طرف می گوید چرا به آخوندها روحانی می گویند؟ مگر بقیه جسمانی اند!؟

این مثالی از مغالطه و کج فهمی رایج در میان مردم است. چرا؟

وقتی می گوییم فلانی دانشمند است آیا منظور این است که بقیه بی دانش و بی اطلاع و جاهل اند؟

وقتی می گوییم فلانی کارشناس است یعنی بقیه کار نشناس اند؟

وقتی گفته می شود فلانی تولید کننده است آیا منظور این است که بقیه نابود کننده اند؟

وقتی گفته می شود فلانی تعمیر کار است یعنی بقیه خراب کارند؟

وقتی گفته می شود فلانی استاد یا معلم است یعنی بقیه شاگرد و دانش آموز و دانشجو هستند؟ 

وقتی گفته می شود فلانی قاری قرآن است یعنی بقیه قرآن نمی خوانند؟

وقتی گفته می شود فلانی آشپز است یعنی فقط آش می پزد و فقط او غذا می پزد و بقیه غذا نمی پزند؟

وقتی می گوییم فلانی روحانی است یعنی بقیه جسمانی اند؟ خیر. این فقط اسمی است که بنا بر تخصص و پیشه ی یک شخص در زمانی انتخاب شده است. بلکه منظور این است که پیشه ی او به جنبه های روح انسان توجه دارد و انسان را فقط موجودی جسمانی نمی داند. بلکه نشان می دهد یک روحانی تلاش می کند با توجه به علمی که در حوزه ی علمیه کسب کرده است مردم را به سمت جنبه های معنوی سوق دهد. اسم مشاغل را نمی توان همیشه با ترجمه تحت الفظی توضیح است. همان گونه که مثال زدیم و گفتیم آشپز به معنای این نیست که فقط آش می پزد و بقیه نیز آش نمی پزند!

بیایید کمتر دچار جهل ناشی از مغالطه های کینه توزانه و سیاسی شویم.