مشایی مشایی و بازهم مشایی
سوال اساسی که در مورد مشایی مطرح است این است که چرا او قدر حاشیه ساز شده است؟ خودش می گوید همین تصویر من حاشیه ساز است. آیا مشایی حاشیه است یا متن؟ حاشیه ساز است یا متن ساز؟ اصل است یا فرع. برخی از این نگران هستد که مشایی در آینده فتنه ای ایجاد کند. این دلیل حساسیت آن ها در مورد مشایی است.
چرا مشایی این قدر به کورش و هدیه تهرانی و موسیقی و مکتب ایرانی اهمیت می دهد. چرا مثل احمدی نژاد دعای فرج نمی خواند. آیا قرار است جذب کننده قشرهای خاصی باشد. آیا قرار است در کنار چهره مذهبی احمدی نژاد چهره ملی فرهنگی نیز وجود داشته باشد تا سیاست دولت را تلطیف کند؟ این یک فرضیه قابل توجه است.
اما همه مسائل در این فرضیه نمی گنجد. در این فرضیه موضوع حضرت نوح، تماشای رقص ترک ها و عزل وزیر اطلاعات نمی گنجد. شاید مشایی بخواهد با آوردن منشور کورش ملی گرایان را جذب کند. شاید مشایی بخواهد با هدیه دان بیت المال به هدیه تهرانی اهالی سینما را جذب کند. شاید مشایی با برگذاری همایش ایرانیان خارج نشین بخواهد مغزهای فراری را جذب کند. شاید مشایی با برگذاری جشن نوروز سیاست خارجی دولت را تقویت کند. اما با انتقاد از حضرت نوح، دوستی با مردم اسرائیل و عزل وزیر اطلاعات دنبال چیست؟
این جاست که انسان احساس می کند ذات مشایی لیبرال-ملی گرا بوده و او اصلا فردی غبر مذهبی است. نفوذی است در دستگاه دولت. این فقط یک احساس است. ما از این نگران هستیم که این احساس احساسی درست باشد. وقتی می بینیم رهبری نیز با مشایی مخالف است و مشایی وزیر اطلاعات را بدون مشورت با رهبری عزل می کند (در جریان تغییر یکی از معاونین وزارت اطلاعات) حساسیت ما زیاد می شود. زیرا تمام حزب اللهی های واقعی زمانی که پای رهبرشان به میان بیاید حساس می شوند. خیلی ها که تا به امروز هم طرفدار مشایی بودند در جریان عزل ناکام وزیر اطلاعات مسیر خود را از مشایی جدا نمودند. یکی از این افراد من بودم که از امروز یک موضوع به نام مشایی باز خواهم نمود.
اما من یک توصیه به تمام وبلاگ نویسان ولایی دارم و آن این که مبادا مسئله جریان منحرف و تمامیت خواه در دولت ما را نسبت به احمدی نژاد و کلیت دولت بدبین کند و ما به جای پرداختن به مسائل مهمی مانند بحرین و جهاد اقتصادی برویم دنبال مشایی. شروع کنیم به ضربه زدن به دولت. مشایی اگر در انتخابات شرکت کند رای نخواهد آورد. زیرا 90 درصد طرفداران احمدی نژاد مخالف مشایی هستند و کسانی هم که در انتخابات 88 به موسوی رای داده بودند اگر به امثال قالی باف هم رای دهند به مشایی رای نخواهند داد. پس نباید زیاد نگران مشایی بود. من بر خلاف علامه مصباح یزدی می گویم فتنه بزرگتر مشایی نیست. مشایی عددی نیست. کلا مشایی یک فرد ضد ولایت فقیه و دین ستیز هم نیست. طرز تفکر خاصی دارد که با خط انقلابی زاویه دارد. اما خطر او هیچ گاه به اندازه افرادی مانند خاتمی نخواهد بود. نباید چندان نگران مشایی بود ولی باید در مقابل انحراف های او ایستاد. مشایی به گفته احمدی نژاد فردی متدین است. ولی به گفته من انحراف دارد مثل خیلی های دیگر. من اطمینان دارم رئیس جمهور بعدی مکتبی تر از احمدی نژاد خواهد بود. مسیری که احمدی نژاد گشوده است ادامه اش همین است. دیگر دوران حکومت ضد ولایت فقیه ها و لیبرال های اشرافیت سالار تمام شده است.
دو گروهی که در انتخابات های بعدی شرکت نموده و رای خواهند آورد هر دو اصول گرا خواهند بود. این یعنی قدمی بلند برای تشکیل مردم سالاری دینی واقعی. دوران حاکمیت دوگانه تمام شده است. این قدر از مشایی نترسید.
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.