کسانی که در صحنه های دمکراتیک شکست خوردن به روش های فاشیستی روی آورده اند.

همان روش های دمکراتیکی که سال ها به کمک آن قدرت اجرایی و قانون گذاری کشور را در دست داشتند.

24 سال.موسوی.هاشمی.کروبی.خاتمی.

توپ قدرت را به هم پاس می دادند که ناگهان احمدی نژاد آمد و توپ را قاپید،قاپیدنی.

حال می خواهند از روش ها ضد دمکراتیک استفاده کنند تا بلکه قدرتی را که بدان عادت کرده بودند پس بگیرند.

به روی نظام و آرای مردم شمشیر کشیده اند.و نمی دانند که این آخر کارشان خواهد بود و اگر مردم در 22 خرداد با رای هایشان مشت بر دهان آن ها کوبیدند این بار به روش خودشان عمل خواهند کرد که جواب سنگ فقط سنگ است.

در فتنه ها چهره واقعی منافقین رو می شود.در فتنه ی اخیر هم پرده ها کنار رفت و باطن وحشی اصلاحات و اشراف مدعی مردم سالاری و جامعه ی مدنی مشخص شد.

گذشته از مذهبی ها اکثر کسانی که به احمدی نژاد رای دادند فقرا بودند و او را قهرمان خود می دانستند.

و از آخوند های حرام خوار و تند رویی چون کروبی،

اشراف پرور هایی چون هاشمی و

مفسد هایی چون خاتمی که جامعه را به فساد کشید و دختران فراری نتیجه ی سیاست های ضد دینی او بود،

متنفر بودند و احمدی نژاد قهرمان با وجود تمام انقادهای روا و نا روایی که بر علیه او بود، در مقابل آن ها ایستاده بود و ستون محکم اشرافیت،حرام خواری و فساد و قدرت را به لرزه در آورده بود.

موسوی هم که چهره ای میانه بود و هر دو طرف تا حدودی او را قبول داشتند با طناب این افراد به چاه رفت.

طبقه متوسط اقلیت است و فقرا اکثریت و بر طبق دمکراسی حق با فقراست نه آتش افروز ها.

طبقه فقیر شاید عاشق رهبر انقلاب نباشند اما مسلما عاشق احمدی نژاد هستند.

هر کس در این  شک دارد با چشم های باز و بدون کینه سری به جنوب شهر و روستا ها بزند.به آبادان که با نفت آن ها برج های تهران سبز شده اند هم سری یزند.