کلمه ی خبثه

امروز در سایت ضد انقلاب کلمه( کلمة خبیثة)  مطلبی آورده است که در آن سعی دارد حرکت مینی بوس رهبری از میان علاقه مندان خود در قم را به معنای بی احترامی  و حقیر دانستن مردم قلمداد کند.

اگر رهبری به میان مردم برود این می شود حقارت مردم؟ اگر نمی رفت که می گفتید خود بزرگ بین است و جدای از مردم. حتما باید با هلیکپتر برود؟ یا همه ی خیابان ها را ببندند؟ این می شود احترام به مردم و یکی شدن حاکم با مردم؟ یا این که به میان مردم برود؟ چرا این قدر حسادت می کنید. خودتان هم به میان مردم بروید تا ببینید چگونه به سمت شما کفش پرتاب می کنند. اگر مردم برای دیدن چهره ی رهبرشان به خیابان بروند می شود تحقیر مردم؟

البته این موضع انفعالی این سایت نشان می دهد که که آن ها تحت تاثیر حرکت عظیم مردم قم در استقبال از رهبری قرار گرفته اند.

عجیب است که این جماعت روزی می گویند وحی دروغ است و پیغمبر تجربیات شخصی خود را در قرآن آورده است. روزی می گویند مقلدین میمونند. روزی می گویند امام خمینی به موزه ها رفت. و روز دیگر برای خود مرجع تقلید درست می کنند. از امام خمینی تعریف می کنند و خود را به امام و نوه ی او منتصب می کنند. عجیب است. نفاق بد چیزیست.

امام خمینی خود به میان مردم می رفت و مردم برای دست دادن با  او از سر و کول هم بالا می رفتند. آیا امام مردم را تحقیر می کرد یا به آن ها عزت داد؟ شما که مدعی خط امام هستید؟ ای منافقین!

مردم تک تک می آمدند  و  به امام علی دست می دادند و زنان دست در ظرف آبی می کردند که دست امام در آن بود این تحقیر است؟ تحقیر این است که با بزرگان و هنرمندان خوشگل و سران اروپا بپری و با دختران آن ها دست بدهی و انرژی هسته ای را تعلیق کنی و حل مشکلات مردم را گدا پروری بگویی. تحقیر آن است که همیشه آن بالا باشی و حرف های گنده گنده بزنی و از گفت و گوی تمدن ها سخن برانی. تحقیر آن است که رای مستضعفین را تقلبی بنامی و بگویی لرها داماد خود را ول نمی کننند به دیگران رای دهند.

پس به میان مردم رفتن و در میان آن ها حرکت کردن عین عزت است. عاشقان خامنه ای نیز تحقیر شده هایی دهاتی و عوام و گدا نیستند. آن عزت مند هستند به رهبر خود افتخار می کنند. تحقیر شده کروبی است که هر جا می رود مردم به سمتش کفش پرت می کنند. تحقیر شده آن است که جرات نمی کند از خانه ی خود بیرون آید و به نقاشی کردن خود می پردازد زیرا اگر بیرون آید دمپایی بر سرش فرود می آِیند.

جالب است که نویسنده منافق خود در جایی گفته بود دین از سیاست جداست و حالا از امام علی می گوید کسی که سیاست را عین شرع نمود. همچنین او جزو باند مهدی هاشمی بوده و از همین جا تندروی، نفاق و آدم کش بودن او مشخص می شود. و انسان به ذهنش می رسد شاید منظور این این باشد که رهبری شیشه ماشین را په پایین بدهد تا او و دوستانش او را هم ترور کنند. این بار تروری موفق.

جالب است که جرس و بالاترین و کلمه خبیثه مطالب مشابه هم دارند.

و این جاست که می فهمی که گردانندگان این سیات چقدر شیطان صفتند و بی منطق.


ابو عطای یک قورباغه ی سبز

افراد را با اتوبوس و کیک و ساندس  و هواپیما  و موشک به لبنان فرستاده بودند.

سید علی

عشق قم

آقازاده ها و کانون فساد

در این کشور آقازاده ها مهمند نه نخبگان. نخبگان همان آقازاده ها هستند. آقازاده ها همه کاره و مقدسند. آقازاده که سهل است، آقازاده های آقازاده ها هم برای خود کسی هستند. روابط فامیلی حرف اول را می زند. در واقع آقازاده ها نیز یا خود آقا هستند. در نظر بگیرید : پسران شهید بهشتی، پسران َشهید مطهری، پسر شهید همت، پسران و دختران هاشمی، پسر ناطق نوری، پسر سید احمد آقا (حسن) و این اواخر پسر مشایی. این ها با سوء استفاده از جایگاه پدر به پست و مقام رسیده اند و نماینده و رئیس و استاد دانشگاه شده اند. البته بیشتر از 400 آقازاده در لندن علیه جمهوری اسلامی فعالیت می کنند. به جای این که افراد فقط بر اساس آن چه هستند جایگاه داشته باشند بر اساس نژاد و روابط خانوادگی مطرح می شوند. این یکی از ریشه های ضعف های ماست. همت اگر می دانست پسر او چه سوء استفاده ای از شهادت پدرش خواهد نمود و چقدر به خاطر این مسئله منحرف خواهد شد و آرمان همت را زیر پا خواهد گذاشت شاید زنده ماندن را بر شهادت ترجیح می داد. برخی از نزدیکان شهید باکری نیز نهایت سوء استفاده را از موقعیت خود نموده اند. آقازاده ها یکی از مهمترین اهداف کاخ سفید و لندن هستند. آن ها آقازاده ها را به نفع خود ماستفاده می کنند. آن  ها به آقازاده های ایرانی مدرک می دهند. هنگامی که مردم بلوچ و دیگر مردم مستضعف برای تامین هزینه های روزمره زندگی خود با مشکل مواجه می شوند، فائزه هاشمی به سفرهای تفریحی خارجی ( از جمله همین سفر به سواحل برزیل) می رود و تفریحات سالم می کند و از نعمت های الهی (آقازادگی) بهترین استفاده را می کند. آقازاده ها از قبل جمهوری اسلامی و بیت المال به نان و نوا می رسند و بعد از این که آب روی نظام را بردند بر علیه نظام و انقلاب شروع به فعالیت می کنند و برا دستیابی به قدرت از هیچ خیانتی ابایی ندارند. مهدی هاشمی سر دسته ی ای آقازاده های کثیف است. و وقتی می شنوی که پسر مشایی نیز یگ بازی را دوست دارد تازه می فهمی که وضع ما خراب تر از این حرف هاست. البته نباید فراموش نمود که فرهنگ آقازداده پرستی نیز در کشور ما تا حدی وجود دارد. اگر بفهمند که تو فرزند فلان رئیس هستی برا تو احترام زیادی قائل می شوند و چاپلوسی می کنند. البته یک دلیلش هم این است که قدرت یک آقازاده را خوب درک می کنند. یادم رفت پسران برخی مراجع را نیز بگویم. در این میان اندک مسئولینی  نیز هستند که جلوی آقازاده های خود را گرفته اند. دو نفرشان را همه ما خوب می شناسیم . البته که شهیدان دستشان از این دنیای فانی و پست کوتاه است و از آن ها انتظاری نیست. و البته زمانی نیز پسر نوحی ظاهر می شود اما نوح از او تبری می جوید. پس چرا هاشمی از فرزندان خود تبری نمی جوید و مدام از آن ها حمایت می کند؟

اعلام نظر صريح رهبر انقلاب در مورد بطلان‌ وقف دانشگاه‌ آزاد

هيئت فقهي و حقوقي كه از سوي رهبرمعظم انقلاب براي بررسي عميق و همه جانبه موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامي تعيين شده بودند، نظرنهايي خود را مبني بر مغايرت فقهي و حقوقي وقف اين دانشگاه به محضر معظم له تسليم كردند و حضرت آيت الله العظمي خامنه اي نتيجه اين بررسي دقيق و مستند فقهي و حقوقي را به عنوان نظر قطعي و نهايي درباره وقف اموال دانشگاه مزبور به آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس هيئت موسس دانشگاه آزاد اسلامي و آقاي احمدي نژاد رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي ابلاغ فرمودند.

متن نامه رهبرمعظم انقلاب كه از سوي دفتر ايشان براي آقايان هاشمي ر فسنجاني و احمدي نژاد ارسال شده به شرح زير است.


بسم الله الرحمن الرحيم

در پي مأموريت به دو هيئت فقهي و حقوقي براي بررسي عميق و همه جانبه درباره وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامي، مجموعه بحث ها و تدقيق در ادله مختلف به اين نتيجه قطعي منتهي شد كه وقف مزبور داراي اشكالات اساسي فقهي و حقوقي است از جمله، هم به لحاظ مشروعيت وقف مذكور و هم از جهت صلاحيت هيئت محترم موسس در انشاء اين وقف. همچنان كه مشكل اساسي تحقق قبول مقام ذيصلاح نيز مطرح است، بنابراين وقف مزبور از لحاظ فقهي و حقوقي صحيح نيست.

ضمناً با توجه به ماهيت غيرخصوصي و غيردولتي دانشگاه آزاد اسلامي، لازم است بندهاي 5 و 10 مصوبه جديد شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مورد اساسنامه آن دانشگاه مورد بررسي مجدد قرار گرفته و اصلاح شود.

مراتب به جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رياست محترم هيئت موسس و جناب آقاي احمدي نژاد رياست محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي ابلاغ شود.


سيدعلي خامنه اي

18/7/89















مهدی هاشمی طراح اغتشاشات

وقتی زن هاشمی می گوید پسرم در میان استقبال دوست دارانش وارد ایران خواهد شد به معنی برنامه ریزی دوباره برای اغتشاشی دیگر است. عفت مرعشی روز انتخابات گفته بود که اگر تقلب شد مردم به خیابان ها بریزند. و در واقع با این حرف نقشه های پسر خود را لو داده بود. این بار نیز خبر از نقشه جدید مهدی هاشمی می دهد. مهدی هاشمی که خود طراح اعتشاشات بعد از انتخابات بود و با درآمد دانشگاه آزاد لیدرهای اغتشاش گران را تغذیه می نمود یک سالی می شود که برای فرار از مجازات به لندن ، مرکز اصلی جاسوسان و آقازاده های مفسد، رفته است. او از بیت المال و درآمد های دانشگاه آزاد پول های کلانی را برای پیروزی پدر خود و کاندیداهای مورد حمایت او در انتخابات های مختلف صرف نمود. این ننگی بر پیشانی هاشمی رفسنجانی است. البته فرار او از ایران نشان دهنده ی سنگینی جرم هایش است زیرا با وجود خلاف کاری های زیاد او و بقیه خاندان هاشمی، همواره از محاکمه در امان بوده اند و هاشمی اجازه محاکمه ی آن ها را نداده است. باید در این جا به این نکته اشاره نمود که نقشه جدید مهدی هاشمی که عفت خبر از آن می دهد در نطفه خفه خواهد شد زیرا دیگر خبری از فضای رادیکالی انتخاباتی و دروغ های بزرگی چون تقلب نیست و همه ی تحرکات کودتاگران مخملی توسط نیروهای امنیتی کنترل می شوند.

نشان موعود

همیشه بین حق و باطل جنگ بوده است. زمانی با شمشیر، زمانی با بمب اتمی، زمانی باسنگ. سی و یک سال پیش مردم ما انقلابی را آغاز نمودند که هدف آن براندازی شاه نبود، بلکه مبارزه با امپریالیزم جهانی بود. آغاز گر و رهبر این حرکت امام خمینی بود. طولی نگذشت که شیطان بزرگ و متحدانش خطر را احساس نمود و مرکزیت این حرکت را نشانه گرفتند. فتنه های اول انقلاب به وقوع پیوست. مردم و رهبران انقلاب ترور شدند. آمریکا و کشورهای غربی ، مزدوران داخلی خود را در ایران را به حرکت وا داشتند و در ارکان حکومتی نفوذ نموده و در صدد نابودی انقلاب از درون بر آمدند. بیوت مراجع، خانواده های مسئولین نظام، حوزه های علمیه ، مجلس و نهاد ریاست جمهوری از جمله مراکزی بودند که دشمن در آن نفوذ نمود و ارکان انقلاب را هدف قرار داد. شعارهایی چون دموکراسی و آزادی مطرح شدند و چنین وانمود شد که نظام اسلامی دیکتاتوری و مخالف دموکراسی و آزادی است. ارزشها اسلامی مورد تهاجم قرار گرفتند. تهاجم وسیع فرهنگی شکل گرفت و با وجود ضعف  رسانه ای ما ضربه های شدیدی بر ارزش ها وارد شد. دشمن به سرزمین های اسلامی حمله نمود و کشتار وسیعی به راه انداخت. با این حال نیروی رسانه ای او چنان قوی بود که بخشی از جامعه اسلامی به شیطانی بودن حکومت آمریکا پی نبرد یا حداقل آن را فراموش نمود. نیروهای شیطان بزرگ فتنه 88 را به وجود آوردند و جامعه را فتنه ای عمیق در بر گرفت و کمتر خانه ای بود که سیلی این فتنه را بر گوش خود را احساس نکند. و این هدف دشمن بود. نیروهای شیطان فلسطین را اشغال نمودند و مردم آن را کشتند و آواره کردند. سپس نماینده آن ها صدام وارد جنگ با ایران شد و صدها هزار تن شهید شدند. سپس آن ها افغانستان و عراق را اشغال نمودند و جنگ های صلیبی جدیدی را آغاز نمودند. پاکستان نیز آماج بمب ها و موشک های آن ها واقع شد. شیعیان یمن را زیر آتش خود گرفتند. آمریکا در بیش از صد کشور دنیا پایگاه نظامی دارد و بودجه ی نظامی آمریکا قابل مقایسه با بودجه ی نظامی کل دنیاست. مسلمانان تنها بخشی از مردم جهان هستند که آمریکا  و نیروهای شیطانی غرب آن ها را کشته و آواره نموده اند. بمبهای اتمی آمریکا دو شهر ژاپنی را در مدت چند ثانیه به ذغال تبدیل نمود. انگلیس بیش از صد برابر خاک خود را از دنیا اشغال نموده بود و استعمار می کرد و می کشت و به بردگی می گرفت. اینک در هر خانه ای از مسلمانان ماهواره ای وجود دارد که امواج شیطان را دریافت می کند و به خورد بچه و بزرگ خانواده ی مسلمان می دهد. و هر تلوزیون و مانیتور و ال سی دی و ال ای دی و پلاسمایی نمادی از دجال یک چشم است. چشم بالای هرم  ناقص فراماسونری.

لشکر شیطان در خیابان های تهران ظاهر می شود و آتش می زند. بزرگ شیطان پرستان سیاه در کاخ سفید در کنار آن هاست. بر ضد خدا هم می شود تظاهرات کرد. پس بر ضد دموکراسی هم می توان. امام به موزه های تاریخ رفت، عکسش آتش گرفت و نوه اش جای او را گرفت. شوهر فاحشه ی پاریس در کنار آن هاست. شعار های لشکر شیطان در سایت وزات خارجه ی شیطان پرست های صهیونیست قرار دارد. یک میلیون عراقی کشته شدند و یک ندا را نیز خودشان در مناسکی شیطان پرستانه قربانی نمودند. همانند برج های دوقولو که نماد دو ستون ورودی معبد سلیمان بودند. قربانی برای سلطه ی شیطان بر سرزمین ها ی مسلمانان. برای رضایت شطان. با شعار تغییر شیطان پرست سیاه و شیخ حرام خوار  رنگ نیروهای شیطان از قرمز به سبز تغییر یافت. ماسون "داماد و فرزند" واقعا ماسون است زیرا ماسون همان معمار است و او بعد از بیست سال دوباره به میدان آمد تا ماموریت اصلی خود را برای شیطان به انجام رساند. او بزرگ نفوذی ها بود. نیروهای ثروتمند شیطان عده ای را فریفتند و بر لشگر خود افزوردند. نیروهای شیطان همانند صدام زمین خوردند و رویشان همانند شیطان پرست سیاه کاخ سفید سیاه گشت. سید خراسانی حرکت خود را با نشانی بر دست راست  و پارچه ای سیاه بر سر خود آغاز نموده است.

بلی جمهوری اسلامی بر شاه پیروز شد، بر صدام پیروز شد و لانه ی جاسوسی شیطان بزرگ را اشغال نمود و نیروهای او را در طبس با شن های خود شکست داد. هر کس با جمهوری مقدس اسلامی درافتد بر افتد. زیرا این حکومت زمینه ساز حکومت موعود است.


سینمای طبقه ی مرفه

سینماگران امروز عمدتا مرفهینی مفسدند. دغدغه ی آن ها دغدغه مرفهین، اشراف و در بهترین حالت طبقه متوسط است. آن ها به علت بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی توانسته اند بدون این که لیلاقتش را داشته باشند مراکز سینمایی را در دست گیرند و با جا زدن خود به عنوان هنرمند دست به هر فسادی بزنند. معروفیت آن ها بیشتر به خاطر زیبا رویی و فساد و بی قیدی و خدمت به دشمنان اسلام و ایران است. آن ها هر سال از دست کفار جایزه می گیرند و ترفیع می شوند. آن ها به اعتقادات مردم پشت می کنند و بی ناموس و بی دین هستند. فیلم های آن ها ابتذال و فساد است. آن ها در فیلم های خود مسائل پول داراها و عیاش ها را مطرح می کنند و آن ها را به عنوان دغدغه های جامعه و ارزش ها معرفی می کنند. دولت پول مردم را به آن ها می دهد تا فیلم بسازند و معروف شوند و آن ها مفسدانه بر علیه ملت و حاکمیت اقدام می کنند. سینمای ایران کانون شیطان است. در آن نه اثری از ارزش های اسلامی است و نه اثری از مشکلات مردم. آن ها فقط مسائل خود را مطرح می کنند و بر اساس دلخواه آمریکا کار می کنند تا جایزه های خود را از آنها دریافت کنند. در فیلم های ایرانی مذهبی ها انشان های پست، ریاکار، عیاش و چند زنه، نادان و بی سواد، زشت و چاپلوس معرفی می شوند. در فیلم های ایرانی ارزش های دینی به سخره گرفته می شوند. فیلم های سینمایی ما مربوط به دختر پسر های زیبارو پول دار است. فیلم ها ما رقص و آواز است. بازیگران ما عیاش و لاط و بی ناموسانی پول پرست و شهرت طلبند.

خوب، این شامل حال همه نمی  شود اندک کسانی نیز هستند که انسان هستند.

استوانه ی فساد

بیشک رفسنجانی یکی از موثرترین افراد در در طول 31 سال بعد انقلاب بوده است. او یکی عوامل نهادینه کردن بی عدالتی، پارتی بازی، فساد اقتصادی و کم رنگ نمودن ارزش های دینی بوده است. خانواده او کانون فساد ایران است. هاشمی فرزندان خود را در جایگاهای مهم اقتصادی و سیاسی قرار داد و بدین ترتیب آغازگر دوره اشرافیت در سالهای بعد از انقلاب شد. او با در اختیار داشتن دانشگاه آزاد صاحب ثروت، قدرت  و نفوذ زیادی در کشور شده است. در فتنه 88 نیز سکان داری اغتشاشات را مهدی هاشمی بر عهده داشت که این ماموریتی از جانب رفسنجانی بود. او بعد از شکست از احمدی نژاد با تغییر چهره ی سیاسی ، خود را یک اصلاح طلب و فردی دموکراتیک و میانه رو  معرفی نمود در حالی که یکی از دیکتاتور ها  و تندروهای بعد از انقلاب بود. عامل بدبینی بعضی از مردم نسبت به انقلاب، هاشمی بود.خاتمی را او به قدرت رساند و موسوی نیز فرستاده او در انتخابات بود. او برای براندازی احمدی نژاد دست به هر خیانتی زد و به پادشاهان عربی نامه می نوشت که این دولت تا شش ماه دیگر سقوط خواهد کرد. در دهه 60 بسیج فریب او را خورد و امروز نیز عده ای دیگر فریب این روباه را خورده اند.مردم به او نه می گویند و او باز هم مانده است.

ستون فساد

هاشمی سالهاست که خود را صاحب 250 هزار ملیارد دارایی دانشگاه آزاد کرده است. دانشگاه آزاد به نام هاشمی نیست  اما در عمل درآمد آن نصیب او می شود تا در انتخابات ها آن را به کار گیرد و اوباش را به خیابان بیاورد و عده ای را نیز بفربید. او فرزندان خود را با این پولها به مقام و نان و نوا رسانده است. در حالی که جوانان در جبهه ها کشته می شدند فرزندان او در حال تجارت و درس خواندن(عیاشی) در خارج بودند. مهدی هاشمی که خود ام الفساد تاریخ معاصر ماست کافیست تا آبرویی برای رفسنجانی نماند.  او در لندن عیاشی می کند و جوانان تحصیل کرده بی کارند. این جماعت اسلام را رها نموده و به زندگی تجملی، اشرافیت و شاهنشاهی روی آورده اند. رفسجانی و خاندان او خود را صاحبان انقلاب می دانند. آن ها زمانی که قدرت را در دست داشتند هیچ انتقادی را بر نمی تافتند و منتقدین را نسبت می کردند. حالا از آزادی و مردم و انتقاد دم می زنند. این نهایت شیطان صفتی است. آن ها با پادشاهان عرب رفت و آمد می کنند و خائنانه بر علیه و حکومت و ملت ما اقدام می کنند.

مگر این چند روز دنیا چه ارزشی دارد که برای پول و قدرت این قدر تقلا می کنند و دست به هر خیانتی می زنند.