چرا هیچ سبزی برای موسوی تره هم خورد نکرد!
اشتباه بزرگ سران فتنه از جمله میرحسین موسوی این بود که وزن خود را بالاتر از آن چه واقعاً بودند احساس کرده بودند. آنها این گونه خیال می کردند که توانایی این را دارند که مردم را در میدان نگاه دارند با شعارهای ساختار شکنانه و بیانیه های افراطی دولت را ساقط کنند یا نظام را وادار به پذیرش خواسته های غیر قانونی خود نمایند. آنها بعد از انتخابات با دیدن اغتشاشات گسترده در تهران و تظاهرات هوادارن خود احساس کردند هوادارانشان با پیروی از آنها به حرکات خیابانی و اغتشاشت ادامه خواهند داد. آنها خیال می کردند که حضور گسترده هوادارانشان در چند روز اول بعد از انتخابات 88 نشان دهنده قدرت رهبری آنهاست. در حالی که ظرفیت رهبری موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی در فتنه 88 بسیاری اندک بود. آن چه که موجب بزرگ شدن ماجرای فتنه 88 شده بود نه ظرفیت رهبری جریان سبز، بلکه برنامه ریزی گسترده، دخالت، میدان داری و حمایت غرب بود. در حالی که غرب بسیار قبل تر از فتنه 88 برای پروژه تقلب و انقلاب مخملی، برنامه ریزی گسترده ای را تدارک دیده بود و در شرایطی که جو آن دوران بسیار ملتهب و هیجانی بود، فتنه 88 نتوانست جمهوری اسلامی را ساقط کند. با آن که شعار فتنه گران، تقلب سازمان یافته بود و آنها نظام را به جنایت کاری و دیکتاتوری متهم می نمودند، اما تظاهرات هواداران موسوی بیش از سه روز نبود و بقیه روزها فقط شاهد اغتشاشات افرادی بودیم که تعداد آنها در مقابل رأی دهندگان به موسوی بسیار اندک بود. با وجود حمایت تمام عیار مالی، رسانه ای، سیاسی و امنیتی ابرقدرت های جهانی از فتنه گران و با وجود شرایط هیجانی و با وجود مطرح شدن ادعاهای افراطی مانند کشتار مردم و تقلب گسترده، سران فتنه نتوانستند به اهداف خود برسند. اما این نشان دهنده ضعف آنها و عدم توجه مردم به آنها بود.
واقعیت آن است که موسوی و کروبی چندان در بین مردم افراد مهم و تأثیر گذاری نبودند. قدرت موسوی فقط در حدی بود که توانسته بود بخشی از مردم را در انتخابات ریاست جمهوری به سمت خود جلب نماید. اشتباه بزرگ موسوی در این بود که توجه انتخاباتی بخشی از مردم به خود را به معنای پذیرفته شدن رهبری خود گرفته بود. او دچار توهمی شده بود که در آن خود را امام خمینی (ره) می دانست و نظام جمهوری اسلامی را شاه. او خیال می کرد با کشیدن کاریکاتور انقلاب 57 می تواند به همان صورت که امام (ره) شاه را ساقط نمود این بار او نظام خود امام (ره) را ساقط کند! عدم مشاهده کوچکترین تحرکی بعد از حصر خانگی موسوی و کروبی نشان دهنده هیچ بودن این دو شخص است. بعد از 31 خرداد بخش مهمی از کسانی که در اغتشاشات حضور داشتند نه طرفداران و هواداران موسوی و کروبی، بلکه افرادی ضد انقلاب و سلطنت طلب و دین ستیز بودند که مخالف روحانی و سید بودند! به همین دلیل بود که آنها برای حصر سران فتنه هیچ تحرکی از خود نشان ندادند. اما سران فتنه این گونه خیال کرده بودند که در بین مردم از یک حاذبه کاریزمایی برخوردارند. رأی بخشی از مردم به فرد یا حتی رأی اکثریت مردم به یک فرد به هیچ وجه به معنای پذیرفتن آن شخص به عنوان رهبر و بیعت با او نیست. رأی مردم به این معنی است که من تو را به عنوان رئیس جمهور به مدت چهار سال لایق تیر از دیگر نامزدها می دانم به شرطی که به شعارهای خود عمل کنی. نه این که اگر تو بگویی نظم تقلب کرده است و با نظام بجنگید من به حرف تو گوش خواهم داد! این بود که هواداران موسوی به حرف موسوی گوش ندادند و کنار کشیدند. موسوی مانند امام (ره) نبود که مردم به سخن او یقین داشته باشند و اگر بگوید تقلب شده است مردم به او اعتماد کنند! بلکه مردم هوادار موسوی به ادعای موسوی شک نمودند و هیچ کس برای مسئله ای که خود به آن شک دارد و برای او ثابت نشده است هزینه ای پرداخت نمی کند.
نیروی محرکه فتنه 88 یک ایدئولوژِی، یک اعتقاد دینی، یک خواست ملی و مردمی و یا قدرت نفوذ و رهبری سران فتنه نبود. نقش سران فتنه در شعله ور شدن آتش فتنه فقط یک نقش نسبی بود. عامل اصلی فتنه 88 برنامه ریزی و حمایت گسترده آمریکا بود. به این علت است موسوی محو شده است. بدون این که افرادی مانند موسوی خبری داشته باشند عوامل میدانی اغتشاشات با هدایت امنیتی غرب مشغول اغتشاش آفرینی بودند. آنها افراد را ترور می کردند تا کشته سازی کنند. آنها برخی از جوانان هوادار موسوی را برای حمله به مراکز بسیج و بانک ها تحریک می نمودند. میدان دار اغتشاشات نه هوادارن موسوی که سلطنت طلبان و جاسوسان و ضد انقلاب بودند. آنها در رسانه ها به حرفه ای ترین شکل فضا را غبار آلود می کردند. بدون این که موسوی و کروبی ها از بسیاری از این مسائل خبری داشته باشند. حرکت فتنه 88 بدون کمک غرب و عوامل ضد انقلاب داخلی شکل نمی گرفت. اما موسوی چنین خیال می کرد که این همه اغشاشات و تجمعات فقط برای اوست و حرکتی مردمی است. حرکتی که صرفاً به دروغ و فریب کاری وابسته باشد و فضای زیست آن نیز فضایی غبار آلود باشد و بر بنیان های استوار و محکم استوار نبوده و توسط بیگانگان اداره شود، به سرعت میرا می گردد. سران فتنه نیز در فتنه 88 فقط مهره بودند که سوختند. برای این افراد حتی سبزی ها نیز تره ای خورد نکردند.
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.