ما را ز كورش و كي و جم اعتبار نيست / فخري به داريوش و به اسفنديار نيست

مرده است دور رستم و سيروس و كيقباد / ما را به جاهليت آن دوره كار نيست

در سايه محمد و آل محمديم / برتر از اين براي بشر افتخار نيست

ابناي دين و سوره توحيد و كوثريم / بر دل ز كفر و شرك و شرارت غبار نيست

اسلام، اعتقاد و نظام و هويت است / هر كس نداشت در دو جهان رستگار نيست

اندر دژ ولايت و حصن امامتيم / مانند اين حصار به گيتي حصار نيست

ما امت عدالت و صلح و اخوتيم / در ما نفاق و شيطنت ديو سار نيست

از جاهليت مجوس نگيريم رسم و راه  / ما را به جز ولايت مهدي (ع) شعار نيست

اعلام «ان اكرمكم» باشد اين پيام / در كيش ما به رنگ و نژاد اعتبار نيست

گر مدعي تلاش به توهين ما كند / با او بگو كه از تو جز اين انتظار نيست

تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات / راهي كه مي‌ روي ره پروردگار نيست

زنده است دين احمد (ص) و قرآن و اهل بيت (ع) / اكمل از آن طريق سوي كردگار نيست

يا رب رسان امام زمان منجي جهان / فرّخ، زمان او كه در آن، كار عار نيست

پر مي‌ كند ز عدل به امر خدا زمين / بهتر ز عصر دولت او روزگار نيست

آيين دين‌مداري و تقوا شود رواج / رسم فساد و شرب مدام و قمار نيست

مؤمن عزيز گردد و كافر شود ذليل / مرد خدا به دوره او خوار و زار نيست