نقدی بر خدمت سربازی
خدمت سربازی فقط برای آمادگی مردم برای دفاع از کشور در مقابل جنگ توجیه پذیر است. نیاز است هر مردی که توانایی دارد علاوه بر گذراندن آموزش های نظامی مدتی را نیز برای نظام خدمت کند تا امنیت ملی کشور تضمین گردد. اصولا معنای حدمت دوران ضرورت نیز همین است. دوران سربازی نباید به معنای تلف کردن بیش از یک و نیم از سال از زندگی یک جوان باشد. زیرا در این صورت این بزرگترین ضربه به نظام خواهد بود. با این حال در ارتباط با دوران خدمت سربازی مشکلاتی وجود دارد و انتقادهایی بر آن وارد است که من در این اینجا به آنها اشاره می کنم.
1-چرا برای نیروی انتظامی نیز از سرباز استفاده می شود؟ با وجودی که نیروی انتظامی جزوی از نیروهای مسلح محسوب می گردد اما وظایف آن کاملا متفاوت از نیروهای نظامی است. نیروی انتظامی همانند ارگان ها و سازمان های دولتی است و نباید از سرباز در آن استفاده گردد و به جای آن باید نیروی انسانی مورد نیاز خود را استخدام کند. دوران سربازی اجباری فقط برای مسائل دفاعی باید تعریف گردد نه پلیسی. چرا جوان تحصیل کرده باید در خیابان جریمه بنویسد؟ راهنمایی رانندگی چه ربطی به دفاع از مملکت دارد؟ یا حتی پلیس؟ بنابر این سربازها باید صرفا در ارتش و سپاه مورد استفاده قرار گیرند نه نیروی انتظامی. در صورتی که تعداد سرباز بیشتر از نیاز ارتش و سپاه باشد باید معافیت ها را افزایش و طول دوران خدمت ضرورت را کاهش داد.
2-جوان تحصیل کرده ی صاحب مدرک فوق لیسانس یا دکتری را تصور کنید. این شخص جوانی خود را بر سر تحصیل گذاشته است، چرا باید به جای این که از این فرد در جایی که مربوط به تخصص اوست استفاده کنیم او را ببریم بفرستیم در خیابان جریمه بنویسد یا تایپ کند؟ آیا کشور ما این قدر از نظر اقتصادی ضعیف است که نمی تواند به تعداد لازم افسر راهنمایی و رانندگی یا پلیس یا تایپیست استخدام کند؟ به طور معمول یک لیسانس یا فوق لیسانس بعد از پایان تحصیلات به نقطه ی صفر رسیده است. یعنی نه پول دارد، نه ازدواج کرده است و نه شغلی دارد. حالا مجبور است بیش از یک و نیم سال سربازی کند. می بینید که عملا جوانی یک فرد تحصیل کرده تمام شده است. او اگر پول و امکان داشته باشد به خارج مهاجرت خواهد نمود.
3-برای استفاده از افراد تحصیل کرده در مراکز تخصصی امریه سربازی را ایجا نموده اند. اما متأسفانه ظرفیت امریه سربازی بسیار کم بوده و این ظرفیت نیز توسط آقازاده ها و با پارتی بازی پر می شود.
4-جوانی که دوران خدمت سربازی را می گذراند هیچ درآمدی ندارد بنا بر این باید حقوق حد اقلی را به هر سرباز پرداخت نمود. اما در حال حاضر چیزی کمتر از 50 هزار تومان در ماه برای هر سرباز پرداخت می شود. آیا با 50 هزار تومان در ماه می توان زندگی کرد؟ حالا اگر این جوان ازدواج هم کرده باشد چه باید بکند. همین مشکل موجب می گردد بسیاری از افراد ازدواج خود را به تأخیر بیندازند.
5-متأسفانه در دوران سربازی برخورد بسیار تأسف آوری با جوان های این مملت می شود. اصولا یک سرباز زمانی به نظام و فرمانده خود وفا دار می ماند که احساس کند حق او توسط نظام یا فرمانده اش مورد تجاوز قرار نمی گیرد. سرباز لیسانس یا حتی زیر دیپلمی را فرض کنید که توسط فرمانده خود مورد اهانت قرار می گیرد. این سرباز نسبت به فرمانده خود وفادار نخواهد بود. او به نظام نیز بدبین خواهد شد.
6-متأسفانه شرایط در مراکز آموزشی بسیار نامناسب است. یک سرباز باید روش جنگ را یباموزد اما در مراکز آموزشی ما روش منظم کردن تخت را یاد می گیرد. مهم ترین وظیفه ی یک سرباز آموزشی تنظیم کردن تخت خواب است. این را همه ی سربازها می دانند. زیرا آنها شبها کابوس آنکادر می بینند. همچنین وضع بهداشتی مراکز آموزشی نیز فجیع است و با سرباز در برخی از مراکز آموزشی مانند حیوان برخورد می شود. زیرا مسئولان مراکز آموزشی سربازی به خوبی می دانند سرباز جرأت اعتراض ندارد.
7-از آنجا که فرزندان مسئولان، آقازداده ها و فرماندهان معمولا با پارتی بازی در مراکز خوب، دوران آموزش خود را می گذرانند و افراد بدبخت در مراکز دیگر، به این علت فرماندهان نظامی و انتظامی و مقامات از وضع نامناسب مراکز نظامی و انتظامی دیگر معمولا بی خبرند. زیرا برای سربازها امکان اعتراض تقریبا وجود ندارد.
8-متأسفانه برخی از مسئولان نظامی این چنین تحلیل می کنند که دوران سربازی برای ساختن شخصیت جوان لازم است! آیا کسانی که معافیت سربازی گرفته اند یا حتی دختراها شخصیتشان ساخته نشده است؟ اصولا بر اساس چه تحقیق علمی چنین ادعا می کنند؟ در حالی که مسئولان در مسئله ای به این مهمی که به سرونشت کشور و جوانان کشور مرتبط است ما نمی توانیم بر اساس تحلیل های شخصی خود سخن بگویند. و اگر آنها بدون پشتوانه ی علمی ادعا کنند ما نیز خواهیم پرسید آیا تلف کردن عمر یک متخصص ساخت شخصیت است؟ آیا تحقیر جوانان تحصیل کرده توسط افرادی کم سواد در مراکز نظامی و انتظامی ساختن شخصیت است؟ اصولا اگر فردی نخواهد شخصیت خود را به روش سربازی بسازد(بخوانید خراب کند) باید چه کند؟ چرا در دوره ای (و تا حدی امروز) سربازی را می توانستند با پول بخرند؟ آیا ثروتمندان نیازی به ساختن شخصیت ندارند؟
بازنشر این مطلب در سایت جام نیوز
1-چرا برای نیروی انتظامی نیز از سرباز استفاده می شود؟ با وجودی که نیروی انتظامی جزوی از نیروهای مسلح محسوب می گردد اما وظایف آن کاملا متفاوت از نیروهای نظامی است. نیروی انتظامی همانند ارگان ها و سازمان های دولتی است و نباید از سرباز در آن استفاده گردد و به جای آن باید نیروی انسانی مورد نیاز خود را استخدام کند. دوران سربازی اجباری فقط برای مسائل دفاعی باید تعریف گردد نه پلیسی. چرا جوان تحصیل کرده باید در خیابان جریمه بنویسد؟ راهنمایی رانندگی چه ربطی به دفاع از مملکت دارد؟ یا حتی پلیس؟ بنابر این سربازها باید صرفا در ارتش و سپاه مورد استفاده قرار گیرند نه نیروی انتظامی. در صورتی که تعداد سرباز بیشتر از نیاز ارتش و سپاه باشد باید معافیت ها را افزایش و طول دوران خدمت ضرورت را کاهش داد.
2-جوان تحصیل کرده ی صاحب مدرک فوق لیسانس یا دکتری را تصور کنید. این شخص جوانی خود را بر سر تحصیل گذاشته است، چرا باید به جای این که از این فرد در جایی که مربوط به تخصص اوست استفاده کنیم او را ببریم بفرستیم در خیابان جریمه بنویسد یا تایپ کند؟ آیا کشور ما این قدر از نظر اقتصادی ضعیف است که نمی تواند به تعداد لازم افسر راهنمایی و رانندگی یا پلیس یا تایپیست استخدام کند؟ به طور معمول یک لیسانس یا فوق لیسانس بعد از پایان تحصیلات به نقطه ی صفر رسیده است. یعنی نه پول دارد، نه ازدواج کرده است و نه شغلی دارد. حالا مجبور است بیش از یک و نیم سال سربازی کند. می بینید که عملا جوانی یک فرد تحصیل کرده تمام شده است. او اگر پول و امکان داشته باشد به خارج مهاجرت خواهد نمود.
3-برای استفاده از افراد تحصیل کرده در مراکز تخصصی امریه سربازی را ایجا نموده اند. اما متأسفانه ظرفیت امریه سربازی بسیار کم بوده و این ظرفیت نیز توسط آقازاده ها و با پارتی بازی پر می شود.
4-جوانی که دوران خدمت سربازی را می گذراند هیچ درآمدی ندارد بنا بر این باید حقوق حد اقلی را به هر سرباز پرداخت نمود. اما در حال حاضر چیزی کمتر از 50 هزار تومان در ماه برای هر سرباز پرداخت می شود. آیا با 50 هزار تومان در ماه می توان زندگی کرد؟ حالا اگر این جوان ازدواج هم کرده باشد چه باید بکند. همین مشکل موجب می گردد بسیاری از افراد ازدواج خود را به تأخیر بیندازند.
5-متأسفانه در دوران سربازی برخورد بسیار تأسف آوری با جوان های این مملت می شود. اصولا یک سرباز زمانی به نظام و فرمانده خود وفا دار می ماند که احساس کند حق او توسط نظام یا فرمانده اش مورد تجاوز قرار نمی گیرد. سرباز لیسانس یا حتی زیر دیپلمی را فرض کنید که توسط فرمانده خود مورد اهانت قرار می گیرد. این سرباز نسبت به فرمانده خود وفادار نخواهد بود. او به نظام نیز بدبین خواهد شد.
6-متأسفانه شرایط در مراکز آموزشی بسیار نامناسب است. یک سرباز باید روش جنگ را یباموزد اما در مراکز آموزشی ما روش منظم کردن تخت را یاد می گیرد. مهم ترین وظیفه ی یک سرباز آموزشی تنظیم کردن تخت خواب است. این را همه ی سربازها می دانند. زیرا آنها شبها کابوس آنکادر می بینند. همچنین وضع بهداشتی مراکز آموزشی نیز فجیع است و با سرباز در برخی از مراکز آموزشی مانند حیوان برخورد می شود. زیرا مسئولان مراکز آموزشی سربازی به خوبی می دانند سرباز جرأت اعتراض ندارد.
7-از آنجا که فرزندان مسئولان، آقازداده ها و فرماندهان معمولا با پارتی بازی در مراکز خوب، دوران آموزش خود را می گذرانند و افراد بدبخت در مراکز دیگر، به این علت فرماندهان نظامی و انتظامی و مقامات از وضع نامناسب مراکز نظامی و انتظامی دیگر معمولا بی خبرند. زیرا برای سربازها امکان اعتراض تقریبا وجود ندارد.
8-متأسفانه برخی از مسئولان نظامی این چنین تحلیل می کنند که دوران سربازی برای ساختن شخصیت جوان لازم است! آیا کسانی که معافیت سربازی گرفته اند یا حتی دختراها شخصیتشان ساخته نشده است؟ اصولا بر اساس چه تحقیق علمی چنین ادعا می کنند؟ در حالی که مسئولان در مسئله ای به این مهمی که به سرونشت کشور و جوانان کشور مرتبط است ما نمی توانیم بر اساس تحلیل های شخصی خود سخن بگویند. و اگر آنها بدون پشتوانه ی علمی ادعا کنند ما نیز خواهیم پرسید آیا تلف کردن عمر یک متخصص ساخت شخصیت است؟ آیا تحقیر جوانان تحصیل کرده توسط افرادی کم سواد در مراکز نظامی و انتظامی ساختن شخصیت است؟ اصولا اگر فردی نخواهد شخصیت خود را به روش سربازی بسازد(بخوانید خراب کند) باید چه کند؟ چرا در دوره ای (و تا حدی امروز) سربازی را می توانستند با پول بخرند؟ آیا ثروتمندان نیازی به ساختن شخصیت ندارند؟
بازنشر این مطلب در سایت جام نیوز
+ نوشته شده در جمعه دوم دی ۱۳۹۰ ساعت 19:20 توسط حامد
|
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.