رمزگشایی از سناریوی کشته‌سازی بهمن 89

گروه سیاسی- رضا سراج: شواهد و مستندات بسیاری دال بر هدف‌مند بودن پروژه‌ی ترور «صانع ژاله» وجود دارد که در یک مدل‏سازی متناظر با پروژه‏ی قتل «ندا آقاسلطان» در اوج فتنه‏ی 88 برابری می‏کند؛ به این‏ترتیب می‏توان نقش آمریکا و اسراییل را در فراخوان 25 بهمن تبیین کرد.

 پروژه‌ی کشته‌سازی یکی از اقدامات دشمنان انقلاب اسلامی در فتنه‌ی 88 بود. این پروژه ابتدا در 25 خرداد 88 با تهاجم سازمان‌یافته به یک حوزه مقاومت بسیج در غرب تهران کلید خورد.
 
این توطئه‌ی بسیار پیچیده سپس در خرداد 88 با قتل «ندا آقاسلطان» در حوالی امیرآباد تهران و انعکاس بسیار گسترده‌ی آن در رسانه‌های بیگانه، مجازی و دیجیتالی وارد مرحله‌ای جدید شد.
 
فتنه‌گران و گروهک‌های ضد انقلاب در ادامه‌ی پروژه‌ی کشته‌سازی، با اعلام کشته شدن 72 نفر و عملیاتی‌نمودن سناریوی جنگ روانی، «ترانه موسوی» و «سعیده پورآقایی»، عملیات فریب و دست‏کاری افکار عمومی را پیچیده‌تر ساختند.
 
پیرامون چرایی اجرای سناریوهای نام برده شده به اختصار می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
 
1. نامتعادل‌سازی روانی جامعه و اعتمادزدایی از افکار عمومی؛
 
2. تزریق هیجانات کاذب به جامعه و بسترسازی برای شورش‌گری؛
 
3. بهانه‌سازی برای تداوم‌بخشی به اردوکشی خیابانی و شورش‌گری؛
 
4. متهم ساختن نظام به کشتار و مشروعیت‌زدایی از حاکمیت؛
 
5. اعتبارزدایی از نهادهای انتظامی، امنیتی و منفعل ساختن آنان؛
 
6. بسترسازی برای جنگ روانی پردامنه و فشار سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران؛
 
7. ایجاد پشتوانه‌ی بین‌المللی برای جریان فتنه.
 
تقارن شهادت «صانع ژاله» با برخی رخدادها، از یک‌سو تداوم پروژه‌ی کشته‌سازی را به اثبات می‌رساند و از سوی دیگر به رمزگشایی از آن کمک شایانی می‌نماید.
 
در میان سوژه‌های پروژه‌ی کشته‌سازی، دو مورد بیش از سایر سوژه‌ها قابل تامل می‌باشد:
 
· ندا آقا سلطان
 
·  صانع ژاله
 
«ندا آقا سلطان» در سال‌روز اعلام جنگ مسلحانه منافقین (30 خرداد 60) علیه نظام جمهوری اسلامی در یک سناریوی بسیار پیچیده به قتل رسید. با رمزگشایی از اجرای این قتل هدف‌مند، نکات زیادی روشن می‌گردد که بارزترین آن، نشانه‌رفتن «فصل‌الخطاب» بودن رهبری است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در 29 خرداد 88 در خطبه‌های روشنگرانه‌ی نماز جمعه تهران، با تاکید بر بازگشت به مسیر قانون، خواستار پایان‌دادن به اردوکشی‌های خیابانی گردیدند.
 
این تدابیر از منظر گروهک‌های ضد انقلاب و بیگانه می‌توانست پایانی بر شورش‌گری باشد؛ از این‌رو با اجرای قتل هدف‌مند «ندا آقا سلطان» و انعکاس گسترده‌ی آن در رسانه‌ها و هم‌چنین تداوم‌بخشیدن به پروژه‌ی کشته‌سازی، بهانه و بستر لازم را برای شورش‌گری مهیا نمودند.
 
در ادامه‌ی این روند، با شهادت «صانع ژاله»، دانشجوی دانشگاه هنر در 25 بهمن 89 فاز جدید پروژه‌ی کشته‌سازی با - ترور هدف‌مند وی - کلید خورد.
 
تقارن شهادت «صانع ژاله» با رخدادهای زیر، از یک‌سو تداوم پروژه‌ی کشته‌سازی را به اثبات می‌رساند و از سوی دیگر به رمزگشایی آن کمک شایانی می‌نماید.
 
-  صانع ژاله از برادران سنی و کرد بوده است؛
 
-  وی در 25 بهمن مقارن با سالگرد اعلام موجودیت «گروهک ضد انقلاب کوموله» به شهادت رسیده‌است؛
 
- صانع ژاله همزمان با ورود آقای «عبدالله گل»، رییس جمهور ترکیه در تهران ترور شد؛
 
-  25 بهمن مقارن با برخورد ترکیه با «عبدالله اوجالان»، سرکرده‌ی «پ.ک.ک» می‌باشد.
 
با این توضیحات، به نظر می‌رسد فاز جدید پروژه‌ی کشته‌سازی در چارچوب سناریوی کلان آمریکایی - صهیونیستیِ پاسخ به تحولات منطقه‌ای در مبدأ، عملیاتی شده که اهداف زیر را مورد نظر داشته است:
 
1.  بی‌ثبات‌سازی محیط داخلی و مشغول‌سازی ایران؛
 
2. استمرار بخشیدن به آشوب‌های خیابانی و گسترده ساختن ابعاد آن به لحاظ جغرافیایی و قومی - فرقه‌ای؛
 
3. تأثیرگذاری بر محیط دانشگاه‌ها در راستای ایجاد آشوب در کشور؛
 
4. تحریک افکار عمومی در کردستان ترکیه، هم‏زمان با سفر آقای «عبدالله گل» به تهران و تأثیرگذاری بر مناسبات ایران و ترکیه؛
 
5. سایر اهداف پیش گفته در چرایی اجرای سناریو کشته سازی.
 
بنابراین با بازگشایی جعبه‌ی سیاه پروژه‌ی کشته‌سازی و ترور «صانع ژاله»، از یک‌سو می‌توان آشوب‌های 25 بهمن 89 و ترور نام برده شده را تحلیل نمود و از سوی دیگر نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی را در فراخوان 25 بهمن تبیین کرد.








رنجنامه‌ عضو مستعفی‌ اعتمادملی خطاب به کروبی

عضو مستعفی شورای مرکزی اعتماد ملی ضمن ابراز برائت از اقدامات فتنه‌گران در حوادث پس از انتخابات در رنجنامه‌ای عبرت آموز نکات مهمی را به مهدی کروبی از عوامل داخلی فتنه پس از انتخابات یادآوری کرد. 

به گزارش مهر، متن کامل رنجنامه سید حسین معصومی عضو مستعفی شورای مرکزی اعتماد که متن دستنویس آن را در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده است، به این شرح است:
 
وقتی می خواستم این مطلب را که بر اثر تاثر و تاسف از حرکات شیطانی 25 خرداد بنویسم. توسط یکی از متدینین به قرآن مراجعه کردم، آیه 165 سوره اعراف آمد که می فرماید "فلما نسوا ما ذکروا ... و چون هر چه به آنان تذکر داده شد در آن غفلت ورزیدند، ما هم آن جماعت که نصیحت می کردند و خلق را از کار بد منع می نمودند نجات بخشیدیم و آنانکه ظلم و ستمکاری کردند به کیفر فسقشان به بدترین عذاب گرفتار کردیم".
 
آقای کروبی به خوبی به خاطر دارم در سالهای دور وقتی از شما در مورد مسئله مهدی هاشمی سئوال کردم، گفتید یک توصیه به شما می کنم و آن اینکه در این انقلاب هر کجا که با مسئله مبهم و پیچیده ای مواجه شدی ببین ولی فقیه چه موضعی دارد همان را بپذیر، مطمئن باش که تو در آن امر ماجور هستی و به وظیفه ات عمل کردی در پیشگاه خداوند.
 
آقای کروبی شما خود را بیش از همه مدافع اندیشه های حضرت امام (ره) می دانستید، آیا قبول دارید رکن اساسی اندیشه امام، ولایت مطلقه فقیه، دشمنی با استکبار به رهبری آمریکا و حمایت از محرومین بوده است و نیز می پذیرد اصل ولایت فقیه برای پذیرش رهبری امام به تنهایی نبوده است که رهبری ایشان را اقیانوس مواج انسانها قبل و بعداز انقلاب با اهدای صدها هزار شهید تابید کردند و نیز چنین اعتقادی یعنی بی پایه و بدون استمرار دانستن تفکر امام (ره) است. اما اگر این اصل را اساس نظام مقدس جمهوری اسلامی و خمیرمایه اسلام ناب محمدی می دانید چگونه عملا سرداری مخالفت با رهبری و ولایت فقیه را به عهده گرفته اید. آیا این جنگ با اندیشه و تفکر امام (ره) نیست؟
 
آقای کروبی: آیا شما مکررا مقام معظم رهبری را بهترین جایگزین و جانشین امام (ره) نمی دانستید و از اولین کسانی نبودید که علیه آقای منتظری اطلاعیه صادر کردید، حال چگونه اساسی ترین اندیشه امام یعنی پیروی از ولایت فقیه را رد می کنید بلکه با آن به ستیز برخاسته اید؟
 
- آقای کروبی: این است عمل به مهمترین توصیه امام (ره) که فرمود حفظ نظام از اوجب واجبات است؟! امروز دشمنان قسم خورده انقلاب یعنی آمریکا و صهیونیست ها به ادامه حرکات شما و دیگر همراهانتان دل خوش کرده اند آیا این را متوجه نشده اید؟
 
همه می دانیم که امام (ره) اختلاف سلیقه را در کشور پذیرفت و تایید کرد اما برای آن مرز قرار داد. ایشان در نامه مشهور به "منشور برادری" می فرماید: "موضعگیریها به گونه ای باشد که در عین حفظ اصول اسلام برای همیشه تاریخ، حافظ خشم و کینه انقلابی خود و مردم علیه سرمایه داری غرب و در راس آن آمریکای جهانخوار و کمونیسم و سوسیالیزم بین المللی و .... باشند" و نیز می فرمایند: "هر دو جریان باید با تمام وجود تلاش کنند که ذره ای از سیاست نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی عدول نشود". خود قضاوت کنید آمریکا و اسرائیل بیشتر از حرکات شما شاد هستند یا مردم انقلابی منطقه خاورمیانه که حرکت 25 خرداد تنها ثمره اش می توانست دلسرد کردن آنان از ادامه مبارزه علیه آمریکا و ایادی وابسته آنان است، که بحمد الله با وجود رهبری اندیشمند و آگاه، آنان به چشم حقارت به این حرکت می نگرند.
 
آقای کروبی: شما دهها بار علت خروج از صحنه اجرا فتنه برخی از اصلاح طلبان در شورای شهر و دیگر مراحل انتخابات دانستید. آیا شما نگفتید که اگر لطف رهبر معظم انقلاب نبود اکثر اصلاح طلبان برای مجلس ششم رد صلاحیت می شدند و وقتی با این توجه و عنایت پا به مجلس گذاشتند همه همت خویش را به مخالفت با رهبری قرار دادند؟ حال چه شده است که خود با این اصل اساسی و مصداق آن یعنی مقام معظم رهبری به مبارزه برخاسته اید؟ چگونه آن همه عنایت و محبت ایشان به خود را فراموش کرده اید؟
 
- آیا ما باید مطیع ولی فقیه باشیم یا ولی فقیه مطابق خواست ما حرکت کند. هر چند آن خواست مایه شادی دشمنان انقلاب و تضعیف نظام باشد؟ شما را به بخشی از سخنانتان در مجلس شورای اسلامی در جلسه 195 ارجاع می دهم که در صحنه 19 مجموعه مذاکرات مجلس موجود است، در آنجا چنین گفته اید : "ولایت فقیه را اصلا امام تحقق بخشید و جا انداخت و یادتان باشد آن شیطنت هایی هم که سال 58 بود امام ایستاد که می گفتند ولایت فقیه دیکتاتوری است، مقاومت کرد و ایستاد و فرمود "اینها معنا و مفهوم ولایت فقیه را نمی فهمند" هم انقلابمان به وسیله ولایت فقیه به پیروزی رسید و هم تداوم و استمرارش؛ ولایت فقیه امروز پیدا نشه به خوبی می دانیم که چه افرادی مخلصانه در خدمت ولایت فقیه بودند و چه کسانی نق می زدند و چه کسانی اعتراض می کردند و چه کسانی نیش می زدند" آقای کروبی این سخنان شماست در دوران ولایت امری حضرت آیت الله خامنه ای لطفا چند بار مرور فرمایید و به اعمال کنونی خود نیز دقت بفرمایید. اکنون در کجا قرار دارید مقابله با نظام و ولایت فقیه، آیا جز این است؟
 
آقای کروبی: شما در سال 60 با دعوت یکی از روحانیون مجلس به علت اینکه آنچنان نسبت به مسائل انقلاب بی تفاوت است و تنها کسی است که منافقین نسبت به او هیچ گونه حساسیتی نداشته و در هیچ لیست تروری از آنها نبوده برای سخنرانی در الیگودرز مخالفت کردید. آیا می دانید همان منافقین که دستشان به خون علمای راستین و هزاران نیروی حزب اللهی و متدین آغشته است از حرکات شما اظهار خوشحالی می کنند. تفاوت ره از کجا تا به کجا؟!
 
آقای کروبی: می دانید با چه کسانی در داخل همکاری می کنید؟ کسانی که هیچ گاه شما را قبول نداشته اند و تنها شما را برای مواردی که می توانستند از آبرو و حیثیتشان استفاده کنند می خواستند.
 
شما شاهد حرکت و برخورد بزرگوارانه رهبر معظم انقلاب اسلامی با خود بوده اید لکن هیچ گاه تذکرات ایشان در دو سال گذشته سبب تجدید نظر از عصبیت شما نشده به خاطر دارید که چگونه با دفاع از شما موضوع کمک گرفتن از شهرام جزایری را ختم نمودند یا حمایت و تایید شما پس از مجلس ششم.
 
آقای کروبی: ای کاش مراسم 22 بهمن امسال را می دیدید که به هیچ قشری متعلق نبود، همه بودند و وجه مشترکشان حمایت از انقلاب اسلامی و پیروی از رهبر معظم انقلاب اسلامی و نیز حمایت از انقلاب و انقلابیون مصری بود. بحث 25 خرداد شما دل همه دوستداران انقلاب را به درد آورد و مبارک و آمریکا و اسرائیل را شاد کرد. کاش شعار "نه غزه، نه لبنان" را محکوم می کردید و بعد حمایت از مردم مصر را مطرح می نمودید آن هم همراه با مردم در 22 بهمن مطمئن باشید این حرکت حتی همان اعلام آن، خاری به چشم انقلابیون مسلمان و شادکامی استکبار بوده است.
 
بسیار متاسفم که فرزند شیخ احمد کروبی آن شیفته و عاشق امام (ره) ، مهدی کروبی که هر کسی سخنی علیه اندیشه های امام مطرح می کرد جزو اولین پاسخگویان بود امروز خواسته یا ناخواسته در مقابل اندیشه های امام و انقلاب قرار گرفته است.
 
همانگونه که دیروز شما بر اساس پیروی از ولایت فقیه و اینکه در مقابل این جایگاه رفیع هیچ شخص دیگری نباید مطرح باشد و ملاک برخورد، همراهی و غیرهمراهی با نخبگان عدم خروج از اصول اساسی نظام و اندیشه های امام است و بر همین اساس جزو اولین کسانی بودید که علیه آقای منتظری اطلاعیه نوشتید. امروز هم همان اندیشه امام و اصل پیروی از ولایت فقیه ملاک همراه بودن یاران انقلاب و اسلام با شما یا علیه شما می باشد.
 
ادامه اعتراض شما امروز دیگر به تخلف در انتخابات و یا اختلاف سلیقه های پذیرفته شده در دورن نظام نیست . اگر خود خلاف این فکر می کنید، اجازه دهید به عنوان یکی از ارادتمندان گذشته شما بگویم مواضع کنونی شما امید شکست نظام را در دل دشمنان انقلاب زنده کرده است، همان امیدی که 30 سال است به ناامیدی تبدیل شده است و راهپیمایی 22 بهمن امسال نیز گرد یاس و ناامیدی به چهره استکبار و وابستگان آنان پاشید.
 
کاش از همینجای راه برگردید و به توصیه امام (ره) که حفظ نظام را از اوجب واجبات می دانست عمل نمایید. چقدر آن عزیز سفرکرده به حمایت از ولایت فقیه تاکید کرد که مکرر در سخنان خودتان که یک مورد آن را در این نوشته آوردم تاکید می نمودید. مطمئن باشید انتقاد و نقد سازنده در چارچوب نظام باعث تقویت آن و ایجاد زمینه آشوب و ناامنی در کشور خیانت به آرمان های امام و خون شهدا است.
 
خدایا چنان کن سرانجام کار     تو خشنود باشی و ما رستگار

25 بهمن