دوران انقلاب و جنگ :

کشور ما از اول انقلاب تا شروع جنگ درگیر مسائل مربوط به انقلاب بود. از شروع جنگ تحمیلی تا پایان آن  هشت سال هم درگیر دفاع از کشور بود.

دوران هاشمی :

اما بعد از پایان جنگ دوران ریاست جمهوری هاشمی شروع شده بود و قرار بود دوران سازندگی باشد. اما در دوران هاشمی اطرافیان و خاندان او شروع به نفوذ در شاهرگ های اقتصادی کشور نمودند و به بهانه سازندگی خود پروژه های اقتصادی را در دست گرفته و به اموال خود افزودند و سوار بر چرخ توسعه ای شدند که مستضعفین و ارزشهای انقلاب را  زیر خود له کرد. در مجموع دوران هاشمی دوران لیبرالیزم اقتصادی و بی عدالتی بود و مردم از نظام ناراضی شدند. در دوران هاشمی پیشرفت اقتصادی مهمی اتفاق نیفتاد و تورم به ۵۰ درصد رسید. در واقع تنها خاندان  و نزدیکان هاشمی مانند کارگزاران  از نظر اقتصادی پیشرفت نمودند. 

انتخابات دو خرداد :

هاشمی هنگامی که مشاهده کرد مردم از او و جریان و گفتمان او ناراضی هستند تصمیم گرفت با به صحنه آوردن وزیر سابق خود خاتمی و طرح شعارهایی مانند آزادی دوباره به نفوذ و قدرت خود در حاکمیت ادامه دهد و به تدریج تنها مانع نقشه هایش یعنی رهبری را نیز کنار بزند. البته در این زمان رهبری با گفتن جمله هیچ کس برای من هاشمی نمی شود مکر او را خنثی نمود وبین هاشمی و خاتمی جدایی افکند.

دوران خاتمی :

در دوران خاتمی نیز سخنی از اقتصاد و اشتغال نبود و هشت سال از گفتو گوی تمدن ها و آزادی و معصوم نبودن امام حرف زده می شد و کشور درگیر مسائل سیاسی مانند ۱۸ تیر و استعفای نمایندان بود. در این دوران فضای کشور ملتهب بود دولت به فکر اشتغال نبود و  با لوایح دو قولو به دنبال افزایش قدرت و اقتدار خود بود. در جریان ۱۸ تیر نیز به دنبال گرفتن بیت رهبری بودند. در این دوران به مقدسات توهین شد و بودجه مملکت صرف طرح های بر اندازانه می شد. مردم از اصلاحات نیز رویگردان شدند و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نهم و مجلس این را نشان می داد.

 به همین دلیل است که امروزه ارزش های انقلاب کم رنگ شده اند و جوانان بی کار همه جا را گرفته اند.

البته بعضی پیشرفت های مهم کشور و رویش جوانان انقلابی جدید را نمی توان نادیده گرفت اما ظریفیت انقلاب بسیار بیشتر از این بود. ولی هاشمی و خاتمی مسیر انقلاب و آرمان های امام و مردم را منحرف نمودند.

دوران احمدی نژاد :

در دوران احمدی نژاد ارزش ها ی انقلاب دوباره مطرح شدند و سخن از عدالت و تحول اقتصادی بود اما قدرتمندان دیروز  از بین رفتن نفوذ خود را بر نتابیدند و بر علیه دولت شوریدند و هاشمی به شیخ عربی نامه می فرستاد که این دولت تا شش ماه سقوط می کند.در این دوران پیشرفت های مهم اقتصادی مانند انرژی هسته و پرتاب موشک رخ دادند و به مردم سهام عدالت داده شد و به روستا ها گاز رسانی صورت گرفت. در این دوران رئیس جمهور به دور افتاده ترین نقاط کشور سفر کرده از نزدیک درد های مردم را مشاهده نمود و در برطرف کردن آن ها بسیار کوشید.

اغتشاشات بعد از انتخابات :

البته پول دارهای تهران از این مسئله نگران شدند و بعد از انتخابات جنگ احزابی بر علیه حکومت و احمدی نژاد شکل دادند و اساس دموکراسی را پایمال نموده و فته عمیقی را به راه انداختند. سر دسته فتنه گران هاشمی رفسنجانی بود که با چراغ سبز نشان دادن به موسوی و خاتمی در جهت براندازی دولت قانونی و مردمی احمدی نژاد بر آمد. او فرزندان و خاندان خود را برای سازمان دهی اغتشاشات بسیج نمود . دانشگاه آزاد نیز با ریاست جاسبی که عمله ی هاشمی است و با فرماندهی مهدی هاشمی هزینه های زیادی را برای سازمان دهی آشوب های خیابانی صرف نمود. در جریان اغتشاشات بعد از انتخابات جریان فتنه گر اصلاحات و مخالفین جمهوری اسلامی تمام قد و با تمام قوا به میدان آمدند و برای بر اندازی دولت احمدی نژاد و در ادامه ولایت فقیه از هیچ عملی فروگذار ننمودند.

البته با تدابیر رهبر انقلاب و در صحنه بودن ملت نقشه های بدخواهان همه بر آب شد و فتنه فروکش نمود.

 البته این پایان ماجرا نخواهد بود و انقلاب هنوز ادامه دارد و هر کس در مقابل این انقلاب بایستد سرنگون خواهد شد.