پایان 42 سال قذافی Gaddafi is no more

شبکه العربیه لحظاتی قبل به نقل از شبکه های تلویزیونی لیبی از دستگیری معمر قذافی در سرت توسط انقلابیون خبر داد.


"اگر با فساد مبارزه بشود، ديگر اين چند هزار ميليارد - يا هرچه - سوءاستفادهاى كه افرادى بيايند بكنند، پيش نمىآيد. وقتى عمل نميكنيم، خب، پيش مىآيد؛ ذهن مردم را مشغول ميكند، دل مردم را مشغول ميكند، دل آدمها را ميشكند. چقدر در اين كشور از بروز يك چنين فسادى دلها ناراحت ميشود؟ چقدر آدمها اميدشان را از دست ميدهند؟ اين سزاوار است؟"
او گویی سخن دل ما را می گفت. دل شکسته و نا امیدمان را. دل مشغولمان را. این سخن از دل ما بر آمده بود. شاید این سخن وصله ای بر این دل شکسته من باشد.
چشم دوستی را دیدم که سرخ شده بود. این سرخی به خاطر دل شکسته و غمگین او بود. چشم او روزها بود که درد می کرد. از آن روزی که خبر اختلاس را شنید. او با خود می گفت این چشم که چیزی نیست. امیرالمؤمنین (ع) فرمود :"اگر کسی از این درد بمیرد سزاوار ملامت نیست.". شاید اگر این صحنه را نمی دیدم این مطلب را نمی نوشتم.
امروز بغضی در گلو احساس می کنم. این بغض از همان ساعتیست که آن سخن آن دوست بیچاره را شنیدم. چه خانواده های فقیری که در گوشه ای از خانه ی کوچک خود نشسته اند و دلشان شکسته است. خبر این اختلاس کمر آنها را شکست. آنها با خود می گویند ما برای رفع نیازهای اولیه مان با هزار مشکل مواجهیم و عده ای هزار میلیارد-هزار میلیارد در حساب هایشان پول هست. پولی که باید صرف رفع مشکلات مردم می شد چگونه وارد جیب امیر منصور ها شده است. چه جوان های بی کار. چه پدرهای شرمنده از خانواده. چه جوان های شرمنده از خانواده. امروز دل من شکسته است. غم تمام وجودم را فرا گرفته. نوشتن برای من مشکل شده است. دست های من می لرزد. و اگر کسی از این درد بمیرد سزاوار ملامت نیست.
از اول انقلاب کسانی بودند که به انقلابی بودن یا مذهبی بودن مشهور بوده اند اما به ناگاه راه خدا را از مسر انقلاب و اسلام جدا نموده و گاه شمشیر را علیه نظام و اسلام از رو کشیده اند. برخی از این افراد از اول جاسوس و نفوذی بودند و برخی در میانه راه منحرف شدند و خیانت نمودند. طبیعت انقلاب به صورتیست که وجود نفوذی ها و خائنان و در راه ماندگان در آن اتفاقی عجیب نیست. اما در این میان بر انقلابیون واقعی و بابصیرت است که همواره منحرفین و نفوذی ها را در نظر بگیرند و فریب ظاهر را نخورند.
امروز طیف جدیدی از منحرفین و ریاکاران همانند رضا امیرخانی و سید مهری شجاعی باطن نمایی نموده اند. ظهور باطن این افراد برای ما ثابت می کند ما نباید فریب چند کتاب و داستان و ریش را بخوریم. از همان اول خورده شیشه ها نوشته های این افراد قابل رؤیت بود اما عده ای چشم بر آنها پوشیدند و این افراد را بزرگ کردند. وقتی دیدند یک فرد سیبیلو سخنی به نفع مذهب زده است خوشحال شدند و او را بزرگ کردند. وقتی دیدند یک شریفی خارج رفته چیزی به نفع ولایت نوشته خوشحال شدند و او را بزرگ نمودند. به اینخا پر و بال دادند تا بپرند و هوای از ما بهتران کنند. اینها از جنس طبقه مرفه هستند و دغدفه آنها دغدغه طبقه ثروتمند است. آنها منحرفین و نفوذی های خائنی هستند که نمک خودرند و نمک دان شکستند. مسیر انقلاب و اسلام مسیر دشواریست و هر ضعیف النفس ناز پرورده ای را یارای طی نمودن آن نیست. چه ضعیف های مرفهی که در راه ماندند.
اینها از اول نیز انقلابی و مذهبی نبودند. برای اهل بصر مشخص بود که اینها خورده شیشه دارند. اما عده ای به اینها بهای بیش از حد دادند و خطر آنها را درک نکردند. به آنها جایزه دادند. از آنها تقدیر نمودند. برای آنها تبلیغ کردند. اینها همه چیز خود را از انقلاب گرفتند و علیه انقلاب اقدام نمودند. اینها مارهایی هستند که ما در آستین پرورش دادیم.
دیگر بر ما پوشیده نیست که بی بی سی فارسی یک شبکه ی بهائی است. فرقه ی ظاله بهائیت را انگلیس ایجاد نمود و امروز بی بی سی فارسی را در اختیار آن قرار داده است. همکاران بی بی سی در ایران توسط وزارت اطلاعات شناسایی و بازداشت شدند. این جاسوسان انگلیس بودند که علاوه بر همکاری رسانه ای با شبکه دروغ پراکنی روباه پیر به جاسوسی برای این ارگان سازمان های جاسوسی انگلیس نیز مشغول بودند.
اما بازداشت این جاسوسان موجب شد خانه سینما در اقدامی عجیب به دفاع از این جاسوسان برخیزد و برای آنها بیانیه ای صادر کند. این اتفاق بر ما روشن ساخت خانه سینما نیز همکار و دوست انگلیسی ها و جاسوسان آنهاست. البته آنها قبلا نیز نشان داده بودند که نه یک ارگان صنفی بلکه یک گروه سیاسی ضد انقلاب خود فروخته هستند. بیانه ی عجولانه ی آنها در دفاع از جاسوسان و همکاران بی بی سی ضربه مهمی بر پیکره این گروه ضد انقلاب خواهد بود. آنها منتظر برخورد دستگاه های امنیتی باشند. خوش خدمتی آنها برای دشمنان ایران این بار کار دست آنها خواهد داد.