داوود یا محمود، هابیل یا قابیل، کدام را باور کنیم
هنگامی شدید ترین حملات علیه دولت شکل گرفتند این ما بودیم که ایستادیم و دفاع کردیم. ما جانمان را بر کف دست گذاشتیم. ما در میدان بودیم. پس برای چه در مقابل تندترین حملات نیروهای وابسته به دولت علیه جریانی در دولت یکوت کرده ایم؟ ما چه بگوییم زمانی که معتمدترین افراد و نزدیک ترین افراد به احمدی نژاد ترتیب دندگان این حملات هستند. ما اگر بخواهیم داوود را قابیل بنامیم خود را زیر سوال برده ایم. به ما خواهند گفت چگون چنین فردی سال های بر مهم ترین منصب گماشته شده بود؟ آیا مگر جز این است که بازرس رئیس جمهور چشم و گوش اوست؟ آیا چشم و گوش رئیس جمهور ما قابیل است؟ شاید هم او فقط قربانی جریان انحرافی است؟
هنگامی که ما گفتیم مشایی را عزل کنید به ما گفتند مشایی معتمد احمدی نژا است، آیا شما مشایی را بهتر از احمدی نژا می شناسید؟ حالا من می گویم آیا ما داوود را بهتر از احمدی نژاد می شناسیم؟ اگر داوود بد بود پس چرا احمدی نژاد او را بر منصبی مهم گماشت؟ چرا مشایی این چنین نباشد؟ چرا جوانفکر این گونه نباشد. البته که ریاکاران ولایت گریز و تشنه ی قدرت و شهرتی مانند جوانفکر بشتر شایسته داشتن ویژگی های قابیل هستند. از نظر ما صفار هرندی و لنرکانی و داوود پاکند و مشایی و جوانفکر مگس هایی هستند در اطراف شیرینی قدرت. اینها هستند که باید بروند. اینها سرتاپا دور از آن آرمانی هستند کهما به آن رأی دادیم. بزرگ ترین خیانت به مردم این است که فردی چون جوانفکر همزمان ریاست خبرگزاری جمهوری اسلامی و موسسه ی ایران را در دست داشته باشد، مشایی با وجود نامه ی صریح رهبری کنترل نهاد ریاست جمهوری را در دست داشته باشد، و سه هزار میلیارد بدهند به دوستانشان که بخورند. بزرگترین خیانت به مردم این است که خاوری را به ریاست بانک ملی بگماری. مرفه بی دردی که شهروند دشمن جمهوری اسلامی کاناداست و خانواده او ایران نمی پسندند و ساکن کانادا هستند. آدم بد قصه ی ما خاوری است، جوانفکر است، مشایی است، بقایی است، ملک زاده است نه دوود. زیرا اگر بخواهیم داوود و صفار و لنکرانی و بقیه این عزل شده ها را نیز در کنار بدان قرار دهیم چیزی نمی ماند جز بدی و ما خود تیشه به ریشه خود زدیده ایم و همه دولت را به فساد متهم نمودیم.
افسوس که چشم های محمود بسته شد و فساد برخی از اطرافیان را ندید. افسوس که رئیس بزرگترین مرکز اقتصادی کشور فردی مفسد شد. این که ساده زیست باشی، این که به میان مردم بیایی، این که مشکلات نا امیدان بدخت نامه نویس را حل کنی. اینها نکات مثبت کوچکی نیستند. اما افسوس مفسدان زحمات را به باد می دهند و بیت المال را چپاول می کنند و انتخاب مردم را ضایع می کنند. چشم امید مردم به محمود بود. پس چرا رئیس بزرگ ترین بانک جمهوری اسلامی مفسد و مرفه از آب درآمد؟ این به خاطر مشایی است. این گونه افراد را مشایی بر سر کار آورده است. اما اعتماد مردم را به بی اعتمادی تبدیل نمود. اما اعتماد محمود به مشایی کمتر نشد و لج بازی اش بیشتر شد. شایسته بود فقط به خاطر آن اختلاس بزرگ اکثر مقامات اقتصادی عزل گردند اما چنین نشد و مفسدان هنوز بر سر کارند. به خدا قسم ما نه عاشق چشم و ابروی کسی نبودیم. ما خنجر را در چشم مفسد فرو می کنیم و در این مسئله دوست و دشمن و خودی و غیر خودی و سیاست بازی نمی شناسیم.
به جای آن کسانی عزل شدند که پاک بودند. کسی از آنها فسدی ندید، کسی از آنها در مورد دوستی با اشغال گران و مکتب ایرانی نشنید. کسی از آنها نامه ای برای دادن وام به امیر منصور آریا ندید. داوود احمدی نژاد کجا مشایی و جوانفکر کجا. داوود مانند جوانفکر شیفته ی قدرت نیست که فقط تملق بگویید و به منتقدان برادرش هر چند مراجع تقلید باشند اهانت کند. داوود عزل شد چون در مقابل مفاسد جریان انحرافی ایستاد. جریانی که در پش چهره و باطن عدالت طلب محمود پناه گرفتند و به هر فسادی دست زدند.
استراتژی جریان انحرافی این بود که در پشت نام عدالت پناه گردد و هوادارن عدلت طلب و انقلابی را از اطراف دور کند. آنها فساد کردند و هنگامی که عدالت طلبان واقعی صدایشان در آمد به دفاع از دولت پرداختند تا خود را در چشم محمود وفادار نشان دهند و با اهانت به بزرگان موجب اختلاف بین آنها و احمدی نژاد شوند. الحق که موفق بودند. آنها اکثر متعهدان را عزل کردند و برچسب تمامیت خواه و قابیل به آنها زدند. آنها نیکان را فراری دادند یا عزل کردند و خودشان چند شغله شدند. آیا در این ممکلت یک نفر نبود که بتواند مسئولیت روزنامه ایران را در دست بگیرد که جوانفکر مجبور نباشد بار این موسسه را نیز در کنار ایرنا بر عهده گیرد؟ هست اما استراتژی جریان انحرافی موفق از آب در آمد و همه ی آنها را عزل نمود.
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.