سوال از رئیس جمهور چه شد؟
بالاخره سوال از رئیس جمهور در مجلس
برگزار شد! آب هم از آب تکان نخورد. رئیس جمهور زیر دست مجلس نیست اما وظیفه
دارد پاسخ گوی مجلس باشد. با تمام انتقاداتی که به خود مجلس وارد است.
نباید این گونه باشد که سوال از رئیس جمهور هر سی سال یک بار اتفاق بیفتد.
سوال از رئیس جمهور می تواند هر سال چند بار برگزار شود. این نه به معنای
گیردادن به دولت یا چوب لای چرخ دولت گذاشتن و نه به معنای دشمنی با دولت
است.
نباید ده سوال در یک جلسه سوال پرسیده
شود. زیرا به ده سوال نمی توان در یک ساعت جواب داد. این بزرگترین اشتباه
سوال کنندگان از رئیس جمهور بود. اشکالات قانونی فراوانی در مورد سوال از
رئیس جمهور وجود دارد. رئیس جمهور می توانست به هر کدام از سوالات در سی
ثانیه پاسخ بگوید و برود. هیچ منع قانونی هم وجود نداشت. دیدیم که رئیس
جمهور حتی از یک ساعت نیز استفاده نکرد. اما بعد از پایان سوال و پاسخ رئیس
جمهور مشخص
نیست وظیفه مجلس چیست. باید رأی گیری انجام گیرد، باید بیانیه صادر گردد،
باید پی در پی به بهانه تذکرات آئین نامه ای و قانون اساسی هر کس بخواهد
پاسخ رئیس جمهور را بدهد؟ قطعاً آئین نامه سوال از رئیس جمهور باید اصلاح
گردد.
اما در جلسه سوال از رئیس جمهور چه گذشت؟ واقعیت آن بود که احمدی نژاد زیرک، جلسه سوال را تبدیل به یک جلسه بگو-بخند و شوخی نمود. از پاسخ دادن به برخی از سوالات فرار کرد. به برخی از سوالات پاسخ های ناقص داد. برخی از پاسخ ها به هیچ عنوان قانع کننده نبودند. پاسخ برخی از سوالت مهم بسیار کوتاه بود. برای مثال پاسخ سوال در مورد اشتغال تقریباً یک جای خالی بود. احمدی نژاد به شوخی و جدی اهانت هایی به مجلس و قوه ی قضائیه و سوال کنندگان نمود. هر چند درست است که برخی از نمایندگان که فاقد مدرک فوق لیسانس بودند در یک عمل بسیار زشت و ناعادلانه با فشردن کلیدی به طرحی رأی دادند که خود آنها را از داشتن مدرک فوق لیسانس برای شرکت در انتخابات مستثنی می کرد اما این طور نبود که سوال کنندگان الزاماً از این افراد بوده اند. اما آقای دکتر، آیا می توان با سخن گفتن از شاسی از پاسخ دادن به سوالات مهمی که در ذهن مردم نیز هست فرار کرد؟
احمدی نژاد جلسه سوال را تبدیل به جلسه دفاع از جوانفکر نمود و در
آن حکم دادگاه علیه جوانفکر را به سخره گرفت. در حالی که جوانفکر با گردن
کلفتی در مقابل قانون ایستاده است. باید به هر کس که قانون را قبول ندارد گفت غلط می کنی قانون را قبول
نداری نه این که از او دفاع نمود. زیرا قبیله گرایی خوب نیست. انسان باید بر اساس حق سخن بگوید نه منافع قبلیه ای.
اما بعد از رفتن رئیس جمهور از مجلس اهانت ها به رئیس
جمهور آغاز شد. برخی از نمایندگان در اقدامی غیر قانونی به بهانه اخطار، نظرات شخصی
خود را ذکر کردند که اکثراً اهانت به رئیس جمهور بود. کواکبیاندر حالی که فریاد می زد رئیس جمهور
را تلویحاً و بی دلیل به درغ گویی متهم نمود. دیگران نیز اهانت هایی داشتند. آنها
این گونه می پنداشتند که رئیس جمهور زیر دست آنهاست و قرار است در پاسخ تمام
سوالات بگوید ببخشید اشتباه کردم، غلط کردم! البته کاملا مشخص بود که
احمدی نژاد مانند کواکبیان نیست که حرف زدنش مانند بیانیه آتشین دادن است
باشد! ادبیات احمدی نژاد مشخص است و معلوم بود جلسه را به شوخی خواهد گرفت.
هر چند صمیمیت بین رئیس جمهور و مجلس خوب است اما مسائل جدی را نباید شوخی
گرفت. البته همه متوجه شدند شوخی های رئیس جمهور نه شوخی که سخنان گزنده ای
بودند. اما این تعنه های به ظاهر شوخی ارتباط چندانی با سوالات نداشتند.
به هر حال نباید جلسه سوال از رئیس
جمهور را بیش از اندازه بزرگ نمود و پشت
سر هم بیانیه داد و تهدید کرد. جلسه سوال از رئیس جمهور فی نفسه لازم و
ضروری و به نفع کشور و مردم است به شرطی که افرادی آن را بیش از حد سیاسی
نکنند و نخواهند پاسخ تعنه های غلط یا درست احمدی نژاد را با بیانیه های
تند بدهند. این به نفع کشور نخواهد بود. یا عده ای بخواهند دست به انتقام
گیری بزنند و منافع ملی را فدای مسائل شخصی و احساسی خود کنند. و البته
طرفداران دولت نخواهند هندوانه زیر بغل احمدی نژاد بگذارند که خوب حال مجلس
را گرفتی در حالی که همه می دانیم مجلس این قدرت را دارد که حتی رئیس
جمهور را عزل کند. به خصوص روزنامه ایران که قبل از جلسه ی سوال تیترهای
گنده گنده می نوشت که آی دیگر سکوت تمام شد و به زعم خود تهدید می کرد.
کدام سکوت؟! این همه سکوت سکوت این بود؟ ما که چیزی نشندیم جز چند شوخی.
این قوه ی قضائیه است که سکوت کرده است و جوانفکر را به زندان نمی اندازد.
اما برخی با قبلیه گرایی در روزنامه ایران می خواهند فضا را جوری نشان دهند
که انگار مسابقه فوتبالی بوده و رئیس قبیله آنها قبلیه مقابل را شکست داده
است!
در این قسمت به بخش هایی از پاسخ های احمدی نژاد توجه می کنیم.
احمدی نژاد در جلسه سوال این چنین می گوید:
"... [ رئیس جمهور] زوري ندارد و گردن آن نيز از مو باريكتر است."
سوال
ما این است که آیا رئیس جمهور یک کشور زوری ندارد؟ اتفاقاً یک از قدرتمند
ترین افراد در کشور رئیس جمهور است و اگر کل دولت را در نظر بگیریم قدرتمند
ترین نهاد کشور دولت است. آقای احمدی نژاد چشمت را باز کن و گرگ های متملق
در اطراف خود را نگاه کن که از کانادا سر در می آورند. این خاوری کجایش
پیچ و مهره ای بود؟ این افراد اگر زوری نداشتند الان باید در زندان بودند
نه این که به راحتی فرار کنند و در ویلای خود در کانادا سکنی گزینند.اینها
با تملق و به ظاهر دفاع و حمایت از تو خود را انقلابی و عدالت طلب معرفی
می کنند اما در اصل فقط به دنبال قدرت و مقامند. مواظب آنها باش.
او در ادامه می گوید:
"گر واقعاً جرأتي هست و قرار است كاري شود به بقيه بگوييد، بعد آنوقت بفهميد كه آقاي جوانفكر چه ميكشد. نگران نباشيد ما برايتان كمپوت ميآوريم! "
سوال ما این است که این بقیه چه
کسانی هستند؟ اگر منظور مثلا هاشمی رفسنجانی است که همه ما خوب می دانیم
همین روزنامه ایران صفحات زیادی را علیه همین هاشمی منتشر ساخته و مطالب
بسیار تندی نیز نوشته است. دیگر چه کسانی؟ آیا گردن کلفت تر از جوانفکر که
کل دادستانی تهران و پلیس نتوانستند او را جلب کنند؟ جوان فکر کجا نیاز به
کمپوت دارد در حالی که هر روز پست جدیدی می گیرد و به لبنان هم سری می زند؟
همین جوانفکر در روزنامه ایرانش هم به قوه ی قضائیه اهانت می کند هم اتهام
می زند، هم به ارکان نظام. به راحتی در مورد رهبری دورغ می گوید و بعداً
که دروغش افشا شد عذر خواهی هم نمی کند (برای مثال در جریان ابقای وزیر
اطلاعات) اما می بینید آزاد است.
رئیس جمهور در ادامه می گوید:
"سؤالاتي را كه مطرح كرده بوديد سؤالات امتحاني بود، ولي خيلي سخت نبود"
سوال ما این است که آیا سوال از اشتغال سوال آسانی است؟ آیا سوال از ولایت فقیه آسان است؟ آیا سوال از آبروی جمهوری اسلامی که در سنگال رفت سوال آسانیست؟ آیا سوال در مورد تورم سوال آسانی است؟
احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که چگونه و در کجا یک و نیم میلیون شغل در سال 89 ایجاد شده است این چنین می گوید:
"... بنابراين چرا نميتوان اين ميزان شغل ايجاد كرد، اين امر امكانپذير است، اگر شما كمك كنيد اين امر امكانپذير است و اگر همه كمك كنند، اين موضوع محقق ميشود. "
آیا این پاسخ به سوال است؟ "اگر همه کمک کنند محقق می شود"! "چرا نمی توان این میزان شغل را ایجاد کرد؟". کجا؟ چند تا از کارخانه ها را نام ببرید. یک کارخانه بسیار بزرگ با 1000 کارگر (رئیس جمهور برای افتتاح یک کارخانه سیمان با 220 نفر کارگر و مهندس (سیمان گلستان) خود مستقیم حضور می یابد) را در نظر بگیرید. هزار کارخانه این چنین لازم است تا برای فقط یک میلیون نفر از این یک و نیم میلیون نفر شغل ایجا شود!! یعنی در هر استان حدود سی کارخانه این چنینی! بلی باید دید این یک میلیون و نیم شغل چگونه شغل هایی بوده اند. مثلا شغل یک ساعت در هفته ای بوده اند. مثل این که مثلا یک فوق لیسانس یک ساعت در هفته سیگار بفروشد! یا شغل ها چند ماهه و فصلی بوده اند؟ یا کسانی که به جای پدر بازنشسته شده وارد اداره شده اند؟
*این مطلب ویرایش و تکمیل خواهد شد....
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.