المغضوب علیهم ولا الضالین». باور دارم اگر علی مطهری مفسر قرآن شود این آیه را این طور تفسیر می‌كند؛«اگر مغضوبین و ضالین، كوتاه بیایند،» مالك یوم‌الدین«در روز جزا به حساب» اهدنا الصراط المستقیم«كه در مناظره علیه «انعمت علیهم»، آن حرف‌ها را زد، خواهد رسید»! آقای علی مطهری! شما در عصر اصلاحات، علیه مبانی اصلاحات آمریكایی كتاب ننوشته‌ای بلكه علیه امروز خودت قلم فرسایی كرده‌ای. همان‌ها كه دیروز مطهری را شهید كردند، امروز برای«اصول سفسطه و روش پلورالیسم» شما سوت و كف می‌زنند.

·         آقای قالیباف! ناراحت نشو كه به شما نوشتم؛ وقت افتتاح غنیمت «تونل توحید»، همان زمانی بود كه باید از «تنگه احد» دفاع می‌كردید.

·         من حرفم به شما این است:«به تنگه احد نگویید وقت افتتاح تونل توحید است، به تونل توحید بگویید وقت حفظ تنگه احد است». آقایان خواص ان‌شاءالله با بصیرت! به پاسداری از ولایت‌مداری نگویید كه وقت رسیدگی به امور شهرداری است، به شهرداری بگویید كه وقت ولایت‌مداری است.

·         آمریكا آمریكا ننگ به نیرنگ تو كه حتی خون ندا آقا سلطان هم می‌چكد از چنگ تو. بلر سگ دست‌آموز بوش است و دیوید میلیبند یك سگ هار خالی‌بند است كه ندای ما را فریب داد و او را با كلت BBC كشت و خون او را انداخت گردن ما. بسیج اگر آدم‌كش بود، در همین فتنه اخیر این همه شهید نمی‌داد. شهید را ما می‌دهیم و اشك‌اش یا نه اشك، مقدس است؛ بهتر است بگویم: آبغوره‌اش را انگلیس و عمالش در داخل می‌ریزند. قطعه ما«قطعه 26» است و قطعه شما«قطعه منافقین»چه كسی آدم كشته است؟ مزار كشته‌های چه كسی بوی گلاب می‌دهد؟

·         من از شما می‌گذرم؛ آن سنگی هم كه حواله سرم كردید و مرا تا پای مرگ برد، یادگاری نگه داشته‌ام تا آن دنیا به حضرت زهرا سلام‌الله علیها بگویم؛ ‌ای بی‌بی دو‌عالم! من هم در وادی دفاع از ولایت، نشانی از زخم بر بدن دارم. اما یقین بدانید امثال پدرم هرگز از شما نخواهند گذشت. پدران ما در دفاع از ولایت از ما بسیار متعصب‌تر بودند.

·         جناب دادكان! كه ادعا می‌كنی از قبل انقلاب ریش می‌گذاشتی، مرد باش و بگو كه پدر محترم‌تان برای هیات رفتن در كوچه پس كوچه‌های بازار شاه، چقدر از عمال رضاخان و پسرش كتك خورده است؟

·         اگر الان هم شاه بود، شما«میرحسین» را شاید می‌توانستید بگویید ولی«یا حسین» گفتن در خیابان از عهده شما برنمی‌آمد. برنمی‌آمد كه رفتید و با امام در جماران عكس انداختید.

·         و اما وصیتنامه پدرم: بسم الله الرحمن الرحیم
ما زخم خوردگان تیره‌ترین، سردترین و بلند‌ترین شب‌های جور بودیم. ما شلاق خوردگان یلدای ستم بودیم. نخستین شعاع فجر را كه دیدیم خیز گرفتیم. عاشقانه به سوی شفق دویدیم تا در چشمه خونین خورشید، زخم‌های استخوان‌گداز خویش را بشوییم؛ كه ثابت كنیم؛ سرخی بالاترین رنگ است، نه سیاهی. كه سیاهی می‌پوشد. سرخی می‌شوید و جلادان تاریخ را رسوا می‌كند.«ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم/ موجیم كه آسودگی ما عدم ماست». سپیده دم خونین عشق فرا رسید دوستان. ‌ای برادر! ‌ای خواهر! تو را فقط یك پیام، تو را فقط یك وصیت، تو را فقط آخرین حرف كه؛ خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار. التماس دعا دارم.
اكبر قدیانی ـ 9/2/1361

 http://irdc.ir/fa/content/8930/default.aspx

مال حرام و بیت المال

رسول خدا صلي الله عليه وآله در حدیثی کسبه مال اندوز را به سه گروه تقسیم کرده و در مورد گروه سوم فرموده اند: به مال اندوزی از هر راه ممکن(چه حلال وچه حرام) علاقه دارند. حق واجب آن را ادا نکرده، در را اسراف، احتکار و زر اندوزی به کار می گیرند. دنیا زمام آن ها را در دست گرفته و دل های شان را مالک شده است تا هنگامی که آن ها را به جهنم اندازد.

امام علی علیه السلام برای کارگزاران اش نوشت: قلم های خود را نازک کنید و سطرها را نزدیک به هم گیرید و زیادتی کلمات را حذف کنید و مقاصد و منظورها را در نظر بگیرید! بر حذر می دارم شما را از پر حرفی و پر نویسی، زیرا، اموال مسلمانان نمی تواند این گونه خسارت ها را تحمل کند.بحار الانوار، ج 76، ص 49، میزان الحکمة، ج 9، ص 308، خصال، ص .219

خلیج فارس آری پان فارسیزم نه


حساسیتمان برای خلیج فارس درست است اما همه جای ایران وطن من است.مناطق کرد نشین و ترک نشین نیز وطن ما هستند.اما ما می بینیم که متاسفانه عده ای جاهل یا نژاد پرست و پان فارس تند رو اسامی ترکی بعضی شهر ها، کوه ها و رودخانه ها را با اسامی فارسی جایگزین می کنند و این موجب بدبینی و نارضایتی هم میهنان ترک زبان می شود.خوب در چندین شرایطی نباید انتظار داشته باشیم بعضی سران عرب اسم فارسی خلیج فارس را تغییر ندهند.حتی نیروهای مذهبی ترک که خود حامی نظام و وفادار به رهبری هستند در این مورد حساسیت دارند چه رسد به مردم عادی و این خطری مهم برای اتحاد کشور است.آشوب ها و تظاهرات خونین چند سال پیش مردم را در تبریز و دیگر شهرای ترک نشین در رابطه با توهین روزنامه ایران را به یاد بیاورید که به علت نفوذ و سهنه گردانی مخالفان و منافقین به خشونت انجامید(البته این اعتراضات ملیونی خونین با ده ها کشته در صدا و سیما تا حدود زیادی به دلایل امنیتی سانسور شد).
احیای حقوق از دست رفته قومیت هایی چون ترک و کرد از مصادیق عدالت است که بدبختانه تحت الشعاع جریان های پان تورکیسم ، پان کردیسم و پان فارسیسم قرار گرفته است.

نظر آیت الله بهجت درباره رهبر انقلاب

قتي ايشان (مقام معظم رهبري) براي رهبري انتخاب شدند عده اي به آيت الله بهجت گفتند: آقاي خامنه اي جوان است براي براي رهبر شدن!
آيت الله بهجت در جواب آن عده فرمودند:
همان يکبار که گفتند حضرت علي عليه السلام جوان است و ايشان را از خلافت منع کردند براي هفت پشتمان کافيست...

عکس امام و رهبری

عکس امام و رهبری

منبع : عصر انتظار

ساندیس سبز

اندر نامه محمد نوری زاد به رهبری

محمد نوری زاده از زندان هم برای رهبری نامه می نویسد و می گوید رهبرا چرا به دیدن خانواده من نمی روی که همانا من قدیم طرفدار تو بودم و و در طوفان ها از تو حمایت می کردم اما حال منتقدم و بازجوها با من چنان می کنند و چنین. می گوید دیکتاتوری است نمی گوید چگونه از زندان دیکتاتور با آزای تمام نامه می نویسد علیه دیکتاتور!

و حال من می گویم آن موقع که تو از رهبری حمایت می کردی طوفانی در کار نبود و بلکه سیل بود و سیلی از میلیارد که تو با رانت از نفوذی های دیگری مثل خودت، و همان دوستان خود، می گرفتی و مثلا فیلم برای جمهوری اسلامی می ساختی که اگر یک صدم آن پول را به خر کل عباس می دادند بهتر از چون تویی فیلم می ساخت. زمان طوفانی، بعد از انتخابات بود و تو ترجیه دادی همچون پسر نوح به بلندی سبزهای موسوی بروی و خود را از کشتی نجات نظام اسلامی خارج نمودی و همین مثل تو ها هستند که چهره ی نظام را خراب می کنند و تو نمونه یک ریاکار، رانت خوار و از آن تهریشی های مثلا سینه چاک رهبری هستی که نفاق تمام وجودت را گرفته است. و تو در روزهای خشونت بار بعد از انتخابات و در آن کودتای موسوی احساس خطر کردی و محاسبه ی اشتباه نمودی که ای داد ورق دارد بر می گردد و تو نیز با این اندیشه ی کوتاه و بزدلانه که از مال های حرام موجود در شکمت ریشه می گرفتند ، برگشتی تا در حکومت آینده موسوی، تو نیز نقشی داشته باشی و به جرم حامی رهبر بودن اعدامت نکنند.

اما ورق برنگشت و فقط تو برگشتی و حال بیشتر برت می گردانند تا آن حرام های اندر شکمت ات بیرون ریزد. با نامه گنده تر از تو که هاشمی باشد چیزی از رهبر ما مردم ایران کم نمی شود چه رسد به توی کوچک. و رهبر ما قرار نیست هر روز به دیدن خانواده آدم های مثلا سینه چاکش برود و به کردستان و بلوچستان می رود و به دیدن هم وطنان مستضعفش تا بلکه اندکی از دردهای آن ها کاسته شود. درد بی عدالتی هاشمی و خاتمی و مفت خورهای آقا آقا گویی چون تو. وظیفه ی رهبری این نیست که از سینه چاکان قدیم یا جدید تشکر کند و به خانواده شان سر بزند. و یا از خائنان و مرفهین بی درد آشوب گر دل جویی کند.

خیانت شما ها کم چیزی نبود ، که بعد از شکست در انتخابات مانند سگ هار در خیابان ها راه افتادید و در حال "سکوت" به رهبری ناسزا می گفتید ، بسیجی ها را می کشتید و در مقابل دموکراسی ایستادید.

اگر رهبر من دیکتاتور بود نه می گذاشت خاتمی رئیس جمهور شود ، نه کروبی رئیس مجلس، و حامیان واقعی رهبر در همان روز دوم بعد از انتخابات تک تک شما ها را شهید می کردند تا در آن دنیا لذت ببرید که در این دنیا دیگر دوره لذت های شماها تمام شده و حکومت از دستتان خارج گشته است.

و اگر رهبر من درست کار نیست تو به چه دلیل، به قول خودت سال ها ، از او حمایت می کردی ؟ آّیا به خاطر منافعش نبود؟ یا باور کنم این قدر جاهل و نفهم بودی که با این که این قدر به قول خودت به  رهبری نزدیک بودی هنوز او نشناخته بودی؟ از آدم هایی چون تو چه نفعی به این جامعه می رسد وقتی که این همه سال از رهبری ظالم حمایت می کردی و بیت المال را می خوردی و اخیرا هم نامه می نویسند و در جامعه آشوب و فنته به راه می اندازید و به مردم مستضف 24 ملیونی خیانت می کنید.

البته که دلیل این انحراف، و در اصل نمایاندن باطن کثیفتان، این است که شما با احمدی نژاد مشکل پیدا کردید زیرا او دست شما را از بیت المال کوتاه نمود و شما از دست او عصبانی شدید و آن آشوب بعد از انتخابات را راه انداختید. شمایی که به نام دفاع از رهبری یا نظام یا ایران ، بیت المال را مفت می خوردید و بیش از 24 ملیون نفر از مردم ما در بددترین شرایط زندگی می کردند. 
فرق چندانی بین تو و موسوی یا مهدی هاشمی نبوده و نیست چه آن موقع که به قول خودت حامی رهبر بودی و چه حالا که دست به نامه شده ای.

حمام در حیاط خانه

خانواده حمید در خانه ای کوچک در یک منطقه محروم "یک شهر بزرگ" زندگی می کنند. خانه فقط یک اتاق دارد. با سقفی چوبی. بچه های مهمان ها همیشه سقف را نگاه می کنند و برای آن ها چیز عجیب و جدیدیست. این خانه حمام ندارد و خانواده به حمام عمومی می روند البته خیلی وقت ها هم در همان حیاط حمام می کنند. در زمستان ها بسیار شده است که در کنار برفها حمام کرده است. آب در داخل یک بشکه آب در حیاط داغ می شود. حمام کردن به سرعت انجام می پذیرد. جدای از این که در زمستان ها هوا سرد است مشکل دیگری نیز وجود دارد و آن صدای در است. اگر یک مهمان به خانه بیاید یا کسی در خانه را بزند او باید فورا با حوله و احتمالا با همان کف روی سر و بدنش به داخل آشپزخانه که تنها جای مخفی شدن است(چون فقط یک اتاق دارند) فرار کند. آشپز خانه با یک پرده از بقیه خانه جدا شده است. اگر مهمان باشد تا رفتن مهمان صبر می کند و بعد از رفتن مهمان به کار خود ادامه می دهد. پدرش کارگر است و پول ساختن حمام را ندارند. حمید دانشجوی یک دانشگاه خوب در تهران است. آن سال به علت شورش های بعد از انتخابات مجبور شد به خانه برود و در حیاط حمام کند و خدا رحم کرد که انتخابات در تابستان انجام می شود. حمید چند سالیست که به خوابگاه رفته و لازم نیست (نبود) در حیاط حمام کند. همان موقع که او در حیاط حمام می کرد رامتین در میدان ولیعصر بانک آتش می زد و فائزه هم کمی آن طرف تر ساندویچ می خورد. رامتین همان کسیست که روز قبل از انتخابات گردن سگش پارچه ی سبز بسته بود. رامتین و حمید یک شباهتی باهم دارند و آن این که دوست رامتین وقتی می خواست ماشین پلیس را چپه کند همان ماشین پلیس زیرش کرد و او هم به 72 شهید دروغین پیوست و دوست حمید وقتی 18 سال داشت و در یک ساختمان در حال ساخت کار می کرد دیوار تازه ساخت فرو ریخت و مرد و او هم شهید شد چون هر کس در حال تامین معاش بمیرد شهید شده است. حمید و رامتین شباهت دیگری هم دارند و آن این که رامتین هم بعضی شب ها می لرزد ، در پارتی های شبانه وقتی که اکس می اندازد بالا و حمید در زمستان و در حیاط وقتی حمام می کند. البته مهمترین شباهتشان این است که هر دو در یک دانشگاه درس می خوانند.

جوان آنچنانی و ته ریش برای موسوی

موسوی گفته است یک "جوان آنچنانی" به خاطر من در موقع انتخابات "ته ریش" گذاشته و خود را شبیه جوانان بسیجی زمان جنگ نموده است.

یک سوال یک مطرح است این است که منظور این فتنه گر از جوان آنچنانی چیست؟ آیا همان شیطان پرست های شمال تهران را می گوید که در روز عاشورا در خیابان ، یک جوان را فقط به خاطر ریش داشتن لخت می کردند و می زدند و می کشتند یا کسان دیگری را؟

و کدام بسیجیان در زمان جنگ "ته ریش" می گذاشتند؟

به نظر می رسد موسوی دیگر عقل خود را از دست داده است و از روانی بودن به دیوانه شدن تغییر یافته است.به نظر من این فرد به اسکیزوفرنی مبتلا شده است.از آن احساس خطرش و آن احساس تقلبش.

تصویر زیر مربوط به یک جوان ریش دار است که توسط حامیان موسوی به این روز افتاده است:

مانور تجمل هاشمی

این مطلب از سایت  باز باران برداشت شده است:

قرآن مجید: "و هنگامی که بخواهیم سرزمینی را نابود کنیم، فرمان به ثروتمندان کامروایش بدهیم، پس انحراف بورزند در آن، آنگاه سخن بر آن قطعی شود و آن را سخت ویران کنیم" اسراء/ 16

امام خمینی: اگر بخواهيد بى‏خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابرقدرتان و سلاحهاى پيشرفته آنان و شياطين و توطئه‏هاى آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند، خود را به ساده زيستن عادت دهيد!مردان بزرگ كه خدمتهاى بزرگ براى ملتهاى خود كرده‏اند، اكثر ساده زيست و بى‏علاقه به زخارف دنيا بوده‏اند. صحيفه نور، ج ‏18، ص 459.

امام خمینی: جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائيل نيست؛ جنگ با عربستان و شيوخ خليج فارس نيست؛ جنگ با مصر و اردن و مراكش نيست؛ جنگ با ابرقدرتهاى شرق و غرب نيست؛ جنگ ما، جنگ مكتب ماست عليه تمامى ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ پابرهنگى عليه خوشگذرانيهاى مرفهين ... است. اين جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهاى اعتقادى- انقلابى عليه دنياى كثيف زور و پول و خوشگذرانى است. صحيفه نور، ج ‏21، ص 68.

مقام معظم رهبری، در دانشگاه علم و صنعت،‏ 24 آذر 87: "انحراف در هدفها، در آرمانها را بايد مراقبت كرد كه پيش نيايد. و اين چيزى است كه ما در طول اين سالهاى طولانی، بخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام، درگيرش بوديم.

ولی امر مسلمین جهان، در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت نهم، ۶ شهریور ۱۳۸۵: شاخصه‌هاى اصولگرايى، شاخصه‏هاى مهمى است كه من به بعضى از اينها اشاره ميكنم. در اظهارات شما هم هست، آن را ميگوييد و تكرار ميكنيد و در برنامه‏هايتان مي‌گنجانيد. شاخصه اول عدالتخواهى و عدالت‏گسترى، فسادستيزى شاخصه‏ ديگرى است، ساده‏زيستى و مردم‏گرايى شاخصه‏ ديگرى است كه بحمداللَّه داريد. تواضع و نغلتيدن در گرداب غرور هم يكى از شاخصه‏هاي‏ اصولگرايى است. اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش كه جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست.

هاشمی در خطبه مشهور به مانور تجملگرایی، بزرگان و ائمه دیگری هم بودند که با چنین افراد سست عنصر و بی‌تحرکی که در صحنه زندگی اجتماعی، خود را با پوشش روحیه و شعار انقلابی و ساده‌زیستی گریم می‌کردند، مبارزه می‌نمودند. ص 9، جمهوری 19 آبان 1369.

رهبر معظم انقلاب، نماز جمعه‌ تهران، 23 تیر 1368: اگر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‌شود.

ادامه نوشته

دلیل شکست اصلاح طلبان

می بینیم که مدعیان تعادل و اصلاح طلبی همان ها هستند که دیروز صاحبان قدرت بودند و تندرو و مخالفان خود را عامل بیگانه می نامیدند و اعدام می کردند و سوسیالیست و چپ و مخالف سرمایه داری بودند. و عجیب است که امروز لیبرال دموکراسی را خدای خود قرار داه اند و این حرفشان نیز مانند آن حرف قدیمشان دروغ و برای جلب نظر مردم و رسیدن به قدرت است.

دلیل عقب ماندگی های ما ، اصلاح طلبان (مفسدان)هستند.آن ها از اول انقلاب موجب اختلاف و آشوب و تندروی بوده اند و چوب لای چرخ انقلاب کردند.بزرگان این ها خود آخوند بودند اما از نوع قدرت پرستش و بعضیشان کم کم منحرف شدند. این ها دچار دنیا پرستی شدند و مثلا کروبی برای 4 سال ریاست جمهوری دست به دامن ساسی مانکن شد. و موسوی و هاشمی برای براندای احمدی نژاد که منافع آن ها را به "خطر" انداخته بود و رسیدن به قدرت از این که دست به دامن اوباما یا مریم رجوی یا "شیخ عربی" بشوند ابایی نداشتند.

اشتباه اصلاح طلبان در این است که در دوران قدرت خود فقط اطرافیان خود(از ثروتمند ها و تحصیل کرده های کتب ترجمه شده غرب) را می بینند و فقط منافع آن ها راتامین می کنند و به همین دلیل مردم از آن ها متنفر شدند زیرا مردم دغدغه شان خدا ، امام حسین، حجاب و نان شب است نه آزادی یا جامعه ی مدنی.و آن گاه که مانند موسوی می خواهند از سید بودن و قیمت تخم مرغ حرف بزنند ناگهان احمدی نژاد می گوید پشت سر شما هاشمی است و فرزندانش و از امام زمان حرف می زند و به تک تک روستا های سفر می کند و همه ی نقشه های اصلاح طلبان را بر هم می زند.

و اصلاح طلبان زنجیره ی شکستاهایشان تکمیل می شود و بعد در بازی جر می زنند و سعی می کنند بازی را بر هم زنند و افرا خود را به خیابان می آورند غافل از این که نظام در به خیابان آوردن بسی زبر دست تر است زیرا لازم نیست دلارهای مهدی هاشمی و اوباما را برای آتش زندن بانک خرج کند و مردم(همان گداها که احمدی نژاد آن ها را گداپروری می کرد)به یک ساندیس راضی می شوند و ملیون ها در تمام شهرهای کوچک و بزرگ و حتی در تبریز که شهر بی گداست به خیابان می آیند و افراد اصلاح طلبان (به قول خودشان 35 ملیون) همه ناپدید می شوند و احتمالا در اوین یا پیش آرش حجازی و مهدی هاشمی در لندن هستند.

در این جاست که می فهیم که وقتی احمدی نژاد گفت خش و خاشاک یعنی چه. زیرا خش و خاشاک 35 ملیون هم که باشند باد می بردشان حتی تا لندن و کنتاکی.و این پایان داستانی می شود که با دروغ بزرگ(رمز آشوب تقلب) شروع شده بود.

و جنبش های بی ریشه(جنبش سبز موسوی) چون خش و خاشاک هستند و زود زرد می شوند و می خشکند و باد می بردشان را که باد آورده را باد می برد.

مردم هم دنبال کار، مسکن ، عدالت ، نماز و روزه هستند و از اشراف، نخبگان از ما بهتران ، بد حجاب ها و شمال شهر نشین های سگ دار و هاشمی و شهرام جزایری و کروبی و خاتمی که به نامحرم دست می دهد و گماشته این ها موسوی، متنفرند.

البته مرفهین و نخبگان مورد نظر هاشمی و پایتخت نشین ها هم حقوقی دارند و تکالیفی و از حقوقشان این است که در انتخابات شرکت کنند و از تکالیفشان این است که به نتیجه انتخابات تمکین کنند. بازرگان ، بنی صدر ،موسوی ، هاشمی ، خاتمی ، کروبی سی سال است که همه چیز را به این مرفهین داده اند. و لازم است تا مستضفین نیز حداقل یک گونی سیب زمینی بخورند و رئیس جمهور را از نزدیک ببینند.

و از حقوق دیگر مرفهین این است که پلیس هایی که قرار است فاحشه های و روسبی های عامل ایدز را از خیابان جمع کنند نباید به خانم های مرفه بدون حجاب بالا شهر را تذکر بدهند و الا همه سطل های زباله آتش زده می شود.و من خود به خشونت مخالفم چون خشونت ،خشونت می آورد.

این هم یک عکس از چماق و چماق بدست سبز (بابا تو که روی ما چماق بدستان معروف را هم سفید کردی) :


بی کاری و سیاست

کشور ما پر است از جوانان دانشجو یا فارغ التحصیل بیکار و مجرد.این یک معضل بزرگ است.جوان تحصیل کرده مجرد و بیکار دست به شورش وخلاف می زند و معترض است.این در حالیست که دو جناه موجود در کشورمان دعوایشان بر سر مسائل سیاسیست.

وقتی اصلاح طلبان(فاسد ها) بر سر کار بودند فقط از جامعه ی مدنی و آزادی بیان سخن می راندندو حرفی از بیکاری ، افزایش جمعیت ، فقر ، عدالت و مسائل اقتصادی در میان نبود و آن ها بیشتر به دنبال افزایش قدرت خود بودند و سخن از لوایح دوقلو، معصوم نبودن امامان و حمله به بیت(18 تیر) و این چیز ها بود. هاشمی هم که اصلاح طلبان آدم های و گماشته های او بودند به توسعه اقتصادی خاندان و اطرافیان خود روی آورد و تورم 50 درصد شد و فقرا فقیرتر و به فکر آینده بچه ها نبود.

جناه به اصطلاح اصول گرایان هم فقط تسلیت و تحنیت می کویند و از اسرائیل حرف می زنند و مشایی.

ما فکر می کنیم مشکلات را احمدی نژاد حل خواهد نمود و بعضی ها هم موسوی را حلال مشکلات می دانند.ما می گوییم احمدی نژاد راست می گوید موسوی دروغ گو و روانی است و بعضی ها می گویند احمدی نژاد دروغ می گوید و بی کفایت است.دلیل حمایت از شخص خاص بیشتر به مبانی فکری و دغدغه های افراد مربوط است اما همیشه این طور نیست.بیشتر افرادی که دغدغه های مذهبی و عدالت طلبانه دارند طرف دار احمدی نژاد بوده و بیشتر افرادی که از حجاب و مذهب خوششان نمی آیِد و بشتر به تفریحات می اندیشند یا تحصیل کرده های کتب غربی(علوم انسانی) هستند موسوی را انتخاب می کنند.البته که اقلیتی نیز این گونه نیستند و این جدای از ادعاهای توخالی و ریاکارنانه ای چون یا "حسین میر حسین" و "رنگ سبز" است.نماز اولی های هاشمی و آن پارچه سبز دور گردن "سگ گران قیمت" را به یاد آورید.

مملکت ما مشغول دعواهای جناهی  و سیاسی است.البته همه ی این دعوا سیای نیست و و قسمتی از آن (بسته به افرادی که در این دعوا سهیمند) جنگی عمیق  و تاریخی است بین حق و باطل، عدالت و ناعدالتی، ساده زیستی و اشرافیت ، فقر و ثروت و اسلام و نفاق.


محسن مخملباف و دروغ تا دروغ

هر کس به زندگی و فیلم های مخمل باف نگاه کند به روانی بودن او پی خواهد برد هر چند به این حقیقت اعتراف نکند.او خود روزی تند رو ومتعصب بود و امروز فیلمی می سازد با آدم های لخت. و همین فلیم است که کثافت درون سازنده اش را برملا می سازد.مخمل باف که فردی بی اعتقاد است دروغ گوی بزرگی نیز می باشد و بعد از گذشت ماه ها از کودتای مخملیشان که با یک دروغ بزرگ شروع و با شکست تمام شد تازه "یادش افتاده" و به آن مغز فلسفی-سکسیش الهام شده که رهبر ایران ، اسب های فراوان دارد و زمین ها و پول آنچنانی. البته این بنده ی مطرود خدا احتمالا زیاد فیلم های تاریخی دیده و به این خاطر است که فکر کرده در زمان ما هم پول دارها "هزار اسب" دارند. الان وقت ندارم تا از گذشته این آدم بنویسم که چه متحجر نفهمی بوده و الان به چه چقدر نفهم تر است و مدعی روشنفکری. این هم یکی دیگر از آدمهای مهم سبز. لجنی بعد از لجن دیگر.