انحراف دولت از کجا آغاز می شود؟
زمانی که جوانفکر نامه رهبر انقلاب برای ابقای مصلحی را جعلی می خواند این اول انحراف است. زمانی که همین شخص نامه رهبری برای ابقای مصلحی را نه حکم حکمتی که یک نامه عادی می خواند این اول انحراف است. اینجاست که انحراف آغاز می شود و پیشرفت می کند. همانجا که دوست او امیری فر نامه عزل مشایی را نه حکم حکومتی که که حکم غیر حکومتی می داند! همانجا که جوانفکر رهبری را آنقدر پائین می آورد که در ماجرای مصلحی می گوید آنها می خواهند رهبری را در مقابل کار انجام شده قرار دهند. گویا رهبری بر اساس حرف چند سایت عمل می کند و در امر بسیار مهمی مانند ماندن یا رفتن وزیر اطلاعان منتظر آن است که چند سایت چیزی بگویند تا ایشان در مقابل عمل انجام شده قرار گیرند و مجبور شوند نامه ای برای ابقای مصلحی بنویسند که حرف آن رسانه ها و سایت ها غلط از آب در نیاید. ببینید فکر انسان چقدر می تواند کوچک باشد هر چند نام او جوانفکر باشد. وقتی نزدیک ترین افراد به احمدی نژاد چنین انحرافاتی دارند که دستورات رهبری را با بهانه های مختلف رد می کنند در آخر به جایی می رسیدم که خود احمدی نژاد نژاد نیز در همین وادی توجیه گری غافلانه می افتد. جایی که در نشست احمدی نژاد با برخی اعضای ستادهای انتخاباتی گزینش شده خود درسالن اجلاس سران، این چنین می گوید که خدمت آقا (رهبر انقلاب) گزارش خلاف واقع می برند!! که اگر این جمله واقعا از احمدی نژاد باشد و شاهد عینی دروغ نگفته باشد واقعا خبر از انحراف شخص رئیس جمهور نیز می دهد. که البته از نظر من بعید نیست. چگونه ممکن است نزدیک ترین افراد به رئیس جمهور انحراف داشته باشند و خود او از این انحرافات دور باشد. کاش دور باشد. اما این آروزی کودکانه ای بیش نیست.
اینها دستورات و حکم و ها و ارشادات رهبری را با توجیهات احمقانه رد می کنند. آنها می گویند خدمت رهبری اطلاعات غلط داده اند. در این نگاه به راحتی هر دستور یا توصیه رهبری می تواند با توجیهی مشابه رد شود. در حالی که رهبر انقلاب اولا از منابع مختلفی اطلاعات به دست می آورند، ثانیا از منابع مطمئن اطلاعات به دست می آورند و ثالثا حرفی را از کسی قبول نمی کنند مگر این که سندی مستدل در مورد آن ارائه دهند. جدای از این که ایشان به عنوان ولی فقیه، عالمی برجسته و سیاست مداری کارکشته تحت تأثیر جو سازی ها قرار نمی گیرند. اما منحرفین می خواهند برای تبرئه ی خود از رهبری هزینه کنند. ما کوچکترین شکی نداریم که احمدی نژاد یک ولایت مدار و مطیع ولایت است. اما انحراف مطیع و غیر مطیع نمی شناسد. زمانی که شما در اطراف عده ای از فامیل و آشنایان خود مانند مشایی و دوستان قرار می گیرید و اعتماد شما به آنها غیر معمول است، شما بری توجیه خلاف کاری های آنها مجبور هستید به توجیهات مراجعه کنید. این توجیهات وقتی به جایی می رسد که رهبر انقلاب را فردی تحت تأثیر اطلاعات غلط می داند تبدیل به انحراف می شود. اینجا دیگر مرزی برای شما باقی نمی ماند و شما هر مسئله را به این شکل برای خود و دیگران توجیه می کنید و هیچ کس به هیچ روشی نمی تواند خلاف کاری های آشنایان و فامیلتان را ثابت کند.
امروز بر خلاف گذشته اطراف رئیس جمهور را نه حزب اللهی ها و عدالت طلبان و ساده زیست ها بلکه اکثرا قدرت طلبان و منافقان و دوروهای متملق و پول پرست پر کرده اند. به همین دلیل است که چنین اختلاس بزرگی در سیستم بانکی اتفاق می افتد و رئیس بانک ملی فراری ما یک شهروند کانادا از آب در می آید. اطرافیان احمدی نژاد و هوادارن فعال او اکثرا از هیئتی ها و مذهبی ها و عدالت طلبان بودند اما طبیعی بود که عده ای ریاکار قدرت طلب نیز در میان آنها وجود داشته باشند. با گذشت زمان عدالت طلبان سالم شروع به انتقاد کردند. زیرا اینها به فرد وابسته نیوده و تابع اصول هستند. در اینجا دشمنان نفوذ کرده در اطراف احمدی نژاد شروع به حمله به آنها کردند و تهمت هایی به آنها زدند، برچسب هایی مانند تکفیری و سهم خواه به آنها زدند. آنها می خواستند اطراف احمدی نژاد را از عدالت طلبان خالی کنند و با تملق گویی و تکفیر عدالت طلبان خود را به احمدی نژاد نزدیکتر کنند و پست های مهم تری را در دست گیرند. لیدر و بزرگ این افراد جوانکفر، بهداد و مشایی بودند. این بود که افراد عدالت طلب یا اخراج شدند، یا عزل شدند یا استعفا دادند و کار به جایی رسید که تعداد ریاکاران بر عدالت طلبان چربید و به این علت یک فرد مانند جوانفکر چند پست را در دست گرفت. آیا در این مملکت یک نفر پیدا نمی شد که مسئولیت روزنامه ایران را برعهده بگیرد تا جوانفکر مجبور نباشد هم مسئول خبرگزاری ایرنا باشد هم روزنامه ایران؟ امروز در اطراف احمدی نژاد کمتر عدالت طلب اقعی یافت می شود. اینها اکثرا یا قدرت طلبن و پول پرستند، یا ریاکار و دورو و نفوذی. یا کسانی که حقیقت و عدالت را فدای پست و مقام کرده اند. و عده ی اندکی نادان توجیه گر که هنوز در حال هوای چند سال پیش مانده اند.
ما خیانت را نخواهیم پذیرفت و قلم های خود را علیه اختلاس گران تیز تر خواهیم نمود. برای ما فرقی بین کروبی و رئیس بانک ملی فراری نیست. برای ما فرقی بین هاشمی و مشایی نیست. برای ما فرقی بین خاتمی سید و روحانی با جوانفکر خانواده ی شهید و یک من ریش نیست. ما از اختلاس سه هزار میلیاردی نخواهیم گذشت، عذرخواهی حسینی را نخواهیم پذیرفت. اینها بعضا کوتاهی کردند، بعضا منحرف شدند، بعضا خیانت نمودند. آنها می خواهند با زنده کردن هاشمی ما را به سمت انتقاد از هاشمی بکشانند غافل از این که برای ما هاشمی رفسنجانی مرده است و هاشمی های جدیدی به وجود آمده اند به نام هایی مانند مشایی و جوانفکر متملق. ما سیاست مدار و وابسته نیستیم که حقیقت را با حزب خود بسنجیم. ما 6 سال از یک نفر حمایت می کنیم و برای او رأی جمع می کنیم و سپس هنگامی که انحراف را ببینیم علیه او اقدام می کنیم.
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.