قدرت از دست رفته

باز هم داستان تکراری طلحه و زبیر است.همان ها که در زمان پیغمبر برای خود کسی بودند و مدافع اسلام.اما اندک زمانی بعد در دوران علی دیگر از رشادت در راه اسلام خسته شده بودند و بدنبال قدرت و پول بودند.

در زمان ما هم عده ای در اوایل انقلاب با انقلاب و اما و مردم بودند اما بعد هم صاحب مقام شدند.این افراد تا زمانی که صاحب قدرت بودند جزو نظام بودند و حامی انقلاب اما با از دست دادن مقام به ناگهان در مقابل نظام ایستادند.

کروبی یک مثال خوب است.خاتمی و موسوی هم مثال دیگریست.منتظری و صانعی هم این چنین بودند.

این ها را فقط قدرت آرام می کند.کروبی برای قدرت دست به هر کاری زد و حتی رودر روی خاتمی قرار گرفت و او را به تقلب در انتخابات محکوم کرد.

وقتی قدرت از دست قدرت مندان قدیم چون هاشمی و خاتمی و موسوی و دوستان خارج شد و با خواست ملت به احمدی نژاد رسید این افراد بر آشفتند و دست به سخیف ترین کارها زدند و به دموکراسی و شرف پشت کردند.ملت شریف مستضعف را گدا و عوام و رای آنها را بی کیفیت گفتند. همه مردم رابه تقلب متهم کردند.رای ۲۴ ملیون را دروغ نامیدند. رئیس جمهور منتخب ۱۷ ملیونی و ۲۴ ملیونی را دروغ گو و حرام زاده گفتند و استاد دانشگاه را خرافه پرست گفتند و متحجر و خود در اوایل انقلاب کراوات خارجی ها را می بریدند و روزنامه های مخالف خود را عامل بی گانه می نامیدند و بین دختر و پسر در دانشگاه پرده می کشیدند. این تند رو های قدیم و واداده هاس جدید قدرت پرست.

چون قدرت از دست اعتلاف آن ها خارج شده بود. و این مدعیان آزادی بیان و دموکراسی و اصلاح و گفت و گوی تمدن ها به ناگهان مانند وحشی های هزار سال پیش به خیابان ها آمدن و همه جا را به اتش می کشیدند. و معلوم شد دلارهای مصوب امریکایی ها به جیب چه کسانی می رفته است. معلوم شد این ها تا جایی با رای مردم و دموکراسی اعتقاد دارند که به نفع آن ها باشد.