موسوی یوشنکو

کودتای مخملی سبز و نارنجی


 


 

جو


جورج سوروس حامی . عامل پشت صحنه


و دست خدا بر سر ماست



شیکه اشرافیت بروکراتیک

در مناظره زیبا کلام و داوری:

داوري:شبکه اشراف بروکرات فرمانده آشوبها بود.

آمدند در آستانه انتخابات گفتند يک ميليارد دلار گم شده است. و اذهان نخبگان و مردم را نسبت به دولت بدبين کردند.بعد معلوم شد که يک ميليارد دلار در کجا هزينه شده و حساب و کتاب آن هم روشن شد. همين اتفاق در دولت آقاي خاتمي هم افتاده بود و شش ميليارد دلار در سال 83 همين وضعيت را داشت.اما هيچ وقت دولت آقاي خاتمي اينچنين مورد هجمه قرار نگرفت و رسانه ها از کنار اين موضوع با سکوت عبور کردند.

زیباکلام :

مديران نظام را زير سوال نبريد. ببنيد ما مي گوييم سياستهاي کلي نظام زير نظر مقام معظم رهبري هستند .

مي دانيد آيا دکتر حاتمي زماني که انقلاب شده آقاي دکتر داوري دبستان بوده نه جنگ را ديده و نه جريان بني صدر را ديده و هيچ چيز را نديده، ايشان الان آمده

-----------

انقلاب عدالت:

آقای زیبکلام ، استاد بزرگ ، شما می گویید کسی که 40 سال دارد و در زمان انقلاب دبستانی بوده است نباید مسئول شود ، یا این که چنین فردی نباید در مورد انقلاب تحلیل کند ؟!!

پس شما چگونه در مورد چند صد سال قبل هم در کتابهایتان تحلیل می کنید؟!! این چه حرفیست می زنی ای روشنفکر و این چه استدلالی است آقای فیلسوف! پس فقط پیرها باید در صحنه باشند!

این که در دوران 16 ساله هاشمی و خاتمی ارزشهای انقلاب زیر پا گذاشته شده است را چگونه به این ربط می دهید که چون خامنه ای رهبر بوده است پس شما در واقع خود رهبرب را زیر سوال بردید؟! این چه استدلالیییت این چه منطقی است؟!

گفتمان و خواسته های رهبر انقلاب در زمان هاشمی و خاتمی با گفتمان این رئیس جمهوران سابق به شدت متفاوت بوده و خود ایشان مستقیما به این مسئله اشاره کرده اند.و حتی در دوران خاتمی در 18 تیر جریا ن اصلاحات(دولت خاتمی) در صدد کودتا بر ضد رهبری بودند. در اآن 16 سال قدرت اجرایی کشور و تمام وزارت خانه ها در اختیار هاشمی و خاتمی بود و این ها حتی به این هم قانع نبودند و فراتر از حدود اختیارات خود عمل می کردند.

رهبرب از عدالت و مبارزه با کاخ نشینی مسئولان حرف می زد و هاشمی از توسعه و خود از اشراف بود و فرزندانش تیشه به ریشه ارزش ساده زیستی زدند. رهبری از تهاجم فرهنگی حرف می زد و خاتمی به دنبال نهادینه کردن فرهنگ غربی بد و در دوران او به مقدسات توهین می شد و می گفتند این تفاوت فرهنگی است و نه تهاجم. این حرف وزیر ارشاد خائن ، عیاش و فراری خاتمی بود.

در زمان هاشمی رهبری هیچ قدرتی نداشت.در دوران خاتمی هم تهاجم وسیعی بر ضد رهبری وجود داشت و دولت خاتمی به دنبال افزایش قدرت رئیس جمهور در مقابل رهبری(لوایح دوقلو) بودند و در 18 تیر می خواستند بیت را به تصرف خود در بیاورند.


عدالت و رهبر

گزيده‌ی بيانات رهبر انقلاب درباره‌ی توسعه و عدالت

گوشه هایی از ساده زیستی رهبر انقلاب

دوران 8 ساله هاشمی رفسنجانی دوران بدبختی قشر مستضعف بود. هاشمی هیچ اعتقادی به به عدالت اسلامی نداشت و ندارد. در واقع او مستضعفان (صاحبان انقلاب) را گدا می نامد و رسیدگی به مسائل آن ها را گدا پروری، و موسوی مشاور او هم چنین اعتقادی دارد.در دوران هاشمی آرمان های اصلی انقلاب و امام خمینی زیر پا نهاده شد.علاوه بر عدالت او ارزش هایی مانند ساده زیستی و شهادت را تضعیف نمود و به دنبال لیبرال دموکراسی کثیف آمریکایی بود.

در دوران خاتمی هم کارها و روش هاشمی ادامه پیدا کرد. و گسترش فحشا و بی دینی رونق گرفت. به مقدسات مردم به نام آزادی و دموکراسی اهانت شد.تمام ارزش های انقلاب پا مال شد.در دوران خاتمی اصلح طلبان (مفسدان) با بوجود آوردن جریان قتل های زنجیره ای و جریان 18 تیر به دنبال متلاشی نمودن وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی بودند تا بتوانند بر ضد رهبری کودتا کنند. البته با تکیه بر دانشجویان و عده ای منافق و مخالف اسلام و نظام اسلامی.در دوران خاتمی هیچ  حرفی از علم ، پیشرف و عدالت نبود و فقط بحث گفت و گوی تمدن ها بود. خاتمی می خواست در جهان گفت و گو ایجاد کند. ولی در آن دوران آمریکا به همسایه ایران حمله کرد و ایران را محور شرارت نامید.

در این 16 سال مردم مستضعف که در واقع اکثریت ملت هستند به شدت آسیب دیدند.

اما در آن دوران تنها مدافع انقلاب و قشر مستضعف خامنه ای بود. او شجاعانه و مضلومانه در مقابل جماعت اشرافیت و نفاق ایستاد و اندک پیشرفت های این دوران محصول مدیریت او بود و تمام بدبختی های مردم را خاتمی ، هاشمی و کروبی ها به وجود آوردند و مسیر انقلاب را عوض کردند.این ها خون شهد را پایمال نمودند.

تا این که احمدی نژاد آمد. زیرا مردم از نفاق ، فحشا و اشرافیت خسته شده بودند. مردم "نه" ای بزرگ به بزرگی 17 ملیون به تمام اصلاحات و سازندگی خاتمی و هاشمی گفتند.

احمدی نژاد دست اشراف و منافقین مردم فریب را از بیت المال کوتاه نمود.او به روستا ها و شهرهای دور افتاده رفت و شروع به ابادانی ان ها کرد تا معنای واقعی سازندگی و مردم سالاری را به معرض نمایش بگذارد. کاری که 16 سال فراموش شده بود. و این آرمان بزرگ شهیدان ، امام خمینی و رهبر انقلاب عزیر و ساده زیست بود.

اما این جماعت که مزه قدرت و ثروت را چشیده بودند به این راحتی ها دست از منافع باد آورده خود بر نمی داشتند. آن ها با تمام قوا با مدیریت هاشمی به میدان آمدند. با روزنامه ها ، سایت ها ، دانشگاه آزاد ، دخانیات و پولهایی که در 16 سال جمع کره بودند. تا این که این بار مردم "نه" بزرگتری  به بزرگی 24 ملیون به این ها گفتند. و این بار آن ها پیاده نظام فریفته و مرفه خود را در پایتخت و بعضی شهرهای بزرگ به خیابان آوردندتا با تسخیر مراکز حکومتی با کودتایی مخملی برای همیشه از دست خامنه ای و احمدی نژاد و عدالت و اسلام راحت شوند.

اما زهی خیال باطل.این جماعت احمق تر از احمق نمی دانستند که اکثریت هر چند فقیر و دور از مرکز پایتخت مدافع و حامی رهبر و احمدی نژاد هستند.کم کم دروغ بزرگ ان ها که ادعای تقلب بود بر اکثریت هوادارانشان هم برملا شد و جماعت مرفه اندک هم پشت رئیسان خود را خالی نمودند و به خانه های خود در شمال شهر بازگشتند.

آری در واقع انقلاب چیزی نیست که در سال 57 تمام شده باشد. انقلاب هنوز ادامه دارد.تا زمانی که منافق و ضد انقلاب وجود دارد.

ما هم مدتی فریب دغل کاری ها و دروغ های موسوی ، هاشمی و کروبی را خورده بودیم. آن ها همیشه دم از امام ، انقلاب ،  مردم و قانون می زدند. اما بعد از 22 خرداد چهره واقعی آن ها برای همه آشکار گشت.

ما تا آخرین قطره خون مدافع مردم ، انقلاب ، اسلام و رهبر شایسته ی خود امام خامنه ای خواهیم بود. تا آخرین قطره خون.و در مقابل هر خشونتی هم ایستادگی می کنیم و حتی یک قدم عقب نخواهیم رفت. این را به آشوب گران  می گویم.


فائزه هاشمی

فائزه هاشمی ، این زن چکاره نظام است و اسم او از کدامین صندوق به بیرون آمده است که چنین گستاخانه خود را قیم مردم می داند و برای مردم تعیین تکلیف می کند و به منتخب مردم اهانت می کند.شاید به زمان های باستان باز گشته و خود را شاهزاده می بیند.گذشت آن دوران حکومت شاهانه شما.اینک دوران نکبت شما فرا رسیده است آن چنان که دوران حکومت شما دوران بدبختی فقیر بود.

ای پست به باغ پسته ات برگرد.

شعار 24 ملیونی: مرگ بر فرزندان هاشمی

فاطمه رجبی

فاطمه رجبی: من تقاضای عفو کروبی را از رادیو و تلویزیون در زمان شاه شنیدم/ هیچ خانواده‌ای به آلودگی خانواده آقای هاشمی به لحاظ سیاسی، اقتصادی و بعضاً فرهنگی نیستند.

سیاست > چهره ها  - فاطمه رجبی در دومین بخش از گفت و گویش با خبرآنلاین عمدتا به دلایل انتقاداتش به آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری پرداخته است.
ادامه نوشته

جنگ نرم

شبکه سازی نیروهای انقلابی و ایجاد شبکه گسترده سایبری برای حراست از آرمان های انقلاب.
 این آرزوی بزرگ من بوده است. زیرا من معتقدم یک نیاز مهم امروز برای حراست از آرمان های انقلاب حضور گسترده ، هدفمند و شبکه سازی نیروهای مذهبی وفادار به انقلاب در فضای اینترنت است.


جوانان پاک انقلابی جدا از هم بوده و به صورت منفرد و غیر هماهنگ و غیر هم سو فعالیت می کنند. الیته یک وبلاگ نخواهد توانست این مهم را به تنهایی به سرانجام رساند. اما این می تواند سر آغاز یک حرکت عظیم در فضای مجازی برای مقابله با تهاجم همه جانبه و سنگین نرم باشد.


 جنگ امروز جنگ نرم است. اگر بسیجی دیروز به میدان تیر می رفت تا جان خود را در موقعش برای دفاع از اسلام فدا کند امروز باید وقت و آبروی خود را در فضای جنگ نرم صرف کند. و صدای مستضعف خاموش را در فضای رسانه ای فریاد زند تا عده ای دیکتاتور صفت نتوانند رای آن ها را دروغ و تقلب بگویند و خود را منجی و روشنفکرترین زن ایران جا بزنند. تا فائزه هاشمی نتواند خود را قیم مردم بداند. تا جماعت اشراف و منافق نتوانند با حمایت همه جانبه نجس های غربی، انقلاب اسلامی را که ثمره خون چند صد هزار شهید است ، به یغما برند. 

اکبر گنجی ابوذر موسوی

به گزارش«جوان آنلاین»، عطاء الله مهاجرانی از خود و کدیور(برادر زن اولش)،عبدالله بازرگان، اکبر گنجی و عبدالکریم سروش به عنوان اعضاء اطاق فکر جنبش سبز در خارج از ایران نام برد.

اکبر گنجی:

  ائمه شيعه نه معصوم و نه واسطه فيضند، بلكه تنها، آدم‌هايي عالم و دانشمند بوده‌اند.

انديشه مهدويت را برگرفته از مسيحيت است.هيچ دليلي مبني بر وجود امام زمان(عج) وجود ندارد.

----------------

ابوذر موسوی گنجی است.لکشکریان او پرچم اباعبدالله (ع) را آتش می زنند.اسرائیل ، آمریکا و تمام غرب و منافقین تروریست و سلطنت طلبان حامی او هستند. البته خود موسوی هم این را تایید می کند اما استدالش در جواب این سوال که پس شما چگونه خود را مسلمان و پیرو امام خمینی می گویید این است که عمر هم از علی (ع) تعریف کرده است!

 

مردم خداجو

فیلم هولناک از جنایات مردم خداجوی سبز

سید خراسانی

سبز تا سرخ

دروغ تقلب:

حامیان موسوی زمانی می گفتند احمدی نژاد با سیب زمینی ، سهام عدالت و افزایش حقوق رای مردم را می خرد و زمانی می گفتند تقلب شد.اول بسترش را آماده کردند و بعد از شکست با یک حمله انتحاری انتخابات را باطل و رای ملت را تقلبی نامیدند.از یک طرف هم می گفتند رای احمدی نژاد کیفی نیست و رای عوام و بی سوادان و دهاتی هاست.

چشم فرقه ی سبز به روی حقایق بسته شده است. آن ها یا نمی بینند یا نمی خواهند ببیند که در دولت احمدی نژاد به روستاهای دور افتاده گاز رسانی شد و بعد از سی سال.کاری که می بایست ده سال پیش انجام می شد.رسانه ملی(و به قول فرقه ی سبز رسانه ی دولتی) هم خدمات دولت را به هیچ وجه نشان نداد. زیرا عوامل رسانه ی ملی برایشان مهم نیست که در کدام دهات برق یا گاز وجود دارد یا نه. میدان ولیعصر مهم است. رسانه ی ملی رسانه ی مرفهین است و نه رسانه دولتی.تقلب 11 ملیونی چگونه ممکن است در حالی که رای تمامی صندوق های مورد ادعای موسوی حتی چهارصد هزار هم نمی شود. این است عوام فریبی واقعی.ادعای تقلب گسترده.

احمدی نژاد در دوران حکومت خاتمی 17 ملیون رای آورد و هاشمی که کاندیدای تمام عیار اصلاح طلبان بود و حتی عده ی زیادی از مذهبی ها و انقلابیون و علما هم به او رای دادند و فقط ده ملیون رای آورد و در واقع احمدی نژاد بر اصلاح طلبان و خاتمی پیروز شد.

اکثر این 17 ملیون بر ضد هاشمی رای دادند اما احمدی نژاد در آن دوران هنوز هیچ اسمی از هاشمی و فرزندانش نبرده بود و هیچ خدمتی هم برای اکثریت مردم ایران که فقیر بوده و دهاتی و شهرستانی هستند و مخالف اشرافیت و هاشمی ، نکرده بود. نه سهام عدالتی  داده بود و نه سبیب زمینی و نه در میان آن مردم ویرانه نشین 16 سال حکومت خاتمی ،هاشمی ، کروبی و ناطق نوری رفته بود.

اما این بار 8 ملیون نفر اضافه شد. و به خاطر این که احمدی نژاد رسما اعلام نمود هاشمی در مقابل اوست و آن هشت ملیونی که هیچ وقت رای هم نمی دادند و می گفتند این ها همه از یک کرباسند این بار می گفتند احمدی نژاد شیر است. نگاه مردم تغییر نمود.آن هشت ملیون نیز به این نتیجه رسیدند که احمدی نژاد واقا با بقیه فرق دارد. در حالی که خاتمی و موسوی ماموران هاشمی بودند.

قدرت از دست رفته:

با آمدن احمدی نژاد قدرت و نفوذ از دست موسوی و هاشمی و  فرقه ی آن ها خارج شد. موسوی در دولت هاشمی و خاتمی همیشه مشاور و رئیس بوده و نفوذ بالایی داشت و و در زمان تورم 50 درصدی هیچ اعتراضی نکرد و احساس خطری هم ننمود. احمدی نژاد کاملا متفاوت بود.فردی آرمانی و  معتقد به مهم بودن عدالت. دولت هاشمی هیچ اعتقادی به عدالت اقتصادی نداشت و برای او مهم توسعه ی اقتصادی بود حتی به قیمت توردم های بسیار بالا و موسوی هم با آن موافق بود و هیچ اعتراضی نداشت. در دوران هاشمی فشار زیادی به اکثریت فقیر مملکت آمد و طبقه اشراف و ثروتمندان با نفوذ سیاسی بوجود آمد. در دوران خاتمی هم که خود وزیر هاشمی بود فقط مسائل سیاسی مطرح بود و عدالت اقتصادی ، پس عدالت اجتماعی و سیاسی ، فراموش شد و هیچ کار اقتصادی مهمی انجام نشد جز پر کردن جیب تیم هاشمی و اصلاح طلبان. ودر جنبه سیاسی تنها کاری که انجام شد این بود که گروه خاصی تحت عنوان اصلاح طلبان فرصت یافتند تا حاصل خون صد ها هزار شهید را به راحتی تاراج کرده از بین ببرند. در زمینه مسائل اجتماعی هم به اعتقادات مردم اهانت شد و دختران فراری نتیجه گسترش فحشا در جامعه بود. و موسوی در تمام این دوران خود از افراد با نفوذ و قدرتمند پشت پرده بود.

احمدی نژاد آمد و سعی نمود تا همه این ها را به بیرون از دایره قدرت انقال دهد اما مسلما این ها به این راحتی کنار نمی کشیدندو شروع به حمله به احمدی نژاد نمودند. و دلیل اصلی آشوب های اخیر همین مسئله است.

سبز تا سرخ:

موسوی با تبلیغات خود را شخصی رویایی و سبز نشان داد.فردی که از آسمان هفتم آمده و قرار است ایران رو به نابودی را نجات دهد. و حامیان خود را چنان به توهم انداخته بود که فکر می کردند کشور که در دوران احمدی نژاد به ویرانه ای مبدل گشته است و موسوی که یک سید روشنفکر نورانی است با کمک همسر روشنفکرترش ایران را به گلستان تبدیل خواهد نمود و پیروزی خود را هم حتمی می دیدند.شعارها و نمادهای این گروه همه نشان هایی از محبت و دوستی و امید و نشات و صلح و مذهب داشتند. اما چهره ی واقعی این مار خوش خط و خال برای اهل بصیرت روشن بود و آن ها فریب این مار سبز را نخوردند. و کم کم چهره ی واقعی این فرقه مشحص شد و امروز سبز به سرخی گرویده و نماد این ها خون و رنگ قرمز است. این ها مدام شهید می دهند و می جنگند و سنگ می زنند و آتش. و برای من مسلم است که ادامه راه سبز امید چیزی نخواهد بود جز همان آخر منافقین اول انقلاب یعنی تروریسم و اردوگاه هایی چون اشرف.

این عاقبت تمکین نکردن به رای ملت است. این عاقبت توهین به مردم و مقدسات و نفاق است. این عاقبت اهانت به منتخب ملت است. این عاقبتان دیکتاتور صفتی، غرور ، کینه توزی ، دروغ  و خشونت طلبی است. این عاقبت مبارزه با اکثریت مردم است.

و جنگ امروز هم جنگ فقیر و ثروتمند و

جنگ اسلام و منافقین است.


در شیطان صفت بودن موسوی

موسوی "فتنه گران محارب" روز عاشورا را "مردم خداجوی" می نامد و در اینجا چند سوال مطرح است :

این ها چگونه خداجویی هستند که این چنین بی شرمانه حرمت عاشورا را می شکنند و در حالی که همه ملت ایران و حتی یهودی و مسیحی اش عزاداری می کنند ، به خیابان آمده و سوت و کف می زنند و برای آتش زدن اموال عمومی و خصوصی خوشحالی می کنند؟

این ها چگونه خداجویی هستند که بانک را آتش می زنند و خانه های طبقات فوقانی آن بانک هم آتش می گیرند ؟

این ها چگونه خداجویی هستند که به نماز گزار های ظهر عاشورا حمله می کنند ، پرچم های امام حسین را آتش می زنند ؟

این یاغی ها ی جدا شده از ملت را ما خوب می شناسیم. این ها نه به امام خمینی اعتقاد دارند ، نه به امام حسین(ع) ، نه به خدا. این ها نه به دموکراسی اعتقاد دارند نه به عدالت و نه به انقلاب.

رهبران این جماعت آمریکا و اسرائیل است. این ها سلطنت طلب و منافق و تروریست هستند. حامی این ها رسانه های شیطان مانند BBC و VOA هستند. و به این افتخار می کنند.

آدم های شیطان صفت و دیکتاتوری چون موسوی هم راهپیمایی جماعت چند ده ملیونی مخالفانش را چون رودخانه ای گل آلود می نامد. و چند هزار وحشی تهران را مردم خداجوی. ننگ بر تو ای منافق و دروغ گوی کثیف.

ببینید این احمق تا به چه حد مردم را احمق فرض کرده است.

اگر آن ها خدا جوی بودند پس بقیه ملت شیطان جو هستند ؟

---------

این احمق در بیانیه اش می گوید این ها خود جوش بودند و من بیانیه ندادم.

آقای موسوی لازم نیست شما بیانیه بدهید ، ماهواره و نوری زاده هستند و شعارها را هم آن ها تعیین می کنند شما رهبر فرقه ی سبز نیستید. رهبر این جماعت یاغی ، خارج نشین های خائن و عیاش هستند نه شما.

ملت دیگر به باطن شیطانی شما و این خش و خاشاک یاغی پی برده اند و همه یک صدا فریاد زدند که:

مرگ بر موسوی.

شما از مردم فاصله گرفتید. شما به مردم توهین کردید. شما به منتخب ملت توهین نمودید. شما به اعتقادات مردم توهین کردید.

آخر کا شمامنافقین جدید مانند منافقین اول انقلاب است. شما نیز دست به کارهای تروریستی خواهید زد و به خارج فرار خواهید کرد.

موسوی از اول هم به اسلام و روحانیت و امام خمینی اعتقادی نداشت و منافقانه برا نفوذ و دست یافتن به قدرت خود را مذهبی نشان می داد و بالاخره باطن بی اعتقادش را رو کرد و حالا تلاش می کند این اشتباهش را جبران کند زیرا می بیند که شکست خورده و حامیان خود را از دست داده است اما دیگر کار تمام شده است.

اعدام یاغی

خواست مردم در راهپیمایی عظیم بعد از حرمت شکنی عاشورا فقط یک چیز بود. همه فریاد می زدند :

موسوی بی شرف اعدام باید گردد.

و تمام اوباش و شورشی هایی که حرمت عاشورا را شکستند و در تهران به یاغی گری پرداختند.

چند ده ملیون در این راهپیمای خواستار اعدام این جماعت ضد دین و ضد دموکراسی بودند.

این ها یه اعتقادات تمام شیعه توهین کردند و من در حیرتم که چگونه این جماعت ضد انقلاب و اسلام به خود اجازه می دهند پرچم امام حسین (ع) را آتش بزنند.

صانعی و خامنه ای

حکم شرعی شیخ صانعی در مورد آیت الله خامنه ای و ولی فقیه :


مرگ بر موسوی

شعار هی جمعیت ملیونی در محکومیت سران فتنه:

مرگ بر موسوی، کروبی ، خاتمی

موسوی بی شرف اعدام باید گردد

فرزندان هاشمی اعدام باید گردند