پایان غم انگیز هاشمی
بخش مهمی از فتنه ی بعد از انتخابات ۲۲ خرداد به تنفر هاشمی از احمدی نژاد باز می گشت. هاشمی از وقتی که از احمدی نژاد شکست خورد از او متنفر شد و کینه ی او را در دل نگاه داشت. او به دنبال براندازی دولت بود. او چهار سال را فقط با این امید زنده بود که دور بعد احمدی نژاد خواهد رفت. البته مردم دوباره و این بار شدیدتر مخالفت خود را با هاشمی نشان دادند و احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شد. هاشمی به هر حال پیش بینی چنین روزی را می کرد و از قبل با مطرح نمودن مسائلی مانند سیانت از آرا در پی یک نقشه برای خاتمه دادن به کار احمدی نژاد بود. او موسوی را به میدان فرستاد و از او حمایتت نمود. با معلوم شدن شکست دوباره هاشمی در انتخابات،او به نقشه ی از قبل برنامه ریزی خود عمل نمود. او آتش فشان های خود را به راه انداخت. و همان طور که زن او عفت مرعشی گفته بود آدم های خود را به خیابان ها ریخت. و همان طور که افراد او قبلا نیز شعار می دادند شنبه بعد از انتخابات قیامت شد. ماشین قیامت به راه افتاد. هاشمی در ایام اغتشاشات سکوت نکرده بود و به احمدی نژاد می گفت نکن با دم شیر بازی. اما رای بیست و چهار میلیون انسان ایرانی (گدا و عوام به تعبیر هاشمی و آدم هایش) چیز سبکی نبود که به این آسانی ها نادیده انگاشته گردد. ماشین قیامت با تمام قدرت گاز داد آن قدر که موتورش سوخت و ترکید. هر چند که عده ای را نیز زیر گرفت و کشت. هاشمی در جنگ خیابانی نیز شکست خورد. این سزای کسیست که برای رسیدن به قدرت حاظر است دست به سوی امیر های عربی و سلطنت طلبان و تروریست ها دراز کند. هاشمی را مذهبی ها آیت الله نامیدند و بالا بردند. و الا همه از هاشمی متنفر بودند. و اگر هاشمی بخواهد مذهبی ها را دور بزند مردم آن چیزی را که به هاشمی داده بودند از او می گیرند. هاشمی باید دست از حمایت از مرفهین بر می داشت و خود و خانواده اش هم ساده زیستی را بر می گزیدند. او باید به جای مقابله با رئیس جمهور منتخب ۱۷ میلیون ایرانی، از او حمایت می نمود. در این صورت جایگاه خود را حفظ می کرد و این به مصلحت کشور هم بود. همانند رهبری. همان طور که رهبر انقلاب همیشه از هاشمی و خاتمی حمایت می نمود. اگر رهبری می خواست دولت خاتمی یا هاشمی بعد از شش ماه سقوط کند ایران پیشرفت نمی کرد و فتنه ایجاد می شد. همانند فتنه ای که هاشمی در انتخابات سال پیش راه انداخت. البته با توجه به پیشینه ی هاشمی در له نموده مردم در زیر چرخ های توسعه ی اقتصادی خانواده اش چنین انتظاری دور از ذهن بود که او از از حریف پیروز خود حمایت کند. هاشمی اگر بو می برد که تقلب شده است آن را بروز می داد و سکوت نمی کرد. او می دانست که تقلب توهمی بیش نیست اما با سکوت خود به صورت قانونی بر طبل تقلب کوفت تا کسی از او سوال نکند که آقای هاشمی اسناد شما برای تقلب چیست. اگر او بعد از انتخابات مثل هر سال بر سلامت انتخابات تاکید می نمود هیچ فتنه ای در کار نبود و همه صداقت هاشمی را تحصین می کردند. او با سکوت خود سقوط کرد و خیانتی بزرگ به مردم و نظام نمود. خیانتی که همه ی تلاش های پنجاه ساله او را بر باد داد. روزی می گفتیم هاشمی رفسنجانی ستون نظام است و اینک می گوییم خائن است. ما باید به حال او گریه کنیم. ما او را روزی دوست می داشتیم. ریاست جمهوری و چیز هایی از این قبیل چقدر ارزش دارد که انسان همه ی آخرت خود را به خاطر آن فدا کند.
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.