احمدی نژاد محبوب است

 

کشتار شیعیان یمن توسط شمر های زمان

احمدی نژاد در تبریز

موج سبز میرا شد

موج سبز میرا شد!

 

موج سبز میرا شد

جنبش سبز اموی تنها مانده است

باز هم کودتای مخملی

تحلیل پیام فضلی‌نژاد از انتخابات 22 خرداد و انقلاب مخملی شکست خورده :

مرگ مدل کلاسیک کودتای مخملی در 22 خرداد

سخنرانی شجاعانه صفار هرندی دانشگاه گیلان:

ديكتاتور كساني هستند كه به زور 13 را بزرگ‌تر از 24 نشان مي‌دهند

موسوی و 13 آبان

کروبی: میرحسین موسوی شهامت حضور در راهپیمایی 13 آبان را نداشت

این سخن پسر کروبی است.

انقلاب عدالت:

دلیل حضور نیافتن موسوی در ۱۳ آبان نداشتن شهامتش نیست، بلکه سیاست داشتن و احمق نبودن اوست.موسوی خود نخست وزیر خامنه ای بوده است و این جماعت طغیانگر مخالف رهبرند.

فرمانده سبزهای فاشیست خیابانی پسر شاه، اوباما، و صهیونیست ها و رجوی است نه موسوی.

موسوی فهمیده است که حامیانش را از دست داده است و این آشوب گران تهران از کنترل او خارج هستند و از اساس با امام و انقلاب مخالف بوده دانسته یا نداسته از بیرون از مرز ها رهبری می شوند.

اغتشاش طلبان کودتای مخملی به حرف کروبی یا موسوی گوش نخواهند داد.

کروبی هم ابو موسی اشعری زمان است و عقلش را بواسطه خوردن بیش از حد مال حرام و شدت عصبانیت از افشاگری های احمدی نژاد از دست داده است.و به سیم آخر زده است و نظام هم به علت بی خطر بودن با او کاری ندارد.

کروبی دیروز در بنیاد شهید زندان درست کرده بود و همسران شهدا را به زندان انداخته بود امروز از زندانی سیاسی  و حقوق بشر حمایت می کند!

اکثر افرادی که به موسوی رای داده بودند از رای خود برگشته اند و فقط مخالفین امام خمینی و انقلاب باقی مانده اند و جالب است که تحریم کنندگان انتخابات سردسته آشوب ها و فتنه ی اخیر هستند.

این است که موسوی در راهپیمایی ۱۳ آبان شرکت نکرد.

ملت ۲۴ ملیونی و حتی برخی از از آن ۱۳ ملیون در حال قیام بر علیه اندک آشوب گران و کودتاچی ها هستند.

اکثر رای دهنگان به موسوی هم خود را از جریانات اغتشاش طلبانه و تروریستی کنار کشیده اند.

جنبش سبز اموی تنها مانده است.

 

موسوی و کودتای مخملی سبز

کودتای مخملی سبز دوباره شکست خورد.

چند هزار نفر مرفه تهرانی نمی تولنند برای ایران 70 ملیونی حکومت کنند.کودتاچی ها با اعمال فاشیستی و دیکتاتور صفتانه خود نمی توانند رای 24 ملیونی  ملت را تصاحب کنند.

دیکتاتور واقعی موسوی است.

امنیت شهروندان و رای ملت برای  او بی  اهمیت است.او فقط به دنبال به چنگ آوردن قدرت و آبروی از دست رفته است.او 24 ملیون را گدا می داند.او 24 ملیون را دروغ می نامد.

طرفداران او مرفهین تهران هستند.پلیس وظیفه دارد با اغتشاش طلبان و برهم زنندگان امنینت ملی برخورد کند.موسوی به مردم خیانت کرد و رای آن ها را تقلبی نامید.

در روز 13 آبان هم عوامل کودتای مخملی سبز، با تبلیغات گسترده و با همکاری  رسانه های شیطان بزرگ سعی در به راه انداختن آتشی دوباره در تهران داشتند  اما این بار کم آوردند و شکست خوردند.

ملت 24 ملیونی سیلی محکمی به گوش چند هزار آشوب گر زدند.این است سزای ایستادن در مقابل رای ملت.چند هزار مرفه تهرانی نمی توانند برای 24 ملیون انسان شریف ایرانی خط و نشان بکشند.با عوامل فتنه باید به روش خودشان برخورد نمود.جواب سنگ،سنگ است.مظلوم نمایی دیگر اثری ندارد.

موسوی منفورترین چهره ایران است.24 ملیون ایرانی از موسوی متنفرند.

این مرد به ملت توهین کرد و آن ها را گدا نامید.این مرد منتخب 17 ملیون ایرانی را دروغ گو و احمق رمال و خرافاتی نامید و مردم جواب او را در 22 خرداد، عید فطر،روز قدس و اینک در 13 آبان دادند.

این مرد عامل بر هم زننده امنیت شهروندان،امنیت ملی و عامل فتنه و آشوب در کشور است.او با پراکندن شبهه ی بی اساس و بدون کوچکترین مدرکی تعداد زیادی را دچار اشتباه کرد و در مقابل رای اکثریت ایستاد.ا

ین مرد اتحاد ملی را به خطر انداخت و مردم را به جان هم انداخته  ونسبت به هم و به نظام بدبین نمود.

این مرد عده ای را نسبت به پاکترین و با لیاقت ترین مسئول نظام ، رهبر انقلاب و مرجع شیعه ،آیت الله خامنه ای، بدبین کرد.این کار شیطان صفتانه ترین عمل بود.

این مرد صد ها هزار انسان ایرانی مجری انتخابات را متقلب خواند و حتی یک سند ارائه ننمود.

ملت در مقابل کودتا می ایستد و حافظ رای خود است.دوره هوچی گرها و اصلاحات آمریکایی تمام شده است.دوره منافقین آخوند ضد دین به سر آمده است.دوره فریب مردم تمام شده است.مردم یک بار فریب سید بودن خاتمی را خوردند.دیگر فریب سید بودن موسوی را نخواهند خوردند.

مردم فهمیدند موسوی در مقابل امام است.

ادامه دهنده واقعی راه امام ،خامنه ای است.خامنه ای پاک.خامنه ای ساده زیست.نه سید حسن خمینی مرفه، نه موسوی دیکتاتور، نه خاتمی بزدل.خامنه ای مثل خاتمی کشور را به غربی ها نمی فروشد.خامنه ای مدافع مستضعفین و فرهنگ اسلامی است.موسوی و هاشمی و خاتمی هم طرفدار فرهنگ غربی اند و از اول با امام خمینی مخالفت می کردند.

دلیل مخالفت سران آشوب و کودتاچی ها با رهبر انقلاب این است که ایشان دست این منحرفین را در بسیاری از جاها کوتاه کرده است.جلوی بسیاری از کارهای خائنانه،مستبدانه،ظالمانه و وطن فروشانه این ها را گرفته است.او به تنهایی در مقابل این افراد و پیاده نظام خیابانی و حامیان غربی آنها ایستاده است.او حامی واقعی دستورات اسلام وتعالیم امام خمینی است.او تنها حامی ملت فقیر است.

احمدی نژاد هم بعد این همه سال ظلم هاشمی و خاتمی به انقلاب و مردم مومن و مستضعف آمد.و پایه های این طایفه ثروتمندان ، واداده ها و منحرفین را به لرزه در آورد.و این هم دلیل مخالفت و کینه آنها نسبت به احمدی نژاد است.

ما نمی گوییم احمدی نژاد همه چیزش درست است اما ما او را مدافع خود می دانیم.دوره 16 ساله اشرافیت و فساد تمام شد.

سیزده آبان و شکست دوباره سبز

۱۳ آبان روز پیروزی دوباره ۲۴ بر ۱۳ شد.

البته از آن ۱۳ ملیون در این ۱۳ آبان فقط ۱۳ هزار نفر مانده بود و بقیه بیش از این در جریان فتنه و اغتشاش نماندند.

جریان فتنه بر علیه اسلامیت و جمهوریت شکست خورد.

هیچ کس را توان ایستادن در مقابل رای اکثریت نیست.

 

 

 

 این هم جمعیت بیشمارسبز ها:

از اثرات به جای مانده ار حظور بیشمار سبز ها:

آدیحامد:منظور ما ازسبزها معمولا جمعیتی اغتشاش گر هستند نه آن ۱۳ ملیون معتقد به اتحاد،صلح و نظام اسلامی.

جنبش سبز علوی

جنبش سبز علوي

در مقابل جنبش سبز اموی

اطلاعیه

پشت پرده آشوب

پشت پرده آشوب های اخیر پول دار ها و صاحبان قدرت هستند.موسوی،خاتمی و کروبی عروسکی بیش نیستند.

سران آشوب جاسبی و خانواده هاشمی است.آن ها که احمدی نژاد را بزرگترین خطر و تهدید کننده جایگاه و قدرت خود می دانند،مخصوصا بعد ا ز مناظرات،با خرج کردن پول های کلانی که در این سی سال از جیب مردم دزدیده اند،سعی در تضعیف احمدی نژاد داشتند.تمام این اشوب ها زیر سر این سرمایه داران است.این ها فهمیدند که احمدی نژاد با آن ۲۴ ملیون رای و شعار های انتخایاتی خود، دودمان این حرام خوارها را بر باد خواهد داد.به همین دلیل با بوجود آوردن شبهه ی احمقانه ی تقلب مردم متوسط و مرفه را به خیابان کشیدند و الان هم با اختلال در کار مترو،سرمایه گزاری کلان در اینترنت،و اجیر کردن عوامل خود سعی در به آشوب کشیدن پایتخت دارند.

اما ۲۴ ملیون امروز آگاه تر از دیروز تا آخر ایستاده اند.این نفس های اخر بی عدالتی ها،اشرافیت و جاسبی و خاندان هاشمی است.اصلاح طلبان هم که عوامل این سرمایه داران هستند با طناب همین ها به چاه رفته اند.

لینک :

شکاف طبقاتی در ایران

اریستوکراسی تهرانی ها

حدود سال 63 بود كه به اقتضاي كار پدرم چند سالي را در اطراف كرج ساكن شديم. پدرم براي اينكه فقط لقمه حلال سر سفره خانواده بياورد، بلافاصله رفت و دفترچه بسيج اقتصادي و كوپن‌هايمان را از «شهر تهران» به «استان تهران» تغيير داد. خيلي سريع فهميديم دوري رسمي از شهر تهران ما را از چه مزايا و امكاناتي محروم كرده است.

مساله فقط كوپن گوشت نبود كه صرفا براي «شهر تهران» اعلام مي‌شد و ساكنان «استان تهران» از آن محروم بودند، مساله دهها امتياز ريز و درشت بود كه غير تهراني ها از آن محروم بودند. همه اين امتيازات، به يك نكته معطوف بودند: «اين تهران است كه اولويت دارد».

بخاطر دارم در فصل زمستان‌ اطراف كرج گاهي برف سنگيني به زمين مي‌نشست و ما از ساعت 6 صبح گوش به زنگ راديو بوديم كه آيا مدارس تعطيل مي‌شود يا نه اگر در تهران هم برف آمده بود، مدارس استان تهران و از جمله مدرسه ما هم تعطيل مي‌شد ولي اگر در تهران خبري از برف نبود، بايد به مدرسه مي‌رفتيم حتي اگر در منطقه ما از آسمان سنگ آمده باشد.

چه روزهاي سرد و برفي ‌اي كه راه طولاني و يخزده خانه تا مدرسه را پياده مي‌رفتم و دردل به هر چه تهران و تبعيض به نفع تهراني‌هاست، نفرين مي‌كردم.

با گذشت دوران جنگ و سپري شدن دوران سازندگي و توسعه سياسي و توسعه احمدي‌نژادي، اين تبعيض به نفع تهران هنوز در جامعه ايراني جريان دارد.

مساله «ريزگرد» مثال خيلي روشني از اين تبعيض است. بيش از يكسال بود كه هموطنان خوزستاني، بوشهري، ايلامي و... از گرد و غبار شديد در رنج بودند، خبري از اقدام جدي نبود اما به محض اينكه در تابستان 88 دامنه ريزگرد به تهران رسيد، معاون رييس جمهور سراسيمه به بغداد رفت تا با طرف عراقي براي حل مشكل چاره‌جويي كند!

شما بايد اهل خوزستان و ايلام و بوشهر باشيد تا گزندگي اين حركت تبعيض آميز را حس كنيد. معني اين رفتار اين است كه دولت، فقط مردم تهران را آدم حساب مي‌كند و برايشان ارزش قايل است و ساكنان بقيه‌ شهرها و استانها و روستاها، شهروند درجه 2 و درجه 3‌ هستند.

همه كساني كه خارج از مركز زندگي كرده‌اند، تجربه‌هاي زيادي از اين قبيل بي‌توجهي‌ها دارند. تجربه‌هايي با طعم تلخ تبعيض ...

توجه تبعيض گونه دولت به مردم تهران، باعث شده تا تهراني‌ها به تدريج براي خود حقوق و مزاياي تبعيض آميز قايل شوند و امتيازات خاص خود را با بهانه‌هاي مثل پرداخت هزينه‌هاي بالاي زندگي در تهران توجيه كنند.

هم اكنون بخش اعظم يارانه‌هاي مصرفي سوخت، نان ، دارو ،‌آموزش و... در تهران مصرف مي‌شود.

بخش بزرگي از بودجه وزارتخانه‌ها و شركتهاي دولتي نيز دفاتر لوكس و پر خرج‌شان در تهران هزينه مي‌شود. بي دليل نيست كه ظاهر خيابانها، ساختمانها و خودروهاي موجود در تهران (و بخصوص شمال تهران) نسبت به شهرستانهاي ديگر (بخصوص شهرهاي كوچك و دورافتاده) ، بسيار شيك‌تر، مرفه‌تر و ثروتمند‌تر است. اما آيا اين رفاه و ثروت حق تهراني‌ها است؟

از نظر تهراني‌ها اين يارانه‌ها و امتيازات «حق تهراني‌بودن» آنهاست و كافي است گوشه يكي از اين يارانه‌ها و امتيازات سابيده شود تا با كمك رسانه‌ها كه آن هم تحت كنترل تهراني‌ها است ، قشقرقي عظيم و ملي برپا گردد...

در ادبيات علوم سياسي، به طبقه يا قشري كه براي خود امتياز و حقوقي بالاتر نسبت به ديگران قايل باشد و با نفوذ در حكومت و اركان قدرت،‌ از منافع و امتيازات خودحفاظت كند، اریستوكرات گفته مي‌شود. در يونان قديم، اریستو كراسي به حكومت اشراف و نجيب‌زادگان اطلاق مي‌شد و ارسيتو كرات‌ها اقليت ممتازي از زمينداران ثروتمند بودند كه حقوق و امتيازاتشان به طور موروثي به فرزندانشان منتقل مي‌شد...

مي‌توان گفت ماجراي انتخابات رياست جمهوري نمونه‌اي از برتري طلبي و به عبارت بهتر، اریستو كراسي تهراني‌ها بوده است.

از اواخر ارديبهشت ماه، نظرسنجي‌هاي معتبر و سراسري، حكايت از سبقت آراي آقاي موسوي از آراي آقاي احمدي‌نژاد در تهران داشت. اين برتري اما به شهرستانها و روستاها گسترش نيافت و تا روز راي‌گيري يعني 22 خرداد، در همه نظرسنجي‌هاي معتبر كشوري، آقاي احمدي‌نژاد در كل كشور با فاصله‌اي زياد از آقاي موسوي پيش بود اما در تهران و به ويژه شمال تهران، آقاي موسوي حائز اكثريت آرا بود. نتيجه بدست آمده از شمارش آرا در تهران و ديگر شهرها با نتايج حاصله از نظرسنجي‌هاي قبل از انتخابات تقريبا تطابق داشت. آقاي موسوي در تهران، زادگاهش و چند شهر ديگر، راي بيشتري آورد اما در كل هزار و اندي شهرستان كشور آقاي احمدي نژاد با فاصله زيادي از آقاي موسوي راي بالاتري داشت.

اين كه چرا شهرستاني‌ها و روستاني‌ها كه در بافت جمعيتي كشور از تهراني‌ها بيشتر هستند، عمدتا به آقاي احمدي‌نژاد راي دادند بايد مورد تحليل موشكافي بيشتري قرار گيرد. شايد همت آقاي احمدي‌نژاد در انجام سفرهاي استاني حضورش در جمع مردم همه شهرهاي ايران در طول اين 4 سال و افزايش چشمگير بودجه طرح‌هاي عمراني در شهرهاي كوچك و بزرگ دليل اين مساله باشد. اين موضوع بايد توسط جامعه‌شناسان و متخصصان علوم سياسي بررسي شود.

نكته‌اي كه اينجا قابل ذكر است، برخورد تهراني‌ها و شهروندان چند مركز استان مرفه با نتيجه انتخابات بود. بطوري كه طرفداران آقاي موسوي كه در تهران اكثريت بودند، به درخواست ايشان به خيابان آمدند و خواستار تغيير نتيجه انتخابات به نفع آقاي موسوي بودند.

خواسته طرفداران آقاي موسوي در تهران در واقع به اين معني بود كه چون در تهران آقاي موسوي راي بيشتري آورده، بقيه ايرانيان غيرتهراني بايد به راي مردم تهران تمكين كنند و آقاي موسوي برنده انتخابات باشد. اين خواسته هر چند مخالف صريح دموكراسي است و خيلي مضحك به نظر مي‌رسد اما معني واقعي انتظار و توقع هواداران آقاي موسوي بعد از انتخابات بوده است به ويژه پس از آنكه آقاي موسوي در اثبات ادعاي تقلب در انتخابات ناتوان ماند و بجاي ارايه «مستندات تقلب در روز راي‌گيري»، «فرايند انتخابات» را زير سوال برد و خواستار راي‌گيري مجدد شد. امري كه بر خلاف قوانين انتخابات بود و به معني بر هم زدن بازي، پس از باخت محسوب مي‌شد.

ارسيتو كرات‌هاي تهران مي‌توانند بخش بزرگ بودجه‌هاي دولتي و يارانه‌ها را به خود اختصاص دهند و با آن خانه‌ها، اداره ها و ماشين‌هاي خود را شيك‌تر و نو نوارتر كنند. مي‌توانند با استفاده از نفوذ‌شان در رسانه‌ها و اركان قدرت ، همچنان قوانين بودجه را به نفع تهران تنظيم كنند... اين كارها تبعيض آميز است اما طبق قوانين فعلي، مجاز و در حال اجرا است. ارسيتوكرات‌هاي تهران ميتوانند منافع تبعيض آميز خود را با قوانين موجود توجيه كنند اما قانونا نمي‌توانند راي خود را بر راي اكثريت ملت ايران تحميل كنند. در قانون اساسي و قانون انتخابات، راي آن روستايي يا شهروند شهري دورافتاده كه از حداقل رفاه و يارانه و امتيازات متعلق به تهراني‌ها بهره‌ مي‌برد با راي يك تهراني مرفه ثروتمند و اریستوكرات‌، برابر است

لینک :

شکاف طبقاتی در ایران

اتحاد برای امنیت

افرادی که دنبال آشوب در روز ۱۳ آبان هستند چه فکر می کنند؟

آن طرف داران موسوی که در روزهای بعد از انتخابات به خیابان امده بودن دیگر نیستند.

روز های داغ انتخابات بود و توهم و شبهه ی تقلب و داغ شکست سنگین از حریفی گدا پرور!

مردم تهران دنبال آشوب نیستند.

"رمز" پیروزی ملت در برابر شاه وحدت کلمه و تبعیت از امام خمینی بود نه "تقلب".

مردم با آشوب گران چند ده هزارنفری تهران ۱۲ ملیون نفری نیستند و با آن ها مقابله خواهند نمود.

معترضین و حامیان اصلی موسوی اهل اتحاد و صلح هستند.

آشوب گران وحدت ملی-امنیت ملی-اسلامیت نظام و جمهوریت(رای ۲۴ ملیونی) آن را نشانه گرفته اند.

هیچ ملتی به چند ده هزار نفر اجازه نخواهد داد امنیت ملی را به خطر بیندارند.

ما افغانستان،پاکستان و عراق نیستیم ما ایران  اسلامی هستیم.

با این که اکثر مردم از وضع موجود راضی نبودند ولی با رای دادن به احمدی نژاد و موسوی نشان دادند به نضام اعتماد دارند و به آینده امیدوارند.

در روز قدس و عید فطر اتحاد خود و اعتقاد به اسلام را ثابت کردند.

در روز ۱۳ آبان و فقط اغتشاش طلبان و ماجرا جوها خواهند آمد.

جواب ملت  و نظام هم به آتش افروزی مشخص است.

آمریکا و اسرائیل در مقابل این ملت و نظام اسلامی درمانده اند و عوامل داخلی آن ها هم کاری از پیش نخواهند برد.

خداوند با ملت مومن است. 

برگ برنده


24>13

تقلب در محبوبیت



کودتای سبز

بازی کودتای سبز

از کودتای نوژه تا کودتای سبز

کودتای سبز

کودتای شکست خورده سبز بر علیه رای ۲۴ ملیون:

رهبران:جورج سوروس،خاتمی،موسوی،مهدی هاشمی،کروبی

استراتژی:شایعه،دروغ،تهمت،تبلیغات گسترده،شبه ی تقلب

حامیان:منافقان،لائیک ها،سلطنت طلبان،ارازل و اوباش،ثروت مندان،استعمار پیر،شیطان بزرگ،تروریست ها،ریگی،رجوی،بنی صدر،حرام خوار ها،دزد ها،معتادان،وطن فروشان،

روش:آتش زدن سطل زباله و بانک،فحش دادن به منتخب مرذم و رهبر،حمله به بسیج و پلیس،استفاده از اسلحه،بمب گذاری،کشتن مردم برای بدنام کردن نظام،متحجران قدیم و روشن فکران امروز

اهداف:براندازی نظام،رسیدن به قدرت،به دست آوردن آبروی از دست رفته،پایین کشیدن احمدی نژاد.

دلیل شکست:به خواست خدا،از دست دادن حامیان مردمی،کم بودن طرفداران،بی ریشه و بنیان بودن آن،ضعف رهبران،تدابیر ولی فقیه،در صحنه بودن مردم،بیشتر بودن حامیان احمدی نژاد و رهبر،بی اعتقاد بودن مردم به حرکات ضد دمکراتیک و غیر قانونی و آشوب گرایانه،

 

 

 

 

سیاسیون محبوب

بهشتی :

کروبی :


از دمکراسی تا فاشیسم

کسانی که در صحنه های دمکراتیک شکست خوردن به روش های فاشیستی روی آورده اند.

همان روش های دمکراتیکی که سال ها به کمک آن قدرت اجرایی و قانون گذاری کشور را در دست داشتند.

24 سال.موسوی.هاشمی.کروبی.خاتمی.

توپ قدرت را به هم پاس می دادند که ناگهان احمدی نژاد آمد و توپ را قاپید،قاپیدنی.

حال می خواهند از روش ها ضد دمکراتیک استفاده کنند تا بلکه قدرتی را که بدان عادت کرده بودند پس بگیرند.

به روی نظام و آرای مردم شمشیر کشیده اند.و نمی دانند که این آخر کارشان خواهد بود و اگر مردم در 22 خرداد با رای هایشان مشت بر دهان آن ها کوبیدند این بار به روش خودشان عمل خواهند کرد که جواب سنگ فقط سنگ است.

در فتنه ها چهره واقعی منافقین رو می شود.در فتنه ی اخیر هم پرده ها کنار رفت و باطن وحشی اصلاحات و اشراف مدعی مردم سالاری و جامعه ی مدنی مشخص شد.

گذشته از مذهبی ها اکثر کسانی که به احمدی نژاد رای دادند فقرا بودند و او را قهرمان خود می دانستند.

و از آخوند های حرام خوار و تند رویی چون کروبی،

اشراف پرور هایی چون هاشمی و

مفسد هایی چون خاتمی که جامعه را به فساد کشید و دختران فراری نتیجه ی سیاست های ضد دینی او بود،

متنفر بودند و احمدی نژاد قهرمان با وجود تمام انقادهای روا و نا روایی که بر علیه او بود، در مقابل آن ها ایستاده بود و ستون محکم اشرافیت،حرام خواری و فساد و قدرت را به لرزه در آورده بود.

موسوی هم که چهره ای میانه بود و هر دو طرف تا حدودی او را قبول داشتند با طناب این افراد به چاه رفت.

طبقه متوسط اقلیت است و فقرا اکثریت و بر طبق دمکراسی حق با فقراست نه آتش افروز ها.

طبقه فقیر شاید عاشق رهبر انقلاب نباشند اما مسلما عاشق احمدی نژاد هستند.

هر کس در این  شک دارد با چشم های باز و بدون کینه سری به جنوب شهر و روستا ها بزند.به آبادان که با نفت آن ها برج های تهران سبز شده اند هم سری یزند.



کودتای سبز بر ضد دمکراسی

درسومين روز از نمايشگاه بين‌المللي مطبوعات، نشست مشتركي با موضوع «رسانه» و با حضور محمد جواد لاريجاني، معاون بين‌الملل قوه قضائيه و مصطفي كواكبيان، نماينده مردم سمنان و عضو فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي برگزار شد كه اين نشست به مناظره ميان دو طرف تبديل شد.
در اين نشست مشترك محمد جواد لاريجاني با بيان اينکه موسوي با کودتايي که انجام داد قصد براندازي نظام را داشت، بيان کرد: از زماني که ميرحسين موسوي در ساعت 11 شب خود را رئيس جمهور دانست و مردم را به خيابان‌ها کشاند، موضوع کودتا و خروج او از نظام مطرح شد.
وي افزود: موسوي از ذيل نظام خارج ‌شد و او زماني که سه چارچوب شرع، قانون و اخلاق را رد مي‌کند، خطري بزرگ براي نظام ايجاد کرده است. لاريجاني با تأكيد بر اين‌كه تيزهوشي مقام معظم رهبري باعث شد که موسوي نتواند کودتا کند، اظهار داشت: اگر کودتاي موسوي موفق مي‌شد نه تنها اسلاميت نظام از بين مي‌رفت بلکه امنيت ملي و دموکراسي هم از بين رفته بود.
لاريجاني گفت: سايت‌هايي که در خدمت کودتا بودند خلاف شرع عمل کردند و با دروغ‌هاي شاخدار عليه نظام شانتاژ مي‌کردند. وي گفت: کاش خاتمي و موسوي اين خطاي بزرگ را انجام نمي‌دادند و نمي‌گذاشتند کار به اينجا بکشد.
وي اظهار داشت: هيچ چيزي شمشير کشيدن اين افراد عليه نظام را توجيه نمي‌کند و چيزهايي که به اسم سبز بيرون آمده همه شرعاً و قانوناً خلاف است.
وي افزود: اصطلاحاتي به نام خودجوش، نمي‌تواند کسي را از قانون منفک کند لذا هر کسي قصد دارد که تشکلي سياسي راه‌اندازي کند، بايد مجوز بگيرد.


انقلاب عدالت :کودتا یعنی خروج از قانون ، دمکراسی، حاکمیت.هر چند به کمک درصدی از مردم باشد.

آقای میر حسین قصد داشتند با سوء استفاده از هواداران ۲ ملیونی خود در پایتخت خود کودتایی نرم را پیریزی کنند و با تسخیر مراکز حکومتی خود را بر اکثریت تحمیل کنند.این با تیز هوشی رهبر انقلاب و مردم شکست خورد.