علی اکبر جوانفکر بازداشت شد.

این شخص مهمترین عامل رسانه ای جریان انحرافی است و اخیرأ اتهامات دروغینی به مقامات ارشد و مقامات قضائی وراد کرده است.

همزمان با حضور نیروهای امنیتی در دفتر روزنامه ایران زیردستان و کارمندان این روزنامه انحرافی به مأموران حمله نمودند.

البته اخبار رسیده حاکی از آزدای جوانفکر است!

بازداشت جوانفکر و مدیر مسئول روزنامه ایران بی شک نکته ی عطفی در برخورد با جریان انحرافی است. جوانفکر که به نوعی یکی از مقامات ارشد دولتی بوده و به صورت غیر رسمی سخنگوی دولت نیز محسوب می گردد در طول دو سال اخیر تندترین سخنان را علیه اصول گرایان و از آن مهمتر به دستگاه قضاء به زبان آورده است و در واقع سخنان او به مراتب خطرناک تر از سخنان مشایی است.

به نظر می رسد احمدی نژاد ما بعد از این اتفاق ساکت نخواهد نشست و کارهایی برای ترساندن قوه ی قضائیه انجام خواهد داد اما دستگاه قضاء بیدی نیست که با این باد ها بلرزد. باید حقایق را پذیرفت و بیش از این دستگاه های نظام را برای نجات چند متملق قدرت طلب هزینه نکرد. نگارنده امیدوار است مشایی نیز همچون جوانفکر بازداشت شود. البته نه این که همانند جوانفکر و مشابه فائزه هاشمی به سرعت آزاد شود. بلکه در دادگاه به سوالات قاضی در مورد ارتباطش با امیرمنصور آریا پاسخ گوید و امیدوارم تبرئه گردد.

جوانفکر خود را حاشیه امن خط قرمز احساس کرده بود و مدتی بود گنده گویی هایی می کرد. این اتفاق احتمالا کمی از باد او را خالی می کند. او بیش از این نیز حکم حکومتی رهبر انقلاب برای ابقای وزیر اطلاعات را تکذیب نموده بود.به هر حال با این اتفاق "خط قرمز" به "پاره خط زرد" مبدل می گردد. همچنین جوانفکر باید پاسخ دهد چرا با نماینده دادستان این چنین برخورد نموده است. آیا بهتر نبود او به آرامی همراه مأموران به دادسرا تشریف می برد؟ آیا این بود سکوت الهام بخش وحدت؟ سخنانی که جوانفکر علیه دستگاه های نظام می زند را اصلاح طلبان نزدند و جرأت گفتن آنها را ندارند. سخنان جوانفکر قطعا سخنانی علیه امنیت ملی هستند. او تندرو تر از اصلاح طلبان است. اما ظاهر ریاکارانه او باعث می شود حزب اللهی های از نوع ساده اندیش فریب او را بخورند و به عروسک های خیمه شب بازی این عنصر تندرو و تمامیت خواه مبدل گردند.


حالا عده ای هم فریب رسانه های دروغ گوی جریان انحرافی را خوردی. آنها با مظلوم نمایی و قداست بخشیدن به فضای دفتر یک روزنامه مفت خورد وابسته به قدرت و وارونه جلوه دادن مسائل عده ای را فریب داده اند. نمایندگان دادستانی با احترام از جوانفکر می خواهند به دادسرا بیاید اما او می گوید من نمی آیم. اجازه دهید با رئیس جمهور صحبت کنم. مأموران طبق وظیفه پافشاری می کنند. جوانفکر افراد خود را می شوارند و آنها لشکر کشی می کنند و با دو مأمورا برخورد می کنند. مأموران با پلیس تماس می گیرند. پلیس برطبق قانون و وظیفه وارد عمل می شوند. حالا این که کمی خشونت به خرج داده اند(در مقابل خشونت اهالی روزنامه ایران) بحث دیگریست. اما به هر حال اگر روزنامه قداست داشته باشد که ندارد این اهالی روزنامه هستند که باید قداست را حفظ کنند و در مقابل قانون گردن کشی نکنند. "اگر جوانفکر مثل بچه آدم به دادسرا می رفت هیچ گاه چنین اتفاقاتی رخ نمی داد." پس مقضر اصلی جوانفمر مغرور، متملق، قدرت طلب و اصلاح طلب نفوذی است.