یک مطلب ازحسین قدیانی:
گمنامتر از بسیجیان خمینی، بسیجیان خامنهای هستند.
· وصیتنامه من به انضمام وصیتنامه پدرم است مردهها وقتی میمیرند ارث را تقسیم میكنند
و شهدا وقتی شهید میشوند حرص را. عدهای حرص این دنیا را میزنند و عدهای حرص آن دنیا را.
· مظلومتر از شهدای بسیجی و گمنام مدفون در دانشگاه امیركبیر، شهدای بسیجی وقایع اخیرند؛ كسانی كه مهندس و شیخ ادعای مرگشان را كردند الان راست راست دارند در همین خیابانهای تهران راه میروند. همه ما میدانیم كه در كهریزك 3 نفر كشته شدهاند اما كداممان میدانیم ظرف این 8ماه، بسیج چند شهید تقدیم اسلام كرده است؟
· الله این ملت عاشورایی به صورت سران فتنه یك سیلی حیدری بدهكار است. گمنامتر از بسیجیان خمینی، بسیجیان خامنهای هستند.
· فتنه برای من بعد از 9 دی و 22بهمن تمام نشد؛ برای من این فتنه روزی تمام میشود كه سران فتنه بابت قطرهقطره این خونهای به ناحق ریخته شده محاكمه شوند. ما در فكه شهید گمنام ندادیم كه در خیابانهای تهران هم گمنام كشته شویم.
· این ماییم كه از انگ خشونت طلب میترسیم. والله، والله، والله، حاج احمد اگر بود بر صورت تكتك سران فتنه چنان كشیدهای میخواباند كه دیگر جرأت نكنند مجوز قتل بچههای بسیج را صادر كنند. ناموس همت،«بسیج» بود.
· آقایان سران فتنه! اگر نظام را قبول ندارید، لطفا از خانههایی كه مال بیتالمال است بلند شوید.
· اگر از این حكومت ناراضی هستید، پس لطفا جناب آقای موسویخوئینیها! این ویلایی كه در آن نشسته و در خفا به فتنه به جفا مشغولید، مال حكومت و برای ملت است. شما قبل از انقلاب، آه نداشتید كه با ناله سودا كنید. من آمار لپ سرخ شما را كه ناشی از فقر مادیتان در قبل از انقلاب بود دارم. به فرموده امام عزیز ما كه شما غلط كردید اگر در خط او باشید، همهتان بلااستثنا در حجرههای تنگ و تاریك ساكن بودید و این ملت بود كه شما را به نان و نوا رساند.
· به من حق بدهید كه بگویم؛ بمیری آقای مازیار میری، با این فیلم ساختنت. «عماد مغنیه لبنانی» شاگرد «مصطفی چمران ایرانی» بود. لبنان انگشت اشاره دست ایران است در چشم اسرائیل. اسلام لبنان مدیون اسلام ایران است.
· در خانه تمام اعضای حزبالله، عكسخامنهای ما را بزرگتر از تصویر نصرالله به در و دیوار زدهاند و «كتاب قانون» خود را به در و دیوار زده تا این اصل را بر عكس كند.
· پدرم وصیت كرده جانم را مجانی در راه ولایت فقیه بدهم.
· زندگی ما در جوار قطعه شهدای گمنام است و زندگی شما در كنار قطعه منافقین. ما بوی گلاب «پلارك» میدهیم و شما بوی گند دهن مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی.
· در همین سوره«حمد» آمده: «غیر المغضوب علیهم ولا الضالین». باور دارم اگر علی مطهری مفسر قرآن شود این آیه را این طور تفسیر میكند؛«اگر مغضوبین و ضالین، كوتاه بیایند،» مالك یومالدین«در روز جزا به حساب» اهدنا الصراط المستقیم«كه در مناظره علیه «انعمت علیهم»، آن حرفها را زد، خواهد رسید»! آقای علی مطهری! شما در عصر اصلاحات، علیه مبانی اصلاحات آمریكایی كتاب ننوشتهای بلكه علیه امروز خودت قلم فرسایی كردهای. همانها كه دیروز مطهری را شهید كردند، امروز برای«اصول سفسطه و روش پلورالیسم» شما سوت و كف میزنند.
· آقای قالیباف! ناراحت نشو كه به شما نوشتم؛ وقت افتتاح غنیمت «تونل توحید»، همان زمانی بود كه باید از «تنگه احد» دفاع میكردید.
· من حرفم به شما این است:«به تنگه احد نگویید وقت افتتاح تونل توحید است، به تونل توحید بگویید وقت حفظ تنگه احد است». آقایان خواص انشاءالله با بصیرت! به پاسداری از ولایتمداری نگویید كه وقت رسیدگی به امور شهرداری است، به شهرداری بگویید كه وقت ولایتمداری است.
· آمریكا آمریكا ننگ به نیرنگ تو كه حتی خون ندا آقا سلطان هم میچكد از چنگ تو. بلر سگ دستآموز بوش است و دیوید میلیبند یك سگ هار خالیبند است كه ندای ما را فریب داد و او را با كلت BBC كشت و خون او را انداخت گردن ما. بسیج اگر آدمكش بود، در همین فتنه اخیر این همه شهید نمیداد. شهید را ما میدهیم و اشكاش یا نه اشك، مقدس است؛ بهتر است بگویم: آبغورهاش را انگلیس و عمالش در داخل میریزند. قطعه ما«قطعه 26» است و قطعه شما«قطعه منافقین»چه كسی آدم كشته است؟ مزار كشتههای چه كسی بوی گلاب میدهد؟
· من از شما میگذرم؛ آن سنگی هم كه حواله سرم كردید و مرا تا پای مرگ برد، یادگاری نگه داشتهام تا آن دنیا به حضرت زهرا سلامالله علیها بگویم؛ ای بیبی دوعالم! من هم در وادی دفاع از ولایت، نشانی از زخم بر بدن دارم. اما یقین بدانید امثال پدرم هرگز از شما نخواهند گذشت. پدران ما در دفاع از ولایت از ما بسیار متعصبتر بودند.
· جناب دادكان! كه ادعا میكنی از قبل انقلاب ریش میگذاشتی، مرد باش و بگو كه پدر محترمتان برای هیات رفتن در كوچه پس كوچههای بازار شاه، چقدر از عمال رضاخان و پسرش كتك خورده است؟
· اگر الان هم شاه بود، شما«میرحسین» را شاید میتوانستید بگویید ولی«یا حسین» گفتن در خیابان از عهده شما برنمیآمد. برنمیآمد كه رفتید و با امام در جماران عكس انداختید.
· و اما وصیتنامه پدرم: بسم الله الرحمن الرحیم
ما زخم خوردگان تیرهترین، سردترین و بلندترین شبهای جور بودیم. ما شلاق خوردگان یلدای ستم بودیم. نخستین شعاع فجر را كه دیدیم خیز گرفتیم. عاشقانه به سوی شفق دویدیم تا در چشمه خونین خورشید، زخمهای استخوانگداز خویش را بشوییم؛ كه ثابت كنیم؛ سرخی بالاترین رنگ است، نه سیاهی. كه سیاهی میپوشد. سرخی میشوید و جلادان تاریخ را رسوا میكند.«ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم/ موجیم كه آسودگی ما عدم ماست». سپیده دم خونین عشق فرا رسید دوستان. ای برادر! ای خواهر! تو را فقط یك پیام، تو را فقط یك وصیت، تو را فقط آخرین حرف كه؛ خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار. التماس دعا دارم.
اكبر قدیانی ـ 9/2/1361
http://irdc.ir/fa/content/8930/default.aspx