چهارشنبه آخر، اسکلت سبز، هاشمی
جنبش اقلیت و ضد دموکراسی سبز از 22 خرداد به هر بهانه ای و در هر روزی مدعی بوده است که جمهوری اسلامی را شکست خواهد داد و همه این روز ها آمدند و رفتند وهر رزو از افراد این اقلیت کمتر شد.روز قدس، 13 آبان، 16 آذر، عاشورا و 22 بهمن. و چند روز بعد چهارشنبه آخر سال. و امروز چیزی از این به اصطلاح جنبش ضد رای اکثریت نمانده جز اسکلتی پوسیده.هاشمی تمام قدرت خود را به کار برد تا احمدی نژاد را سرنگون کند نتوانست و قصد رهبری هم نمود و باز هم نتوانست.در این میان موسوی را به میدان فرستاد.البته هر کسی مدعی رهبری این موجودات سبز هست.از سروش و مهاجرانی و شیرین عبادی موسوی گرفته ت پسر شاه و کروبی و زهرا رهنورد و گروه های مختلفی مدعی پشتیبانی از از این فرقه اقلیت هستند.سلطنت طلب ها، اسرائیلی ها، اوباما، سارکوزی ، گوگوش ، صانعی هم حامی این جریان ضد ملی هستند. و بعضا سر این که چه کسی رئیس است دعوا هم می کنند. اما غافل از این که این ها همه به خواست هاشمی بود و وقتی هاشمی در 9 دی و 22 بعمن متوجه شد نمی تواند در بر اندازی رهبری و احمدی نژاد و ایستادن در مقابل اکثریت مردم(همان کسانی که خودش آن ها را عوام و گدا می نامد یک بار 17 ملیونشان بر ضد او رای دادند و یک بار 24 ملیونشان) موفق شود و احتمال دارد همین قدرت باقی مانده را هم از دست بدهد مواضعش را عوض کرد.در واقع اگر هاشمی نمی خواست در شنبه بعد از انتخابات و بعد از آن حتی یک سطل زباله هم آتش نمی گرفت.و تمام دستاورد حرکت های خشونت طلبانه ، قانون شکنانه، متکبرانه ، ماجرا جویانه، ضد دینی، و ضد دموکراسی و غیر دموکراتیک این جریان شیطانی چیزی نبود جز سوختن چند سطل زباله.
این جریان که که در براندازی احمدی نژاد و رهبری و بی اثر کردن خواست اکثریت مردم دست آوردی نداشته است باز هم به دنبال یک اغتشاش دیگر است غافل از آن که این بار هم مثل دفعات قبل و بلکه بدتر از آن دچار شکست سنگین خواهد شد. قدرتمندان و ثروتمندان و اشرافیت به وجود آمده بعد از انقلاب که مانند یک کلونی باکتریایی به جان این انقلاب افتاده بودن دیگر به آخر کار رسیده ان و انقلاب دوباره جان گرفته است و باقی مانده جماعت مرفه و بی درد و منفاق به بیرون از دایره قدرت خواهند رفت. موسوی ، خاتمی، هاشمی، کروبی، موسوی خوینی ها، صانعی، فائزه هاشمی و بقیه این قدرتمندان دیروز که به لطف شهادت و جان فشانی هزاران شهید در مسند قدرت بودند و بعد از فوت امام فرصت یافته بودند تا حاصل خون شهیدان و رهبری امام را تاراج کنند، دیگر قدرت خود را از دست رفته دیدند و به دنبال باز پس گیری آن هستند.اما با آمدن احمدی نژاد و بعد از 22 خرداد معلوم شد که رهبری انقلاب در این بیست سال چقدر تنها بوده اند و بزرگ این ها که هاشمی بود در نقطه مقابل رهبر انقلاب بوده است.
رهبر ما مرجعی سیاست مدار و ساده زیست است.او با سیاست وتدبیر خود توانست نقشه های هاشمی و زیردستانش (خاتمی، کروبی موسوی و ...) را برآب کند هر چند در این راه هزینه های بسیار داد. او بار ها و بار ها از اشرافی گری و بی توجهی هاشمی و اطرافیان و دست نشانده های او به ارزش های انقلاب مانند ساده زیستی و تقوا انتقاد می کرد.مردم نمی توانستند بین هاشمی و رهبری تفاوت را درک کنند و این باعث شد عده ای به علت سیاست های غلط هاشمی نسبت به نظام و رهبری هم بدبین گردند. بعد از هاشمی خاتمی هم راه او را ادامه داد و در تمام این سال ها این جماعت به دنبال حذف رهبری بودند زیرا او جلوی حرکت های آن ها در از بین بردن ارزش های انقلاب مانند ارزش های مذهبی و رسیدگی به محرومان را می گرفت.او با تیز هوشی فراوان و حمایت مردم و عنایات خداوند توانست به صورت زیرکانه ای تمام نقشه های قوم اشراف را را برآب کند و انقلاب را از شر ضد انقلاب و منافقیت حفظ کند.
وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.