جدایی نادر از سیمین یا جدایی سینما از مردم
می گویند باید فرهادی را جذب کرد! ما چه کسی را می خواهیم جذب کنیم؟ آقای فرهادی یک بچه و کودک نیست. او در این کشور زندگی نموده و به فرهنگ کشورش پشت کرده است. ما را یارای جذب او نیست مگر این که از اعتقاد خود دست بر داریم. اصلا فرهادی چه اهمیتی دارد که چنین بهای سنگینی را برای جذب او پرداخت کنیم. ایا جایزه جشنواره فجر ما او توانست او را جذب کند؟ آن چه که امثال فرهادی را جذب می کند اسکار و گلدن گلوب است. آنجولینا جولی است.
هدف انقلاب اسلامی یا جمهوری اسلامی مطرح شدن نامش در هالیوود و اسکار نیست. ولله نیست. اگر هدف ما این بود به راحتی می توانستیم به آن دست یابیم. و نیازی به این همه شهید نبود. برای ما فیلم و اسکار و گلدن گلوب اهمیتی ندارد. برای ما اسلام و دین اهمیت دارد.
ما آنقدر ساده نیستیم که ندانیم فیلم فرهادی آنچنان فیلمی نیست که در سطح جهانی مطرح باشد. و این منافع سیاسی دشمنان ماست که او و فیلمش را مطرح می سازد. هر چند حتی اگر فیلم او برترین فیلم تاریخ بشریت نیز باشد برای ما اهمیتی ندارد. زیرا مسئله ما فیلم نیست. جایزه فرهادی از جنس جایزه شیرین عبادی است. از جنس نوبل صلح رئیس رژیم صهیونیستی است. آنها از هر کسی که چیزی علیه حکومت مردمی سالار جمهوری اسلامی و اسلام بگوید به گرمی پذیرایی می کنند. بدانید این شخص نه به نام جمهوری اسلامی که به نام ایران شاهان و ایران داریوش و ایران مرفهان و ضد انقلاب و سلطنت طلب ها رفته است. آیا ما می توانیم خود را فریب دهیم و بخواهیم او را از جنس خود بدانیم؟
آنچه برای ما اهمیت دارد خون شهید احمدی است. همان ها که یک بمب را به شهید احمدی روشن ما تقدیم نمودند یک گوی طلا را به فرهادی جایزه دادند. مسئله این است. من اگر جای فرهادی بودم در آن برنامه که قرار بود به من جایزه دهند این چنین می گفتم: "دانشمندان ما را ترور نکنید!" و بعد می گفتم مردم ما مردمی صلح طلبند! نه این که با خانم همجنس باز دست دوستی دهم.
چرا برخی اینگونه می پندارند که اگر نام ایران در اسکار مطرح گردد ما دیگر متهم به بمب اتمی و دیکتاتوری نخواهیم شد؟ نه دوستان. برعکس. زیرا نام کسی مطرح شده است که جمهوری اسلامی را متقلب و دیکتاتور می داند. آنها به فرهادی جایزه دادند زیرا فرهادی از حامیان اغتشاش گران و دشمنان جمهوری اسلامی است. بگذریم از فیلم فرهادی که می خواهد نشان دهد ما مردمی کثیف و دروغ گو هستیم. و کشور ما جهنم است. بلی، ماجرای جدایی نادر از سیمین فقط یکی قطعات پازل جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی است.
بلی دوستان. این سینما سینمای مردم نیست. سینمای انقلاب نیست. این ادامه سینمای شاه است. و نهایت و نتیجه این سینما گلشیفته فراهانی است و لخت شدن نهایت هنر سینمای ماست. هنری که هر حیوان چهار پایی در آن خبره است.
بلی دوستان. این سینما سینمای مردم نیست. سینمای انقلاب نیست. این ادامه سینمای شاه است. و نهایت و نتیجه این سینما گلشیفته فراهانی است و لخت شدن نهایت هنر سینمای ماست. هنری که هر حیوان چهار پایی در آن خبره است.
+ نوشته شده در جمعه هفتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 19:24 توسط حامد
|
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.