محدودیت موجب حرص و طمع می شود نمی شود و حجاب
همهیشه از برخی افراد می شنوی که می گویند محدویت موجب طمع بیشتر می شود. می خواهی بگویی آقا حجاب، می گویند نه آقا محدودیت حرص را بیشتر می کند. این را خیلی جاها می شنوی.
یک سوال. آیا این که برای دزدی محدودیت قائل بشویم و بگوییم هر کس دزدی کرد باید زندانی شود این موجب افزایش دزدی و حرص و طمع مردم برای دزدی می گردد؟ اصولا اگر منطق این افراد درست باشد باید همه ی زندان ها را تعطیل کنند و همه ی قوانین راهنمایی و جزایی را بر دارند. چون این محدودیت ها موجب حرص و طمع می شود.
ایجاد محدودیت موجب جلوگیری از جرم و فساد می گردد و آن را افزایش نمی دهد و موجب حرص و طمع هم نمی شود. اما ممکن است در این مرحله کسی سوال بکند که نه موجب حرص و طمع بیشتر می گردد اما ترس ناشی از محدودیت ها ممکن است موجب جلوگیری از وقوع فساد و جرم شود همچنی د ربرخی از محدودیت های مورد نظر ما مجازاتی در کار نیست یعنی محدودیت به روش مجازت اعمال نمی شود بلکه به روش جلوگیری و مانع شدن انجام می شود مانند حجاب و دور نمودن دختر از پسر. این موجب حرص و طمع بیشتر می شود. اگر ما آزاد بگزاریم آن حرص و طمع کاسته شده و فساد هم کمتر می شود.
اما واقعیت این است که محدودیت ایجاد نمودن در برخی موادر موجب کنجکاوی می شود. در واقع این کنجکاوی است که انسان را به سمت عبور از محدودیت می کشاند. برای مثال وقتی به بچه ای بگویی عزیزم به این اتاق اصلا وارد نشود مسلما کودک سعی خواهد کرد به آن اتقا برود و ببیند در آن اتقاق چه چیزی وجود دارد. زیرا نمی داند در اتاق چه چیزی وجود دارد و کنجکاو می شود به داخل اتاق برود. اما ایا انسان بالغ نمی داند که در پس محدودیت ها چیست؟ برای مثال در پس محدودیت حجاب چیست؟ بنابر این محدودیت هایی مانند حجاب و تفکیک جنسی که البته به صورت های گوناگون در تمام دنیا وجود دارد نیاز بوده و برای جامعه مفید است. این محدودیت ها شرایط گناه و جرم و فساد را نامساعد می کند. آن چه که اتش و آتش شهوت را شعله ور می کند خودآرایی، بی حجابی و اختلاط است نه حجاب.
برخی این شبهه را مطرح می کنند که نگاه کنید در غرب حجاب وجود ندارد اما چشم چرانی هم کمتر است و برای آنها طبیعی شده است. کسانی که این شبهه را مطرح نمی کنند به این مسئله توجه ندارند که اولا در غرب نیز حجاب وجود دارد. در غرب نیز مردم خود را می پوشانند. مقدار و نوع پوشش آنها کمتر و متفاوت از قانون اسلام است اما آنها نیز حجاب و پوشش دارند. هم درعرف و هم در قانون. در غرب در برخی مناطق و برخی کشورها لخت شدن نیز جرم نیست اما اکثر مردم چنین عملی را زشت می دانند و از کسانی که چنین عملی را مرتکب می شوند دوری می کنند. البته نمی خواهیم بگوییم ملاک ما برای حق بودن حجاب این مسائل است. ثانیا کسانی که این شبهه را مطرح می کنند به این نکته توجه نمی کنند که در غرب نگاه کردن به موی زنان شاید چندان اهمیتی نداشته باشد و چشم چرانی نیز چندان رواجی نداشته باشد اما به جای آن فساد به فراوانی وجود دارد. در واقع آنها از این مرحله گذشته و وارد مراحل بعدی شده اند. مثل این است که بگوییم اجازه بدهید دشمن سنگر اول را بگیرد یا سنگر اول را خالی کنید زیرا این کار باعث می شود دیگر به سنگر اول تیر اندازی نکند. در حالی که با خالی شدن سنگر اول درست است که برای دشمن سنگر اول بی اهمیت می گردد اما آی او از حمله به مراکز مهمتر در سنگر های بعدی دست خواهد کشید؟ در واقع حجاب سنگر اول است.
یک سوال. آیا این که برای دزدی محدودیت قائل بشویم و بگوییم هر کس دزدی کرد باید زندانی شود این موجب افزایش دزدی و حرص و طمع مردم برای دزدی می گردد؟ اصولا اگر منطق این افراد درست باشد باید همه ی زندان ها را تعطیل کنند و همه ی قوانین راهنمایی و جزایی را بر دارند. چون این محدودیت ها موجب حرص و طمع می شود.
ایجاد محدودیت موجب جلوگیری از جرم و فساد می گردد و آن را افزایش نمی دهد و موجب حرص و طمع هم نمی شود. اما ممکن است در این مرحله کسی سوال بکند که نه موجب حرص و طمع بیشتر می گردد اما ترس ناشی از محدودیت ها ممکن است موجب جلوگیری از وقوع فساد و جرم شود همچنی د ربرخی از محدودیت های مورد نظر ما مجازاتی در کار نیست یعنی محدودیت به روش مجازت اعمال نمی شود بلکه به روش جلوگیری و مانع شدن انجام می شود مانند حجاب و دور نمودن دختر از پسر. این موجب حرص و طمع بیشتر می شود. اگر ما آزاد بگزاریم آن حرص و طمع کاسته شده و فساد هم کمتر می شود.
اما واقعیت این است که محدودیت ایجاد نمودن در برخی موادر موجب کنجکاوی می شود. در واقع این کنجکاوی است که انسان را به سمت عبور از محدودیت می کشاند. برای مثال وقتی به بچه ای بگویی عزیزم به این اتاق اصلا وارد نشود مسلما کودک سعی خواهد کرد به آن اتقا برود و ببیند در آن اتقاق چه چیزی وجود دارد. زیرا نمی داند در اتاق چه چیزی وجود دارد و کنجکاو می شود به داخل اتاق برود. اما ایا انسان بالغ نمی داند که در پس محدودیت ها چیست؟ برای مثال در پس محدودیت حجاب چیست؟ بنابر این محدودیت هایی مانند حجاب و تفکیک جنسی که البته به صورت های گوناگون در تمام دنیا وجود دارد نیاز بوده و برای جامعه مفید است. این محدودیت ها شرایط گناه و جرم و فساد را نامساعد می کند. آن چه که اتش و آتش شهوت را شعله ور می کند خودآرایی، بی حجابی و اختلاط است نه حجاب.
برخی این شبهه را مطرح می کنند که نگاه کنید در غرب حجاب وجود ندارد اما چشم چرانی هم کمتر است و برای آنها طبیعی شده است. کسانی که این شبهه را مطرح نمی کنند به این مسئله توجه ندارند که اولا در غرب نیز حجاب وجود دارد. در غرب نیز مردم خود را می پوشانند. مقدار و نوع پوشش آنها کمتر و متفاوت از قانون اسلام است اما آنها نیز حجاب و پوشش دارند. هم درعرف و هم در قانون. در غرب در برخی مناطق و برخی کشورها لخت شدن نیز جرم نیست اما اکثر مردم چنین عملی را زشت می دانند و از کسانی که چنین عملی را مرتکب می شوند دوری می کنند. البته نمی خواهیم بگوییم ملاک ما برای حق بودن حجاب این مسائل است. ثانیا کسانی که این شبهه را مطرح می کنند به این نکته توجه نمی کنند که در غرب نگاه کردن به موی زنان شاید چندان اهمیتی نداشته باشد و چشم چرانی نیز چندان رواجی نداشته باشد اما به جای آن فساد به فراوانی وجود دارد. در واقع آنها از این مرحله گذشته و وارد مراحل بعدی شده اند. مثل این است که بگوییم اجازه بدهید دشمن سنگر اول را بگیرد یا سنگر اول را خالی کنید زیرا این کار باعث می شود دیگر به سنگر اول تیر اندازی نکند. در حالی که با خالی شدن سنگر اول درست است که برای دشمن سنگر اول بی اهمیت می گردد اما آی او از حمله به مراکز مهمتر در سنگر های بعدی دست خواهد کشید؟ در واقع حجاب سنگر اول است.
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 17:9 توسط حامد
|
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.