1- جوان فکر در سایت خود در مورد مخالفت رهبری با عزل وزیر اطلاعات این چنین می نویسد:

"برای آگاهان سیاسی واضح است که تغییر وزیر در وزارتخانه استراتژیک و مهمی چون وزارت اطلاعات ، بدون هماهنگی رئیس جمهور و رهبری عزیز انقلاب، امکان ندارد و اینگونه خبرسازی ها که رئیس جمهور تصمیمی را بگیرد وکمتر ازدو ساعت بعد رهبری معظم انقلاب آن را رد کند هیچ منطق عقلانی ندارد و علاوه بر تضعیف رئیس جمهمور ،تضعیف شخص رهبری عزیز انقلاب و جایگاه ولایت فقیه نیز می باشد."

در اینجا جوانفکر به شکل عجیبی چنین ادعا می کند تغییر وزیر اطلاعات بدون هماهنگی با رهبری امکان ندارد. و قطعاً منظورش این است که نه رئیس جمهور و نه وزیر اطلاعات بدون هماهنگی با رهبری در مورد تغییر وزیر اقدامی نمی کنند. حالا سوالی که مطرح می شود این است که پس چرا بعد از عزل وزیر، رهبری با آن مخالفت نمود؟ آیا نظر رهبری ناگهان تغییر کرد. اما مقام معظم رهبری در دیدار دانشگاهیان کرمانشاه به این شکل پاسخ این فرد را دادند :

"حالا بعضى‌ها دوست ميدارند همين طور بگويند؛ فلان تصميمها بدون نظر رهبرى گرفته نميشود. نه، اينطور نيست. مسئولين در بخشهاى مختلف، مسئوليتهاى مشخصى دارند. در بخش اقتصادى، در بخش سياسى، در بخش ديپلماسى، نمايندگان مجلس در بخشهاى خودشان، مسئولان قوه‌ى قضائيه در بخش خودشان، مسئوليتهاى مشخصى دارند. در همه‌ى اينها رهبرى نه ميتواند دخالت كند، نه حق دارد دخالت كند، نه قادر است دخالت كند؛ اصلاً امكان ندارد. خيلى از تصميمهاى اقتصادى ممكن است گرفته شود، رهبرى قبول هم نداشته باشد، اما دخالت نميكند؛ مسئولينى دارد، مسئولينش بايد عمل كنند. بله، آنجائى كه اتخاذ يك سياستى منتهى خواهد شد به كج شدن راه انقلاب، رهبرى مسئوليت پيدا ميكند. در تصميم و عملِ رهبرى بايد عقلانيت در خدمت اصول قرار بگيرد، واقع‌بينى در خدمت آرمان‌گرائى‌ها قرار بگيرد."

2- جوانفکر فکر همین چند روز پیش نوشته است:

"آنگاه که رهبر فرزانه انقلاب در نامه‌ای خصوصی به دکتر احمدی‌نژاد، توصیه به کناره‌گیری مهندس اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاونت اول رئیس جمهور را فرمودند، هیچگاه مایل و راضی به آن نبودند که اقتدار رئیس جمهور ولایی در هم بشکند یا تضعیف شود اما عوامل هاشمی رفسنجانی با آگاهی از این نامه بلافاصله اقدام به انتشار آن کردند "

می بینید که به وضوح مسئولان دفتر رهبری را عوامل هاشمی می نامد، و حکم حکومتی رهبری معظم انقلاب را برای عزل مشایی یک توصیه نامه می خواند. اما دقت کنید به آخرین جمله حکم حکومتی رهبر انقلاب برای عزل مشایی:
 "لازم است انتصاب مزبور ملغی و كان لم يكن اعلام گردد."
می بینید که رهبری با کلمه ی "لازم است" حکم به عزل مشایی داده است. حالا سوالی که مطرح است این است که اصولا از نظر مشاور احمدی نژاد حکم حکومتی باید چگونه نگاشته شود تا او به حکم حکومتی بودن آن پی برد؟

آیا فقط همین دو نکته برای بیدار کردن خفته های متوهم کافی نیست؟ چگونه ما خود را ولایی بنامیم اما اجازه دهیم رئیس روزنامه دولت ما، رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی و مشاور رئیس جمهور ما این گونه به رهبر ما اهانت کند و دستورات او را زیر سوال برد؟