تکنوکراسی ارتباط زیادی با تخصص محوری ندارد. تخصص محوری یک ضرورت عقلی و بدیهی است. تعهد نیز به همین صورت است. در آمریکا و اروپا نیز تعهد محوری به شکلی دقیق وجود دارد. اگر در ایالات متحده تعهد نداشته باشی حق ورود در مراکز نظامی، امنیتی، حساس، سیاسی و حکومتی نخواهی داشت.

اما برخی از آقایان که در داخل ادعای تکنوکراسی دارند به گونه ای دیگرند. اینها اعتقادی به مذهب ندارند یا یک اعتقاد سطحی به آن دارند (مثلا در حد داشتن یک عمامه یا ریش یا یک عکس در پشت سر و ...). ادعا می کنند ما باید پیشرفت کنیم تا ثابت کنیم اسلام خوب است! گویی اسلام منتظر پیشرفت های مهندسی و عمرانی اینهاست. سپس فرهنگ اسلامی و انقلابی را فدای آن می کنند در حالی که به جای پیشرفت دادن کشور صرفا جیب و حساب ها خود و خانواده خود را پیشرفت می دهند. آنها یک سد را با ده برابر هزینه واقعی می سازند. مجریان پروژه، خانواده و دوستان آنها هستند و از این راه پول خوبی به جیب می زنند. سپس آن سد دریاچه را خشک می کند. سپس وام های خارجی که برای آن سد استفاده شده اند دمار از روزگار مردم فقیر در می آورد. ما با این تکنوکراسی دروغین مخالفیم. تمامی مدعیان تکنوکراسی در کشور مدعیانی دروغ گو هستند که یکی از مهم ترین ریشه های نابسمانی در کشورند. مدعیانی مانند کارگزاران دوران هاشمی، محسن رضایی، علی اکبر صالحی و قالی باف.