امیری فر رئيس شوراي فرهنگي نهاد رياست‌جمهوري در دفاع از مشایی، عزل وزیر اطلاعات گفته است :

" اما اين نكته همچنان جاي بررسي دارد كه آيا دستور مقام معظم رهبري حكم حكومتي بوده است يا نه، ممكن است ولي‌فقيه در يك مورد توصيه كنند اما تكليف نفرمايند نمي‌توان نظرات رهبري را حكم حكومتي توصيف كرد. به نظر من اين موضوع بايد بررسي شود چرا كه برخي رسانه‌هاي اصولگرا نوشتند كه اين حكم حكومتي است."


خط انقلاب :

پیشنماز دولت (عمله مشایی) (امیدوارم هر چه زودتر هدایت شود)در آخرین اظهار نظر خود گفته است باید بررسی شود که "دستور" رهبری حکم حکومتی بوده است یا نه!! البته گفته است که مشایی پاک و زلال و نماز شب خوان است (عین ابن ملجم). گفته است رئیس جمهور آینده است. 

حال من می گویم اصولا اگر در بالای برگ نامه نوشته شده بود که این یک حکم حکومتی است باز هم باید بررسی شود که آیا این یک حکم حکومتی ارشادی است یا حکم حکومتی حاکمیتی است. اگر این حکم یک حکم حکومتی حاکمیتی از نوع دستوری بوده باشد باید بررسی نمود که کدام قسمت نامه حکم حکومتی حاکمیتی از نوع دستوری بوده است و فقط آن قسمت را باید اجرا نمود. باید یک شورای عالی تشکیل داد که به بررسی آن بپردازند.

البته اگر رهبری در نامه بنویسد که این عزل یا این نصب بر خلاف مصلحت شما و کشور است در این صورت این دستور حکم حکومتی نیست و می توان به آن عمل ننمود. اصولا مصلحت کشور و رئیس جمهور را خود مشایی تعیین می کند نه رهبری. ایشان می تواند نصیحت و توصیه بکند مانند یک پدر بزرگ. زیرا رابطه ی بین "رئیس جمهور و رهبری رابطه پدر پسری" است.

اما او گفته است مشایی اصلا مسئله نیست که فرعی اصلی داشته باشد و باز این سوال مطرح می شود که اگر مشایی مسئله فرعی نیست و کلا مسئله نیست چرا رهبری نامه می نویسد که مشایی را عزل کن و بعد آن نامه را رسانه ای هم می کند؟

او گفته است مصباح یزدی هم مککن است اشتباه کند با این که رهبری او را مطهری زمان نامیده است " اما بايد گفت كه ايشان به لحاظ اعتقادي مورد تاييد قرار گرفته‌اند نه اينكه در همه امور مورد تاييد باشند". حال من هم می گویم کلا رهبری از نظر اعتقادی با مصباح موافق است چون مصباح به خدا اعتقاد دارد. البته به این هم اعتقاد دارد که مشایی آدم خوبی نیست و جریان انحرافی در دولت است اما دلیلی نداریم که رهبری با این اعتقاد او هم موافق باشد . باید بررسی شود. باید ببینیم این دستور حکم حکومتی بوده است یا نه.

اما او گفته است اصول گرایان از مشایی هراس دارند که او در انتخابات پیروز شود و نگذارند آن ها پیروز شوند. او گفته است من بسیار ولایی هستم و اگر رهبری دستور دهد که زن شما بر شما حرام است ما با این که همسرم را دوست دارم اما به دستور او عمل می کنم.

 او گفته است حرف مشایی همان حرف احمدی نژاد است. مشایی گفته بود ما با مردم اسرائیل دوست هستیم. آیا حرف احمدی نژاد هم همین است. احمدی نژاد گفته است اسرائیل باید از صحنه روزگار حذف گردد. ایا حرف مشایی هم همین است. یعنی باید اسرائیل (مردم اسرائیل هم جزو اسرائیل هستد) یاند از صحنه روزگار حذف شود. چگونه به حذف شدن دوستان رضایت می دهد.بحال خط انقلاب می گوید که البته اگر آن دستور حکم حکومتی باشد. باید بررسی شود. و این جا نیز سوال اساسی مطرح است. اگر رهبری با معاون اول بودن مشایی مخالف بوده است و دستور عزل او را نیز صادر نموده است(البته دستورش حکم حکومتی نبوده است حکم غیر حکومتی بوده است از نوع پدر پسری بوده) و کلا گفته اند که بودناو در آن منصب به مصلحت شما و کشور نیست چگونه ممکن است با ریاست جمهوری او موافق باشند؟

البته ممکن است به هر حال ایشان با معاونت اولی ایشان مخالف بوده است نه ریاست جمهوری. این  ها فرق دارند. ایشان در این مورد هیچ حکم حکومتی نداده است.

او گفته است حرف مشایی حرف احمدی نژاد است. من می گویم آیا حرف احمدی نژاد هم این است که ما با مردم اسرائیل دوست هستیم.

او گفته است رسایی و شریعتمداری و بقیه مخالفین مشایی از اول موافق احمدی نژاد نبوده اند. کلا مشایی همان احمدی نژاد است. و من می گویم که اما من و دوستانم چه؟ ما از اول احمدی نژادی بودیم. حتی قبل از اول. یک سال قبا از این که احمدی نژاد رئیس جمهور شود. زمانی که شهردار تهران بود و استاد دانشگاه ما. برای این هم چیزی پیدا بکن و بگو. شما هم احمدی نژادی واقعی نبودید درست است که شش هفت سالی است احمدی نژادی هستید. تبلیغ می کنید، رای می دهید. سنگ می خورید. فحش می شنوید. وبلاگ می نویسید. اما واقعی نیستید. شما مجازی هستید. باید بررسی شوید. بعدا نظر بدهم. اصلا شما رفیق توانتان تا اینجا بود. سرعت دولت زیاد بود شما عقب افتادید. 

بلی ما عقب می افتیم. زمانی که ببینیم مشایی و امیری فر (ابطحی زمان) دستورات رهبری را جدی نمی گیرند و می گویند دستور توصیه ای است. ارشادی است. ما عقب می کشیم.

این شخص در جای دیگری و در یک مصاحبه در مورد یکی از اعضای مستعفی جامعه وعاظ ولایی (آخوندهای دندان برای قدرت تیز کرده، فرقه ی مشائیه)، می گوید :

"او یک فرد ناشناخته است که بنده از سوی یک نفر به آقای شجونی در جامعه وعاظ قبلی معرفی کردم تا در آنجا کارهای «پادو»یی آنها را بکند! همین. او نه سابقه کار دارد و نه سابقه فعالیت سیاسی. او یک طلبه جزء است که کار منشی​گری و پادویی می​تواند بکند.

 مصاحبه با چهار طلبه ناشناس و گداهای روضه خان شاه عبدالعظیم که کار نشد! "


ببینید چقدر متکبرانه حرف می زند : او طلبه حزء است. طلبه ناشناس،  طلبه گدا و پادو.

پناه می بریم به خدا.