اعداد روزهایی که در ایران بعد از انتخابات 88، اغتشاش اتفاق افتاد در حد انگشتان یک دست است. تعداد افراد شرکت کننده در تظاهرات ضد دولتی فقط در یک روز قابل توجه بود (حد اکثر 700 هزار نفر) که ادعای اثبات نشده و مضحک  آن تقلب بود. تمامی اغتشاشات و تظاهرات بعد از انتخابات غیرقانونی و خشونت آمیز بودند. به طوری که تعداد قابل توجهی از افراد شرکت کننده در آن ها به مراکز حکومتی، نظامی، بسیج، بانک ها و نیروهای پلیس و شهروندان حامی نظام حمله می نمودند. عده ای در کوله پشتی های خود سنگ، شیلنگ و مواد آتش زا حمل می نمودند. دو ویژگی این تظاهرات ها و اغتشاشات خشونت طلبی و کم تعداد بودن آن ها بود. دلیل استفاده از روش های خشونت طلبانه توسط تمامیت خواهان سبز کم تعداد بودن آن ها و نداشتن پایگاها جتماعی است. این افراد برای نشان دادن خود مجبور هستند بر شدت اعمال خود بیفزایند. به هر حال مردم همواره در کنار حکومت بوده اند چه در راهپیمایی های عظیم و چه در مقابله میدانی با اغتشاشات میلیشیای سبز.

چیزی که ضد انقلاب خارج نشین از آن به عنوان جنبش سبز یاد می کنند عبارت است از گروهی اندک که هر چند ماه یک بار برای اثبات زنده بودن خود و طبخ فست فوت تند  تبلیغاتی برای دشمنان خارجی ملت در جایی از تهران آشوبی به راه می اندازند. زیست این موجود وابسته به خشونت است. کار او شبیه حملات پراکنده معاویه به سرزمین های تحت حاکمیت علی (ع) است. عده ای می گفتند فتنه تمام شد. اما بعد دیدند 25 بهمن اتفاق اقتاد. عده ای دیگر پیدا شدند که گفتند دیدید تمام نشده. البته فتنه با آشوب متفاوت است. فتنه تمام شد اما آشوب تمام نشد. اما از اول انقلاب همواره چنین مسائلی وجود داشته است و هیچ گاه تمام نشده است. اگر روزی سرماخورگی تمام شود اغتشاشات سبز نیز تمام می شوند. جریان سبز مانند ویروس سرماخورگی است.

32 پیش در ایران و امروز در مصر و تونس و لیبی و ... انقلاب شد و در ایران امروز جریان سبز با انقلاب مقابله می کند و مقابله او مانند این است که زنبوری آدمی را نیش بزند. جریان سبز مانند زنبور وحشی است. نیش می زند، نیشش هم درد دارد اما بی اثر است و کوچک.