منتقد باید به دور از احساسات شخصی نقد کند. انتقاد باید از سر دلسوزی و حق طلبانه باشد و نه بر اساس اهداف و مطامع سیاسی و حزبی. گاهی منتقد به دنبال چهره سازی از خود است. گاهی منتقد یک جانبه نگر است. گاهی منتقد تندروی می کند. گاهی منتقد نقد خود را با اهانت و کینه توزی در هم می آمیزد. نقد باید به همراه مستندات عقلی، نقلی و شواهد روشن باشد. بنا بر این بین "نقد" و مخالفت، اظهار نظر شخصی، اعتراض و نق زدن تفاوت بسیار است. هر نقدی باید ملاحظات و مصالحی را در نظر داشته باشد. ملاحظات زمانی، مکانی و قانونی و امثال آن. برای مثل برخی از انتقادات و نقد ها نباید در فضای رسانه ای مطرح گردد زیرا در این صورت کارکرد خود را از دست خواهد داد و اثر سوء بر جای خواهد گذاشت. و قطعاً هدف هر انتقادی باید تأثیر مثبت آن باشد. نقد باید در حیطه ی قوانین باشد و منتقد باید مسئولیت سخنان خود را بر عهده گیرد. هر کس نمی تواند به بهانه آزادی بیان و نقد به هر کسی اهانت کند یا تهمتی بزند. بیان نظر شخصی بسیار متفاوت از نقد است. نقد همراه استدلال است و بیان نظر شخصی نیازمند هیچ استدلالی نیست.

کسی که در یک برنامه زنده تلویزیونی که یک برنامه با مخاطب عام است سیلی از مخالفت ها، اعتراضات و نظرات شخصی خود را علیه ساختارها و افراد و قوانین روانه سازد، چگونه می تواند ادعای نقد و خردورزی و منطق داشته باشد در حالی که شاید تنها یکی از این انتقادات نیازمند چند ساعت استدلال باشد. این است که ما اهانت ها و مخالفت های امثال افروغ را بر نمی تابیم. زیرا آن را نه نقد که نق زدن و بیان نظرات شخصی موهنانه می دانیم. اگر کسی بی محابا و بی ملاحظه به اصول پذیرفته شده و ارکان نظام و افراد و مسئولان بتازد و بدون ارائه استدلال های منطقی صرفاً نظرات شخصی خود را مطرح کند نمی تواند ادعای منطق و نقد داشته باشد و نیز انتظار داشته باشد همه سکوت کنند و کسی از خود او و مخالفت ها و نق زدن های او انتقاد نکند. در واقع بیشتر سخنان آقای افروغ که مدعی ولایت مداری است و همه را از وادی ولایت مداری بیرون می داند جز خودش، همان سخنان ضد انقلاب بود. سخنانی نه چندان منطقی که تاریخ مصرف آنها گذشته است و پاسخ آنها بارها داده شده است. و جالب است که آقای افروغ و برخی از افراد که به دلایل مختلف به حمایت از او برخواسته اند باب نقد سخنان افروغ را بر دیگران بسته اند و به منتقدان او هر اهانتی می کنند و هر برچسبی می زنند و انتقاد از افروغ را بر نمی تابند و آن را محکوم می کنند. اما در ماجرای برنامه پارک ملت یک مسئله عجیب وجود دارد. دوستی که اعتقادی به ولایت فقیه ندارد از دیدن این برنامه تعجب کرده بود. اما تعجب من از این است که تاکنون در صدا و سیمای جمهوری اسلامی برنامه ای در حمایت از نظریه ولایت فقیه و قانون اساسی ندیده ام!  گویی دفاع از نظریه ولایت فقیه و اصول قانون اساسی خط قرمز صدا و سیمای ماست. اما عجیب است که برنامه ای را در زیر سوال بردن آن می بینم.

می گویند منظور افروغ دفاع از ولایت فقیه بوده است و این سخنان سخنان امام و رهبری است. هر چند ما نه به تمام سخنان افروغ که به بخشی (بیشتر) از آن انتقاد داریم اما مسئله ی مهم تر برای ما چگونگی بیان چنین انتقاداتیست. زیرا هر انتقادی اصولی دارد و انتقاد از ساختار ولایت فقیه یا مراجع تقلید نیز ملاحظاتی دارد. این طور نیست که هر کسی با اندک سواد دانشگاهی بتواند بدون هیچ ملاحظه ای خود را در جایگاهی قرار دهد که برای مراجع تقلید آن هم در "صدای و سیما" خط و مشی  تعیین کند.

اما اینجا به نکته ی جالب توجهی اشاره می کنم. چگونه است که آقای افروغ وجود جامعه شناس و اقتصاددان ( احتمالا منظور خودش است) را در خبرگان رهبری لازم می داند اما به خود اجازه می دهد در مسئله ای که تخصصی در آن ندارد یعنی فقاهت وارد شده و برای مراجع تقلید و حتی ولی فقیه خط و مشی تعیین کند؟ واقعیت آن است که ما در این کشور کم نداریم افرادی که خود را همه چیز دان پنداشته و در هر مسئله ای اظهار نظر می کنند اما این که آن را نقد و منطق و استدلال می نامند مهم تر از خود این مشکل است. و مشکل زمانی بیشتر می شود که فرد اظهار نظر کننده انتقاد از اظهار نظرهای خودش توسط دیگران را تحمل نمی کند و خود از ورود افراد غیر متخصص در امور تخصصی گله می کند! 

حال توجه شما را به نقد پذیری، اعتقاد به آزادی بیان و اخلاق گرایی آقای افروغ جلب می کنم. در اینجا بخشی از پاسخ آقای عماد افروغ به رسایی نماینده مردم در مجلس را می خوانید :

"...برخی از فتنه جویان، متحجران و سنگ اندیشان، متوهمان و دوستداران هیجانات کاذب و کاسبان و کرکسان فتنه، ... "

این پاسخ آقای افروغ به یک منتقد (رسایی) است که او را که نماینده مردم است "وکیل‌الدوله‌" خطاب می کند. اگر او چنین بی منطق و غیر اخلاقی  و برخلاف اصول آزادی بیان از نوعی که خودش ظاهراً به آن اعتقاد دارد به یکی از منتقدان خود برچسب می زند پس نباید انتظار داشته باشد دیگران به او برچسب هایی مانند ضد ولایت فقیه، بی بصیرت، روشنفکر نما، متکبر و بداخلاق نزنند.

بازنشر همین مطلب در سایت یزدما