من اعتقادی به زبان فارسی ندارم. زبان فارثی زبانی ناقص است و پر است از کلمات عربی. من به هیچ زبانی اعتقاد ندارم. زبان برای من خدا نیست.  من نمی دانم که صابون با سابون چه فرقی دارد. مگر شما نمی دانید که ص عربی است. ث عربی است. ذ عربی است. ما در فارسی یک س داریم. در زبان عربی ث با ص و با س کاملا متفاوت است. من نمی دانم که چرا خواهر را خاهر نمی نویسیم. کلماتی مانند خواهر در عربی معمول هستند. اما خواهر فارسی است پس چرا خاهر نوشته نمی شود. البته ما مجبوریم به همین زبان بنویسیم و چاره ای نیست. از نظر من املا هم اصالت ندارد. این قدر به املا و دیکته ننازیم و گیر ندهیم. املا عربی است و دیکته انگلیسی است. غلط های تایپی هم برای بعضی ها نشود سیبل حمله. غلط تایپی با یک کلید حل می شود. چیز چیز گفتن های مهندس خطر را فراموش نکنیم. من معمولا مطلب را که نوشته ام مرور نمی کنم پس بعضا غلط تایپی یا املایی هم دارم. شما اصل مطلب رابگیر. زبان حضرت موسی مشکل داشت و هارون در این زمینه به او کمک می نمود. ک.چ زاده یا کوچک زاده را چکار داری. من می گویم من از توهین کردن می گویم تو به "و" گیر می دهی. نقطه نزدیک و است و بعضا دست به جای رفتن روی "و" می رود روی "." . البته فارسی و فارس و پارس و آریا برای بعضی ها خدا شده است. احترام آن را بالاتر از احترام به خود انسان ها می دانند. اصالت با انسان است نه با زبان. پس اگر کسی به خاطر زبان به انسانی توهین کند به اصل یک فرع توهین نموده و خود به آن فرع نیز توهین نموده است و مبنای انتقادی خود خود را نیز زیر سوال برده است.