از زمانی که احمدی نژاد وارد منطقه ی ممنوعه شد حملات علیه و او آغاز شدند. کسانی که تا قبل از احمدی نژاد قدرت را در دست داشتند جایگاه خود را از دست رفته یا به خط افتاده دیدند و برای پائین کشیدن یا تضعیف احمدی نژاد از هیچ خیانت و ظلمی ابایی نداشتند. احمدی نژاد بساط نفاق و اشرافیت سالاری را برچید و انقلاب را در مسیر واقعی خود قرار داد. برای علاقمندان به احمدی نژاد و مردم سخت است که کوچکترین انحرافی را در مسیر عدالت ورزی احمدی نژاد ببینند. احمدی نژاد خود به خود احمدی نژاد نشد. احمدی نژاد خود به خود احدی نژاد نماند. مردم وارد میدان شدند و با خرج خود به حمایت از احمدی نژاد پرداختند زیرا او حرف دل آنها را می زد. اشراف و ثروتمندان برای سرنگونی و ضربه زدن به احمدی نژاد دست با اقداماتی زدند که ار آن در زندگی مردم نیز دیده شد و مردم هزینه انتخاب خود را پرداختند. در جریان فتنه 88 مردم به میدان آمدند و با به خطر انداختن جان خود احمدی نژاد و نظام را نگه داشتند. برای ماندن احمدی نژاد، هم نظام هزینه داد هم مردم. احمدی نژاد مدیون مردم و نظام است. اما بازهم نمی توان خدمت احمدی نژاد به انقلاب و مردم را نادیده گرفت. و شاید مردم و نظام نیز مدیون احمدی نژاد باشند.

بدون شک در این کشور 13 میلیون نفر مخالف احمدی نژاد بودند. اما به هر حال تعداد موافقان بسیار بیشتر از این بود. مشایی مامور جذب این 13 میلیون بوده و است. اما این جذب در برخی موارد به قیمت برگشتن به همان روش خاتمی و هاشمی و از دست دادن بخشی از موافقان و هوادران تمام شد. این جذب به قیمت ایجاد التهاب سیاسی و اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به احمدی نژاد تمام شد. قرار بوده و است که احمدی نژاد از امام زمان (ع) بگوید و این طرف را نگه دارد و مشایی از منشور کورش و هدیه تهرانی بگوید تا آن طرف را نگه دارد. جذب حد اکثری از اصول نظام است و باید آن 13 میلیون را نیز تا حد امکان راضی نگاه داشت زیرا آنها نیز مردم هستند و در بسیاری از موارد خواسته آنها تعارضی با خواسته اکثریت ندارد. اما اگر هدف از این جذب مسائل شخصی و انتخاباتی باشد این آغاز انحراف خواهد بود. به به اسنی نتیجه رسیده ام که روش مشایی در جذب مخالفان اشتباه و همراه یا انحراف و اختلاف افکنی بوده و نتوانسته است به اندازه ی هزینه ای که دولت و نظام را درگیر آن نموده است موفقیتی در جذب مخالفان داشته باشد و موجب ریزش هوادارن احمدی نژاد شده است. دلیل این ناکامی را نیز در انحراف و هدف نادرست شخص مشایی می دانم.

اما ما نباید از انحراف و اشتباهات هوادران احمدی نژاد نیز غافل شویم. آیا هدف همه ی انتقادات مصالح مردم و نظام و دولت است؟ آیا همه ی انتقادات درست هستند یا برخی از آنها تهمت و افترا و بزرگنمایی است؟ آیا روش انتقادات درست است؟ این که یک مداح با سابقه انتقاد را با چاشنی بی ادبی و اهانت مطرح کند درست است؟ این که برخی از اتهامت بی اساس و اثبات نشده را علیه بقایی و مشایی مطح کنیم درست است؟ اشتباهات هوادران هم دشمن شاد کن است، هم اختلاف آفرین و هم موجب مظلوم نمایی جریان انحرافی. برخی از افراد جریان انحرافی با نشان دادن این اشتباهات انحراف خود را در پشت این اشتباهات پنهان ساخته و با مظلوم نمایی سعی در حق نشان دادن خود دارند.

برخی از هوادران احمدی نژاد نیز با دیدن سیل حملات علیه دولت چشم خود را به انحرافات دولت و احمدی نژاد بسته اند و به صورت احساسی و تند به تمام منتقدان حمله می کنند همه را بهم می دوزند و به هاشمی منتسب می کنند در حالی که هاشمی مشکلی با جریان انحرافی ندارد. گویی احمدی نژاد معصوم است. دیدگاه این افراد نیز دارای انحراف بوده و موجب ضربه زدن به دولت و ایجاد اختلاف می گردد. اینها هنوز در حال و هوای روزهای فتنه و انتخابات به سر می برند. دفاع این افراد از احمدی نژاد مصداق دفاع بد بوده و معمولا بدن کوچکترین ارائه منطق و استدلال است.