شکاف طبقاتی در ایران

عدالت مهمترین آرمان انقلاب بود. اما با روی کار آمدن اشراف، این آرمان فراموش شد. امام خمینی انقلاب ۵۷ را انقلاب پابرهنگام نامید و به حق که این گونه بود.

در آن سال ها هاشمی و خاتمی شعار و آرمان و مهمترین اصل انقلاب یعنی عدالت را کم رنگ نمودند و به جای آن توسعه و آزادی را مطرح نمودند و به نا عدالتی ها دامن زدند و بعد از سی سال از پیروزی انقلاب میلیون ها ایرانی زیر خط فقر هستند.

شکاف طبقاتی زیاد شد. قدرت در دست مرفهین افتاد. سرمایه داران، سیاسیون ، کارگردان ها ، بازیگرها ، افراد مشهور ، اساتید دانشگاه و بقیه این طیف افراد همه مرفه هستند و شکاف مهمی بین افراد عادی جامعه با این طبقه ایجاد شده است. و طبقه فقیر که اکثریت مردم را تشکیل می دهند هیچ رسانه ای ندارد. آنها نه روزنامه دارند و نه صدا و سیما. شبکه های خارجی هم از دغدغه های آن ها سخنی نمی گویند. واقعیت آن است که مردم فقیر رسانه ای ندارند.

پایتخت نشین ها هم اکثرا مرفه بوده و از این شکاف طبقاتی نفع برده اند.

تنها رسانه ی مستضعفان ایران صندوق های رأی است. اما وقتی طبقه مرفه پایتخت نشین در انتخابات شکست می خورد به خود اجازه می دهد رأی اکثریت را زیر سوال برده و تظاهرات کند و همه جا را آتش بزند.

این شکاف طبقاتی مهمترین عامل اغتشاشات اخیر است. البته این جان کندن نا عدالتی های ۱۶ سال خاتمی و هاشمی است. طبقه مرفه باید بفهمد دیگر دوران اشرافتی سالاری به پایان رسیده است.

سه نوجوان کارگر با ریزش دیوار نوساز جان باختند اما هیچ روزنامه یا شبکه تلوزیونی یا سایت یا شبکه ماهواره ای از آن سخنی نگفت. ندا آقا سلطان قربانی سناریوی کثیف انگلیسی ها شد و دنیا همه او را شناختند و صدای ندا ندا گوش فلک را کر کرد.


خط انقلاب : شکاف طبقاتی در ایران   مرگ بر اشرافیت و نفاق  روانشناسی موسوی و اصلاحات

 عدالت و رسانه