سید مهدی شجاعی و امیرخانی یک انقلابی نبودند و نیستند.
از اول انقلاب کسانی بودند که به انقلابی بودن یا مذهبی بودن مشهور بوده اند اما به ناگاه راه خدا را از مسر انقلاب و اسلام جدا نموده و گاه شمشیر را علیه نظام و اسلام از رو کشیده اند. برخی از این افراد از اول جاسوس و نفوذی بودند و برخی در میانه راه منحرف شدند و خیانت نمودند. طبیعت انقلاب به صورتیست که وجود نفوذی ها و خائنان و در راه ماندگان در آن اتفاقی عجیب نیست. اما در این میان بر انقلابیون واقعی و بابصیرت است که همواره منحرفین و نفوذی ها را در نظر بگیرند و فریب ظاهر را نخورند.
امروز طیف جدیدی از منحرفین و ریاکاران همانند رضا امیرخانی و سید مهری شجاعی باطن نمایی نموده اند. ظهور باطن این افراد برای ما ثابت می کند ما نباید فریب چند کتاب و داستان و ریش را بخوریم. از همان اول خورده شیشه ها نوشته های این افراد قابل رؤیت بود اما عده ای چشم بر آنها پوشیدند و این افراد را بزرگ کردند. وقتی دیدند یک فرد سیبیلو سخنی به نفع مذهب زده است خوشحال شدند و او را بزرگ کردند. وقتی دیدند یک شریفی خارج رفته چیزی به نفع ولایت نوشته خوشحال شدند و او را بزرگ نمودند. به اینخا پر و بال دادند تا بپرند و هوای از ما بهتران کنند. اینها از جنس طبقه مرفه هستند و دغدفه آنها دغدغه طبقه ثروتمند است. آنها منحرفین و نفوذی های خائنی هستند که نمک خودرند و نمک دان شکستند. مسیر انقلاب و اسلام مسیر دشواریست و هر ضعیف النفس ناز پرورده ای را یارای طی نمودن آن نیست. چه ضعیف های مرفهی که در راه ماندند.
اینها از اول نیز انقلابی و مذهبی نبودند. برای اهل بصر مشخص بود که اینها خورده شیشه دارند. اما عده ای به اینها بهای بیش از حد دادند و خطر آنها را درک نکردند. به آنها جایزه دادند. از آنها تقدیر نمودند. برای آنها تبلیغ کردند. اینها همه چیز خود را از انقلاب گرفتند و علیه انقلاب اقدام نمودند. اینها مارهایی هستند که ما در آستین پرورش دادیم.
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.