از خس و خاشاک تا مردم
اصلاح طلبان همواره از مردم سخن می گویند. آنها مردم مردم
می کنند. آنها هر روز از مردم سخن می گویند. اما منظور آنها از مردم چیست و
نگاه آنها به مردم چگونه است و چرا آنها مدام از مردم و مردم سالاری
می گویند؟ اصلاح طلبان از اسلام و آزادی نیز زیاد سخن می
گویند. اما آنها واقعا دنبال چه هستند؟
1-منظور اصلاح طلبان از مردم هوادارانشان است. آنها فقط هوادارن خود را مردم می دانند. از نظر آنها دوستان، هم محله ای ها و فامیل هایشان مردم هستند. از نظر آنها مردم ، مردم شمال شهر ها هسنتد. مردم واقعی برای آنها حکم نردبانی را دارند که قرار است از آن برای بالا رفتن در مراتب قدرت استفاده کنند. نگاه اصلاح طلبان به مردم نگاه ابزاری است. هر گاه مردم به آنها گرایش پیدا کنند و به آنها رای بدهند آنها راضی می شوند و حکومت را صاحب می شوند و شروع می کنند به چپاول و بسط قدرت خود. اما زمانی که مردم به آنها رای ندهند آنها می گویند تقلب شده است، رای ما کیفی است، مردم عوام هستند، اینها به خاطر سیب زمینی به ما رای ندادند، اینها پول گرفتند به ما رای ندادند. از نظر آنها مردم زمانی مردم هستند و مردم خوب هستند که به آنها رای بدهند. در غیر این صورت مشکل دارند و مردم نیستند. اما از زمانی که قدرت را در دست می گیرند مردم را افرادی مرفه می پندارند که هیچ درخواستی از دولت ندارند و آماده هستند تا با فشار از پائین شرایط را برای فتح سنگر به سنگر نظام و تسط اصحاب قدرت اصلاح طلب محیا سازد. از نظر آنها، وقتی آنها قدرت را در دست دارند، مردم دیگر هیچ نیازی به مسکن، درمان و اشتغال ندارند. نه معتادی هست نه بی کاری. مردم فقط یک چیز می خواهند، "گفت و گوی تمدن ها". از نظر آنها مردم ابزاری هستند که هر وقت لازم شد باید به میدان بیایند. اگر لازم شد در انتخابات باید بیاند و به آنها رای بدهند، اگر لازم شد باید بیایند و در اردوکشی های خیابانی شرکت کنند تا اصلاح طلبان بتوانند کارهای خود را پیش ببرند.
2-اما نگاه اصلاح طلبان به انتخابات و دموکراسی چگونه است؟ اصلاح طلبان انتخابات را پلی برای دست یابی به قدرت و پول می دانند. آنها اگر در انتخابات پیروز شوند می گویند مردم به ما رای دادند و ما هر چه بخواهیم می توانیم انجام دهیم. آنها انتخاب شدن را به معنای قدرت بی نهایت می دانند و خود را فراتر از قانون و ساختار می دانند و هیچ شریکی را در قدرت بر نمی تابند. آنها بر اساس تئوری "فتح سنگر به سنگر" به دنبال گرفتن تمام مراکز قدرت هستند و انتخاب شدن در یک مرکز قدرت را به معنای انتخاب شدن برای تمام مراکز قدرت می دانند. آنها اگر در انتخابات پیروز نشوند می گویند تقلب شده است. استراتژی اصلاح طلبان در انتخابات ها این گونه است. اصلاح طلبان خود را حق مطلق می دانند و جناح مقابل خود را مردم ستیز، دیکتاتور و خون ریز و چماق به دست می دانند و اگر جناح مقابل آنها در انتخاباتی پیروز شوند آنها می گویند تقلب شد. از نظر آنها مردم باید هموراه آنها را انتخاب بکنند و این مردم هم همواره به وظیفه خود عمل کرده و اینها را انتخاب می کنند. از نظر اصلاح طلبان دموکراسی یعنی رای دادن مردم به آنها. اگر مردم به آنها رای ندهند تقلب شده است و آنها باید روش ها دموکراتیک دیگر برا برای دست یابی به قدرت امتحان کنند. از نظر آنها زورگویی خیابانی، اغتشاشات خیابانی روشی دموکراتیک برای رئیس جمهور شدن است. دموکراسی اصلاح طلبان و استراتژی انتخاباتی آنها بر اساس نظریه داماد و فرزند استوار است. به این صورت که نتایج انتخابات بر اساس این نظریه و سایر ملاک های مشابه از قبل مشخص است و اگر نتیجه انتخابات موافق پیش بینی های این نظریه نباشد تقلب شده است.
3-نگاه اصلاح طلبان به قدرت چیست؟ اصلاح طلبان قدرت را یک هدف می دانند. آنها برای رسیدن به قدرت به هر کاری دست می زنند و برای حفظ آن بر اساس نظریات ماکیاولی به شکل بومی شده و مدرن آن عمل می کنند. از نظر آنها قدرت نه فرصتی برای خدمت به مردم بلکه منبعی برای افزایش بیشتر قدرت و پر کردن جیب خود و از میان برداشتن رقبا است. آنها قدرت را مال و حق خود می دانند و ورود هیچ کس را در دایره ی قدرت جز خود بر نمی تابند و با آن مقابله می کنند. از نظر آنها رقبای آنها تروریست و چماق و به دست و دیکتاتور است و مردم یه آنها رای نمی دهند و همه ی رقبای آنها باید از میدان به در شوند. آنها قدرت را به معنای آزادی برای انجام هر کاری می دانند و آن را به معنای مسئولیت و پاسخ گو بودن نمی دانند. از نظر آنها وقتی مردم آنها را بر اساس وظیفه خود انتخاب نمودند.
4-نگاه اصلاح طلبان به قانون چیست؟ آنها قانون را مانند مومی در دستان خود می دانند. از نظر آنها قانون عبارت است از قوانینی که آنها وضع کرده باشند. از نظر آنها قانون عبارت است از هر آنچه که آنها می خواهند. آنها به قانون تا زمانی احترام می گذارند که به نفع آنها باشند. در غیر این صورت آنها قانون را اشتباه و غلط می دانند. آنها قانون را در کف خیابان ها و در سنگ و بنزین و چماق می جویند. مجریان قانون نیز اغتشاش گرانی هستند که باید به آتش زدن در خیابان ها بپردازند.
5-نگاه اصلاح طلبان به جوانان و دانشجویان چیست؟ اصلاح طلبان جوانان را فردی می دانند با سن کم و نادان که قرار است در مواقع لزوم با اغتشاش به بسط قدرت آنها کمک کنند. آنها جوانان را افرادی شهوت ران می دانند که به دنبال اختلاط و مسائل جنسی هستند و اصلاح طلبان باید شرایط را برای آنها آماده سازند تا اولا رضایت آنها را جلب نمایند و ثانیا با مشغول نمودن آنها به شهوت رانی ذهن آنها را مسائل منحرف کنند. آنها می خواهند جوان به شهوت رانی و عیاشی بپردازد نه این که هر روز مطالبه ای داشته باشد و موی دماغ آنها شود. زیرا اگر جوانان در مورد اشتغال و مسکن و ازدواج سوال کنند اصلاح طلبان نمی توانند مطالبات آنها را پاسخ دهند و وقت خود را صرف حل مشکلات آنها بکنند. جوان باید با اختلاط مشکلات خود را حل کند نه اینکه دنبال ازدواج باشد.
6-نگاه اصلاح طلبان به اسلام چیست؟ اصلاح طلبان اگر لازم باشد برای اسلام آدم اعدام می کنند، کراوات قیچی می کنند، سفارت آمریکا اشغال می کنند، پرچم سبز بر می دارند، خود را سید اعلام می کنند، چادر سر می کنند، ریش می گذارند، معمم می شوند، میلیارد ها پول می گیرند و برای اسلام فیلم می سازند، مرجع سازی می کنند و از روز عاشورا حرف می زنند. و اگر لازم باشد و شرایط ایجاب کند می گویند قرآن تجربه شخصی پیامبر(ص) است نه کلام خدا، حسین(ع) فدای خشونت جدش شد، امامان (ع) معصوم نیستند، امام زمان (عج) وجود ندارد و این احکام مال 1400 سال قبل است. آنها بر اساس آنچه از شرایط احساس می کنند از اسلام سخن می گویند زیرا از نظر آنها اسلام نیز ابزاری برای دست یابی به قدرت و فریب مردم است. اگر لازم ببیند علیه اسلام اقدام می کنند اگر لازم ببینند خود را اسلام ناب معرفی می کنند.
7-نگاه اصلاح طلبان به آزادی چیست؟ آنها آزادی را فقط مطعلق به خود می دانند. آنها آزادی را به معنای حق خود برای انجام هرکاری می دانند. از نظر اصلاح طلبان، آنها آزاد هستند تا هر کاری که دلشان می خواهد انجام دهند. آنها آزادی را ابزاری برای مردم فریبی می دانند. نخبه فریبی، جوان فریبی، روشنفکر فریبی، مرفه فریبی. آنها با سخن گفتن از آزادی به دنبال فریب مردم هستند زیرا مردم را عوامی می دانند که به راحتی فریب می خورند. آنها می خواهند با سخن گفتن از آزادی قدرت را دست بگیرند. آنها هیچ حقی برای مخالفان خود در مورد آزادی قائل نیستد و آنها را مشتی عوام و چماق به دست و دیکتاتور می دانند که حق ندارند آزاد باشند.
همین نگاه ها بود که باعث شد مردم آنها را مانند یک دستمال کثیف به داخل سطل زباله تاریخ پرتاب کنند. سطل زباله ای که در سال 88 سوخت و امروز چیزی جز بوی دود آن باقی نمانده است. جنبش آنها نیز سبز نشده زرد شد و جوانه نزده خس و خاشاک شد. مردم مورد نظر آنها خس و خاشاکی بیشن نبودند. باد آنها را برد زیرا باد آورده را باد می برد.
همین مطلب را در نقد نیوز و جهان نیوز و قطره نیوز و خبر فارسی ، البرز بخوانید.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 12:0 توسط حامد
|
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.