*توضیح این که این مطلب صرفا به دنبال انتقاد از نامزدهای انتخابات است. بنا بر این انتظار نداشته باشید که من اینجا به تعریف و تمجدی در مورد این نامزدها بپردازم. همه نامزدهای انتخابات افراد موجهی هستند و سابقه خدمت خوبی دارند. همین تعریف برای آنها کافیست.

گذر زمان بر تجربه یک ملت می افزاید. اما ملتی که تاریخ را فراموش کند و بخواهد به گذشته باز گردد خود را در چاهی انداخته است که رهایی از آن وجود نخواهد داشت. دوره اصلاح طلبان و کارگزاران گذشته است. آنها برای پس دادن امتحان وقت مناسبی داشته اند. اصلاح طلبان ثابت کردند گروهی تندرو و تمامیت خواهند. دوره اصلاح طلبی، دوره اقتدارطلبی و دین ستیزی بود. دوره افراطی گری و سیاسی کاری بود. دوره کارگزاران دوره زبح عدالت بود. مردم از دیکتاتوری و عدالت ستیزی کارگزاران خسته شدند و به اصلاح طلبان پناه بردند. مردم از افراطی گری و سیاست بازی اصلاح طلبان خسته شدند و به احمدی نژاد پناه بردند. هیچ بازگشتی به قبل در کار نیست. مردم هیچ گاه به اصلاح طلبان یا کارگزاران روی نخواهند آورد. نام اصلاح طلبان با اغتشاش و التهاب گره خورده است. مردم از تندروی و اغتشاش بیزارند. نام کارگزاران با اشرافیت گره خورده است. مردم تنفر عجیبی از اشرافیت پروری دارند.

در این روزها که گفتمان معیشت و عدالت به گفتمان مشترک اکثریت کاندیداها مبدل گشته است انسان فقط باید به دنبال یافتن نامزدهای صادق باشد و از مکاران دوری گزیند. اصلاح طلبان و کارگزارانی ها هیچ اعتقادی به عدالت و معیشت مردم ندارند. تاریخ حکومت 16 ساله آنها این مسئله را برای همه روشن ساخته است. عارف و روحانی برای عدالت و معیشت نمی جنگند. آنها برای انتقام گیری از احمدی نژاد و روی کار آوردن هاشمی و خاتمی آمده اند. پیروزی عارف و روحانی یعنی پیروزی تندروی و سیاست بازی. پیروزی التهابات سیاسی و اغتشاشات. پیروزی عدالت ستیزی و دین ستیزی. پیروزی آقاجری ها و سروش ها. مهاجرانی ها و مخمل باف ها. پیروزی آنها خوشحالی دشمنان انقلاب و سطنت طلبان و منافقان را به همراه خواهد داشت. آیا مردم می خواهند دوباره به دوره اصلاح طلبان باز گردند؟ قطعا این چنین نخواهد بود و از تنفر مردم از اصلاح طلبان کاسته نشده است.
سابقه مدیریت قالیباف در شهرداری به خوبی عدم اعتقاد عملی او به فرهنگ اسلام، عدالت و شایسته سالاری را ثابت نموده است. او مرد آرمانی نیست. منصوب نمودن همسر به عنوان یک مدیر ارشد شهرداری نشان از عدم اعتقاد به شایسته سالاری و به جای آن اعتقاد به فامیل سالاری است. این سندی محکم و روشن از عدم شایستگی شهردار محترم تهران برای ریاست جمهوری است. قالیباف ذره ای به فرهنگ ساده زیستی مدیران در جمهوری اسلامی اعتقاد ندارد. حداد عادل و ولایتی نیز به نفع شهردار کنار خواهند رفت. پس نیازی به صحبت در مورد آنها نیست.